🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | محمّد شفیع وصال شیرازی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

💎 (  وصال شیرازی  ) 💎

خنک آن باد که از خاکِ درِ جانان است
که دل‌ افروز وُ فرح‌ بخش وُ عبیرافشان است

کافرم گر زِ تو با لعبتِ چین پردازم
کان‌ که را یار تویی خانه نگارستان است

زیرِ آن زلفِ سیه چهرِ جهان‌ آرایی‌ ست
آفتابی‌ ست که در پردۀ شب پنهان است

مفلسم لیک تهی نیستم از عشقْ کنار
یا تویی یا که سرشکم گهرِ دامان است

حاش لله که زِ دِل کس ببَرَد مهرِ توام
عِشق نبْوَد که نه آمیزشِ او با جان است

چاکِ دِل را نکند سوزنِ فولادْ رفو
غمزه چون تیر زند بخیه‌ گرش مژگان است

بهتر آن‌ است که سودایِ دگر گیرد پیش
پیشِ زُلفِ تو دِلی‌ را که سرِ سامان است

تو به‌ این حُسن و لطافت نروی از دلِ ما
یوسف از جُرمِ نکویی‌ ست که در زندان است

گر کُشی ور بنوازی چه بر آید زِ وصال
پادشاهیّ وُ به مملوکِ خودت فرمان است
🌷


موضوعات مرتبط: محمّد شفیع وصال شیرازی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : جمعه بیست و هشتم دی ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( جناب حافظ )  🕌 🌹 السلام علیک یابن امیرالمومنین 🌹 🕌

بلبلی برگِ گُلی خوش رنگ در منقار داشت¹ *
و اندر آن برگ وُ نوا خوش ناله‌ هایِ زار داشت

گفتمش در عینِ وصل‌، این ناله وُ فریاد چیست؟
گفت ما را جلوهٔ معشوق در این کار داشت

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود، از گدایی عار داشت

در نمی‌ گیرد نیاز وُ نازِ ما با حُسنِ دوست
خُرَّم آن کز نازنینان‌، بختِ برخوردار داشت

خیز تا بر کِلکِ آن نقاش‌، جان افشان کنیم
کاین همه نقشِ عجب در گردشِ پرگار داشت

گر مریدِ راهِ عشقی فکرِ بدنامی مکن
شیخِ صَنعان خرقه رهنِ خانهٔ خَمّار داشت

وقتِ آن شیرین قلندر خوش که در اَطوارِ سیر
ذکرِ تسبیحِ مَلَک در حلقهٔ زُنّار داشت

چشمِ حافظ زیرِ بامِ قصرِ آن حوری سرشت
شیوهٔ جَنّاتُ تَجری تَحتِهَا الاَنهار داشت
🌷

پ.ن:

۱. نقل شده است شبی ناصرالدین شاه با دیوان «حافظ» تفالی می زند با شعرِ معروفِ بلبلی برگِ گُلی خوش رنگ در منقار داشت، و اندر آن برگ وُ نوا خوش ناله‌ هایِ زار داشت. روبرو می شود، از شُعرا و اُدبا تفسیرِ شعر را جویا می شود امّا هیچ یک از شعرا جواب قانع کننده یی نمی دهند، لکن بِه شاه می گویند امروز «وصال شیرازی» سرآمدِ تمامِ شُعرا و اُدبا می باشد، تفسیرِ این شعر را از او سئوال کنید..

شاه به این منظور قاصدی را بِه شیراز روانه می کند، زمانی قاصد پیغامِ شاه را بِه «وصال» می رساند که قرآنِ خطّی بسیار نفیسی از او مفقود شده بود، بِه هر حال با پریشانیِ خاطر این اشعار را «فی البداهه» می سراید. شاعر در بیتِ پنجمِ این غزل کلماتِ بلبلی، برگِ گُلی را که مطابقِ حروفِ ابجد با سیصد و پنجاه و شش برابر است، با کلماتِ علی و حسن و حسین تطبیق داده است.

صاحبا در حالتی کاین بنده را غَم بسیار داشت
یادم آمد کز سوالی، کآن جناب اصرار داشت

در خصوصِ شعرِ حافظ زانکه فرمودی بِه من
بلبلی برگِ گُلی خوش رنگ در منقار داشت

فکرِ بسیاری نمودم، لیک معلومم نشد
زانکه در شعرش نشان اسرارها بسیارها داشت

نیمه شَب غواص گردیدم بِه بحرِ ابجدی
تا ببینم این صدف، آیا چِه دُرّ در بار داشت

بلبلی، برگِ گُلی، شد سیصد و پنجاه و شش*
با علی و با حسین و با حسن معیار داشت

برگِ گُل سبز است، او دارد نشانی از حسن*
زان که در وقتِ وفاتش، سبزی رُخسار داشت

گُل خودش سُرخ است، او دارد نشانی از حسین*
چون که در وقتِ شهادت، عارضِ گلنار داشت

بلبلی باشد علی و از فراقِ این دو گُل*
روز وُ شب در سینه اش او نالۀ بسیار داشت

این حسابِ ابجدی وُ این حسابِ رؤیتی
مدعی بر گو ببینم این کدام انکار داشت

در حقیقت شعرِ حافظ خوب سنجیدی «وصال»
پای بندی در معانی گو که این انکار داشت
🌷


موضوعات مرتبط: شمس‌ُ الدّینْ محمّد حافظ (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، محمّد شفیع وصال شیرازی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی ، استاد رضا بدرالسماء (نقاش) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه هفدهم مهر ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( وصال شیرازی ) 🖤•جانِ من، عزیز من، عشقِ من؛ قلبِ من پیشه توئه آپامه•🖤

داده چشمانِ تو در کُشتنِ ما دست بِه هم
فتنه برخاست چو بنشست دو بَد مست بِه هم

هر یک ابرویِ تو کافی‌ ست پی‌ِ کُشتنِ من
چِه کنم با دو کماندار که پیوست بِه هم

شیخِ پیمانه‌ شکن توبه بِه‌ ما تلقین کرد
آه از این توبه وُ پیمانه که بشکست بِه هم

دو بناگوشِ تو شد سبز وُ مرا روز سیاه
تیره آن‌ روز که این هر دو دهد دست بِه هم

عقلم از کارِ جهان رو بِه پریشانی داشت
زُلفِ او باز شد وُ کارِ مرا بست بِه هم

مرغِ دِل زیرک وُ آزادی از این دام محال
که خمِ گیسویِ او بافته چون شست بِه هم

هر دو ضد را بِه‌ فسون رام توان کرد وصال
غیرِ آسودگی وُ عِشق که ننشست بِه هم
🌷

پ.ن:

صحبتِ گرم من وُ آن بتِ سرمست بِه هم
خوش بهشتی‌ ست اگر زود دهد دست بِه هم

دست بُردم بِه دلِ خسته که تیرش بکشم
تیرِ دیگر زد وُ خوش دوخت دِل وُ دست بِه هم (مسیح کاشانی)
🖤

پ.ن۲:

از دوریَت ای تازه گُلِ باغِ مُراد
چون غنچۀ چیده خنده‌ام رفته زِ یاد

گریان چو پیالۀ پُرَم در کَفِ مَست
نالان چو سبویِ خالی‌ ام در رَهِ باد (الهی‌ اسد آبادی، میر الهی)
🖤


موضوعات مرتبط: محمّد شفیع وصال شیرازی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه پنجم مهر ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( وصال شیرازی ) 💎

نتوان نوشت قصۀ درد وُ مصیبتش؛ ور می توان زِ غصه هزاران رساله کرد. 🕯

پ.ن:

آه از این آهَنگ ..

🎵
آهنگساز: فریدون شهبازیان
با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۶۵
🎼 دانلود قطعه سیزدهم میعاد ۲ با کیفیت عالی 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، محمّد شفیع وصال شیرازی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد فریدون شهبازیان (آهنگساز) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه سوم خرداد ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( وصال شیرازی ) 💎

بیا که دیدۀ غمدیده آرزویِ تو دارد*
بِه رهگذار سِتاده‌ ست وُ جست‌ وُ جویِ تو دارد

روانِ من بِه مَه وُ سال، اشتیاقِ تو ورزد*
زبانِ من بِه شَب وُ روز، گفت‌ وُ گویِ تو دارد

بِه هر دِلی نبُود منزلِ وفا وُ محبَّت
بسی بگشتم؛ این باده را سبویِ تو دارد

بِه بویِ مویِ تو دائم بنفشه بویم وُ لیکن
کجا بنفشۀ این باغ، بویِ مویِ تو دارد؟

بِه راهِ بادِ سحر هر نفس نشینم وُ شادم
بِه این امید که گاهی گذر بِه کویِ تو دارد

بِه هرکه می‌ نگرم، باشد آرزویِ وصالش
بِه جُز وصال که پیوسته آرزویِ تو دارد
🌷


موضوعات مرتبط: محمّد شفیع وصال شیرازی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : شنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( وصال شیرازی ) 💎

شد در شکوۀ ما، با سرِ گیسویِ تو باز
شبِ وصل است بسی کوته وُ این قصه دراز

پرِ من باز ولی، رفته زِ یادم پرواز
من که پرواز ندانم، چِه کنم با پرِ باز

گر بِه رویم، همه درهایِ خوشی بندد چرخ
هیچ غَم نیست، اگر هست درِ میکده باز

گفتمش با غمِ هجران چِه کنم؟ گفت: بسوز*
گفتمش چارۀ این سوز بِگو؟ گفت: بساز

همه گویند که پروانه بود عاشقِ شمع
عاشِق کیست بگو شمع بِه این سوز وُ گداز
🌷


موضوعات مرتبط: محمّد شفیع وصال شیرازی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( وصال شیرازی ) 💎

دهانِ تنگِ تو طبعِ چشمۀ جان گفت
ندیده را بِه از این هیچ وصف نتوان گفت

خضر اشاره بِه زُلفِ تو کرد وُ آن لبِ نوش
نشانه ای که زِ ظلمات وُ آبِ حیوان گفت

بتان چو جان وُ تو جانِ بتانی از خوبی*
درست گفت تو را هر که جانِ جانان گفت

بخواب زُلفِ تو دیدم بِه بندِ عِشق شدم
برغمِ عقل که آن خواب را در پریشان گفت

نیازمندیِ خود بود وُ بی وفاییِ گُل
حکایتی که سحر بلبلِ خوش الحان گفت

طبیبِ شهر که هر دردی را دوائی گفت
بِه دردِ عِشق نداند کسی چِه درمان گفت
🌷


موضوعات مرتبط: محمّد شفیع وصال شیرازی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( وصال شیرازی ) 💎

خرمنِ گُل دیدم، آغوشِ توام آمد بیاد
از لبِ ساغر، لبِ نوشِ توام آمد بیاد

در فروغِ ماه دیدم سایۀ بیدی بر آب
سایۀ مویِ تو بر دوشِ توام آمد بیاد

غوطه زن تا در میان آب شد قوئی سپید
شانه هایِ پرنیان پوشِ توام آمد بیاد

آب میشد شبنمی بر برگهایِ لاله ای
لاله لبهایِ مینوش توام آمد بیاد

تا هلالِ ماه دیدم بر پرندِ آسمان
حلقۀ مو بر بناگوشِ توام آمد به یاد

در میانِ باغ تا کی شد بِه هر سو چنگ زن
تازه جو طبعِ سبک جوشِ توام آمد بِه یاد

در بهاران لانۀ آشفته ای دیدم بِه باغ
عهدِ از خاطر فراموشِ توام آمد بِه یاد

درمیانِ خرمنِ گُل، بال زد پروانه ای
سر نهادن ها، در آغوشِ توام آمد بیاد 🌷


موضوعات مرتبط: محمّد شفیع وصال شیرازی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( وصال شیرازی ) 💎

نیست در سودایِ زُلفش، کارِ من جُز بی قراری
ای پریشان طرّه تا چندَم، پریشان می گُذاری؟

یار، دِل سخت است یا من سست بختم؟ می ندانم
این قدَر دانم که از زُلفش، مرا نگشود کاری

عُمرِ من، جانِ عزیزی، لیک دایم در گُریزی
جانِ من، عُمرِ درازی، لیک دایم در گُذاری

آفتابا، از درِ میخانه مگُذر، کاین حریفان
یا بِنوشندت که جامی، یا بِبوسندت که یاری

ای بِه هم پِیوسته ابرو، رحم کُن بر دِل دونیمی
ای بِه هم بِشکسته گیسو، رحم کُن بر بی قراری

با خیالِ روزِ وصلت، در شبِ هجران ننالم
در خزان دارم، بِه یادِ رویِ زیبایت بهاری
🌷


موضوعات مرتبط: محمّد شفیع وصال شیرازی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( وصال شیرازی ) 🕯 ♡آه از تو آپامه♡ 🕯

داد چشمانِ تو در کُشتنِ من دست بِه هم
فتنه برخاست چو بنشست دو بد مست بِه هم

هر یِک ابرویِ تو کافی است پیِ کُشتنِ من
چِه کُنم با دو کماندار که پیوست بِه هم؟

شیخِ پیمانه شکن، توبه بِه ما تلقین کرد
آه از این توبه وُ پیمانه که بشکست بِه هم

عقلم از کار جهان رو بِه پریشانی داشت
زُلفِ او باز شد وُ کارِ مرا بست بِه هم

مرغِ دِل زیرک وُ آزادی از این دام، محال
که خمِ گیسویِ او بافته چون شست بِه هم

دست بُردم که کشم تیرِ غَمش را از دِل*
تیر دیگر زد وُ بردوخت دِل وُ دست بِه هم

هر دو ضد را بِه فسون جمع توان کرد وصال
غیرِ آسودگی وُ عِشق که ننشست بِه هم
🌷


موضوعات مرتبط: محمّد شفیع وصال شیرازی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه‌ دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت می‌رسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی‌ قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی‌ ام سنگین‌ تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه‌ ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده‌ های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دل‌هایِ خسته را اِحیا می‌کنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی )‏ 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی‌ ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یک‌بار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•‏تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی )  🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر  🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️

تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.