هر لحظه در بَرَم دِل از اندیشه خون شود*
تا منتهایِ کارِ من از عِشق چون شود
دِل برقرار نیست که گویم نصیحتی
از راهِ عقل وُ معرفتش رهنمون شود
یار آن حریف نیست که از در درآیدم*
عِشق آن حدیث نیست که از دِل برون شود
فرهاد وارم از لبِ شیرین گزیر نیست
ور کوهِ محنتم به مَثَل بیسُتون شود
ساکن نمی شود نفسی آبِ چشمِ من
سیمابْ طُرفه نبْوَد اگر بی سکون شود
دَم درکَش از ملامتم ای دوستْ زینهار
کاین دردِ عاشِقی به ملامت فزون شود
جُز دیده هیچ دوست ندیدم که سعی کرد
تا زعفرانِ چهرهٔ من لاله گون شود
دیوارِ دِل به سنگِ تعَنُّت خراب گشت
رختِ سرایِ عقلْ به یغما کنون شود
چون دورِ عارضِ تو برانداخت رسمِ عقل*
ترسم که عِشق در سرِ سعدی جنون شود 🌷
پ.ن:
گر دیده ام زِ جورِ تو گردابِ خون شود
باور مکن که مهرِ تو از دِل برون شود
دِل از کجا و راحتِ وصلِ تو از کجا؟
بگذار در شکنجهٔ هجرِ تو خون شود
من عافیت طلب نی ام ای مهربان طبیب!
کاری بکن که دردِ دلِ من فزون شود
عاقل زِ رشک خون خورَد آن دم که والهی
رویِ تو را ببیند وُ مستِ جنون شود (والهی قمی) 🖤
چشمات می دونن، من خیلی وقته منتظرِ تواَم آپامه؟! 🖤
موضوعات مرتبط: سعدی همیشه خوب (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
غافل دوید طفلی وُ مرغِ دِلم گرفت
خونم بر او حلال که خوش غافلم گرفت
در کنجِ خانه فکرِ تو چندان مرا نشانْد
کز پرده عنکبوت درِ منزلم گرفت
آن کس که دوخت زخمِ دِل وُ چاکِ سینه ام
غیرت زِ خنجرِ ستمِ قاتلم گرفت
گفتم کشم زِ بحرِ بلا رَخت بر کنار
موجی رسید از پی وُ در ساحلم گرفت
آهن ندارد این بُرش، آیا چه جوهر است؟
تیغی که غمزهٔ تو بی بسملم گرفت
تا شد زِ خونِ دخترِ رَز ساغرم تهی
دورانْ طلاقِ خوشدلی از محفلم گرفت
عاشق کجا وُ مدرسه وُ بحث والهی!
سَر کن طریقِ میکده کاینجا دِلم گرفت 🕯
موضوعات مرتبط: میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
چون در لَحَدَم نکیر وُ منکر دیدند
اعضایِ گنه کارِ مرا بوییدند
شمعِ دِلم از مهرِ علی روشن بود
پروانه صفت بِه گردِ من گردیدند 🌷
پ.ن:
چون در لَحَدَم نکیر وُ منکر دیدند
اعضایِ گنه کارِ مرا بوییدند
چون مهر وُ محبّتِ علی داشت دِلم
از آمدنِ خویش خجل گردیدند (والهی قمی) ❤️
پ.ن۲:
زایرانِ درگهت را بر درِ خُلدِ بَرین
می دهند آوازِ طِبتُم فَادخُلوها خالدین (حسن کاشی) ❤️
🌸 کتیبهٔ شعر پارسی، ایوان طلای حرم حضرت امیرالمؤمنین (ع) 🌸
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی
چنان زد آتشِ عشقِ تواَم بِه جان شعله
که جایِ ناله برون زد سَر از دهان شعله
مگر اجل عَلَمِ آه والهی افکند
که سَر نمی کِشد امشَب بر آسمان شعله؟ 🕯
پ.ن:
گر از مزارِ من آتش عَلَم زند، چِه عجب
که آتشی چو من اندر دلِ مزارِ من است 🖤
موضوعات مرتبط: میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
آیی اگر بِه صیدِ دلِ دیر رامِ ما
اخگر بجایِ دانه فشان گِردِ دامِ ما
سعدِ فلک ستارهٔ ما را کند سجود
گر ملتفت شوی بِه جوابِ سلامِ ما
زان پیش که آسمان زرِ خود بر طبَق نهد
زد روزگار سکّۀ عِشقت بنامِ ما 🌷
موضوعات مرتبط: میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
نگردم رنجه از دشمن، اگر زوبین زند بر من
مرا آن گُل بِه درد آرَد، که یار از کین زند بر من
زِ غَم تلخ است کامم، شکّرین لب را اجازت ده
که در شور آید وُ یِک خندۂ شیرین زند بر من
زِ نافرمانیِ طالع شود بر آتشم روغن
اگر بادی کفِ آبی، پیِ تسکین زند بر من
چنان گشتم ضعیف از غَم، که ریزد پیکرم از هم
اگر بادِ صبا، برگِ گُلِ نسرین زند بر من 🌷
| اثری از: فرامرز پایور؛ پیانو: سامان احتشامی |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۱ |
| 🎼 دانلود موسیقی زیبای پرند با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد فرامرز پایور (آهنگساز) 🇮🇷 ، سامان احتشامی (آهنگساز) 🇮🇷
کاری مکن که شَب ها دستِ دعا برآرم؛ پیش از دعا بِگریم، بعد از دعا بِنالم. 🕯
موضوعات مرتبط: میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
چو شَب پنهان خیالت در دلِ ناشاد می آید
نهانی آمدن هایِ تو سویم یاد می آید
مگر قاصد نویدِ وصلِ جانان خواهد آوردن
که بویِ آشنایی دم بِه دم از باد می آید
مكن تکلیف جویِ شیر بر پرویز، ای شیرین
که این صنعت زِ نوکِ تیشۀ فرهاد می آید
نه لبِ پُر خنده داری والهی، نه نقدِ جان بر کف*
چنین عاشِق بِه زیرِ خنجرِ جلّاد می آید 🌷
پ.ن:
غرق بشیم تو این آهنگ ..
| آهنگساز: فریدون شهبازیان |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۶۵ |
| 🎼 دانلود قطعه یازدهم میعاد ۲ با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد فریدون شهبازیان (آهنگساز) 🇮🇷
همره غیر است وُ با من صد عنایت می کند
یا رب این لطف است یا رفعِ خجالت می کند؟
دی بِه تیغم میزد وُ می گفت پنهان زیرِ لب:*
این سزایِ آن که اظهارِ محبَّت می کند
من نمی گویم که چَشمم بی نصیب است از رُخت
می کند سویت نظر، امّا بِه حسرت می کند
مهرِ لیلی را زِ دِل نتوان بِه آبِ پند شست
هرزه گو بیهوده مجنون را نصیحت می کند 🌷
پ.ن:
خدا دوباره شما رو سرپا میکنه؛ دقیقا جلویِ کسایی که شما رو شکستن. 💙 🪴
موضوعات مرتبط: میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
اینکه گویند بود چارۀ عاشِق بِه سفر؛ این سفر نیست عزیز، آن سفرِ آخرت است. 🌷
موضوعات مرتبط: میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
عاشِق از هر یِک نگه صد مدّعا گوید بِه یار؛ عِشق چون این رتبه دارد، قاصد وُ پیغام چیست؟ 🌷
موضوعات مرتبط: میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
می تپد بس که زِ شوقت، دلِ بی کینۀ ما
شده نزدیک که بیرون فتد، از سینۀ ما
چِه نگاری تو که ما روی بِه هر سو که کنیم
غیرِ حُسنت نکند، جلوه در آیینۀ ما
ما چو طفلیم وُ جهان مکتب وُ عشقِ تو ادیب
هجر وُ وصلِ تو در او، شنبه وُ آدینۀ ما
تا کی ای شوخِ من و والهی از ساده دِلی
سخن از مهرِ تو گوییم وُ تو از کینۀ ما 🌷
موضوعات مرتبط: میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
معذورم اگر جُز تو دِلم با دگری نیست*
آفاق بگشتم زِ تو محبوب تری نیست
عالم همه حیرانِ تو وُ من متحیّر
کآنجا که تویی رُخصتِ پیکِ نظری نیست
قربان شوم او را که بِه من حرفِ محبّت
می گوید وُ زان حرف دِلش را خبری نیست
با ظلمتِ غَم خوی کُن ای دِل که شَبت را
جُز روزِ جهانسوزِ قیامت سحری نیست
می گفتمت ای والهی، اندیشۀ خود کُن
کاین راه که من می نگرم، بی خطری نیست 🌷
موضوعات مرتبط: میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
گر دیده ام زِ جورِ تو گردابِ خون شود
باور مکن که مهرِ تو از دِل برون شود
دِل از کجا وُ راحتِ وصلِ تو از کجا؟*
بگذار در شکنجهٔ هجرِ تو خون شود
من عافیت طلب نی ام ای مهربان طبیب
کاری بکن که دردِ دلِ من فزون شود
عاقل زِ رشک خون خورَد آن دم که والهی
رویِ تو را بیند وُ مستِ جنون شود 🌷
موضوعات مرتبط: میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
( هلالی جغتائی ) 🖤•باز امشب در اوجِ آسمانم، رازی باشد با ستارگانم•🖤
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۲۲۱، نوشته ی نادر ابراهیمی
( مولوی جان ) 💙•روحِ ناآرام، تنها با عشقِ خدا به آرامش می رسد•💙
( قدسی مشهدی ) 🖤•مثلِ داستانى شگفت انگيز در يك كتاب دوستت دارم آپامه•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•مثل يك نتِ قديمىِ موسيقى دوستت دارم آپامه•🖤
( شاعر: ؟ ) 🕌 🌹 یا صاحب الزمان (عج) 🌹 🕌
( هاتف اصفهانی ) 🖤•بالاخره يک روز تو را می کُشم؛ با سخت در آغوش گرفتنت آپامه•🖤
( حکیم بهایی ) 💙•خداوندا، مُحبّتِ خودت را محبوبترین چیزها نزدِ من قرار بده•💙
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو را چون وطن پنداشتم، آپامه؛ اما تو مرا ناامید کردی•🖤
( قتیل یزدی ) 🖤•غربت!؟ یعنی همصحبتیِ آنی را که دوستش داری از دست بدهی•🖤
( جناب اوحدی ) 🖤•وطن آغوش توست آپامه؛ راضی هستی یک عمر غریب زندگی کنم؟•🖤
( فیاض لاهیجی ) 🖤•اما من کجا بگریزم، وقتی تو در جانِ من خانه کرده ای آپامه؟•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡از اینجا صدایت می کنم، تو از آنجا در آغوشم بگیر آپامه♡ 🕯
( هلالی جغتایی ) 🕯 ♡آه از تو آپامه♡ 🕯
📚 از کتاب چشمهایش، ص۱۲۸، نوشته ی بزرگ علوی
( خاقانی شروانی ) 🖤•رویاهایِ من بسیار سادهاند؛ صدایِ تو، عطرِ تو و آغوشِ تو آپامه•🖤
( نذری کاشی ) 🖤•پُرم از حسرت و دلتنگی و خستگی...•🖤
( عطار نیشابوری ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
💎 ( منیر لاهوری ) 💎
( استاد شهریار ) 🖤• سلام بر تو... که تو را بسیار ندارم آپامه•🖤
( دكتر اسماعيل امينی ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( استاد کاشانی ) 🏴 السلام علیک یا ثارالله 🏴
( عبدالرحمن جامی ) ❤️•بعد از سالها مُجاهدت، رفتی در آغوشِ جَدت حیدر امیرالمؤمنین•❤️
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•و دیوانه وار، چقدر دیوانه وار دوستت دارم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) 💙•الهی! چنان در دوزخِ دنیا دِلم سوخت که دیگربار، سوزاندن ندارد•💙
( حافظ شیرازی ) 🖤•ای کاش وَرقِ زندگی ام بودی؛ خدا تو را، برمیگرداند•🖤
( امیرخسرو دهلوی ) 🖤•من به معجزه ای نیاز دارم که من را در دستانِ تو بسپارد آپامه•🖤
(عرفی شیرازی) ❤️•تا صبحِ قیامت بر هلهلهکنندگانِ «دهم مُحرم» و «نهم اسفند» لعنت•❤️
( عطار نیشابوری ) ❤️•سلام بر روحی که جانم را بدونِ هیچ دیداری سرشار از عشق کرد•❤️
صفحه اصلی 💯





































































































































































































































































































