دلِ ناشاد من شاید که روزی شادمان گردد
ولی مشکل که آن نامهر هرگز مهربان گردد
مرا گر شادی یی در دِل رسد ناگه، بدان ماند
که در شهری غریبی آید وُ بی خانمان گردد
چنین کامروز زآن بدخو بلاانگیز می بینم
عجب نبْود که روزی فتنۀ آخرْ زمان گردد
گر این بارِ دل من آسمان خواهد که بردارد
نجنبد هیچگه از جایِ خود، چون ناتوان گردد
بر آن بودم که دِل را مرهمِ بهبود خواهد شد
چِه دانستم که جانم را بلایِ ناگهان گردد
اگر جامی جُدا از لعلِ مِی گونِ تو می نوشم
همانجا خون شود، در چشمِ خونریزم روان گردد
غمِ مُحیی بخور زآن پیش کز سودایِ زُلفِ تو*
برآرَد سر بِه شیداییّ وُ رسوایِ جهان گردد 🌷
موضوعات مرتبط: ابومحمد عبدالقادر گیلانی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
زآن بی وفایِ سنگدِل، جور وُ جفا می بایدم*
از کس نمی خواهم وفا، زآن بی وفا می بایدم
من مرغِ آتش خواره ام، با دانه وُ دامم چِه کار؟
آخر بِه جایِ دانه ها، در گور جا می بایدم
دل هایِ مردم باد خوش، از شادی وُ عیش وُ طَرب
من خو بِه محنت کرده ام، درد وُ بلا می بایدم
پیراهنِ یوسف اگر بویی ببخشد، فارغم
مژده بِه سویِ دِل از آن بندِ قبا می بایدم
سینه بسی تنگ است، دِل از غیر می سازم تهی
مهمانِ غَم آمد مرا، در جان سرا می بایدم
بیگانه ام با مردمان، وز خویشتن بیگانه تر
تا چند این بیگانگی، دِل آشنا می بایدم؟
مُحیی! بسی لذّت بُود در عِشق ورزیدن، ولی
هِجران مرا مشکل بُود، صبر وُ رضا می بایدم 🌷
موضوعات مرتبط: ابومحمد عبدالقادر گیلانی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
من نمی گویم که جورِ روزگارم می کُشد
طعنۀ بدخواه وُ بدعهدیّ یارم می کُشد
دور از او، بی طاقتی باشد که روزی چند بار*
محنت وُ دردیّ وُ داغِ انتظارم می کُشد
من نهانی عِشق ورزم با دلِ آن تندخو*
از برایِ عبرتِ خلق، آشکارم می کُشد!
در رَوم در کوچه ای بازیچۀ طفلان شوم
ور نشینم گوشه ای فکرِ تو زارم می کُشد
شَب گذارم در خیالت، روزگارم چون شود؟
روز، فکرِ نالۀ شب هایِ تارم می کُشد
می کِشد زحمت طبیبی، غافل است از اینکه او
همچو مُحیی سوزشِ جانِ فگارم می کُشد 🌷
موضوعات مرتبط: ابومحمد عبدالقادر گیلانی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
هرگز مباد آنکه بهشت آرزو کنم
خود را بِه هیچ، بهرِ چِه بی آبرو کنم
چندین هزار جان گرا می شود بِه باد
گر من حدیثِ طرّه او، مو بِه مو کنم
چون دستِ من بِه جامِ مرصّع نمی رسد
قلّاش وار دِرَمی، از او آرزو کنم
آن سال وُ مه مباد که بی ماهِ رویِ تو*
یِک لحظه زندگانیِ خود آرزو کنم
خود را بِه دار برکشم از دستِ جورِ او*
وز آه جان گداز، رسن در گلو کنم
محیی اگر بِه کعبه کنم روی در نماز
شرمم شود که روی دگر سویِ او کنم 🌷
موضوعات مرتبط: ابومحمد عبدالقادر گیلانی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت میرسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی ام سنگین تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































