🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

( شاهی سبزواری ) 🌙 🌸 عید فطر و حلول ماه شوال 🌸 🌙

عید است وُ خلقی هر طرف، دامن‌ کشان با یارِ خود*
مسکین منِ بی‌ صبر وُ دِل، حیران شده در کارِ خود

هم مرغ، نالان در چمن، هم گُل دریده پیرهن*
هر کس به یاری در سخن، من با دلِ افگارِ خود

عقلم که بودی رهنمون، خندید بر اهلِ جنون
من نیز می خندم کنون، بر عقلِ دعوی وارِ خود

گر رازِ دِل ننهفتمی، در خاک وُ خون کی خفتمی
هم با طبیبی گفتمی، حالِ دلِ بیمارِ خود

در جان درون آن تندخو، دایم به دِل در گفتگو
بیچاره من محروم از او، چون دیده از دیدارِ خود

تو همچو گُل دامن کشان، رفته به گشتِ بوستان
پیشِ تو مسکین باغبان، شرمنده از گلزارِ خود

شاهی زِ خوبان زد نفس، افتاد در دامِ هوس
چون عندلیبانِ قفس، درمانده از گفتارِ خود
🌷

پ.ن:

عیدِ فرخنده‌ لقا بر تو مبارک بادا
حافظت سورۀ یاسین وُ تبارک بادا

دوستانت همه را تاج لعمرک بر سَر
دشمنانت همه را تیغ به تارَک بادا

🔸 شاعر: در نسخه، نامشخص است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بُوَد آمیزش از دریا بهم، هر قطره باران را
به یکدیگر رسانَد مرگ، دور افتاده یاران را

به پایِ عقل، راهِ عشقِ عالم‌ سوز طی کردن
بود از قلزمِ آتش گذشتن، نی‌ سواران را

بُوَد مرگ از جهان‌ بی‌ بهره را از زندگی خوشتر
کمی نَبْوَد زِ صبحِ عید، شامِ روزه‌ داران را

🔸 شاعر: در نسخه نامشخص است.

📸 موقعیت عکس: حضور پُرشور مردم دیندار رشت، ساعت ۷ و نیم صبح روز تعطیل عید سعید فطر در بلوار شهید مدرس. در سایر مساجد رشت نیز نماز عید سعید فطر برگزار شد.


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی ، اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۴ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( شاهی سبزواری ) 🖤•دشوار تر از اَندوه عِشقت شَرح دادَنشه•🖤

تلخ است بی‌ تو صبر، دلِ غم‌ فزوده را*
نتوان چشید، دارویِ نا آزموده را

ای ناله! همدمی کن وُ از آبِ چشمِ من*
بیدار ساز، دیدۀ بختِ غُنوده را

دِل شد ربودۀ سرِ زُلفِ تو، در کمند*
نتوان بِه کویِ عقل کِشید، آن ربوده را

با باغبان مگو، که دلِ غنچه خون چراست*
خواندن نمی‌ توان، ورقِ ناگشوده را

مشّاطه زُلفِ یار به انگشت می‌ کشد
زان رو که نسبتی به قلم هست دوده را

ناگفته از دهانِ تو رمزی مرا مکش
نتوان قصاص کرد گناهِ نبوده را

شاهی! خیالِ خام مگو از دهانِ دوست
چون نیست لذّتی، سخنِ ناشنوده را
🕯


موضوعات مرتبط: اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷

تاريخ : جمعه یازدهم آذر ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( شاهی سبزواری ) 🕯 ♡در میانِ شعلهٔ عشقت می سوزم آپامه♡ 🕯

زُلفِ تو در کمندِ جنون می‌ کِشد مرا*
خوش‌ خوش بِه کویِ عِشق درون می‌ کِشد مرا

هر جا که می‌ گریزم از این فتنه، ناگهان*
عِشقت عنان‌ گرفته برون می‌ کِشد مرا

من دِل نمی‌ دهم بِه لب وُ چشمِ او، که یار*
گاه از فسانه، گَه بِه فسون می‌ کِشد مرا

بر خاکِ آستان تو گریَم بِه خونِ دِل*
چون خاک می‌ دواند وُ خون می‌ کِشد مرا

شاهی! بِه کویِ عِشق مکن بعد از این قرار*
کاین دِل بِه گوشه‌ هایِ جنون می‌ کِشد مرا
🌷


موضوعات مرتبط: اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷

تاريخ : جمعه یازدهم آذر ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( شاهی سبزواری ) 🖤• نبودنَت را هر شَب گریه می کنم آپامه•🖤

ای دیده بسی فتنه زِ بالایِ تو دیده*
صد گونه بلا از سرِ زُلفِ تو کشیده

تا اشک، غبار از رهِ او باز نشاند*
بسیار دویده است وُ به گردش نرسیده

دیوانه شده عقل در آن دم که به شوخی
لعلِ تو فسون خوانده وُ خطِّ تو دمیده

با این همه شیرینی وُ لطف است نی قند
پیشت زِ تحیّر سر انگشت گزیده

با سیلِ دو چَشمم چِه بود قصّه طوفان؟*
از دیده بسی فرق بود تا به شنیده

زان گونه که قندیل فروزند بِه محراب
دِل سوخت در آن طاقِ دو ابرویِ خمیده

شاهی، هوست بود، حدیثی، زِ دهانش*
افسوس که رفتی زِ جهان، هیچ ندیده
🕯

پ.ن:

دریغا!


موضوعات مرتبط: اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷

تاريخ : جمعه یازدهم آذر ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) ‏🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی‌ روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر بری‌یز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان‌ هایم دلتنگِ دست‌هایت‌ اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می‌ کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•چجوری از لبخند زدنِ قلبم موقعِ شنیدنِ صدات برات بگم؟•🖤
( هلالی جغتائی ) 🖤•گر معشوقه ام شوی! من پادشاهِ جهان شوم آپامه•🖤
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایه‌گاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین‌ ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران می‌بارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است )  🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•و به دیوارهایی که میانمان ساختی عکست را آویختم•🖤
( مسیح کاشانی ) 🖤•و گنج‌ هایِ جهان، اگر تو نباشی غباری بیش نیست آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🖤•امّا قلبم، همین که تو ساکنِ آنی مرا کافیست•🖤
( فروغی بسطامی ) 🖤•دلم می خواهد آنقدر ببوسمت که تشنگیم تمام شود آپامه•🖤
( اهلی شیرازی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، ‏تا فنا در جانت، آپامه•🖤
( اسیر‌ شهرستانی ) 🕌 🌹و شهادت می دهم که تو جان و مولایِ منی و تو آقایِ منی 🌹 🕌
( فریدون مشیری )  🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌
( حسین منزوی ) 🖤•چه می‌ شد اگر با هم به ستاره‌ ها نگاه می‌ کردیم؟•🖤
( شرمی قزوینی ) 🖤•جانِ فراق دیده‌ ام وصلِ تو آرزو کند•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•میلاد حضرت مسیح پیام‌آورِ عشق و مهربانی مبارک•❤️
( نوذر پرنگ ) 🖤•گویی غم دل‌ باختۀ قلبِ من است•🖤
( هاتف اصفهانی ) 🖤•در شبِ رغائب، نامِ تو مقدم بر همهٔ آرزوهایم بود آپامه•🖤
( امیری فیروزکوهی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
📚 از کتاب یادداشت‌های روزانه‌ نیما یوشیج، ص۵۱ به کوشش شراگیم یوشیج
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️

تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.