🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | ابوتراب خسروی (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

📚 از کتاب اسفار کاتبان، ص۸۱ نوشته ی ابوتراب خسروی

🟦 از جهاتِ دیگر فکر می کنم سابقۀ آشناییِ آدمها اصلاً مهم نیست. آنکه بیشتر مهم است نزدیکیِ روحی است، مثلاً بیشتر از چند هفته نیست که من شما را می شناسم، ولی انگار سال هاست که...


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ابوتراب خسروی (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب اسفار کاتبان، ص۷۸ نوشته ی ابوتراب خسروی

🟦 شانه به شانۀ هم آمدیم. چیزی نمی گفت. من هم ساکت بودم. پالتو و روسری سرمه ای پوشیده بود و بندِ کیفِ چرمی اش را روی شانه انداخته بود. به اتاق که وارد شدیم، همانجا که آن بار نشسته بود، نشست. سرش را پایین انداخته بود و چیزی نمی گفت. پرسیدم: می خواهید گریه کنید؟ و لبخند زدم.

🟥 گفت: به بعضی چیزها نمی‌ شود فکر نکرد؛ حتی اگر آدم آن چیزها را فراموش کند، خودشان را تحمیل می‌ کنند، برای همین چیزهاست که باید گریه کرد، گریه کردن هم ارادی نیست؛ گاهی حتی گریه باعث می‌ شود که انسان موقعیتش را درک کند که تنها شده و هیچ‌ کس با او نیست.


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ابوتراب خسروی (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه سوم بهمن ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب رود راوی، ص۱۷ نوشته ی ابوتراب خسروی

🟦 درد ماهیتی تجریدی دارد که تنها رد عبورش را در اجساد می گذارد. در واقع آدمی مثلِ من به دنبالِ کشفِ ماهیّتِ درد در کلافِ سردرگمی از بو و رنگ و غرابتِ تنِ آدمی گم می شد. و ردِ درد در جا به جایِ نسوجِ جسد مانده بود و لکن عینِ درد هیچ جا نبود .

🟥 برای همین چیزها بود که می‌ باید ردِ درد را در جایِ دیگری می‌ زدم. تا در مکانی به غیر از تنِ آدمی به ملاقاتش می‌ رفتم. مثلاً در مکانی بِه عینِ کلام. درد که تنها در نسوج تنِ آدمی پرسه نمی‌ زند. گاهی هم ساکنِ اشیاء می‌ گردد. حتی ممکن است در قابِ عکسی منزل کند. یا حتی در الفاظِ یک صدا.

🟩 باید کلمه بهترین مکان برایِ سکونتِ درد باشد که آدمی رنجش را در کلمه مستحیل می‌ کند و بر صفحاتِ کاغذ می‌ نویسد تا درد را دور از خود محبوسِ کلمات کند.


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ابوتراب خسروی (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده‌ های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دل‌هایِ خسته را اِحیا می‌کنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی )‏ 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی‌ ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یک‌بار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•‏تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی )  🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر  🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می‌ گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می‌ شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است )  🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می‌ خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ ‏مرگم از اين واقعه خوش‌ تر هزار بار♡ 🕯
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۹، نوشته ی نادر ابراهیمی
( محمود سنجری‌ ) 🖤•بغلم کن، استخوان‌ هایم دلتنگِ دست‌ هایت‌ اند آپامه•🖤
📚 از کتاب رستاخیز جان [ادبیات، فرهنگ و رسانه]، ص۳۲ نوشته ی سید مرتضی آوینی
( ادیب الممالک فراهانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
📚 از کتاب اجازه هست آقای برشت؟،ص۴۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۲، ص۲۰۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️

تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.