اگر بِه غیر شوی همدم، از تو نیست عجب
و گر مرا بکشی، این هم از تو نیست عجب
تو نخلِ حُسنی وُ زین خوش هوا که در سرِ توست
اگر بِه باد دهی عالم، از تو نیست عجب
بِه شرم از نظرِ پاکِ من نهان گردی
روی بِه دیدۀ نامحرم، از تو نیست عجب
مرا که خستۀ تیغِ توام، بِه زخمِ دگر
اگر خلاص کنی زین غَم، از تو نیست عجب
تویی پری وُ پری هر چه می کند خوب است
خلافِ طورِ بنی آدم، از تو نیست عجب
زِ مرگِ غیر بپوشی سیه اگر شاپور
نوایِ نوحه در این ماتم، از تو نیست عجب 🕯
موضوعات مرتبط: شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
اشکم نشد بِه راهِ تو گوهر نثار، حیف*
حیف آیدم بِه گریۀ بی اختیار، حیف
گشتم بِه مرگِ خویش زِ رحمت امیدوار*
تا جست از زبانِ تو بی اختیار، حیف
بدعهدی آنچنان که اگر جان دهم زِ شوق*
آید بِه وعدۀ توام از انتظار، حیف
تا چشم را بِه خنجرِ او آب داده ام*
آبی نخورده ام که نخوردم هزار، حیف
تا دیده ام که عهدِ جوانی چِه سان گذشت*
از گُل دریغم آید وُ از نوبهار، حیف
چون باد بر غبارِ رهش گر کنم گذار*
بی قدرم آنقدَر که رود بر غبار، حیف
گفتم که هست پیشِ توام عزتی که بود*
پیشِ امیدِ خویش شدم شرمسار، حیف
غیر از شمارِ عمر که ناید بِه هیچ کار*
کاری نکرده ام که بُود در شمار، حیف
بعد از هزار روز که گشتم دچارِ وصل*
نگذاشت آبِ دیده که گیرم قرار، حیف
شاپور حیف ها بِه من از روزگار رفت*
گر زندگی بُود کشم از روزگار، حیف 🌷
موضوعات مرتبط: شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
دست شستم از تو با جانم، تمنّا را چِه کار؟
با سرِ شوریده ام مِن بعد سودا را چِه کار؟
هر کجا خواهی برو، با هر که می خواهی نشین
با بد وُ نیکِ تو ای پیمان شکن! ما را چِه کار؟
پشت بر دیوارِ خرسندی نهادم در غَمت
جانِ من، با خاطرِ آسوده غوغا را چِه کار؟
آرزومندت نیَم، حسرت چِه می خواهد زِ من؟
طالبِ وصلت نیَم، با من تمنّا را چِه کار؟
خویش را آزاد کردم، بندۀ کس نیستم
با منِ بی قید، عشقِ کارفرما را چِه کار؟
پای در کنجِ صبوری خوب محکم کرده ای
با تو ای شاپور! شوقِ بی محابا را چِه کار؟ 🕯
موضوعات مرتبط: شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
مستِ شرابِ صحبتِ جانانه ام هنوز
بیرون نرفته بویِ گُل از خانه ام هنوز
من مُردم از خمار وُ بِه گردش نیامده ست
بر چرخِ کاسه گر، گِلِ پیمانه ام هنوز
بنیاِد دِل بِه آب رسیده ست وُ روزگار
دارد گمانِ گنج بِه ویرانه ام هنوز
جان دادم وُ تعلّقِ جانان زِ دِل نرفت*
بیرون شدم زِ عالم وُ در خانه ام هنوز
خواهم که ترکِ عِشق کنم، بندم ای رفیق
از پای برمدار که دیوانه ام هنوز
با آنکه آشنا شده با گوشهایِ خلق
خوابِ کسان گریزد از افسانه ام هنوز
شاپور، عمر رفت وُ بِه قصدِ عروسِ دهر
راضی نگشته همّتِ مردانه ام هنوز 🌷
پ.ن:
اگر نمی توانی پرواز کنی بِه موسیقی گوش بسپار 🤍 🪴
| آهنگساز: بابک بیات؛ پیانو: آندره آرزومانیان |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۶۶ |
| 🎼 دانلود موسیقی زیبای شکار ۷ با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد بابک بیات (آهنگساز) 🇮🇷 ، شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
گر بودی ام سرِ خود، سامان چِرا ندارم؟
مفلس نی ام گر از دین، ایمان چِرا ندارم؟
گرنه بِه جیب وُ دامان، خصم اند دست وُ پایم
جیبم چِراست پاره؟ دامان چِرا ندارم؟
هر درد را بِه عالم، گویند هست درمان*
پس من که جمله دردم، درمان چِرا ندارم؟
بارِ غمش عزیز است، ننهم بِه گردنِ دِل
این منتی ست جانی، بر جان چِرا ندارم؟
عیبی در این زمانه از عاشِقی بتر نیست
این عیب را زِ مردم، پنهان چِرا ندارم؟
نه طالعی نه بختی، شاپور! چند گویی*
یارم چِرا فلان نیست؟ بهمان چِرا ندارم؟ 🕯
موضوعات مرتبط: شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
کس خارِ غَم بِه عِشق زِ پایی نمی کشد*
عاشِق نباشد آنکه جفایی نمی کشد
زنهار! دِل مبند بِه حرفِ وفایِ او
کاین رشته کوته است بِه جایی نمی کشد
با ترکِ کین کدورتش از دِل نمی رود
صلحی اگر شود بِه صفایی نمی کشد
تا نبودم امیدِ خلاصی زِ قیدِ دِل
هرگز دِلم بِه وردِ دعایی نمی کشد
تو چهره برفروز که با سوختن چو شمع*
شاپور ساخته است وُ جفایی نمی کشد 🕯
موضوعات مرتبط: شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
نخواهد روز شد تا نیمِ جانی در تن است امشَب
بِه فردایِ قیامت گوئیا آبستن است امشَب
میِ رشکی که دایم غیر را در کاسه می کردم
سرت گردم چِرا آن باده در جامِ من است امشَب
عجب دارم که فردایِ قیامت نیز برخیزم*
که خوش کوه غَمی بی او مرا بر دامن است امشَب
نیاسود از هجومِ اشک یِک دم چشمِ خونبارم*
چراغِ دیده را اشکِ دمادم روغنست امشَب
شَب است ای آشنا احوالِ شاپور از که می پرسی*
خدا داند که جایش در کدامین گُلخن است امشَب 🕯
موضوعات مرتبط: شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
اگر بِه غیر شوی همدم، از تو نیست عجب*
وگر مرا بُکشی، این هم از تو نیست عجب
تو نخلِ حُسنی وُ زین خوش هوا که در سرِ توست
اگر بِه باد دهی عالم، از تو نیست عجب
بِه شرم از نظرِ پاکِ من نهان گردی
روی بِه دیدۀ نامحرم، از تو نیست عجب
مرا که خستۀ تیغِ توام، بِه زخمِ دگر*
اگر خلاص کنی زین غَم، از تو نیست عجب
تویی پری وُ پری هرچِه می کند خوب است
خلافِ طورِ بنی آدم از تو نیست عجب
زِ مرگِ غیر بپوشی سیه اگر شاپور!
نوایِ نوحه در این ماتم، از تو نیست عجب 🕯
موضوعات مرتبط: شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
آه کان بی رحم آیینِ جدایی ساز کرد*
رفت وُ بر رویم درِ صد گونه محنت باز کرد
الوداع از صیدگاهِ جان برآمد گوییا
عزمِ بیرون رفتن آن ترکِ شکارانداز کرد
بر سرِ راهِ وداعش دِل که عینِ حسرت است*
هایهایِ گریۀ بی اختیار آغاز کرد
از غرورِ ناز، چون بیگانگان از من گذشت
وای بر جانی که خود را آشنایِ ناز کرد
بختِ بد بنگر که دشمن در حقِ دشمن نکرد
آن چِه با شاپورِ بی دِل، طالعِ ناساز کرد 🕯
موضوعات مرتبط: شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
گردشِ ایّام وُ سعیِ مدعی دخلی نداشت؛ نا امیدی از سرِ کویِ تو کرد آواره ام. 🕯
پ.ن:
آه از تلاشِ من برایِ رسیدن بِه امّیدی؛ و تلاشِ او برایِ رسیدن بِه ناامّیدی! 🪔
پ.ن۲:
که موسیقی رو واسطه قرار بدیم برایِ تمامِ ناگفته ها. 🖤
| آهنگساز: لوریس چکناواریان |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۵۱ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای بیتا با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، استاد لوریس چکناواریان (آهنگساز) 🇮🇷
بِه بادم می دهد هر دم هوادار، اینچنین باید
بِه هیچم بر نمی گیرد، خریدار، اینچنین باید
چِه رنجایی بِه آزارم، بِکش تیغ وُ بُکش زارم
گنهکارم، گنهکارم، گنهکار، اینچنین باید 🌷
موضوعات مرتبط: شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
محبّتی که فراموش کردی اش زِ نخست؛ بِه یادگارِ تو، تا روزِ واپسین دارم. 🌷
موضوعات مرتبط: شرف الدّین شاپور تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ مرگم از اين واقعه خوش تر هزار بار♡ 🕯
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۹، نوشته ی نادر ابراهیمی
( محمود سنجری ) 🖤•بغلم کن، استخوان هایم دلتنگِ دست هایت اند آپامه•🖤
📚 از کتاب رستاخیز جان [ادبیات، فرهنگ و رسانه]، ص۳۲ نوشته ی سید مرتضی آوینی
( ادیب الممالک فراهانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
📚 از کتاب اجازه هست آقای برشت؟،ص۴۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۲، ص۲۰۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
( عطار نیشابوری ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر برییز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان هایم دلتنگِ دستهایت اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•چجوری از لبخند زدنِ قلبم موقعِ شنیدنِ صدات برات بگم؟•🖤
( هلالی جغتائی ) 🖤•گر معشوقه ام شوی! من پادشاهِ جهان شوم آپامه•🖤
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایهگاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران میبارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است ) 🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































