در نامه رازِ خویش سراپا نوشته ایم
پنهان مكن زِ کس که معمّا نوشته ایم
در دِل خیالِ ابرویِ او نقش بسته ایم*
این سطر را چنانكه بود وا نوشته ایم
سَر در ره تو سود وُ قدم سوخت از حسد
القصّه حالِ خویش سراپا نوشته ایم
از نورِ دِل بِه محنتِ آینده آگهیم*
هر شَب حسابِ محنتِ فردا نوشته ایم
از شرمْ هیچ درد نیاید بِه سویِ ما*
تا نامِ یارِ خویش بر اعضا نوشته ایم 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا نظام دستغیب شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
جُز سوختنِ خویش نباشد هوسِ ما
آمادهٔ صد شعله بوَد خار وُ خسِ ما
صد پایه نهادیم زِ لختِ جگرِ خویش
کز دِل بِه زمین بوسِ لب آید نفسِ ما!
بی بویِ گُلی نیست صبا، لیک چِه حاصل
کز طالعِ بد، رخنه ندارد قفسِ ما
ما بیهُده گردانِ بیابانِ جنونیم*
از ناله خراشید گلویِ جرسِ ما
شادیم که مانندِ نظام، از همه فردیم*
جُز آه وُ فغان نیست، کسی هم نفسِ ما 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا نظام دستغیب شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
پُر مکُن در کارِ غیر آن غمزهٔ خونریز را
کی زند هرگز کسی بر سنگ تیغِ تیز را؟
چَشم چون پُرعشوه کرد اوّل بسویِ خویش دید
پاره یی خود خورد ساقی ساغرِ لبریز را
گر فلک با من هم آغوشش نماید دور نیست
باغبان بر چوب بندد گُلبنِ نوخیز را
منعِ دِل از دیدنِ او چون کنم روزِ وصال؟
چون شود بیمار بهتر بشکند پرهیز را
خونِ دِل آمیخت با اشکم بِه یادِ رویِ او*
شغل ازین بهتر نباشد عشقِ رنگ آمیز را
گرمیِ شعرِ تو ترسم خامه را سوزد نظام*
لب فرو بند از سخن این کِلکِ شورانگیز را 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا نظام دستغیب شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
دِل بِه جُز در خَمِ آن زُلفِ سیه نتْوان داشت
چَشم، جُز در ره آن شوخ، بِه ره، نتْوان داشت
سرمهٔ چشمِ من است آنچِه بِه چَشمش مانَد
در محبّت گله از بختِ سیه نتْوان داشت
دِل که افسرده شد از سینه برون باید کرد
مُرده هر چند عزیزست، نگه نتْوان داشت
بی سبب می کنی آزارِ من وُ معذوری
آری از همچو تویی چشمِ گنه نتْوان داشت
گفتم: از دست مینداز دلِ زارِ نظام*
گفت: آتش بِه سرِ دست نگه نتْوان داشت. 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا نظام دستغیب شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
گر نگریَم، خاک بر سر می کنم از سوزِ دِل؛ گر نباشد آب، آتش را توان از خاک کُشت. 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا نظام دستغیب شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
از نورِ دِل، بِه محنتِ آینده آگهیم؛ هر شَب، حسابِ محنتِ فردا نوشته ایم. 🌷
پ.ن:
امروز هم گذشت بِه هر تلخی که بود؛
در انتظارِ محنتِ فردا نشسته ایم. (منصف تهرانی) 🕯
پ.ن۲:
امروز نیز محنتِ فرداست روزیَم؛
آن بنده ام که رزقِ من از پیش می رسد. (امیری فیروزکوهی) 🪔
موضوعات مرتبط: شادروان سید کریم امیری فیروزکوهی 🇮🇷 ، میرزا نظام دستغیب شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، محمّد اسماعیل منصف طهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
غَمش را جای در دِل داده ام، امّا پشيمانم؛ از آن ترسم كه وقتِ مُردنم، با جان برون آيد. 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا نظام دستغیب شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
دِلم از شکوه خالی، لب پُر از حرف است، حیرانم؛ که ساغر خالی وُ می از لبِ پیمانه می ریزد. 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا نظام دستغیب شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
شِکوه ای کز خویِ آن ناآشنا خواهم نوشت
گر نسوزد خامه تا روزِ جزا خواهم نوشت
شرحِ دوری گر دَهَم، در نامه از تأثیرِ آن*
حرفهایِ متّصل، از هم جُدا خواهم نوشت
شِکوه ای گر از رُخ وُ کاکل بِه دِل دارم گره
این بِه رویِ نامه آنرا بر قفا خواهم نوشت
در شکایت، نامه را پُر کرده ام از حرفِ غیر*
می کُشد رشکم که نامِ او کجا خواهم نوشت
خطِّ شادی گر چنین بر من کِشد گردون نظام
حرفِ شادی کی در این ماتم سرا خواهم نوشت. 🌷
پ.ن:
با جُدایی بس که خو دادی مرا، در نامه ام
حرف هایِ متّصل را هم جُدا خواهم نوشت
آنقدر بیگانه خو هستی که با من روزِ حشر
رام اگر گردی، تو را زود آشنا خواهم نوشت! (رفیع مشهدی) 🖤
موضوعات مرتبط: میرزا نظام دستغیب شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
( هلالی جغتائی ) 🖤•باز امشب در اوجِ آسمانم، رازی باشد با ستارگانم•🖤
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۲۲۱، نوشته ی نادر ابراهیمی
( مولوی جان ) 💙•روحِ ناآرام، تنها با عشقِ خدا به آرامش می رسد•💙
( قدسی مشهدی ) 🖤•مثلِ داستانى شگفت انگيز در يك كتاب دوستت دارم آپامه•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•مثل يك نتِ قديمىِ موسيقى دوستت دارم آپامه•🖤
( شاعر: ؟ ) 🕌 🌹 یا صاحب الزمان (عج) 🌹 🕌
( هاتف اصفهانی ) 🖤•بالاخره يک روز تو را می کُشم؛ با سخت در آغوش گرفتنت آپامه•🖤
( حکیم بهایی ) 💙•خداوندا، مُحبّتِ خودت را محبوبترین چیزها نزدِ من قرار بده•💙
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو را چون وطن پنداشتم، آپامه؛ اما تو مرا ناامید کردی•🖤
( قتیل یزدی ) 🖤•غربت!؟ یعنی همصحبتیِ آنی را که دوستش داری از دست بدهی•🖤
( جناب اوحدی ) 🖤•وطن آغوش توست آپامه؛ راضی هستی یک عمر غریب زندگی کنم؟•🖤
( فیاض لاهیجی ) 🖤•اما من کجا بگریزم، وقتی تو در جانِ من خانه کرده ای آپامه؟•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡از اینجا صدایت می کنم، تو از آنجا در آغوشم بگیر آپامه♡ 🕯
( هلالی جغتایی ) 🕯 ♡آه از تو آپامه♡ 🕯
📚 از کتاب چشمهایش، ص۱۲۸، نوشته ی بزرگ علوی
( خاقانی شروانی ) 🖤•رویاهایِ من بسیار سادهاند؛ صدایِ تو، عطرِ تو و آغوشِ تو آپامه•🖤
( نذری کاشی ) 🖤•پُرم از حسرت و دلتنگی و خستگی...•🖤
( عطار نیشابوری ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
💎 ( منیر لاهوری ) 💎
( استاد شهریار ) 🖤• سلام بر تو... که تو را بسیار ندارم آپامه•🖤
( دكتر اسماعيل امينی ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( استاد کاشانی ) 🏴 السلام علیک یا ثارالله 🏴
( عبدالرحمن جامی ) ❤️•بعد از سالها مُجاهدت، رفتی در آغوشِ جَدت حیدر امیرالمؤمنین•❤️
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•و دیوانه وار، چقدر دیوانه وار دوستت دارم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) 💙•الهی! چنان در دوزخِ دنیا دِلم سوخت که دیگربار، سوزاندن ندارد•💙
( حافظ شیرازی ) 🖤•ای کاش وَرقِ زندگی ام بودی؛ خدا تو را، برمیگرداند•🖤
( امیرخسرو دهلوی ) 🖤•من به معجزه ای نیاز دارم که من را در دستانِ تو بسپارد آپامه•🖤
(عرفی شیرازی) ❤️•تا صبحِ قیامت بر هلهلهکنندگانِ «دهم مُحرم» و «نهم اسفند» لعنت•❤️
( عطار نیشابوری ) ❤️•سلام بر روحی که جانم را بدونِ هیچ دیداری سرشار از عشق کرد•❤️
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































