🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

( سید حسن حسینی ) ❤️•یا اَباعبدالله! تا تو را داریم ما، داراترینِ عالَمیم•❤️

ما در رهِ عِشق، نقضِ پیمان نکنیم
گر جان طلبد، دریغ از جان نکنیم

دنیا اگر از یزید لبریز شود
ما پشت به سالار شهیدان نکنیم
🌷

پ.ن:

«ما با لبیک گفتن به اماممان، به نهضتِ انبیاء در همۀ طولِ تاریخ لبیک گفته‌ ایم و این‌ چنین، در همۀ هزاران سال تاریخِ کره زمین، در کنارِ همۀ انبیا و اولیایِ خدا، در همۀ جبهه‌ هایِ حق حضور داشته‌ ایم». (شهید سید مرتضی آوینی) ❤️


تصویری از دیدارِ شهید محمّد سعید ایزدی (حاج رمضان) و شهید حسین سلامی با حضرت آیت‌ الله خامنه‌ ای رهبر انقلاب اسلامی. هدیه به روحِ مطهر شهداء؛ صلوات: ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّل فَرَجَهُم 💙


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، زنده یاد سید مرتضی آوینی (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۴ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب حمام روح، ص۷۰ نوشته ی جبران خلیل جبران، ترجمه سید حسن حسینی

🟦 روزی در باغستانی سبز، شاریای نبی به کودکی شاد و با نشاط برخورد. كودك چون شاریا را دید به سویِ او دوید و گفت: «صبحِ شما بخیر آقا!» و شاریا در جوابِ سلام گفت: «صبحِ شما هم بخير آقا!» و پرسید: «انگار تنها هستی پسرم؟»

🟥 پسرك خنده کنان گفت: «از دایه ام فرار کرده و پنهان شده ام. او فکر می کند که من پشتِ پرچین هایِ این باغ هستم.» سپس پسرك در صورتِ شاریا خیره شد و گفت: «شما هم تنها هستید. شما با دایه تان چه کردید؟»

🟦 شاریا گفت: «هان! مسئله ما کمی فرق می کند. حقیقت اینست که من بیشترِ اوقات نمی توانم خودم را از او پنهان کنم. ولی الان که داشتم به این باغ می آمدم او داشت پشتِ همین پرچین ها دنبالِ من می گشت.»

🟥 پسرک دستهایش را بهم زد و فریاد کشید: «پس شما هم مثلِ من گُم شده اید. آیا خوب نیست که آدم گُم شود؟» بعد از شاریا سئوال کرد: «شما کیستید؟» شاریا گفت: «مرا شاریای نبی صدا می کنند و امّا تو؟ تو کیستی پسرم؟» پسرك گفت: «من خودم هستم. و الان دایه ام دنبالِ من می گردد امّا نمی داند من اینجا هستم.»

🟦 شاریا به آسمان چشم دوخت و گفت: «من هم برای مدتی کوتاه خودم را پنهان کرده ام. امّا او بزودی مرا پیدا خواهد کرد.»

🟥 و پسرك گفت: «من هم می دانم که دایه ام بزودی مرا پیدا می کند» و در آن لحظه صدایِ زنی که پسرك را به اسم صدا می زد. شنیده شد. پسرك گفت: نگاه کن! گفتم که او مرا پیدا می کند.»

🟦 و در همان وقت صدایِ دیگری به گوش رسید که می گفت: «شاریا تو کجا هستی؟» و شاریا گفت! «ببین پسرم! او هم مرا پیدا کرد.» پس آنگاه شاریای نبی سَر به سویِ آسمان کرد و گفت: «من اینجا هستم.» 🌷


موضوعات مرتبط: جبران خلیل جبران (نویسندۀ لبنانی) 🇱🇧 ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۴ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب حمام روح، ص۷۸ نوشته ی جبران خلیل جبران، ترجمه سید حسن حسینی

🟦 مردی گفت: «وقتی که آبِ دریا بالا آمده بود، با نوکِ کفشم رویِ ماسه‌ هایِ ساحل چیزی نوشتم که مردم همواره می‌ ایستند و آن را می‌ خوانند و مواظبند که در آینده چیزی آن را پاک نکند.»

🟥 و مردِ دوم گفت: «من هم بر ماسه‌ ها چیزی نوشتم، امّا وقتی که آبِ دریا فرو نشسته بود. از اینرو امواجِ دریا نوشتهٔ مرا پاک کرد. ولی به من بگو تا تو بر ماسه‌ ها چه نوشتی؟»

🟪 مردِ اول در جواب گفت: «نوشتم: «من همانم که هست.»، تو چه نوشتی؟»
و مردِ دوم گفت: «این چیزی است که من نوشتم: «من جُز قطره‌ ای از این اقیانوسِ بزرگ نیستم.»


موضوعات مرتبط: جبران خلیل جبران (نویسندۀ لبنانی) 🇱🇧 ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۴ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب مجموعه کامل شعرهای زنده یاد سید حسن حسینی

دلِ این سورۀ فجر
پشتِ این صبحِ مُبین

به تفاسیرِ نگاهِ تو اگر گَرم نَبود
شبِ ظلمانیِ یخبندان را

هیچ از قالبِ تکرار زدن شَرم نبود
آه ای عالِم رَبانیِ عِشق!

در کتابی اَبدی
شرحِ منظومۀ بیداریِ ما را بنویس.
🌷


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 (  سید حسن حسینی  ) 💎

🟩 قامتِ سبزِ سرو، نمایشگاهِ ناتوانی هایِ پاییز است! 🌷


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه یکم آذر ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🖤دلم غنچه وار از غریبی گرفت•🖤

من آن معنیِ رو بِه ویرانی ام*
که در خانۀ لفظ، زندانی ام

دِلم غنچه وار از غریبی گرفت*
نسیمی نیامد بِه مهمانی ام

ندارم سرِ سجده بر بادها
بلند است اقبالِ پیشانی ام

بگو صورتِ سنگیِ روزگار
فریبد بِه لبخندِ سیمانی ام

از این پس عبور از دِلم ساده نیست
که معمارِ پل هایِ ویرانی ام

خدا را بِه طبلِ خدا کم زنید
فزون می شود شورِ شیطانی ام!

غرورِ شما، ساقه ام را شکست*
بترسید از گرده افشانی ام
🕯


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : جمعه دوازدهم مرداد ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب طلسم سنگ، سوره مهر، ص ۱۱۱ نوشته ی سید حسن حسینی

🟦 موجِ خونِ عاشوراییان، لشکرِ خزانِ جاهلی را که بی وقفه پیشروی می کرد، در ابتدا متوقف ساخت و سپس در طولِ تاریخ، این لشکرِ زردجامه را وادار بِه عقب نشینی کرد. هنوز در همه جایِ خاک، سپاهیانِ سبزپوشِ بهاران از خونِ حسین مدد می گیرند و بِه قلبِ لشکرِ خزان می زنند و چون طوفانِ وزان، قشونِ برگ ریز را اوراق و تار و مار می کنند. چاشنیِ کربلا بِه سلاح های ساده، بُردِ خیره کننده ای می دهد و محکم ترین استحکاماتِ نظامی را چون ماکتی مقوایی مچاله می کند.

🏴 اهتزاز پرچمهای سیدالشهدا (ع) در نزدیکی پایگاه صهیونیست ها در مرز لبنان و فلسطین 🏴


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب طلسم سنگ، سوره مهر، نوشته ی سید حسن حسینی

🟦 سخن از مردی است که اگر نبود، کربلا در کرانه هایِ کویریِ تاریخ، کم رنگ می شد و برگهایِ کتابِ مردانگی را هرمِ عطش، مچاله می کرد! بِه یاد داریم که سردار عِشق بیعت از همگان بر گرفت و آنان را مخیّر کرد. در آن شبِ یلدایی، او بود که پیش تر از دیگران حنجره در حنجرۀ برادر انداخت و آواز بر آورد:

ای تبسّم تشنۀ لبهایِ تو

مرگ یعنی زندگی منهایِ تو!

🟥 شگفتی نگر! همیشه رود بِه سمتِ دریا رفته است و این بار دریاست که بِه سمتِ رودخانه روان است! دریایِ دلاوری و عِشق! ابراهیمِ کربلا باز هم ذبیح دیگری را روانۀ "منا " ی عِشق می کند. آب چون شکمِ ماهی موج می زند. مهرِ فاطمه در محاصرۀ سپاه کین! آیا او هم تشنه است؟ او تشنۀ آب نیست. آب، تشنۀ اوست! مردی که همۀ دریاها تا قیامت تشنۀ اویند. مردانه می جنگد و ناجوانمردانه با او می جنگند. و اینک چون فریادی بلند بر لبِ فرات ایستاده است! 🌷

دریا بِه طلب از برهوتِ تو گذشت
یِک قافله نعره در سکوتِ تو گذشت

آن روز اگر چِه تشنه بودی، امّا
صد رشته قنات، در قنوتِ تو گذشت
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄

گر بر ستمِ قرون برآشفت حسین
بیداریِ ما خواست بِه خون خُفت حسین

آنجا که زبان محرمِ اسرار نبود
با لهجۀ خون سرّ مگو گفت حسین
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄

بی خونِ تو گُل، رنگِ بهاران نگرفت
این بادیه بویِ سبزه زاران نگرفت

کی نفحه گر زمانه در پردۀ داغ
از تشنگیِ تو خواند وُ باران نگرفت؟!
🌷

پ.ن:

🔹 چِه خوب گفت شهید مطهری که اگر پیغمبر اسلام زنده می‌ بود، امروز چِه می‌ کرد؟ دربارۀ چِه مسئله‌ ای می‌ اندیشید؟ واللهِ و باللهِ قسم می‌ خورم که پیغمبر اکرم در قبر مقدسش امروز از یهود می ‏‌لرزد. این یک مسئله‌ دودوتا چهارتاست. اگر کسی نگوید، گناه کرده است. من اگر نگویم واللهِ مرتکب گناه شده‌ ام، و هر خطیب و واعظی اگر نگوید مرتکبِ گناه شده است.

🔹 داستانی که دلِ حسین بن علی را خون کرده، این قضیه است. اگر می‌ خواهیم بِه خودمان ارزش بدهیم، اگر می‌ خواهیم بِه عزاداری حسین بن علی ارزش‏ بدهیم، باید فکر کنیم که اگر حسین بن علی امروز بود و خودش می‌ گفت برای من عزاداری کنید، می‌ گفت چِه شعاری بدهید؟ آیا می‌ گفت بخوانید: «نوجوان اکبر من» یا می‌ گفت بگویید: «زینب مضطرّم الوداع، الوداع»؟! اگر حسین بن علی بود می‌ گفت: اگر می‌ خواهی برای من عزاداری کنی، برای من سینه و زنجیر بزنی، شعارِ امروزِ تو باید فلسطین باشد. شمرِ هزار و سیصد سال پیش مُرد، شمرِ امروز را بشناس.

🔹 و دلاورمردانی که پایِ فلسطین ایستادن و این روزها شعارِ محرمشون «اولسنا على الحق» است. ماجرا ماجرایِ حق و باطل است، کربلای غزه نوری از کربلای حسین ابن علی علیه السلام است و ریشۀ ظلمِ یزیدی صهیونیست ها رو از زمین خواهند کَند بِه عنایتِ حضرت سیدالشهدا علیه السلام.


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( سید حسن حسینی ) 💎

تا بندۀ دودمانِ باور شده‌ ام
در آتشِ عاشِقی شناور شده‌ ام

دستم بِه تمامِ قلّه‌ ها می‌ چربد
امروز که خاکِ پایِ حیدر شده‌ ام
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی

تاريخ : شنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🏴 🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌 🏴

ای ازلی مرد برایِ ابد
بی تو زمین سرد، برایِ ابد

نامِ قدیمت زِ لبِ حادثه
نعره برآورد برایِ ابد

پلکِ تو شد باز بِه رویِ دِلم
پنجره گسترد برایِ ابد

هر گُلِ سُرخی که جُدا از تو رُست
زرد شود زرد، برایِ ابد

غیرِ دِلت لشکرِ اندوه را
کیست هماورد برایِ ابد؟

دستِ تو از روزِ ازل زد رقم
بهرِ دِلم درد، برایِ ابد

چشمِ تو در عینِ تحیّر شکفت
آینه پرورد برایِ ابد

یارِ تو عیّار زِ روزِ ازل
خصمِ تو نامرد برایِ ابد

مست شد از بادۀ روشنگرت
این دلِ شبگرد برایِ ابد

صبحِ ازل مهرِ تو در من گرفت
شعله ورم کرد برایِ ابد
🌷

پ.ن:

بهرِ این نقشِ نگین گر خاتمی پیدا کنی

لا فتی ا‌لّا علی بنویس بر بازویِ مرد (بیدل دهلوی) 💚

🌸 ذکر علی عباده، خوشنویسی: سیّد رسول آقا میری، اثر: رضا بدرالسماء 🌸


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی ، استاد رضا بدرالسماء (نقاش) 🇮🇷

تاريخ : شنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( سید حسن حسینی ) 💎

چَشمت زِ مرو هستیِ من چون مغول گذشت
این تیغ، عاقبت زِ گلوگاه گُل گذشت

انگار لشکری که خماری شعارِ اوست
کوبید فاتحانه بِه کوس وُ دهل گذشت

جزیی زِ کل باورِ من در امان نماند
توفانِ بی گذشتِ تو بر جزء وُ کل گذشت

در من گرفت شعلۀ حسی شگفت وُ شاد
گویی که از مشامِ دِلم، بویِ گُل گذشت

هر چند لفظ کهنۀ "مُل" دلپذیر نیست
سکر نگاه تازه ات از هر چِه مُل گذشت

بر خاطرِ غریبِ فلاطونِ روحِ من
یادِ تو مثلِ قافله ای از مُثُل گذشت

گفتند: از مجاز، پُلی تا حقیقت است
دردا که عمرِ عاشِقی ام رویِ پُل گذشت
🌷

پ.ن:

ببین لاله هایی که در باغِ ماست
خموشند وُ فریادشان تا خداست

سزد عاشِقان را در این روزگار
سکوتی از این گونه فریاد وار (سید حسن حسینی)
🖤


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه نهم فروردین ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب سکانس کلمات، نوشته ی زنده یاد سید حسن حسینی

🟦 ای علی! ای دایرة المعارف خداوند! ای بلندترین برآمدگی در سطحِ تاریخِ بشریت! ای آبشخورِ تمامِ دل هایِ داغ دار و ای پناهِ تمامِ ارواحِ بی پناه در سطحِ خاک! ای کسی که اگر شیعه هم نبودم، شیعۀ تو بودم! ای "خدا مَرد"، ای بی رحمانه بزرگ، ای بی ملاحظه خوب! ای آفتاب! این ذرّه باز چشمِ امّید بِه ژرفایِ نورانیِ تفضّل و کَرمِ تو بسته است.

🟥 تا تو هستی هیچ انسانی نمی تواند از انسانیّت بِه کل ناامید باشد. خدا وقتی تو را آفرید، درهایِ ناامیدی را بر رویِ بشر بست! بِه منِ ناچیز معنی بده و دستم را بگیر و از این ورطه رهایم کن! ای علی! ای دستگیرِ ناتوانان و بر باد رفتگان و از یاد رفتگان! مگذار مَشعلِ عِشق بِه تو در دِلم دچار لکنت و سو سو شود. مگذار اسمت از خاطرم برود، ای رسمت آسمانی! 🌷

🌸 خط استاد سیّد محمّد حسینی موحد 🌸


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه نهم فروردین ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🖤•آه از آن آه که پُر، بی اثر است•🖤

دِلم آیینۀ خون وُ خطر است
با هيولایِ تپش هم سفر است

پندِ چون آبِ روانش مدهید
آب در خرمنِ آتش، شرر است

پای تا سر، تبِ فریادم، لیک
سر وُ کارم همه با گوشِ کر است

بر دهانی که قفس را ماند
خنده، مرغی است که بی بال وُ پر است

سینه خون گشت زِ طوفانِ عقیم
آه از آن آه که پُر، بی اثر است*

هر که بر عافیتِ زرد تنید
خونش اندر رگ وُ شریان، هدر است

شکر لله که علی رغمِ خزان
باغِ نوباوۀ ما بارور است

ریشه در بیشۀ فرهادان کن
تیشۀ عِشق بسی کارگر است
🕯

پ.ن:

چون بهارانی که گُل در بوستان می پرورد؛ داغِ یارانم شرر در استخوان می پرورد.

امروز نُهم فروردین سالگردِ درگذشتِ شاعر و پژوهشگرِ برجستهٔ معاصر، زنده‌ یاد سید حسن حسینی است. یاد و نامِ بلندش گرامی با ذکر معطر صلوات.


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه نهم فروردین ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🖤•تو روشنیِ قلبِ منی،‌ خودم را هدر نداده‌ ام•🖤

ارمغانِ هستیِ عاشِق دِل است
تحفه ای دارم ولی ناقابل است

از ته چاهی بِه نامِ زندگی
بازگشتن کارِ سحرِ بابل است

آنچه می خواهند ابنایِ زمان
حقّ مطلب را بخواهی باطل است

کار با دِل می کنم امّا چِه سود
کارِ دِل، بی عاشِقی، کارِ گِل است

نرخِ نادانی؟ دعایِ مستجاب
نرخِ دانستن عذابِ نازل است!

سخت توفانی است دریایِ دروغ
خانۀ ایمان کنارِ ساحل است

دِل بُریدن از تو پیوستن بِه غیر
سخت آسان است امّا مشکل است
🌷

پ.ن:

راهِ عِشق از رویِ عقل از بهرِ آن بس مشکل است
کان نه راه صورت وُ پایست کان راه دِل است

بر بساط ِعاشِقی از رویِ اخلاص وُ یقین
چون ببازی جان وُ تن مقصود آنگه حاصل است

زینهار از رویِ غفلت این سخن بازی مَدان
زان که سَر در باختن در عِشق اوّل منزل است

فرق کُن در راهِ معنی کارِ دِل با کارِ گِل
کاین که تو مشغولِ آنی ای پسر کارِ گِل است (سنایی غزنوی) 🖤


موضوعات مرتبط: حکیم مجدود سنایی غزنوی (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه نهم فروردین ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🖤•دوست دارم صِدام کنی و من بگم جانم آپامه؟•🖤

ساقی اگر تو باشی، من تشنۀ شرابم
سیراب کن از آتش چون جامِ آفتابم

یِک قطره از حضورت، با خلوتم عجین شد
زد شعله چون عبورت، بر ظلمتِ غیابم

لولی تر از تو برگی، در دفترِ دِلم نیست
شیرین تر از تو شعری، در سینۀ کتابم

هستم برهنه وُ فاش، در طَیْلَسانِ حیرت
آیینه پوشِ چَشمت، مستغنی از نقابم

سودايیِ دو کانون، از آتش وُ جنونم
سرگشتۀ دو قبله، حیرانِ انتخابم

تنهاترین چراغی، در باغِ ظلمتِ من
سوسو بزن دوباره، محتاجِ آفتابم

آبی بزن بِه روحم، در بسترِ فتوحم
ای مرهمِ لبانت، تسکینِ التهابم

در باورم بیفشان، عطری زِ شور وُ باران
در فصلِ خشکسالی، ایمن کن از سرابم

دیوانه ام مسلّم، ای کاش تا قیامت
در شامِ گیسوانت، می شد کمی بخوابم
🌷

پ.ن:

┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄

دوست دارم آفتابِ چشم هایِ روشنت را
بالاخص از قلّه هایِ ناگهان تابیدنت را

قلبِ من اینجاست اینجا: کلبۀ درویشیِ تو!
از چِه آن سویِ جهان دادی نشانی مسکنت را!؟

گر تو را از دردِ عِشقی گرد بر دامن نشسته
می توانی بر مزارِ من تکانی دامنت را!

تشنۀ فتحِ طلسمِ روحِ مجروحِ تو هستم
ورنه پاسخ ساده می بینم معمایِ تنت را

گلشنِ صد راز را از روزنِ چشمِ تو دیدم
یِک نظر امّا ندیدم رازهایِ گلشنت را

کافرِ شبگردم امّا بارِ دیگر می نویسم
می پرستم آفتابِ چشم هایِ روشنت را
(سید حسن حسینی)
🖤

┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه نهم فروردین ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🌹 ♡برای قیصر امین پور ♡ 🌹

رفیقِ همسفرِ روزهایِ بارانی
بیا بِه کوچه بِه پا کُن شبِ غزلخوانی

چقدر فاصله انداخت بینِ من تا تو
سکوتِ سنگیِ دیوار هایِ سیمانی!

شریعتِ تو مرا گفت قبله را دریاب
طریقتِ تو مرا برد رو بِه حیرانی

بِه شیخِ شهر، دوباره نوشته ام نامه:
که یِک غزل نفسی تازه کن مسلمانی

ازل ازل همه آن بود، ابد ابد این است
غزل غزل همه باقی، نفس نفس فانی

بِه خانقاه نگاه تو اعتکاف کنند
قلندرانِ غزل، وقتِ شعر درمانی

تو قافِ قلۀ سیمرغِ شعرِ امروزی
بِه بی نشانه ترین خاستگاه ایمانی

و عاشقانِ جهان تسلیت بِه تو گویند
تویی که با تو رقم خورده این ادب دانی

تویی که با تو هنوز آسمان، گُل آذین است
بِه استعاره در این مزرع چراغانی

بگو بِه برج نشینانِ این خراب آباد
بِه ساکنانِ قفس باد خانه ارزانی!

اگر بِه کلبۀ درویشی ام نهی پا را
غزل برایِ تو سر می برم بِه مهمانی

برادرم، پدرم، اصل و فصلِ من عِشق است*
چِه نسبت است مرا با "ی"هایِ پایانی
🌷

پ.ن:

* این مصرع از دیوان شمس وام گرفته شده است.


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر قیصر امین پور (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🖤•دل به لبخندِ عِشق می بندم باز بی اختیار می گریم•🖤

عِشق نفس زد، هوس آتش گرفت*
از دمِ گُل خار وُ خس آتش گرفت

مرغِ دلِ ما چو دهان باز کرد
صاعقه ای زد، قفس آتش گرفت

چشمِ تو شد بدرقۀ کاروان
سوخت حرامی، جَرَس آتش گرفت

دود برآمد زِ نهادِ کلام
جوهرِ معنی، زِ بس آتش گرفت

نامِ تو در جان نفسِ خفته بود*
تا بِه لب آمد، نفس آتش گرفت

حافظِ ما بادۀ گلرنگ خورد
تا بِه قیامت، عَسَس آتش گرفت

اهلِ هوس! آب بیارید آب*
عِشق نفس زد، هوس آتش گرفت
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( سید حسن حسینی ) 💎

ما که در گردابِ خاکی قطره ای بی یاوریم
در کنارِ کوچکی هامان جهانِ اکبریم

بر بساطِ این قمارِ نابرابر بر زمین
پاک بازی می کنیم وُ آسمان را می بریم

کم مبین این دستگاه شوکتِ آواره را
فرشِ خود را رویِ عرشِ لحظه ها می گستریم

بارشِ اخم دو عالم رونقِ ما را نبرد
آتشِ بی انتها، لبخندِ بی خاکستریم

ریشۀ ما آب از دریایِ آتش می خورد*
در رگِ جان، شطّی از آتشفشان می پروریم
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🪴 💙•خدایا تو را شُكر می كنم كه علی (ع) را آفریدی•💙 🪴

ای خدا ای خالقِ مولا علی
از کنارت نیست راهی تا علی

من تو را می خوانم امّا بر زبان
می رود بی اختیارم، یا علی

در علی اندیشم وُ آیا خدا؟
در تو می اندیشم وُ آیا علی؟

ذاتِ یکتایِ تو ما را رهنمون
گشت تا مولایِ بی همتا علی

می درخشد در نیامِ نامِ تو
در شبِ اندیشه برق آسا علی

می شود از لطفِ ناپیدایِ تو
در دلِ گُم گشته ام پیدا علی

قطره قطره می چکی در خاطرم
موجزن می گردد وُ دریا علی

فاش می پرسم: زِ خلقِ کاینات
بود منظوری تو را: الا علی؟

ای که هر جا می شکوفد یادِ تو
مثل گُل، گُل می کند آنجا علی

سر خوشان در مدحِ او: شاید خدا!
خامشان در وصفِ تو: گویا علی!

غیرِ فرقِ خونفشانِ حضرتش
فرقِ چندانی نداری با علی!
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🖤•می‌ خواهمت ای خواسته جُز من همه‌ کس را•🖤

می‌ خواهمت ای خواسته جُز من همه‌ کس را*
وی آخته بر کُشتنِ من تیغِ نفس را

بر من که نباشد دگرم طاقتِ پرواز
با زخمِ زبان تنگ مکن کُنجِ قفس را

آن روز که گردن بِه تمنّایِ تو دادیم
بستیم بِه زنجیر، هیولایِ هوس را

عمرِ گذران قافلۀ یاد مرا برد
گر گوش کنی می‌ شنوی بانگِ جَرس را

با من سخنِ تلخ مگو ای لبِ شیرین
اسراف مکن! شهد مده مور وُ مگس را

دِل شد خزرِ خون وُ تو افسوس ندیدی*
در دیدۀ خشکیدۀ من رودِ اَرس را

با یادِ تو آغشته نبود اَر نفسِ ما
در خلوتِ دِل راه ندادیم نفس را

پایانِ سخن نیست بِه جُز حرفِ نخستین!*
می‌ خواهمت ای خواسته جُز من همه‌ کس را
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🖤•آرزویم این است که حبسِ ابد در گردشِ خونِ تو باشم آپامه•🖤

امشَب از دور در کنارِ توام
بیشتر از همیشه یارِ توام

چون تنِ سایه، زیرِ بالِ عقاب
هر طرف می روم، شکارِ توام

خونِ من تشنه می چکد در باد
زخمیِ تیغِ آبدارِ توام

حجمِ آزادی ام تماشایی است*
تا زمانی که در حصارِ توام

با تمامِ وجود، چون اندوه
ساکنِ روحِ بی قرارِ توام

با من از جبر وُ اختیار مپرس
جبری ام من، دراختیارِ توام

هر چِه موعود در نگاهِ من است
لحظه لحظه در انتظارِ توام

خاطرم از خزان نمی ترسد
که نظر کردۀ بهارِ توام

زخمی، امّا شکوهمند وُ غریب
چون غرورِ بزرگوارِ توام
🌷


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب طلسم سنگ، سوره مهر، ص ۱۱۷ نوشته ی سید حسن حسینی

🟦 از خود و خویشان گُذشتن، جان‌ مایۀ جهادِ جوانمردانِ کربلاست و سَرِ مردان و سالارِ جوانمردان، حضرت حسین (ع) در آزمونی خون آلود که خود برگزیده است، سخت ترین بندهایِ تعلّق را که ریشه در روح و روانِ آدمی دارد، یکی یکی می گسلد و به کربلا وجهی نمادین برایِ از خود گذشتگی جاودانه می بخشد. از کودکِ شش ماه گرفته تا جوانِ تازه پای در بوستانِ شباب نهاده، تا برادری برومند و بِه بار نشسته و پیرانی که با قامتِ کمانی، خدنگِ چشمِ یزید هایِ رجیم اند. 🌷


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب طلسم سنگ، سوره مهر، ص ۴۱ نوشته ی سید حسن حسینی

🟦 حُر چِه مردانه می جنگد! رنگ از رُخسارِ تبه كاران پَريده است؛ او نخستين تيغِ ناحق بود و اينك نخستين سپر است برخاسته بِه حمايت از حق! حاصلِ كيمياگریِ حسين! قطرۀ وجودِ حُر بِه سُرخی گرائيده است؛ قطره در شرفِ دريا شدن است، هان بنگريد، دريا می شود! در بسترِ اقيانوس، قطره پيشين، سُرخ رو ناپيدا می شود، دريا می شود، دريا! او نيك می دانست: از رود تا دريا، راه درازی نيست، رودی كه از خود بگذرد، درياست! رازِ حُر شدن، گذشتن از «خود» است؛ حُرّ شهيد می دانست: دريا، تكرارِ رود است، رود امّا، تكرارِ دلهایِ دريايی 🌷

پ.ن:

🌸 "مرا دریاب ارباب" با موضوع توبه جناب حُر، اثر حسن روح الامین 🌸


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، استاد حسن روح الامين (نقاش) 🇮🇷

تاريخ : شنبه سوم تیر ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🖤•سرگشته‌ اَم، تمامِ تَمنّای من تویی•🖤

نزديكتر بيا؛ من زنده ام هنوز، امّا.. نزديك تر بيا، من رویِ دستِ فاصله تشييع می شوم 🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( سید حسن حسینی ) 💎

زِ بس فتنه از پيش وُ پس می رسد
بِه سختی مجالِ نفس می رسد

گُل از باغ دامن كشان می رود
كه از بام وُ در خار وُ خس می رسد

صف آرايیِ لشكرِ عاشِقی
بِه فرماندهانِ هـوس می رسد

و ميراثِ پرواز وُ اوجِ عقاب
بِه بالِ عليلِ مگس می رسد

بِه فريادِ مستانِ دلخسته نيز
عسـس جایِ فريادرس می رسد

اگر چند قحطِ گُل است وُ نسيم
بِه لب گرچِه مشكل نفس می رسد

فراوانی است وُ فراوانی است
بِه هر مرغ چندين قفس می رسد
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی )  🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌

دیده اگر با تو برابر شود*
چشمِ من آیینۀ محشر شود

دم بزن ای غنچۀ باغِ ازل‌!
تا نفسِ خاک‌، معطّر شود

دم بِه دم از نامِ تو دم می‌ زنم‌*
تا سخنم قندِ مکرّر شود

منظره در منظره گُل می‌ کند
چشمِ تو گر آینه‌ گستر شود

پاسخِ لبخندِ دِلم تا بِه کی‌
قهقهۀ تیغۀ خنجر شود؟

خسته شدم‌، خسته زِ دیوارها*
عِشق مگر پنجره‌ پرور شود

همّتِ حیدر، مددِ عاشِق است‌*
رویِ زمین‌، گو، همه خیبر شود

در قفسم آینه‌ ای نصب کن‌*
تا پر وُ بالم دو برابر شود
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی

تاريخ : دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( قیصر امین پور ) 🌹 ♡برای سید حسن حسینی عزیزم♡ 🌹

سنگ ناله می كند: رود، رودِ بی قرار
كوه گِريه می كند: آبشار، آبشار!

آهِ سرد می كِشد باد، بادِ داغدار
خاك می زند بِه سر، آسمانِ سوگوار

سرو از كمر خميد، لاله واژگون دميد
برگ وُ بارِ باغ ريخت، سبزِ سبز در بهار

ذرّه ذرّه آب شد، التهابِ آفتاب
غرقِ پيچ‌ وُ تاب شد، جست‌ و جویِ جويبار

بر لبش ترانۀ آب، از گدازه‌ هایِ درد
در دِلش غَمی مذاب، صخره صخره كوهوار

از سلالۀ سحاب، از تبارِ آفتاب
آتشِ زبانِ او، ذوالفقارِ آبدار

باورم نمی شود، كی كسی شنيده ‌است*
زيرِ خاك گُم شوند، قله‌ هایِ استوار؟

بی تو گر دَمی زنم، هر دمی هزار غَم*
رویِ شانۀ دِلم، هر غَمی هزار بار

هر چِه شعر گُل كنم،‌ گوشۀ جمالِ تو!*
هر چِه نثر بشكفم، پيشِ پایِ تو نثار!
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر قیصر امین پور (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( قیصر امین پور ) 🌹 ♡برای سید حسن حسینی♡ 🌹

چرا عاقِلان را نصیحت کنیم؟*
بیایید از عِشق صحبت کنیم

تمامِ عباداتِ ما عادت است
بِه بی‌ عادتی کاش عادت کنیم

چِه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گُلی را عبادت کنیم؟

بِه هنگامِ نیّت برایِ نماز
بِه آلاله‌ ها قصدِ قربت کنیم

چِه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟

چِه اشکال دارد در آیینه‌ ها
جمالِ خدا را زیارت کنیم؟

مگر موجِ دریا زِ دریا جداست
چرا بر یکی حکمِ کثرت کنیم؟

پراکندگی حاصلِ کثرت است
بیایید تمرینِ وحدت کنیم

وجودِ تو چون عینِ ماهیت است
چرا باز بحثِ اصالت کنیم؟

اگر عِشق خود علّتِ اصلی است
چرا بحثِ معلول وُ علّت کنیم؟

بیا جیبِ احساس وُ اندیشه را
پُر از نقلِ مهر وُ محبَّت کنیم

پُر از گُلشنِ راز، از عقلِ سرخ
پُر از کیمیایِ سعادت کنیم

بیایید تا عینِ عین القضات
میان دِل وُ دین قضاوت کنیم

اگر سنّتِ اوست نوآوری
نگاهی هم از نو بِه سنّت کنیم

مگو کهنه شد رسمِ عهدِ الست
بیایید تجدیدِ بیعت کنیم

برادر چِه شد رسم اخوانیه؟
بیا یادِ عهدِ اخوت کنیم

بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم

خدایا دِلی آفتابی بده
که از باغِ گُل‌ ها حمایت کنیم

رعایت کن آن عاشِقی را که گفت:*
بیا عاشِقی را رعایت کنیم.
🌷

پ.ن:

بیا عاشِقی را رعایت کنیم*

زِ یارانِ عاشِق حکایت کنیم (سید حسن حسینی) ❤️


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر قیصر امین پور (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🖤•بیا عاشقی را رعایت کنیم•🖤

بیا عاشِقی را رعایت کنیم*
زِ یارانِ عاشِق حکایت کنیم

از آنها که خونین سفر کرده اند
سفر بر مدارِ خطر کرده اند

از آنها که خورشیدِ فریادشان
دمید از گلویِ سحر زادشان

غبارِ تغافل زِ جان ها زدود
هشیواریِ عِشق بازان فزود

عزایِ کهن سال را عید کرد
شبِ تیره را غرقِ خورشید کرد

حکایت کنیم از تباری شگفت
که کوبید درهم، حصاری شگفت

از آنها که پیمانۀ لا زدند
دلِ عاشِقی را بِه دریا زدند

ببین خانقاهِ شهیدانِ عِشق
صفِ عارفانِ غزل خوانِ عِشق

چِه جانانه چرخِ جنون می زنند
دفِ عِشق با دستِ خون می زنند

سرِ عارفان سرفِشان دیدشان
که از خونِ دِل خرقه بخشیدشان

بِه رقصی که بی پا وُ سَر می کند
چنین نغمۀ عِشق سَر می کنند

هلا منکرِ جان وُ جانانِ ما
بزن زخمِ انکار بر جانِ ما

اگر دشنه آذین کنی گرده مان
نبینی تو هرگز دلِ آزرده مان

بزن زخم، این مرهمِ عاشِق است*
که بی زخم مُردن غمِ عاشِق است

بیار آتشِ کینه نمرود وار
خلیلیم! ما را بِه آتش سپار

که پروانه در خلسه طیِ طریق
بِه پایان برد با دو بالِ حریق

در این عرصه با یار بودن خوش است
بِه رسمِ شهیدان سرودن خوش است

بیا در خدا خویش را گُم کنیم*
بِه رسمِ شهیدان تکلّم کنیم

مگو سوخت جانِ من از فرطِ عِشق*
خموشی است هان! اوّلین شرطِ عِشق

بیا اوّلین شرط را تن دهیم
بیا تن بِه از خود گذشتن دهیم

ببین لاله هایی که در باغِ ماست
خموش اند وُ فریادشان تا خداست

چو فریاد با حلقِ جان می کشند
تن از خاک تا لامکان می کشند

سزد عاشِقان را در این روزگار
سکوتی از این گونه فریاد وار

بیا با گُلِ لاله بیعت کنیم
که آلاله ها را حمایت کنیم

حمایت زِ گُل ها، گُل افشاندن است
هم آواز با باغبان، خواندن است
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( سید حسن حسینی ) 🪴 💙•خدایا تو را شُكر می كنم كه علی (ع) را آفریدی•💙 🪴

جُز آرزویِ وصلِ تو یِک دم نمی کنم
یِک دم زِ سینه مهرِ تو را کم نمی کنم

ای آنکه سربلند مرا آفریده ای
جُز پیشِ آستانِ تو، سر خَم نمی کنم

گر در ازایِ عِشق، غمِ عالمم دهی
با عالمی معاوضه این غَم نمی کنم

جُز راهِ پاکِ دوست یقیناً نمی روم
جُز انتخابِ عِشق، مسلّم نمی کنم

چون آتشِ فراقِ تو را آزموده ام
خوف از عذابِ سختِ جهنّم نمی کنم

تا آبِ دیده بر عطشِ سینه مرهم است
سعی از برایِ کوثر وُ زمزم نمی کنم

آن شمعِ خامشم که بِه شب هایِ بی کسی
حتی هوایِ گریۀ نم نم نمی کنم

دارویِ دردِ هجر، حبیب است، بس کنید!
من از طبیب خواهشِ مرهم نمی کنم

حیران از این تغافلِ خویشم، که زاد راه
گاهِ سفر شده است وُ فراهم نمی کنم
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد دکتر سید حسن حسینی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده‌ های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دل‌هایِ خسته را اِحیا می‌کنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی )‏ 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی‌ ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یک‌بار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•‏تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی )  🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر  🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می‌ گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می‌ شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است )  🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می‌ خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ ‏مرگم از اين واقعه خوش‌ تر هزار بار♡ 🕯
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۹، نوشته ی نادر ابراهیمی
( محمود سنجری‌ ) 🖤•بغلم کن، استخوان‌ هایم دلتنگِ دست‌ هایت‌ اند آپامه•🖤
📚 از کتاب رستاخیز جان [ادبیات، فرهنگ و رسانه]، ص۳۲ نوشته ی سید مرتضی آوینی
( ادیب الممالک فراهانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
📚 از کتاب اجازه هست آقای برشت؟،ص۴۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۲، ص۲۰۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️
        🌟 مطالب قديمی تر را مشاهده کنید >>


تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.