کبودیِ رُخ زردم، زِ سنگِ اغیارست
تو را خیالْ که، گُل کرده زعفران زارست
تو هم در آینه حیرانِ حُسنِ خویشتنی
زمانه ایست که هر کس، به خود گرفتارست
شبی زِ قدّ تو افتاد سایه بر دیوار*
نشسته عاشقِ غمدیده، رو به دیوارست
زِ هاله بهرِ چه زالِ فلک کَلاوه کند
اگر نه یوسفِ حُسن تو را خریدارست؟
زِ غبغب وُ دهنت، در حضورِ آن لبِ لعل*
میانِ تنگدلان گفت و گویِ بسیارست
زِ سرگرانیِ تابوتم، ای رقیب مَنال!
هنوز مُردۀ من، زندۀ تو را بارست
دلم که باز ندانست قدرِ روزِ وصال*
فراق، هر چه به او می کند سزاوارست
شدی فریفتۀ نقشِ خانۀ ایّام
مباش غافل ازو «آصفی» که پرگارست 🌷
موضوعات مرتبط: آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
ازان به خاطرِ من ترکِ کار دشوارست
که بارِ دوشِ توکّل شدن به دِل بارست
اثر گذار! اگر عُمرِ جاودان خواهی*
که زندگانیِ هر کس به قدرِ آثارست
ازان به تلخیِ هجر از وصال ساخته ام
که رَعشه دارم وُ اين جام سخت سَرشارست
اميد هست که شيرازۀ گهر گردد
زِ تار وُ پودِ جهان رشته ای که هموارست
شد از شکستِ خريدار، توتيا گهرم
همان زِ ساده دلی تشنۀ خريدارست
ازان هميشه بوَد وقتِ مِی پرستان خوش
که هر کجا که غَمی هست، رزقِ هشيارست
تو بی دريغ به ويرانه گنج می بخشی
وگرنه دردِ تو را دلْ کجا سزاوارست؟
نَفَس شِمُرده زَنان راست دل بجا، صائب
چمن صحيح بوَد تا نسيمْ بيمارست
جوابِ آن غزلِ ‹آصفی› است اين «صائب»:*
"زمانه ایست که هر کس به خود گرفتارست" 🌷
پ.ن:
کبودیِ رُخ زردم زِ سنگِ اغیارست
تو را خیالْ که گُل کرده زعفران زارست
تو هم در آینه حیرانِ حُسنِ خویشتنی
زمانه ایست که هر کس به خود گرفتارست (آصفی هروی) 🖤
🌸 روح استاد فرشچیان قرین رحمت الهی و یاد عزیزشان تا ابد گرامی باد 🌸
موضوعات مرتبط: میرزا محمد علی صائب تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد محمود فرشچیان (نقاش معاصر) 🇮🇷
رُخت کز حلقه هایِ طُرّه می تابد، چِه تاب است این؟
پریشان در سوادِ سایه، نورِ آفتاب است این
مرا گاهِ تماشا می پرد چشمِ بلا دیده
ندارد طاقتِ نَظّاره، عینِ اضطراب است این
چو در خوابم درآیی، بختِ بد از بهرِ محرومی*
مرا بیدار می سازد، که یار آمد، چِه خواب است این؟!
زِ غَم، ویرانۀ دِل نیست در یادم، ولی تا من
اساسِ عِشق را آباد می بینم، خراب است این
چِه غَم از های هایِ گریه وُ فریادم آن گُل را*
که پندارد سرودِ بلبل وُ آوازِ آب است این 🌷
پ.ن:
روی چون ماهِ تو را هر شَب که می بینم بِه خواب
صبحدم از شوق می بالم بِه خود چون آفتاب (الهام اصفهانی) 🕯
━━━━━━━━━━━━━━━
گر مستِ چشمانش شوم ای دیده در خوابم مبر
ور یِک شَبم آید بِه خواب ای بختْ بیدارم مکن (گلچین معانی) 🕯
━━━━━━━━━━━━━━━
شَبی خیالِ تو آمد بِه خواب وُ آسودیم
دگر زِ هم نگشادیم چشمِ گریان را (برهمن اکبرآبادی) 🕯
━━━━━━━━━━━━━━━
مگر بِه خواب بود چشمِ آسمان کآن ماه
پس از هزار شَب امشَب مرا بِه خواب آمد (رفیق اصفهانی) 🕯
پ.ن۲:
در خواب مُرد؛ شاید در خواب بِه معشوقَه اَش رسیده بود، و نمی خواست که برگردد 🖤
موضوعات مرتبط: آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
بِه سویِ من که رسانَد نسیمِ یارِ مرا؟
که نیست قوّتِ برخاستن غبارِ مرا
بهار آمد وُ گُل گُل زِ داغِ اوست دِلم
قیاس کن زِ گلستانِ من، بهارِ مرا!
بِه خاکِ من بگُذارید هر طرف عَلَمی
که تا بِه سهو زیارت کند مزارِ مرا!
مرا بِه وصلِ تو خوش روز وُ روزگاری بود
شبِ فراق، سیه کرد روزگارِ مرا
هزار گُل زِ گُلم آصفی! شکفته، چِه سود؟
که سویِ من گذری نیست، گلعِذار مرا 🌷
موضوعات مرتبط: آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
تا برافروخته ای زِ آتشِ می، رویِ سفید*
شمعْ پیرانه سر آتش زده در مویِ سفید
چَشمت آهوست ولی آهویِ مُشکینِ خطا
چشمِ خوبانِ دگر در غَمت آهویِ سفید
می دمد صبح، مگر مادرِ ایّام گشود؟
در وفاتم شبِ هجرانِ تو، گیسویِ سفید
در شفق دید مهِ عید وُ اشارت ها کرد*
پیرِ ما، سویِ میِ سرخ، بِه ابرویِ سفید
می رود آصفی از خالْ بِه حالی که تو را
طرّه چوگانِ سیاهست وُ ذقنْ گویِ سفید 🌷
پ.ن:
نقل است که شَبی در محفلِ شعری، شاعرِ بزرگ بیدل دهلوی پس از شنیدنِ غزلی از آصفی هروی بسیار محظوظ شد و مکرّر دو بیت* از آن شعر را بر زبان می راند، خاصه آنکه می گفت بیتِ آخرین قیامت است!
موضوعات مرتبط: آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
کبودیِ رُخِ زردم زِ سنگِ اغیار است
تو را خیال که گُل کرده زعفران زار است
تو هم در آینه حیرانِ حُسنِ خویشتنی
زمانه ایست که هر کس بِه خود گرفتار است
شَبی زِ قدّ تو افتاده سایه بر دیوار*
نشسته عاشقِ غَم دیده رو بِه دیوار است
زِ غبغب وُ دهنت در حضورِ آن لبِ لعل*
میانِ تنگدلان گفت و گوی بسیار است
دِلم که باز ندانست قدرِ روزِ وصال*
فراق، هر چِه بِه او می کند سزاوار است
زِ سرگرانیِ تابوتم ای رقیب! منال
هنوز مردۀ من، زندۀ تو را بار است
شدی فریفتۀ نقش خانۀ ایّام
مباش غافل از او آصفی! که پُرکار است 🌷
موضوعات مرتبط: آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
دیدن در آب وُ جلوه در آیینه، چند هم؟
خودبین وُ خودنما شدی وُ خودپسند هم!
پیکانت اهلِ کوکبه را چشمِ رحمت است
چشمی فکن بِه سوی منِ مستمند هم
مظلومِ عِشق دید مرا در ره، آن سوار
دستِ ستم کشید وُ عنانِ سمند هم
آتش زِ عودِ خالِ تواَم زنده زنده سوخت
می سوخت جَسته جَسته شرار وُ سپند هم
ای بر مدارِ مهر وُ وفا دِل نبسته هیچ!
بر روزگارِ حُسن، بسی دِل مبند هم
در دشت لاله نیست، که مجنونِ سینه چاک
دِل را برون کشید وُ بِه صحرا فکند هم
او چهره کرد آتش وُ ما برفروختیم
او قد کشید وُ آتشِ ما شد بلند هم
جُز سوز وُ دردِ عِشق نداریم آصفی!*
ما عاشِقیم وُ سوخته وُ دردمند هم 🕯
موضوعات مرتبط: آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
قاتلِ من چشم می بندد دمِ بسمل مرا؛ تا بماند حسرتِ دیدارِ او در دِل مرا 🕯
پ.ن:
گر بزنندم بِه تیغ در نظرش بی دریغ
دیدنِ او یِک نظر صد چو منش خونبهاست (جناب سعدی) 🖤
موضوعات مرتبط: آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
در رهت گَردِ ملامت شده دردی دارم*
تو غباری زِ من وُ من زِ تو گَردی دارم
مگر از مهرِ تو پیدا شودم دِلگرمی
که زِ بی مهریِ خوبان، دلِ سردی دارم
نکند دردِ مرا چاره مسیحا نَفسی
نالۀ زارم از آن است که دردی دارم
دید در وادیِ سوزم تنِ تنها وُ نگفت
بیدِلی، سوخته ای، بادیه گردی دارم
رنگ وُ بویی زِ مِیِ عِشق ندارد اغیار
من اگر هیچ ندارم، رُخِ زردی دارم
آصفی محنتِ عِشق است نصیبم شَب وُ روز*
نه غمِ خواب وُ نه اندیشۀ خوردی دارم 🌷
موضوعات مرتبط: آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
بِه سویِ من، که رسانَد نسیمِ یارِ مرا؟
که نیست، قوّتِ برخاستن، غبارِ مرا
بهار آمد وُ گُل گُل زِ داغِ اوست دِلم
قیاس کُن، زِ گلستانِ من، بهارِ مرا
بِه خاکِ من بگُذارید هر طرف عَلَمی
که تا بِه سهو، زیارت کند، مزارِ مرا
مرا بِه وصلِ تو خوش روز وُ روزگاری بود
شبِ فراق، سیه کرد، روزگارِ مرا
هزار گُل زِ گُلم آصفی شکفته، چِه سود؟*
که سویِ من، گذری نیست، گلعِذار مرا 🌷
| آهنگساز: علی موثقی؛ پیانو: آندره آرزومانیان |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۷ |
| 🎼 دانلود آهنگ بازگشت با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
یا رب منم زِ عشقِ نگارین، چنین حزین؛ یا هر که عاشِق است، بُود حالش این چنین؟ 🌷
موضوعات مرتبط: آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
اجل بِه قتلِ من آمد شبِ فراق، ولی؛ فراقِ یار مرا می کشد، چِه منّت ازو؟ 🌷
موضوعات مرتبط: آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر برییز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان هایم دلتنگِ دستهایت اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•چجوری از لبخند زدنِ قلبم موقعِ شنیدنِ صدات برات بگم؟•🖤
( هلالی جغتائی ) 🖤•گر معشوقه ام شوی! من پادشاهِ جهان شوم آپامه•🖤
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایهگاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران میبارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است ) 🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•و به دیوارهایی که میانمان ساختی عکست را آویختم•🖤
( مسیح کاشانی ) 🖤•و گنج هایِ جهان، اگر تو نباشی غباری بیش نیست آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🖤•امّا قلبم، همین که تو ساکنِ آنی مرا کافیست•🖤
( فروغی بسطامی ) 🖤•دلم می خواهد آنقدر ببوسمت که تشنگیم تمام شود آپامه•🖤
( اهلی شیرازی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت، آپامه•🖤
( اسیر شهرستانی ) 🕌 🌹و شهادت می دهم که تو جان و مولایِ منی و تو آقایِ منی 🌹 🕌
( فریدون مشیری ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( حسین منزوی ) 🖤•چه می شد اگر با هم به ستاره ها نگاه می کردیم؟•🖤
( شرمی قزوینی ) 🖤•جانِ فراق دیده ام وصلِ تو آرزو کند•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•میلاد حضرت مسیح پیامآورِ عشق و مهربانی مبارک•❤️
( نوذر پرنگ ) 🖤•گویی غم دل باختۀ قلبِ من است•🖤
( هاتف اصفهانی ) 🖤•در شبِ رغائب، نامِ تو مقدم بر همهٔ آرزوهایم بود آپامه•🖤
( امیری فیروزکوهی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
📚 از کتاب یادداشتهای روزانه نیما یوشیج، ص۵۱ به کوشش شراگیم یوشیج
صفحه اصلی 💯





































































































































































































































































































