محبوبم! دور تا دورِ یادِ تو را پاییز گرفته. بحرانِ نبودنِ تو آشکار شده. کاش می توانستم تنهایی ام را بیاورم کنارِ تنهاییِ شما. پاییز به پهلویِ یادِ شما نشسته و خیره شده به دوردستها. روزگاری کبود.
من همه چیز را باور می کنم جُز اینکه پاییز رَد شود و روزگار بی تو بهار شود. یکی می گفت تو را دیده اند توده ای ابر شده ای و می خواهی بباری. یکی می گفت تو را دیده اند که ماه شده ای و دور از ما در آنجایِ آسمانی.
ای بادهایِ شرقی بر روزهایِ من بوزید که پاییز بهاری محرمانه است، بهاری خصوصی. حِصۀ عادلانه ای از عِشق. فعلن نمی خواهم کسی بداند که پاییز شده، که هنوز خرمالویِ تنهایی بر شاخه آویزان است.
پاییز شده و هنوز در دستهایِ من عطرِ تو باقی است. 🍁
| آهنگساز: فریبرز لاچینی؛ پیانو: آندره آرزومانیان |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۶۸ |
| 🎼 دانلود آهنگ بر گوشۀ آسمان برگها بودند با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد فریبرز لاچینی (آهنگساز) 🇮🇷
محبوبِ من
پاییزِ عزیزمان در راه است
چه پاییزی خواهد بود
مثلِ پاییزِ پارسال که باران زدیم و مست شدیم 🍁
پ.ن:
از عِشق که بگذریم، پناهگاهِ آغوشت کجاست؟ در این سرمایِ پاییز! 🧡
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷
محبوبِ من، شما از نیامدن خسته نمی شوید؛ من از انتظار کشیدن... 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷
آه حریرِ مهتاب، مستیِ شبان، می بینم در نگاهت*
ای چهرۀ هستی، با شور و مستی، سَر نهادم به راهت
آه نازم بکش باز، که دارم نیاز، به گریۀ خاموشت*
وای این را می دانم، که عشقِ سوزانم، شد فراموشت
ای عطرِ پریده، بویِ تو را من، در جان نهفته دارم*
در عالمِ خیال، امّیدی محال، بیهوده خُفته دارم
آه با تو که بودم، بی تو چه هستم، این را کس نمی داند
وای دریغ و افسوس، که عشقِ جاودان تا ابد نمی ماند 🌷
پ.ن:
محبوبم! قربانیانِ تبسّمِ تو در اطرافِ پاییز افتاده اند. در حوالیِ سیمایِ عاشِق. ای دهانت باغ ها، ای نگاهت آسمان مهتاب ها. بی تو بودن آسان نیست. کجاست؟ دست هایت که روزِ عاشِق را روشن می کرد.
محبوبم! تو نیستی و من حتی سرِ خودم داد نمی کشم. لعنت به نبودن. کجایی تا با جادویِ نگاهت ماه را تبدیل به گنجشک کنی. مُشتی مهتاب رویِ شبمان بپاشی. (محمّد صالح علاء) 🖤
| آهنگساز: محمّد سریر؛ پیانو: آندره آرزومانیان |
| با صدای: محمّد نوری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۰ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای حریر مهتاب با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد محمّد سریر (آهنگساز) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد محمّد نوری (خواننده) 🇮🇷
محبوبِ من! زندگی مجموعۀ روزهایی است که عاشِقیم و دلِ هر عاشِق شبیه شماست چنانکه نورها شبیه پنجره ها هستند. که عِشق درونِ جانِ عاشِق مثلِ مایۀ سبزی است در گیاه. پایان ناپذیر است. دوست داشتن و بیشتر از آن عِشق نمکِ این جهان است.
دوایِ دلِ عاشِق بویِ سیب است و نفس کشیدن در آن کوچه ای که شما از آن گذشته اید. آنکه با دست هایش سیب را بو می کند عاشِق است. آنکه با دست هایش ترانه بنویسد عاشِق است. دستِ عاشِق مانندِ شاخۀ درخت هایِ بهار نارنج بویِ شما را می دهد.
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
محبوبم! پایِ تاریکی را از این شَب ها کوتاه می کنی، نسیمی می وزد و در من دِلی است که شما را دوست می دارد. هم شما را و هم همۀ تجهیزاتِ شَب را، ماه، مهتاب، ستاره ها و آوازهایی که عاشق ها در کوچه ها می خوانند: بر فَرَسِ تندرو هر که تو را دید گفت: باد کجا می برد برگِ گُلِ سُرخ را؟ باز امتحان می کنم مرکب را، بر رُخِ روز می کشم شَب را. 🌷
پ.ن:
بر فَرَسِ تندرو، هر که تو را دید، گفت:
برگِ گُلِ تازه را، باد کجا می برد؟! (غافل سیستانی) 💔
پ.ن۲:
از هرچه دوست دارم، دورم. 💔
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
محبوبم! من زائرِ يادهایِ توام. شمع ها را در دِلم روشن می كنم، به پنجرۀ يادِ تو دخيل می بندم؛ اين جان نذرِ توست. شفاعتِ يادِ تو آن نيمۀ رستگار شده جانِ من است. سينۀ من بنگاهِ عاشقی است. يادِ شما قصّه ای عادلانه است. و اين شمع كه در من می سوزد اُجرتِ عاشِقی است.
عطرِ شمعدانی هایِ صورتی همه جايی ريخته است، يادِ تو قديم است و در دلِ من غريبی نمی كند. چه اوقاتِ بی گناهی من به سمتِ تو می دوم، دور و بَرِ نسيم ها، در اطرافِ سپيده دم. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
محبوبم! دور تا دور یادِ تو را پاییز گرفته. بحرانِ نبودنِ تو آشکار شده. کاش می توانستم تنهایی ام را بیاورم کنارِ تنهاییِ شما. پاییز بِه پهلویِ یادِ شما نشسته و خیره شده بِه دور دست ها. روزگاری کبود.
من همه چیز را باور می کنم جُز اینکه پاییز رد شود و روزگار بی تو بهار شود. یکی می گفت تو را دیده اند توده ای ابر شده ای و می خواهی بباری. یکی می گفت تو را دیده اند که ماه شده ای و دور از ما در آنجایِ آسمانی. ای باد هایِ شرقی بر روزهایِ من بوزید که پاییز بهاری محرمانه است، بهاری خصوصی. حِصۀ عادلانه ای از عِشق.
فعلن نمی خواهم کسی بداند که پاییز شده، که هنوز خرمالویِ تنهایی بر شاخه آویزان است. پاییز شده و هنوز در دستهایِ من عطرِ تو باقی است. 🌷
| آهنگساز: فریبرز لاچینی؛ پیانو: آندره آرزومانیان |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۶۸ |
| 🎼 دانلود آهنگ چهره ها در پاییز در برگ کم بود با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد فریبرز لاچینی (آهنگساز) 🇮🇷
🟦 نجابت، دریاست؛ عِشق کشتیِ غول پیکری در تنِ توفانیِ دریا. دریا باید باشد تا کشتی، معنایی داشته باشد - بانو! عشقِ بِه خدا، اوجِ نجابتِ روح است؛ عِشق بِه وطن و بِه زن، بخشی از عشقِ بِه خدا.
🟥 بهارِ باغ، هر چِه سبزتر، پاییزِ باغ، همان قدر غم اَفزاتر. کویرِ برهنه که پاییز نمی کند ای دوست! دلِ محرومِ از رویش و رنگ که عزایِ خاکستری را نمی شناسد. این گلستانِ پُرگل است که چون دَمِ سردِ پاییز بر رُخسارش دمیده شد، ناگهان اندوهی عظیم بر آن فرود می آید و چِه زیباست این تبدیل. 🌷
پ.ن:
🔹 محبوبِ من! شما که نیستید پاییز کز کرده و غمگین است. زودتر بیاید که از من جُز شما چیز دیگری نمانده است. هر شَب، هر شَب در خواب هایم رفت وُ آمد دارید امّا هیچ روزی در بیداری بِه دیدنِ من نمی آیید. نگاه کنید بِه بند رَخت ها هنوز پیراهنم زخمی است. هر روز شما را دوست دارم. هر روز دِلم می تپد. (محمّد صالح علاء) ❤️
| آهنگساز: موری خاکسار |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۲ |
| 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز غم پاییز با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد نادر ابراهیمی (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
محبوبم! امشَب هم ماه کفش هایِ تو را پوشیده و زیرِ نگاهِ یک عالم ستارۀ چشمک زن کله اش را می شوید. محبوبِ من! ای جانِ عصر و جانِ دَهر! گر که بجویند سراپایِ من، جُز تو نیابند در اعضایِ من. محبوبم! همه یک جهنّم دارند. تنها منم که چند جهنّم دارم؛ جهنّمِ دوری از تو، جهنّمِ تنهایی، جهنّمِ بی کسی، جهنّمِ بی صدایی.
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
محبوبم! در عالمِ خواب ها بِه نیکویی و آرامی و دارندگی رسیدم. همه بودند امّا در اصلِ حکایت، شما و من بودیم که داد از آن شَب! داد از آن خواب ها! محبوبم! شما ماورایِ آیینه ای. وقتی که من عاشِقم؛ دائمن باران یک معنی می دهد و شعرم بِه چشمِ تو می ماند. وقتی که می بندی اش شَب می شود، شَبی که در سایۀ مژه هایت گرفتار شده باشد. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
محبوبم! دوباره با ابرهایِ غلیظ آفتاب را پنهان کن. دوباره بادها را بِه سمتِ روستاها بفرست و آخرین میوه را برایِ شاخه هایِ درختان باقی بگذار تا اینکه تابستان پاییز شود. وقتی که عاشِقم نجیب و سَر بِه زیر و فروتنم. وقتی که عاشِقم از گذشته آقاترم. حرفِ تو را می زنم و با دِلم خلوت دارم. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
پای در ره که نهاديد، افق، تاری بود
شَب در انديشۀ تثبيتِ سيه کاری بود
بادۀ خاص کشيدید وُ بِه ميخانۀ عِشق
مستیِ سُرخِ شما غايتِ هوشياری بود
خواب خوش باد شما را که در آن هنگامه
خوابِ خونينِ شما، آيتِ بيداری بود
خَم نشد قامتِ رعنایِ شما بر اثرش
بختکِ زلزله هر چند که آواری بود
شرم مان باد که تا ساعتِ آن واقعه نيز
چشمِ ما دوخته بر ساعتِ ديواری بود
جایتان سبز که با خونِ خود امضا کرديد*
پایِ آن نامه که منشورِ وفاداری بود
قصّه ای بيش نبود آن که سروديد از عِشق
ليک هر يِک بِه زبانی که نه تکراری بود
ای شمایان که خروشانِ کفن پوشانید
ای که بر فرقِ ستم تيغِ شما کاری بود
در رگِ ما که خموشانِ سيه پوشانيم*
کاشکی قطره ای از خونِ شما جاری بود 🌷
پ.ن:
محبوبِ من! برخی از واژه ها زیباتر از دیگر واژه هاست. برخی از نام ها زیباتر از دیگر نام هاست. زیباترین واژه با هم بودن است. زیباترین نام ها، نامِ سرزمینِ ماست. (محمّد صالح علاء) ❤️
🔹 از راست: سردار امیرعلی حاجی زاده، سردار محمّد باقری، سردار شهید احمد کاظمی و سردار شهید حسن طهرانی مقدم؛ و بِه یاد سردار شهید سلیمانی عزیز صلوات می فرستیم که در این قاب جایش خالی است. خدارو شکر می کنیم و دعا می کنیم برای شیرمردانِ دلاورمون و آرزویِ توفیق در مراحلِ بعدی.
🔹 مهمتر از اصابتِ موفقِ موشکها اتفاقیه که افتاد، چند روز دلهره و ترس در بینِ صهیونیست ها و شادیِ مردمِ فلسطین و آزادگانِ جهان و شلیک و رسیدن بِه فلسطین اشغالی علیرغم لایه هایِ متعددِ دفاعِ هواییِ امریکا و همپیمانانش در منطقه، بیشتر از اینکه هدفمون، زدن بوده باشه، هدف، رسیدن و نشون دادنِ قدرتِ ما و نابودیِ روانِ رژیم صهیونیستیِ کودک کش بود، که خدارو شکر موفق بود، ان شاءالله بِه امّیدِ روزِ فتحِ قدس.
🔹 نوشته بود: «پهپادهایِ ایرانی رفتن از ارباب اِذن بگیرن.» فارغ از این حرف، چقدر قشنگه آدم خودش و سرزمینش تو مسیری ضدِ ظُلم گام بَرداره که نگاهِ امام حسین (ع) بَدرقۀ راهش باشه. بیمه، برکت و پُشتوانه ای بالاتر از این برای آیندۀ یک ملّت؟؛ و راهِ قدس بِه راستی از کربلا می گذرد.
| شعر: مولوی جان؛ آهنگساز: هوشنگ کامکار |
| با صدای: بیژن کامکار؛ تاریخ انتشار: ۱۳۵۸ |
| 🎼 دانلود آهنگ کجایید ای شهیدان خدایی با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد حسین منزوی (شاعر معاصر) 🇮🇷
برچسبها: وعده الهی حق است
رویِ ماه دستمالِ نمدار می کِشَم
نوکِ قاشق، آسمونو می چِشَم
می پاشم ستاره ها رو سرِ رات
که بیای قدم بذاری رو چِشَم
شبا رو جمع می کنم، تا می زنم
رنگِ روغنی بِه فردا می زنم
همۀ تلخیا رو دور می ریزم
طعمِ شیرینی بِه دریا می زنم
واسۀ اومدنت برنامه هاست
همۀ جادّه ها آبپاشی می شه
نوکِ هر پرنده ای شاخه گُلی
کفِ رودخونه هامون کاشی می شه
یِه حسابِ تازه ای باز میکنم
شکلِ ماهتو پس انداز می کنم 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷
روزی که من عاشِق شدم، عالم سراسر رَشک شد
بغضی گلویش را گرفت، چشمانِ گیتی اشک شد
روزی که من عاشِق شدم، خورشید تاول زد دِلش
ماه از زمینِ ما گریخت، در آسمان شد منزلش
روزی که من عاشِق شدم، پروانه ها رنگی شدن
آتشفشان فواره زد، کوه وُ کمر سنگی شدن
روزی که من عاشِق شدم، دریا بِه دریا باز شد
سیمرغ هم بالی گشود، پروازها آغاز شد
روزی که من عاشِق شدم، نِی هایِ عالم ساز شد
قُمری زبانش را گشود، دنیا پُر از آواز شد 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷
محبوبم! دلِ من خسته بود، شما آمدید؛ ناگهان خستگی از دِلم درآمد؛ بویِ همهٔ نعناها را می دهید؛ اصلاً شما همان اید که آفتاب و نسیم توقع دارند؛ کاش در گوشهٔ ابرویِ تان گُم شوم.
محبوبم! نوروزِ امسال با همیم، بِه چِه سختی دو تا بلیطِ کشتیِ نوح گرفته ام. اضافه بار را چِه کنم؟ در این جملات عباراتی را برایِ شما برداشته ام هم وزنِ غزل. بِه اتفاق لیز خواهیم خورد در یِک سرازیریِ اساطیری. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
محبوبم! نگاهِ شما شَب دارد، روز دارد. نگاهِ شما تماشا دارد، تماشاخانه دارد. نگاهِ شما مِصر دارد، یَمن دارد. همۀ آن اشتیاق ها که داده بِه عاشِق دارد. نگاهِ شما داستان ها دارد؛ قصّه یوسف و زلیخا، لیلی و مجنون، خسرو و شیرین.
محبوبم! شادی هایِ من پیشِ شما چِه می کند؟ روزِ خوشم، آبادی ام، آرامشم پیشِ شما چِه می کند؟ لطفن بیایید دیگر. دلِ من پُر شده از غروبِ جمعه. پُر شده از بی کِسی، بی دنیایی. از سحر راه می روم و بِه پچ پچ می گویم: تلخ کنی دهانِ من، قند بِه دیگران دهی، نَم ندهی بِه کِشتِ من، آب بِه این وُ آن دهی. پس لطفن گاهی مرا مرور کن، گاهی بِه خوابِ من بیا. از دلِ من عبور کن. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
روزِ اوّلِ پاییز، نسیمی که در این اطراف پرسه می زد، تکه کاغذِ مچاله ای آورد. از دور شناختم، خطّ خودم بود، همان که نوشته بودم: بی تو نمانده نفسی. دستم تویِ تشت بود. پیراهنی که بویِ شما را می داد می شستم. دیدم جیبم جوهری است. خیره شدم. خواندم، نوشته ام: دو تا دست ها مرکبی، تمامِ شعرهام خط خطی.
حالا شَب که می شود، شَب بوها مرا صدا می زنند. شَب که می رسد یادهایِ شما بِه پنجره می زنند و مرا صدا می کنند که بیا بیا. محبوبم! این ماه، این یادِ شما و نسیمِ پاییزی و برگ هایِ زرد بر شاخه ها، دسته جمعی اذیتم می کنند. بِه کی شکایت کنم؟ این ها نمی گذارند زندگی کنم، حتی پرنده هایِ ناشناس. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
محبوبِ من! ما که توقع نداشتیم این دنیا ما را ناز کُند یا گَرم در آغوش بگیرد، فقط توقع بود که این قدر جگرمان را نسوزاند؛ محبوبِ من! عدالت یعنی هر چیزی، هر کسی، سرِ جایِ خودش باشد، عدل این است که شما در دلِ ما باشید. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷
محبوبِ من! شما که نیستید پاییز کز کرده و غمگین است. زودتر بیاید که از من جُز شما چیز دیگری نمانده است. هر شَب، هر شَب در خواب هایم رفت وُ آمد دارید، امّا هیچ روزی در بیداری بِه دیدنِ من نمی آیید؛ نگاه کنید بِه بندرختها هنوز پیراهنم زخمی است. هر روز شما را دوست دارم؛ هر روز دِلم می تَپد. کاش جمعه دلِ آدمی تعطیل بود. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
امشَب تمامِ عاشِقان را دست بِه سَر کن*
يِک امشَبی با من بمان، با من سحر کن
بشکن سرِ من کاسه ها وُ کوزه ها را
کج کن کلاه، دستی بزن، مُطرب خبر کن
گُلهایِ شمعدانی همه شکلِ تو هستند*
رنگين کمان را بر سرِ زُلفِ تو بستند
تا طاقِ ابرویِ بُتِ من تا بِه تا شد
دُردی کشان پيمانه هاشان را شکستند
يِک چِکه ماه افتاده بر يادِ تو وُ وقتِ سحر*
اين خانه لبريزِ تو شد، شيرين گُلم، حلوایِ تر
امشَب تمامِ عاشِقان را دست بِه سَر کن*
يِک امشَبی با من بمان، با من سحر کن 🌷
| آهنگساز: فریدون خوشنود؛ تنظیم: امیر فتحی |
| با صدای: علیرضا افتخاری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۷ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای یک چکّه ماه با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، استاد علیرضا افتخاری (خواننده) 🇮🇷
محبوبم! یادِ تو چون عطرِ بهار نارنج همه جایی ریخته؛ شمایی که پایِ مرا بِه بهارها کِشانده ای. گُلِ من بویِ خودش را می دهد، كه يادِ شما مثلِ بویِ باغ هایِ تهران دِل انگيز و جادويی است. دوایِ دلِ من بویِ سيبِ تازه و هوایِ من هوایِ شميران است.
محبوبم! حالا دیگر یکسره وقتِ با هم بودنِ ماست، زمستان تمام شده و در فصلِ بهارِ عزیزمان بِه سر می بریم. دیگر هر روز خیس وُ تریم. از حالا دیگر هر روز، هر روز باران می ریزد. دیگر دست بِه هر چِه می زنی خیس است. خیسِ خیس. جانم سراغِ تو را می گیرد. خانه ام، کوچه ها بِه دنبالِ تو می گردند. میدان ها، خیابان ها و بزرگراه ها. محبوبِ من! کجایی؟ 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷
محبوبم! امشَب هم ماه کفش هایِ تو را پوشیده و زیرِ نگاه یِک عالم ستارهٔ چشمک زن کله اش را می شوید؛ محبوبِ من! ای جانِ عصر و جانِ دهر! گر که بجویند سراپایِ من، جُز تو نیابند در اعضایِ من؛ محبوبم! همه یِک جهنم دارند؛ تنها منم که چند جهنم دارم؛ جهنمِ دوری از تو، جهنمِ تنهایی، جهنمِ بی کسی، جهنمِ بی صدایی. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
محبوبِ من! شما که می آیید درخت ها از ته دِل می خندند؛ آجرِ دیوار ها، پنجره ها، حتا جغدِ اخمو، بادِ بازیگوش، عکس هایِ سیاه و سفید در قاب هایِ کج شده؛ عکس ها دست رویِ شانه هایِ هم می گذارند و از ته دِل می خندند؛ شما که هستید دوست ها می خندند؛ ما بِه کسی دوست می گوییم که دوستش داریم.
کاش خانه ای برایِ غروب ها داشتم. عاشِق ها رویِ پشت بام ها زندگی می کنند، سرک می کشند و منتظرند؛ شما که نیستید آسمان هم دلگیر است؛ بالا را نگاه کنید، اخم کرده و عبوس است و بغضی غلیظ دارد؛ شما که می روید، آسمان هم می رود، ستاره ها می روند، ماه می رود؛ من می مانم در میانِ مهتابی بلاتکلیف. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
خورشید جان، امان از این بی تو گذشتن ها؛ وقتی از شما دورم، برف هایِ درونم آغاز می شود؛ کاش می دانستید درباره تان چِه فکر می کنم؛ من برایِ دیدنِ شما همهٔ درها را زده ام؛ عاشِقی خوب است؛ زندگی حلالِ کسانی که عاشِق اند؛ من خجالتی ام و هنوز نمی دانم اسم تان را چِگونه تلفظ کنم؛ ای کاش عِشق، خود لب و دهان داشت. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
محبوبِ من؛ من ترانه هایم را برایِ شما می خوانم، اصلاً برایِ شما می نویسم، همۀ کارهایم برایِ شماست که بی شما همه جایم درد می کند، دِلم - سرم - دستمو - پاهایم؛ با شما خوبم، در خانه می مانم خانه داری می کنم، می نشینم و رویاهایم را ملیله دوزی می کنم؛ محبوبم، بدونِ شما از عمرم چیزی بِه جُز پشیمانی نمی ماند. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
بِه نامِ خدایی که، بر جانِ عاشِق، سلام است؛ محبوبم! عشقِ تو زندگی را باب کرد؛ تبسُّم را در دیدارِ تو آموختم؛ لبخند را، دست کشیدن رویِ خوابِ قالی را، دیدارِ تو لب ها را قصیده، دِل ها را غزل کرده است؛ محبوبم! با تو پایِ سوسن و شقایق در میان است؛ و روزهایی که قد می کِشند؛ نگاه عاشِق از شنیدنِ نامِ تو الهام گرفته؛ در انتظارِ توست که روزها، فصل ها و سال ها بِه هم تکیه داده اند؛ دقایق سر رویِ شانۀ هم گذاشته اند که نگاه تو تاریخ را درست می کند. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
پنجره باز وُ بسته کن
یادِ هوایِ ابری وُ ابرایِ دِل شکسته کن
پنجره باز وُ بسته کن
یادِ پرنده آسمان، غروبِ ریشه بسته کن
در پیِ پارۀ تنم، زخمیِ در بِه در منم
لالم وُ در سکوتِ خود، بر سر وُ سینه می زنم
روزی نمی رسد که من بِه دوریِ تو خو کنم*
خوابِ تو را عزیزِ من، چِگونه آرزو کنم؟ 🌷
| آهنگساز: فریبرز لاچینی |
| با صدای: حمید غلامعلی؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۷ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای هوای ابری با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، استاد فریبرز لاچینی (آهنگساز) 🇮🇷 ، حمید غلامعلی (آهنگساز، خواننده) 🇮🇷
محبوبم! فرشتگان از سبک بالانند، می توانند پرواز كنند. سنگين كه قدرت پرواز ندارد. امّا دانايی تنها موهبتی است كه بِه انسان اعطا شده است؛ بِه آنها كه فكر می كنند، كتاب می خوانند، فيلم و نمايش و نقّاشی هایِ خوب میبينند، موسيقیِ خوب می شنوند، ترانه هایِ خوب می خوانند. دانايان می دانند "گرفتن" كاری پيشِ پا افتاده است. "پرداختن" آدمی را انبوه و فراوان می سازد. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
محبوبِ من؛ شادی ها متفاوتند چنانکه عاشِق ها؛ عاشقِ شهرها، عاشقِ روستاها، عاشقِ جهان سومی، عاشقِ قدیمی، عاشقِ امروزی؛ مانندِ شادیِ شهری، شادیِ روستایی، شادیِ قدیمی، شادیِ امروزی؛ مانند زمزمۀ ها؛ زمزمۀ درخت ها، زمزمۀ جویبارها، زمزمۀ گندمزار، زمزمۀ عاشِق ها؛
محبوبِ ام؛ همه شما را زمزمه می کنند؛ پرنده ها هم می خواهند در نگاه شما آشیانه کنند؛ چنانکه همه خنده هایِ من ردِّ پایِ شماست؛ تا بویِ زُلفِ یار در آبادیِ من است، هر لب که خنده ای کند از شادیِ من است؛
محبوبِ من؛ من از هر چِه بالا می روم، آن بالا شما را می بینم، از تنهایی ام، از بی کسی ام، از خاطره هایم، از شادی هایم، شما هر کجا که باشید من بهترین عاشقِ آنجا هستم، میدانِ مولوی، میدانِ خراسان، میدانِ اعدام، میدانِ تجریش، میدانِ آزادی؛
محبوبِ ام؛ من جسته ام در هستی حالتی هولناک تر از عاشِق نبودن نیست. 🌷
موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر برییز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان هایم دلتنگِ دستهایت اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•چجوری از لبخند زدنِ قلبم موقعِ شنیدنِ صدات برات بگم؟•🖤
( هلالی جغتائی ) 🖤•گر معشوقه ام شوی! من پادشاهِ جهان شوم آپامه•🖤
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایهگاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران میبارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است ) 🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•و به دیوارهایی که میانمان ساختی عکست را آویختم•🖤
( مسیح کاشانی ) 🖤•و گنج هایِ جهان، اگر تو نباشی غباری بیش نیست آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🖤•امّا قلبم، همین که تو ساکنِ آنی مرا کافیست•🖤
( فروغی بسطامی ) 🖤•دلم می خواهد آنقدر ببوسمت که تشنگیم تمام شود آپامه•🖤
( اهلی شیرازی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت، آپامه•🖤
( اسیر شهرستانی ) 🕌 🌹و شهادت می دهم که تو جان و مولایِ منی و تو آقایِ منی 🌹 🕌
( فریدون مشیری ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( حسین منزوی ) 🖤•چه می شد اگر با هم به ستاره ها نگاه می کردیم؟•🖤
( شرمی قزوینی ) 🖤•جانِ فراق دیده ام وصلِ تو آرزو کند•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•میلاد حضرت مسیح پیامآورِ عشق و مهربانی مبارک•❤️
( نوذر پرنگ ) 🖤•گویی غم دل باختۀ قلبِ من است•🖤
( هاتف اصفهانی ) 🖤•در شبِ رغائب، نامِ تو مقدم بر همهٔ آرزوهایم بود آپامه•🖤
( امیری فیروزکوهی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
📚 از کتاب یادداشتهای روزانه نیما یوشیج، ص۵۱ به کوشش شراگیم یوشیج
صفحه اصلی 💯










































































































































































































































































































