رفتی وُ نمی شوی فراموش*
می آیی وُ می روم من از هوش
سِحر است کمانِ ابروانت
پیوسته کشیده تا بناگوش
پایت بگذار تا ببوسم
چون دست نمی رسد به آغوش
جور از قِبَلَت، مقامِ عدل است
نیشِ سخنت مقابلِ نوش
بیکار بوَد که در بهاران
گویند به عندلیب: «مَخروش»
دوش آن غمِ دِل که می نهفتم*
بادِ سَحرش ببرد سَرپوش
آن سیل که دوش تا کمر بود
امشَب بگذشت خواهد از دوش
شهری مُتحَدِّثانِ حُسنت
الا مُتحَیِّرانِ خاموش
بنشین که هزار فتنه برخاست*
از حلقهٔ عارفانِ مدهوش
آتش که تو می کنی محال است
کاین دیگ فرو نشیند از جوش
بلبل که به دستِ شاهد اُفتاد
یارانِ چمن کند فراموش
ای خواجه! برو به هر چه داری*
یاری بخر وُ به هیچ مفروش
گر توبه دهد کسی زِ عشقت
از من بنیوش وُ پند منیوش
سعدی همه ساله پندِ مردم
می گوید وُ خود نمی کند گوش 🌷 - سعدی شیرازی -
ما را نبوَد دِلی که کار آید ازو
جُز ناله که هر دمی هزار آید ازو
چندان گِریم که کوچه ها گِل گردد
نِیْ روید وُ ناله هایِ زار آید ازو
آن دِل که تو دیده ای زِ غَم خون شُد وُ رفت
وَ دیدۀ خون گرفته بیرون شُد وُ رفت
روزی به هوایِ عِشق سِیری می کرد
لیلی صفتی بدید وُ مجنون شُد وُ رفت 🌷 - ابوسعید ابوالخیر -
| نوازنده سه تار و سرپرست گروه: جلال ذوالفنون |
| با صدای: حسام الدین سراج؛ سال انتشار: ۱۳۸۶ |
| 🎼 دانلود تصنیف ساز و آواز لیلی و مجنون با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: سعدی همیشه خوب (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد جلال ذوالفنون (آهنگساز) 🇮🇷 ، دکتر سیّد حسام الدّین سراج (خواننده) 🇮🇷
دِل جورِ تو ای مِهرگُسِل می خواهد
خود را به غمِ تو متّصل می خواهد
می خواست دلت که بی دِل وُ دین باشم
باز آ که چنان شدم که دِل می خواهد! (حکیم بهایی)
●●●
دِل وصلِ تو ای مِهرگُسِل می خواهد
ایّامِ وصال، متّصل می خواهد
مقصودِ من از خدای باشد وصلت
امید چنان شود که دِل می خواهد! (ابوسعید ابوالخیر)
●●●
دِل، وصلتِ آن شمعِ چِگِل می خواهد
کو روز وُ شبش، خوار وُ خجل می خواهد
بس خون که زِ دیدگان بباید پالود
تا کار چنان شود که دِل می خواهد! (اثیر اخسیکتی)
●●●
دِل باز مرا خوار وُ خجل می خواهد
از من رُخِ آن شمعِ چِگِل می خواهد
جان می خواهد یار وُ بدو خواهم داد
زیرا که چنان است که دِل می خواهد (کمال اسماعیل)
●●●
دِل، دوری از آن شمعِ چِگِل می خواهد
بیزاری از آن مِهرگُسِل می خواهد
فی الجمله بسی خونِ جگر باید خورد
تا کار چنان شود که دِل می خواهد! (قمر اصفهانی)
●●●
آزارِ من آن مِهرگُسِل می خواهد
غمگین دلِ زار متّصل می خواهد
با دِل نه چنان است که من می خواهم
با من نه چنان است که دِل می خواهد (علی نقی کمره ای)
موضوعات مرتبط: بهاء الدّین محمّد عاملی (فیلسوف روزگار صفوی) 🇮🇷 ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، کمال الدّین اصفهانی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، اثیر ابوالفضل اخسیکتی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷 ، نظام الدّین قمر اصفهانی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷
ای عِشق به دردِ تو سَری می باید
صیدِ تو زِ من قوی تری می باید
من مرغِ به یک شعله کبابم بگذار
کین آتش را سَمَندری می باید
چون دایره ما زِ پوست پوشانِ توایم
در دایرهٔ حلقه به گوشانِ توایم
گر بنوازی زِ جان خروشانِ توایم
وَر ننوازی هم از خموشانِ توایم 🌷
پ.ن:
🟦 نمازِ خالصانه امیرالمومنین؛ برای پیامبر (ص) دو شترِ بزرگ آوردند. حضرت به اصحاب فرمود: آیا در میانِ شما کسی هست دو رکعت نماز بخواند که در آن هیچ گونه فکرِ دنیا به خود راه ندهد، تا یکی از این دو شتر را به او بدهم. این فرمایش را چند بار تکرار فرمود؛ کسی از اصحاب پاسخ نداد.
🟥 امیرالمؤمنین به پا خواست و عرض کرد: یا رسول الله! من می توانم آن دو رکعت نماز را بخوانم. پیامبر (ص) فرمود: بسیار خوب بجای آور! امیرالمؤمنین مشغولِ نماز شد، هنگامی که سلامِ نماز را داد جبرئیل نازل شد، عرض کرد: خداوند می فرماید یکی از شترها را به علی بده!
🟦 رسول خدا فرمود: شرطِ من این بود که هنگامِ نماز اندیشه ای از امورِ دنیا را به خود راه ندهد. علی در تشهد که نشسته بود فکر کرد کدام یک از شترها را بگیرد. جبرئیل گفت خداوند می فرمایند: هدفِ علی این بود کدام شتر چاق تر است او را بگیرد، بکشد و به فقرا بدهد؛ اندیشه اش برایِ خدا بود. نه برایِ خودش بود و نه برایِ دنیا.
🟥 آنگاه پیامبر (ص) به خاطر تشکر از علی علیه السلام هر دو شتر را به او داد. خداوند نیز در ضمنِ آیه ای از آن حضرت قدردانی نموده و فرمودند: «ان فی ذالک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید» سپس رسول خدا فرمود: هر کس دو رکعت نماز بخواند و در آن اندیشه ای از امورِ دنیا به خود راه ندهد، خداوند از او خشنود شده و گناهانش را می آمرزد. (داستانهای بحارالانوار/ جلد۴، نویسنده محمود ناصری) ❤️
پ.ن۲:
اينجا بودند و رفتند؛
از آنها جُز عطرِ جاىِ خالى شان، چيزى باقى نماند. - محمود درويش - ❤️
| آهنگساز: استاد پرویز مشکاتیان |
| با صدای: علیرضا افتخاری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۳ |
| 🎼 دانلود سوال و جواب گروه و آواز با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، 📕 گزیده متن کتاب ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، استاد علیرضا افتخاری (خواننده) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد پرویز مشکاتیان (آهنگساز) 🇮🇷
هر چند زِ کارِ خود، خبردار نیَم
بیهوده تماشاگرِ گُلزار نیَم
بر حاشیهٔ کتاب، چون نقطهٔ شک
بیکار نیَم، اگر چه در کار نیَم
امروز در این شهر، چو من یاری نی
آورده به بازار وُ خریداری نی
آنکس که خریدار، بدو رایَم نی
وانکس که بدو رای، خریدارم نی 🌷
| آهنگساز: استاد فریدون شهبازیان |
| با صدای: فرهاد مهراد، تاریخ انتشار: ۱۳۷۹ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای رباعیات با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد فریدون شهبازیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، زنده یاد فرهاد مِهراد (خواننده، آهنگساز) 🇮🇷
تا نگذری از جمع، به فردی نرسی
تا نگذری از خویش، به مَردی نرسی
تا در رهِ دوست، بی سر وُ پا نشوی
بی درد بمانی وُ به دردی نرسی 🌷
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
از مردمِ صد رنگ، سیه پوشی بِه
وز خلقِ فرومایه، فراموشی بِه
از صحبتِ ناتمامِ بی خاصیتان
کُنجی و فراغتی و خاموشی بِه 🌷
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
بروید ای حریفان بِکِشید یارِ ما را
به من آورید آخِر، صنمِ گریزپا را
به ترانه هایِ شیرین، به بهانه هایِ زرّین
بِکِشید سویِ خانه، مهِ خوبِ خوش لقا را
وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم
همه وعده مکر باشد، بفریبد او شما را
دمِ سخت گرم دارد که به جادوی وُ افسون
بزند گره بر آب او وُ ببندد او هوا را
به مبارکی وُ شادی چو نگارِ من درآید
بِنِشین نظاره می کن، تو عجایبِ خدا را
چو جمالِ او بتابد چه بود جمالِ خوبان
که رُخِ چو آفتابش، بکُشد چراغ ها را
برو ای دلِ سبک رو به یمن به دلبرِ من*
بِرِسان سلام وُ خدمت، تو عقیقِ بی بها را 🌷
پ.ن:
گر در یمنی چو با منی پیشِ منی
گر پیشِ منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگارِ یمنی
خود در غلطم که من توام یا تو منی (ابوسعید ابوالخیر) ❤️
پ.ن۲:
پیامبر اکرم (ص): کسی که اهلِ یمن را دوست بدارد، مرا دوست داشته و کسی که با اهلِ یمن دشمنی ورزد، با من دشمنی ورزیده است. «شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۵۴۱» ❤️
پ.ن۳:
شجاعت و غیرتِ مردمِ یَمن، این روزها بهم قوّتِ قلب و اُمید میده. این شیعیانِ واقعی امیرالمومنین علی (ع) ❤️
🌸 یمن زیبا - صنعا - با معماری باشکوه، باستانی و سحرانگیز 🌸
| آهنگساز: پرویز مشکاتیان |
| با صدای: علیرضا افتخاری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۳ |
| 🎼 دانلود تصنیف زیبای تار و آواز با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: جلال الدین محمّد مولوی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، استاد علیرضا افتخاری (خواننده) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد پرویز مشکاتیان (آهنگساز) 🇮🇷
🟦 شیخِ ما گفت: هر دِل که در او دوستیِ دنیا بوَد، آن دِل پراکنده بوَد و دلِ پراکنده، نه سود را شاید و نه زیان را.
🟥 حسن بصری که عزیزِ تابعین بوده است، روزی یکی وی را پرسید که: کیف انت و كيف حالك؟ حسن گفت یا اخی سی سال است تا ما درِ نفسِ خویش را بسته ایم و منتظرِ فرمان نشسته.
🟦 آنگاه شیخِ ما گفت: پراکندگیِ دِل، از دوستیِ دنیا بوَد و تا دوستیِ دنیا باشد، هرگز دِل جمع نگردد، که رسول صلى الله عليه و سلم گفت: سر همه خطاها چون لشکری در خانۀ دِل نشسته، آنگاه چیزی دیگر را راه ندهد، تا به خانۀ دِل در آید. آنگاه شیخِ ما گفت:
مهمانِ تو خواهم آمدن جانانا
متوار یک و زِ حاسدان پنهانا
خالی کن خانه، و زِ پسِ مهمان آ
با ما كس را به خانه در منشانا
🟥 آنگاه شیخِ ما گفت تمام سخنی است آنکه رسول صلى الله عليه و سلم گفت: هر چه آن مشغول کنندۀ توست، آن دنیایِ توست، اگر همه سوزنی باشد، هر چه دنیایِ توست، آفت و پراکندگیِ توست و در هر چه پراکندگیِ توست، واماندگیِ توست، ازین معنی در دنیا و آخرت.
🟦 آنگه شیخِ ما گفت: پیر ابوالقاسم بشریاسین از بزرگانِ میهنه بود، و این ابیات بسیار گفتی:
که گشت زنده بدو، هر که گشت مُرده بدو
از او حیات نیابی، که از جُز او نَبُری
مقامِ صفوت خواهی وُ پایت آلوده
خسیس همّت، ترسم که اندرو نخوری.
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
عِشق آمد وُ شد چو خونم اندر رگ وُ پوست
تا کرد مرا تهی وُ پُر کرد زِ دوست
اجزایِ وجودم همگی دوست گرفت
نامیست زِ من بر من وُ باقی همه اوست 🌷
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄
جسمم همه اشک گشت وُ چَشمم بگریست
در عشقِ تو بی جسم، همی باید زیست
از من اثری نماند، این عِشق زِ چیست
چون من همه معشوق شدم، عاشِق کیست 🌷
پ.ن:
🔹 از او استعانت باید خواست که همه اوست، نهصد و نود و نه نام است او را از صفت هایِ او، هر عالمی را بِه صفتی بیافریده است، بر آن همه می گذر باید کرد تا بدو برسی، چون بدو رسی بیاسایی، همه بِدوست. 💙
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
روح در تن می دمد بادِ بهاری غنچه را
می رسد گویا زِ طَرْفِ روضۀ خُلدِ بَرین
یعنی از خاکِ حریمِ روضۀ شاهِ نجف*
گُلبنِ باغِ حقیقت، سروِ بستانِ یقین
حیدرِ صَفدر، شَه عنبر کش خیبر گشا*
سرورِ غالب، سَرِ مردان، امیرالمومنین
تا چرا خود را نمی بیند زِ نامش سَر فراز
رخنه ها در سینه کرد از رشکِ عینش حرفِ سین
کیست کو سرکردۀ سَر شد بدورِ عدلِ او
کش زِ سَر نگذشت حرفِ ناامیدی همچو شین 🌷
پ.ن:
از مهرِ علی طینتِ هر کس که سرشت
هر چند بود منزلِ او دیر وُ کِنِشت
در دوزخ اگر درآورندش بِه مَثَل
جا گرم نکرده می بَرندش بِه بهشت (طاهر قزوینی) ❤️
پ.ن۲:
ای حیدرِ شهسوار! وقتِ مَددست
ای زبدهٔ هشت وُ چار! وقتِ مَددست
من عاجزم از جهان وُ دشمن بسیار
ای صاحبِ ذوالفقار! وقتِ مَددست (ابوسعید ابوالخیر) ❤️
🔹 جابر بن عبدالله گوید: امیرالمومنین على (ع) در جنگ با یهودیانِ خیبر، دربِ قلعه را روىِ دست بلند کرد، و مسلمانان دسته دسته از رویِ آن عبور کردند و واردِ قلعه شده و آن را فتح کردند، و سپس خواستند آنرا برایِ امتحان بلند کنند که چهل نفری توانستند آنرا حمل کنند. منبع: مصنف ابن أبی شيبة، نویسنده: ابن أبی شيبة، جلد ۶ صفحه ۳۷۴
🔹 نبردِ لشکرِ اسلام بِه فرماندهی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با یهودیانِ خائن و پیمان شکنِ مدینه که منجر بِه فتحِ قلعه خیبر بِه دستِ حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و نابودیِ یهود در آن منطقه گردید.
موضوعات مرتبط: کمال الدّین وحشی بافقی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
جَهدی بکنم که دِل زِ جان بَر گیرم
راه سرِ کویِ دلستان بَر گیرم
چون پرده میانِ من وُ دلدار منم
برخیزم وُ خود را زِ میان بَر گیرم 🌷
🌸 به یاد شهید ادواردو (مهدی) آنیلی 🌸
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، زنده یاد دکتر ادواردو آنیلی (متفکر ایتالیایی) 🇮🇹
هر دِل که طواف کرد گردِ درِ عِشق
هم کُشته شد بِه آخر از خنجرِ عِشق
این نکته نوشته اند بر دفترِ عِشق
سَر دوست ندارد آنکه دارد سرِ عِشق (مولوی جان) ❤️
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄
هر روز بنو برآید آن دلبرِ عِشق
در گردنِ ما درافکند چنبرِ عِشق
این خار از آن نهاد حقّ بر درِ عِشق
تا دور شود هر که ندارد سرِ عِشق (مولوی جان) ❤️
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄
هر دِل که طواف کرد گردِ درِ عِشق
هم خسته شود در آخر از خنجرِ عِشق
این نکته نوشته ایم بر دفترِ عِشق
سَر دوست ندارد آنکه دارد سرِ عِشق (خواجه عبدالله انصاری) ❤️
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄
تا ماند قضا بر سرِ من افسرِ عِشق
در دهر دِلم ساخت نهان گوهرِ عِشق
زان افسرم افتاد بِه کف کشورِ عِشق
زین گوهرم افروخت بِه دِل اخگرِ عِشق (امیرعلیشیر نوایی) ❤️
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄
کافر شده ام بِه دستِ پیغمبرِ عِشق
جنّت چه کنم؟ جانِ من وُ آذرِ عِشق
شرمندهٔ عِشق وُ روزگارم، که شدم
دردِ دلِ روزگار وُ دردِ سرِ عِشق (ابوالقاسم فندرسکی) ❤️
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄
دِل کرد بسی نگاه در دفترِ عِشق
جُز روت ندید هیچ رو در خورِ عِشق
چندان که رُخت حُسن نهد برِ سرِ حُسن
شوریده دِلم عِشق نهد بر سرِ عِشق (ابوسعید ابوالخیر) ❤️
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄
دِل کرد بسی نگاه در دفترِ عِشق
جُز رویِ خوشت ندید اندرِ خورِ عِشق
چندان که رُخت حُسن نهد بر سرِ حُسن
بیچاره دِلم عِشق نهد بر سرِ عِشق (ابوسعید بزغوش) ❤️
به نامِ سعدالدین حموی و احمد غزالی و نجم الدین رازی نیز نوشته اند.
موضوعات مرتبط: جلال الدین محمّد مولوی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، خواجه عبدالله انصاری (دانشمند روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، نجم الدّين رازی (فیلسوف روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، حکیم ابوالقاسم فِندِرسکی (فیلسوف روزگار صفوی) 🇮🇷
شیخ را گفتند: فلان کس بر رویِ آب می رود.
گفت: سهل است، بَزَغی¹ و صَعوَه ای² نیز برود.
گفتند: فلان کس در هوا می پرد.
گفت: مگسی و زغنه ای³ [نیز] می پرد.
گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهری بِه شهری می شود.
شیخ گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق بِه مغرب می شود.
این چنین چیزها را بس قیمتی نیست.
مَرد آن بُود که در میانِ خلق بنشیند و برخیزد و بخسبد و بخورد،
و در میانِ بازار، در میانِ خلق ستد وُ داد کند، و با خلق بیامیزد
و یک لحظه، بِه دِل، از خدای غافل نباشد. 🌷
پ.ن:
۱. بَزَغ: وزغ، قورباغه
۲. صَعوَه: هر پرندۀ کوچک بِه اندازۀ گنجشک
۳. زغنه: مرغی شکاری
پ.ن۲:
یعنی ارزشِ انسان بِه این است که همواره بِه یادِ خداوند باشد و هرگز حضورِ او را از یاد نبرد.
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
چون در لَحَدَم نکیر وُ منکر دیدند
اعضایِ گنه کارِ مرا بوییدند
شمعِ دِلم از مهرِ علی روشن بود
پروانه صفت بِه گردِ من گردیدند 🌷
پ.ن:
چون در لَحَدَم نکیر وُ منکر دیدند
اعضایِ گنه کارِ مرا بوییدند
چون مهر وُ محبّتِ علی داشت دِلم
از آمدنِ خویش خجل گردیدند (والهی قمی) ❤️
پ.ن۲:
زایرانِ درگهت را بر درِ خُلدِ بَرین
می دهند آوازِ طِبتُم فَادخُلوها خالدین (حسن کاشی) ❤️
🌸 کتیبهٔ شعر پارسی، ایوان طلای حرم حضرت امیرالمؤمنین (ع) 🌸
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، میر یوسف میر والهی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی
عمری است که دم بِه دم علی می گویم
در حالِ نشاط وُ غَم علی می گویم
یک عمر، علی گفته ام، ان شاءالله
تا آخرِ عمر هم علی می گویم 🌷
پ.ن:
یارب بِه رسالتِ رسولِ ثقلین
یارب بِه غزا کنندۀ بدر وُ حنین
عصیانِ مرا دو نیمه کن در عرصات
نیمی بِه حسن ببخش وُ نیمی بِه حسین (ابوسعید ابوالخیر) 💚
🌸 لا فتی إلّا علی، اثری از حسن روح الامین 🌸
پ.ن۲:
🔹 چون در جنگِ احد، امام علی (ع) کافران را که قصد حضرت رسول (ص) داشتند متفرق کرد و پرچمداران را کُشت و جمعی را بِه دوزخ فرستاد، جبرئیل گفت: ای پیامبر خدا! از خود گذشتگی این است. پیامبر فرمود: او از من است و من از اویم. جبرئیل گفت: من نیز از شمایم؛ گویند: در این وقت بانگی برآمد که شمشیری جُز ذوالفقار و جوانمردی جُز علی نیست.¹
🔹 در تفسیر آیه مبارکه: إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ.² آمده است: در غزوۀ احد امام علی (ع) بِه تنهایی از چپ و راست شمشیر می زد و کفار را که قصد حضرت رسول (ص) را داشتند بِه جهنم می فرستاد. فرشتگان از ثباتِ علی بن ابی طالب (ع) و دلاوریِ او تعجب نمودند تا که جبرئیل از آسمان آوازی در داد که لاسیف الا ذوالفقار و لافتی الا علی.³
منابع:
۱. محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر، ۱۳۶۲ ش، ج ۳، ص ۱۰۲۷
۲. آیه ۱۲۳ سورۀ آل عمران
۳. منهج الصادقین، ج ۲، ص ۳۲۳
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، شادروان محمّد حسین صغیر اصفهانی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی ، استاد حسن روح الامين (نقاش) 🇮🇷
من کیستم؟ از خویش بِه تنگ آمده ای
دیوانۀ با خِرد بِه جنگ آمده ای
دوشینه بِه کویِ دوست، از رشکم سوخت
نالیدن پایِ دلِ بِه سنگ آمده ای 🌷
پ.ن:
دارم صنمِ چهره برافروخته ای
وز خرمنِ دهر دیده بر دوخته ای
او عاشقِ دیگری وُ من عاشقِ او
پروانه صفت سوخته ای، سوخته ای
من کیستم آتش بِه دِل افروخته ای
وز خرمنِ دهر دیده بر دوخته ای
در راهِ وفا چو سنگ وُ آتش گردم
شاید که رسم بِه صبحتِ سوخته ای
من کیستم از خویش بِه تنگ آمده ای
دیوانهٔ با خرد بِه جنگ آمده ای
دوشینه بِه کویِ یار از رشکم کُشت
نالیدن پایِ دلِ بِه سنگ آمده ای (ابوسعید ابوالخیر) 🕯
━━━━━━━━━━━━━
ای ماه بِه رویِ لاله رنگ آمده ای
از سینه وُ دِل حریر وُ سنگ آمده ای
گر تو بدهان وُ چشم تنگ آمده ای
دلتنگ چرایی؟ نه بِه جنگ آمده ای (حسن عنصری) 🕯
━━━━━━━━━━━━━
ای آنکه زِ نامِ خود بِه تنگ آمده ای
یِک گام نرفته سَر بِه سنگ آمده ای
عارت بادا که ننگ، دارد زِ تو عار
عارت بادا که ننگ ننگ آمده ای (رضی الدین آرتیمانی) 🕯
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، میرزا رضی الدّین آرتیمانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، محمّد رضا شکیبی اصفهانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، حسن عنصری بلخی (شاعر پارسی گوی افغانستان) 🇦🇫
جُز عِشق جهان هنر ندارد*
یا دِل هنرِ دگر ندارد
یا موسمِ صبرِ من خزان شد
يا نخلِ امّید بَر ندارد
یا بر رُخِ من نمی شود باز
یا قلعۀ بخت در ندارد
یا وصلِ تو قسمتِ بشر نیست
يا طالعِ من ظفر ندارد
یا دامنِ رحمِ تو طلسم است
یا نالۀ من شرر ندارد
یا تیرِ تو بگذرد نهانی
يا سينۀ دِل سپر ندارد
یا عِشق خطّ امان بِه او داد
یا دِل زِ بلا حذر ندارد
یا چشمِ تو با دِلم رفیق است
یا شیر سیه خطر ندارد
یا با دلِ خسته مهربان باش*
یا جان بستان، ضرر ندارد! 🌷
پ.ن:
در مدرسه گر چِه دانش اندوز شوی
وز گرمیِ بحث، مجلس افروز شوی
در مکتبِ عِشق، با همه دانایی
سرگشته چو طفلانِ نوآموز شوی! (ابوسعید ابوالخیر) 🖤
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷
وا فریادا زِ عِشق، وا فریادا
کارم بِه یِکی طُرفه نگار افتادا
گر دادِ منِ شکسته دادا، دادا
ور نه من وُ عِشق هر چِه بادا، بادا 🌷
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
در دِل چو کجیست روی بر خاک چِه سود
چون زهر بِه دِل رسید تریاک چِه سود؟
تو ظاهرِ خود بِه جامه آراسته ای
دلهایِ پلید وُ جامهٔ پاک چِه سود 🌷
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
يا رب بِه محمّد وُ علی وُ زهرا
يا رب بِه حسين وُ حسن وُ آلِ عبا
کز لطف برآر حاجتم در دو سرا
بی منّتِ خلق يا علیّ الاعلا 🌷
پ.ن:


🌸 ولادت حضرت فاطمه (س) و روز مادر مبارک 🌸
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی
🟪 و گفت: بِه عدد هر ذرّه ای از موجودات راهیست بِه حق، امّا هیچ راه نیست نزدیک تر و سبک تر از آن که راحتی بِه دلِ مسلمانی رسانی و ما بدین راه رفتیم و این اختیار کرده ایم. 🌷
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
گر همچو من افتادهٔ این دام شوی
ای بس که خرابِ باده وُ جام شوی
ما عاشِق وُ رند وُ مست وُ عالم سوزیم
با ما منشین اگر نه بدنام شوی (جناب حافظ) 🪴
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
گر با غمِ عِشق سازگار آید دِل
بر مرکبِ آرزو سوار آید دِل
گر دِل نبود کجا وطن سازد عِشق
ور عِشق نباشد بِه چِه کار آید دِل (ابوسعید ابوالخیر) 🪴
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
وه وه که بِه دیدارِ تو چونم تشنه
چندانکه ببینمت فزونم تشنه
من بندهٔ آن دو لعلِ سیرابِ توام
عالم همه زانست بِه خونم تشنه (مولوی جان) 🪴
پ.ن:
گر با غمِ عِشق سازگار آید دِل از سعدالدّین حموی و اوحدالدّین کرمانی هم نقل گردیده است!
| آهنگساز: سید مجتبی میرزاده |
| با صدای: علیرضا افتخاری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۶۹ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای با ما منشین با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: شمسُ الدّینْ محمّد حافظ (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷 ، جلال الدین محمّد مولوی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، استاد علیرضا افتخاری (خواننده) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد سیّد مجتبی میرزاده (آهنگساز) 🇮🇷
🟪 گفت: ما آنچْ یافتیم بِه بیداریِ شَب و بی داوریِ سینه و بی دریغیِ مال یافتیم. 🌷
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
در دیدۀ جان؛ خواب آر است، مرا
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده
زیرا که بِه دیدنت؛ شتاب است، مرا
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده
گویند که بخواب؛ تا که بِه خوابش، بینی!*
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده
ای بی خبران چِه وقتِ خواب است، مرا؟!
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده
ای لاله تو هم، رنگِ رُخِ یارِ منی
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده
ای غنچه تو چون، دهانِ دلدارِ منی
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده
ای ماه هم، اگر مثلِ شکر، خنده کنی
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده
گویند: که نگارِ شهرِ گُلزارِ منی
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده
بلبل؛ بِه سَرِ چشمه، چِه کار آمده ای؟
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده
یا تشنه شدی؛ یا بِه شکار آمده ای
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده
نی، تشنه شدی، نی، بِه شکار آمده ای
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده
دیوانه شدی، دیدنِ یار، آمده ای
یا مولا دلُم تنگ اومده، شیشۀ دلُم، آی خدا، زیرِ سنگ اومده 🌷
| آهنگساز: کامبیز روشن روان؛ پیانو: آندره آرزومانیان |
| با صدای: بیژن بیژنی؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۹ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای یا مولا با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد کامبیز روشن روان (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد بیژن بیژنی (خواننده) 🇮🇷
از شبنمِ عِشق، خاکِ آدم گِل شد
شوری برخواست، فتنه ای حاصل شد
سر نشترِ عِشق، بر رگِ روح زدند
یِک قطره از آن چکید وُ نامش دِل شد 🌷
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
عشقِ تو، بلایِ دلِ درویشِ منست
بیگانه نمی شود، مگر خویشِ منست
خواهم سفری کنم، زِ غَم بگریزم
منزل منزل، غمِ تو در پیشِ منست 🌷
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
از بادِ صبا دِلم، چو بویِ تو گرفت
بگذاشت مرا وُ جستجویِ تو گرفت
اکنون زِ منش، هیچ نمی آید یاد
بویِ تو گرفته بود، خویِ تو گرفت 🌷
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
آن دِل که تو دیدهای زِ غَم خون شد وُ رفت
وز دیدهٔ خون گرفته بیرون شد وُ رفت
روزی بِه هوایِ عِشق سیری می کرد
لیلی صفتی بدید وُ مجنون شد وُ رفت 🌷
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
آزرده ترم، گر چِه کم آزار ترم
بی یار ترم، گر چِه وفادار ترم
با هر که وفا وُ صبر من کردم بیش
سبحان الله بِه چشمِ او خوارترم 🌷
موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
🟪 شیخِ ما گفت که روزی پیش بلقسم بشر یاسین بودیم، ما را گفت: ای پسر! خواهی که با خدای سخن گویی؟؛ گفتیم: خواهیم، چِرا نخواهیم؟؛ گفت: هر وقت که در خلوت باشی این گوی و بیش از این مگوی.
بی تو جانا قرار نتوانم کرد
احسانِ تو را شمار نتوانم کرد
گر بر تنِ من زبان شود هر مویی
یِک شکر تو از هزار نتوانم کرد
🟦 ما همه وقت این همی گفتیم تا بِه برکۀ این در کودکی، راه حق بر ما گشاده گشت. 🌷
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، 📔 حکایت آموزنده و خواندنی
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت میرسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی ام سنگین تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯
















































































































































































































































































































