🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

💎 ( ابوالقاسم لاهوتی )‏ 💎

شنیدستم غَمم را می‌ خوری، این‌ هم غمِ دیگر
دِلت بر ماتمم می‌ سوزد، این‌ هم ماتمِ دیگر

بِه دِل هر راز گفتم، بر لب آوردش دمِ دیگر
چِه سازم تا بِه‌ دست آرم جُز این دِل، محرمِ دیگر؟

نکشتی آتشِ خشمش تمام وُ، زود خشکیدی
کمی مانده است از او ای دیده قربانت نمِ دیگر!

مرا با گندمِ خالش سر وُ کار است ای واعظ
حدیثِ جنّت وُ کوثر بگو با آدمِ دیگر

مرا گفتی دمِ آخر ببینی، دیر شد، بازآ
که ترسم حسرتِ این دم، برم بر عالمِ دیگر

زِ بی‌ رحمی، نماید تیرِ خود را هم دریغ از دِل
که داند زخمِ او را، نیست جُز این، مرهمِ دیگر

جهانی را پریشان کرد، از آشفتنِ يِک مو
معاذالله، اگر بگشاید از گیسو، خمِ دیگر!

بِه جانِ دوست غیر از دردِ دوری از دیارِ خود
در این دنیا ندارد جانِ لاهوتی غمِ دیگر
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی ) 🖤•تا ابدیّت دوستت می‌ دارم، تو سرانجامِ جانِ منی آپامه•🖤

فقط سوزِ دِلم را در جهان پروانه می داند
غَمم را، بلبلی که آواره شد از لانه می داند

نگریم چون زِ غیرت، غیر می سوزد بِه حالِ من
ننالم چون زِ غَم، یارم مرا بیگانه می داند

بِه امّیدی نشستم شکوۀ خود را بِه دِل گفتم
همی خندد بِه من، این هم مرا دیوانه می داند

بِه جانِ او، که دردش را هم، از جان دوست تر دارم
ولی میمیرم از این غَم، که داند یا نمی داند؟

نمی داند کسی کاندر سرِ زُلفش چه خونها شد
و لیکن، مو بِه مو، این داستان را شانه می داند

نصیحتگر، چِه می پرسی علاجِ جانِ بیمارم؟
اصول این طبابت را، فقط جانانه می داند
🌷

پ.ن:

ور درونِ جانِ من چیزی بود جُز عشقِ تو

دست گیرم جانِ خود را زان میان بیرون کِشم (ظهیر فاریابی) 🖤


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : جمعه هجدهم اسفند ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی ) 🖤•دلتنگِ تواَم؛ و دوستت دارم تا ابد و یک روز، آپامه•🖤

آخِر ای مه هلاك شد دلِ من؛ در غَمت چاك چاك شد دلِ من
بی تو، ای نو شکفته غنچۀ گُل؛ خسته وُ دردناك شد دلِ من

گر بِه حالم نظر کنی، چِه شود؟ بر سرم يِك گذر کنی، چِه شود؟
رحمی، ای نونهالِ گُلشنِ جان؛ گر بِه این چشمِ تر کنی، چِه شود

بِه منِ خسته، يك نظّاره بكن؛ دردم از يك نظّاره، چاره بكن
تو، زِ من جان بخواه تا بدهم؛ ور نگوئی سخن، اشاره بکن

شعله بر خانمانِ من زده ئی؛ دشنه بر استخوانِ من زده ئی
از چِه منعم کنی زِ سوز وُ گداز؟؛ تو، خود آتش بِه جانِ من زده یی

اینکه زُلفت کمندِ راه منست؛ شرحی از طالعِ سیاه منست
چِه گنه کرده ام که می کُشییَم؛ مگر عاشِق شدن گناه منست؟

آه از آن چشمِ مستِ پُر فنِ تو!؛ و آن نهفته نگاه کردنِ تو
دستِ من گر بِه دامنت نرسد، ای صنم خونِ من بِه گردنِ تو!
🌷

پ.ن:

با یار، کس نبوده چنین مهربان، که من
وز یار، کس ندیده جفا، آنچنان، که من!

هم جورِ دشمنان کِشم وُ هم جفایِ دوست
کِی بُرده‌ است این‌ همه بارِ گران، که من؟

با عِشق پنجه می‌ زنم وُ باز، زنده‌ ام
هرگز فلک نبوده چنین پهلوان، که من

کُشتی مرا، زِ مهرِ رقیب، اینقدَر مگو
گیرم که دوست داردت، امّا چنان که من؟

می‌ میرم از جفا وُ شکایت نمی‌ کنم
کس در وفا نداده چنین امتحان، که من

با نقدِ جان، محبّتِ جانان، خریده‌ ام
کِی جنسِ خود، فروخته این‌ سان گران، که من؟
(ابوالقاسم لاهوتی )
🕯

پ.ن۲:

چگونه تپش هایِ عاشقانۀ قلبم را برایِ تو بفرستم، تا باور کنی حتی برایِ ثانیه ای، من فراموش کردنت را بلد نیستم آپامه؟ 🖤


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( استاد شهریار ) 🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌

جُز یِک نَسب که از تو بِه خود بَسته، چیستم
من آن چنان که آلِ علی هست، نیستم

امّا مَرا هم ای علی از خود مَران که من
تا چَشم داشتم بِه حُسینت گِریستم
🌷

پ.ن:

علی است آنکه در جهان، شهی کند گدایِ او
بِه بامِ عرش برزدند، خسروی لوایِ او

گر آسمان عدو شود، بس است حُبّ حضرتش
وگر زمین پُر از بلا، شفا است خاکِ پایِ او (ابوالقاسم لاهوتی)
💚

┄┅─═◈═─┅┄

کتابِ فضلِ تو را آبِ بحر کافی نیست

که تر کنی سَرِ انگشت وُ صفحه بشماری! (علّامه امّیدی تهرانی) 💚

معنایِ بیت: کتابِ لطفِ تو آنقدر قطور و طولانی است، که برایِ ورق زدنش، حتی اگر انگشت را با آبِ دریا هم خیس کنیم، آبش تمام خواهد شد.

🌸 تابلوی رنگ روغن با عنوان بیشه‌ زار به مناسبت ولادت امام علی (ع)، اثر حسن روح الامین 🌸


موضوعات مرتبط: زنده یاد محمد حسین بهجت متخلص به استاد شهریار 🇮🇷 ، شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، علّامه امیدی رازی تهرانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، استاد حسن روح الامين (نقاش) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی ) 🖤•چرا دور از تو میرم با عذاب، آهسته آهسته؟•🖤

شدم در آتشِ عِشقت کباب، آهسته آهسته
بِه من ساقی بزن از باده آب، آهسته آهسته

تو را دیدم شدم آنگونه مستِ چشمِ فتانت
که رفت از یادِ من جامِ شراب، آهسته آهسته

زِ شوقِ پُرسشت اندر گلو پیچیده آوازم *
مرنج از من اگر گویم جواب، آهسته آهسته

بِه چَشمت گو کند دِل را زِ غَم آزاد یکباره
در این دنیا که دیده است انقلاب، آهسته آهسته

صبا برداشت از رویت نقاب، آهسته آهسته
زِ شرمت شد نهان مه در سحاب، آهسته آهسته

سرم در سینه ات، گویا نوازش می کنی امّا*
نهی بر گردنم از مو طناب، آهسته آهسته

مرا از خود مَران تا جان بِه آسایش دهم پیشت *
چِرا دور از تو میرم با عذاب، آهسته آهسته؟

دِلم تنگ است، ای مُطرب دهانَترا شوم قربان
بخوان شعر وُ بزن یکدم رباب، آهسته آهسته!
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه دوم بهمن ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی ) 🖤•گر بگویم، سینه از دستِ تو پُرخون نیست، هست•🖤

گر تو پنداری دِلم را جُز تو یاری هست، نیست
یا غَمم را غیرِ یادت غمگساری هست، نیست

گر بگویم، سینه از دستِ تو پُرخون نیست، هست
ور بپرسی کز تو، در خاطر غباری هست؟، نیست

از دو صد فرسنگ ره، الهام می باری بِه من
مهربانتر از تو در دنیا نگاری هست؟، نیست

پیشِ تیرت گر بگوئی دیده بر هم زد، نزد
شیرِ چَشمت را بِه از این دِل شکاری هست؟، نیست

گر کسی گوید که در دنیا بِه دوشِ زندگی
سخت وُ سنگین تر زِ هجرِ یار باری هست، نیست

دوست شاد است از من وُ دشمن پریشان، مرد را
در جهان بالاتر از این افتخاری هست؟، نیست
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه دوم بهمن ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی ) 🖤•دِلم را اینقدر مفشار، آخِر؛ تنها در جهان، دلتنگِ توام•🖤

زِ دستت، گر چِه شد خونین دلِ من*
وفا دارد، نشد غمگین دلِ من

زِ راه عِشق، هرگز برنگردد*
نمی خواهد شود ننگین، دلِ من

چو رویت روشن است وُ صاف وُ ساده
چو خلقت، مصلح وُ بی کین، دلِ من

زِ مسجد رانده، از میخانه مانده
نه دنیا دارد وُ نی دین، دلِ من

دِلم را اینقدر مفشار، آخِر*
نه سربین است وُ نی روئین، دلِ من

رُخت را دید وُ خود را زد بِه آتش
عجب دیوانه ای بود این دلِ من

جهانی را بسوزاند بِه آهی*
تو پنداری بود مسکین، دلِ من؟

شبِ هجرِ تو، در بیدار ماندن
رقابت داشت با پروین، دلِ من

من وُ پروانه، در حقّ تو وُ شمع
دعا گفتیم وُ گفت آمین دلِ من
🕯


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه دوم بهمن ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی ) 🖤•تنم در آتشِ عشقِ تو می سوزد آپامه، عزیزم، دلبرم، جانم•🖤

گرفتارِ توام، پرسش کن از حالِ پریشانم
پریشان خاطرم، رحمی نما بر چشمِ گریانم

بِه رویِ همچو روز وُ مویِ چون شامت قسم، جانا
که دور از روی وُ مویت روز را از شَب نمی دانم

دگر طاقت نمانده است، ای مه آزارم مده، آخِر
نه از سنگم نه از آهن، دِل وُ جان دارم، انسانم

نمی دانی تنم در آتشِ عشقِ تو می سوزد؟*
چِرا رحمت نمی آید، عزیزم، دلبرم، جانم!

دِلم پُر غَم شد از دوری، بیا دیگر، که با شادی
زِ گنجِ دیده بی پایان بِه پایت گوهر افشانم

دَمَد گر از دِلم آتش، رَوَد گر بر سَرم توفان
دِل از مهرت نمی گیرم، سَر از امرت نپیچانم
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه دوم بهمن ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی ) 🖤•بی تو چمن به ديدۀ من قبر می شود آپامه•🖤

در پیشِ یارِ خویش، زِ بیگانه کمترم*
زِ خاک نیز در ره جانانه کمترم

يِك ذرّه در حساب نیایم بِه پیشِ یار*
ای خاک بر سرم، که زِ بیگانه کمترم

شرمنده ام مکن، ده بگیر وُ مرا بسوز!*
یعنی چِه، من مگر که زِ پروانه کمترم؟

اِذنم بده که زُلفِ ترا آورم بِه چنگ*
ای بی وفا مگر که من از شانه کمترم؟

یا می رسم بِه وصلِ تو، يا غرقِ خون شوم*
آخِر نه من از این دلِ دیوانه کمترم

از هر گروه در سرِ کویِ تو مجمعی است*
انصاف ده، من از که در این خانه کمترم؟
🕯

پ.ن:

زِ دستت، گر چِه شد خونین دلِ من
وفا دارد، نشد غمگین دلِ من

دِلم را اینقدر مفشار، آخِر
نه سربین است وُ نی روئین، دلِ من

┄┅─═◈═─┅┄

چَشمم که پیشِ رویِ تو رخشان ستاره است
دور از تو، تیره می شود وُ ابر می شود

در بودنِ تو، کلبۀ تنگم بود چمن
بی تو چمن بِه ديدۀ من قبر می شود

┄┅─═◈═─┅┄

سرم در سینه ات، گویا نوازش می کنی امّا
نهی بر گردنم از مو طناب، آهسته آهسته

مرا از خود مَران تا جان بِه آسایش دهم پیشت
چِرا دور از تو میرم با عذاب، آهسته آهسته؟

┄┅─═◈═─┅┄

گر تو پنداری دِلم را جُز تو یاری هست، نیست
یا غَمم را غیرِ یادت غمگساری هست، نیست

گر بگویم، سینه از دستِ تو پُرخون نیست، هست
ور بپرسی کز تو، در خاطر غباری هست؟، نیست
(ابوالقاسم لاهوتی)
🖤


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه دوم بهمن ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی ) 🖤•چقدر از غمت بغض کردم، کنارم نبودی آپامه•🖤

صد ره در انتظارت، تا پشتِ در دویدم
پایم زِ کار افتاد، آنگه بِه سَر دویدم

صد ره سرم بِه‌ در خورد، چون وقتِ وعدۀ تو
هر قدر دیرتر شد، من تندتر دویدم

تا يِک صدایِ پایی، زآنسویِ در شنیدم
جستمِ تو را ندیدم، بارِ دگر دویدم

در فکرِ گفتگویت، از خواب وُ خور گذشتم
در انتظارِ رویت، شَب تا سحر دویدم

تو مستِ خوابِ راحت، من مضطرب نشستم
تو فارغ از من وُ من زین بی‌ خبر دویدم

شَب رفت وُ پیشِ چَشمم، دنیا سیاه گردید
خورشیدِ من نیامد، من بی ثمر دویدم

شاید دلِ تو می‌ سوخت، بهتر، ندید چَشمت
چون با لبانِ خشک وُ چشمانِ تر دویدم

اکنون، تو را که دیدم، در پای تا سرِ من
آثارِ خستگی نیست، جانم، مگر دویدم؟!
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی ) 🖤•یا با دلِ خسته، مهربان باش؛ یا جان بستان، آپامه•🖤

جُز عِشق جهان هنر ندارد*
یا دِل هنرِ دگر ندارد

یا موسمِ صبرِ من خزان شد
يا نخلِ امّید بَر ندارد

یا بر رُخِ من نمی شود باز
یا قلعۀ بخت در ندارد

یا وصلِ تو قسمتِ بشر نیست
يا طالعِ من ظفر ندارد

یا دامنِ رحمِ تو طلسم است
یا نالۀ من شرر ندارد

یا تیرِ تو بگذرد نهانی
يا سينۀ دِل سپر ندارد

یا عِشق خطّ امان بِه او داد
یا دِل زِ بلا حذر ندارد

یا چشمِ تو با دِلم رفیق است
یا شیر سیه خطر ندارد

یا با دلِ خسته مهربان باش*
یا جان بستان، ضرر ندارد!
🌷

پ.ن:

در مدرسه گر چِه دانش‌ اندوز شوی
وز گرمیِ بحث، مجلس‌ افروز شوی

در مکتبِ عِشق، با همه دانایی
سرگشته چو طفلانِ نوآموز شوی! (ابوسعید ابوالخیر)
🖤


موضوعات مرتبط: ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی )‏ 🕯 ♡تو از حالِ دلَم خبر داری آپامه؟♡ 🕯

خبر داری که از غَم آتشی افروختم بی‌ تو*
در آن آتش سر اندر پای خود را سوختم بی‌ تو؟

بِه هر شهری هزاران ماهرو دیدم ولی زِ آنها
بِه آن چَشمت قسم، چشمانِ خود را دوختم بی‌ تو

بتان سازند حیلت‌ ها که گردند آشنا با من
ولی من، گپ میان ما بماند، سوختم بی‌ تو

پُر است از اشک وُ از لختِ جگر پیوسته دامانم*
چِه‌ قدر، ای مه ببین، لعل وُ گهر اندوختم بی‌ تو

خریداران فراوانند وُ پُر سرمایه، امّا من
بِه چیزی جُز خیالت خویش را نفروختم بی‌ تو

مرا کُشتند وُ از مهرِ تو روگردان نگردیدم*
عزیزم، بین چِه‌ سان درسِ وفا آموختم بی‌ تو

بِه لاهوتی سخن از مهربانی‌ هایِ تو گفتم*
بدین‌ سان پارگی‌ هایِ دِلش را دوختم بی‌ تو
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : شنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی )‏ 🪴 💙•خدایا پناه دل شکسته ام باش•🖤 🪴

تنیده یادِ تو، در تار وُ پودم
بود لبریز از عِشقت، وجودم

تو بودم کردی از نابودی وُ با مهر پروردی
فدایِ نامِ تو، بود وُ نبودم

بِه هر مجلس، بِه هر زندان، بِه هر شادی، بِه هر ماتم
بِه هر حالت که بودم، با تو بودم، [ای خدایِ من]

اگر مستم اگر هشیار، اگر خوابم اگر بیدار
بِه سویِ تو بود، رویِ سجودم

بِه دشتِ دِل، گیاهی جُز گُلِ رویت نمی روید
من این زیبا زمین را آزمودم
🌷

🎵
آهنگساز: محمّد جلیل عندلیبی
با صدای: علیرضا افتخاری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۶
🎼 دانلود تصنیف زیبای یاد تو با کیفیت عالی 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، استاد علیرضا افتخاری (خواننده) 🇮🇷 ، استاد محمّد جلیل عندلیبی (آهنگساز) 🇮🇷

تاريخ : جمعه دهم تیر ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( ابوالقاسم لاهوتی )‏ 💎

عاشِقم، عاشِق بِه رویت، گر نمی دانی بدان
سوختم در آرزویت، گر نمی دانی بدان

با همه زنجیر وُ بند وُ حیله وُ مکرِ رقیب
خواهم آمد من بِه کویَت، گر نمی دانی بدان

مشنو از بد گو سخن، من سُست پیمان نیست
هستم اندر جستجویت، گر نمی دانی بدان

گر پس از مُردن بیائی بر سرِ بالینِ من*
زنده می گردم بِه بویت، گر نمی دانی بدان

اینکه دِل جایِ دگر غیر از سرِ کویت نرفت
بسته آن را تارِ مویت، گر نمی دانی بدان

گر رقیب از غَم بمیرد، یا حسد کورش کند
بوسه خواهم زد بِه رویت، گر نمی دانی بدان

هیچ می دانی که این لاهوتی آواره کیست؟
عاشقِ رویِ نکویت، گر نمی دانی بدان
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( ابوالقاسم لاهوتی ) 💎

نشد یِک لحظه از یادت جدا دِل
زهی دِل، آفرین دِل، مرحبا دِل

زِ دستش یِکدم آسایش ندارم
نمی دانم چِه باید کرد با دِل؟

هزاران بار منعش کردم از عِشق
مگر برگشت از راه خطا دِل

بِه چَشمانت مرا دِل مبتلا کرد
فلاکت دِل، مصیبت دِل، بلا دِل

از این دِل، دادِ من بستان خدایا
زِ دستش تا بِه کی گویم: خدا، دِل

درونِ سینه آهی هم ندارد
ستمکش دِل، پریشان دِل، گدا دِل

بِه تاری گردنش را بسته زُلفت
فقیر وُ عاجز وُ بی دست وُ پا دِل

بشد خاک وُ زِ کویت بر نخیزد
زهی ثابت قدم دِل، با وفا دِل

زِ عقل وُ دِل، دگر از من مپرسید
چو عِشق آمد، کجا عقل وُ کجا دِل؟!

تو لاهوتی، زِ دِل نالی، دِل از تو
حیا کن، یا تو ساکت باش یا دِل!
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی ) 🕯 ♡در انتظار پیامی از تو می مانم آپامه♡ 🕯

تو رفتی وُ در سینه گره شد نفسِ دِل
باز آی و ُعلاجی بکن، ای دادرسِ دِل!

دِل، بلبلِ پَر بسته بود بی گُلِ رویت
و این سینه، بِه این وسعت وُ رفعت، قفسِ دِل

دِل، دورِ تو، پروانه صفت رقص کنان بود
تا دور شدی، سوخت تماماً هوسِ دِل

دِل داغِ یتیمی بخورد گر تو نیائی
انصاف بده، کیست بِه غیر از تو، کسِ دِل؟

بیچاره مخوانش، که دِل از شعله برآرد
صد کوره فروزان شود از هر قبسِ دِل

پنهان نتوان داشت گرفتاریِ دِل را
دِل اشترِ مست است وُ محبَّت، جرسِ دِل

باز آ که از بویت نفسِ دِل بگشاید
تو رفتی وُ در سینه گره شد نفسِ دِل
🌷

پ.ن:

حالا همه می دانند که من بِه شُما چنان محتاجم که تاریکی بِه شمع (محمّد صالح علاء) 🕯


موضوعات مرتبط: استاد محمّد صالح علاء (شاعر، نویسنده) 🇮🇷 ، شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالقاسم لاهوتی ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤

جانا، دِلم که پیشِ تو چون برّه راحت است*
تنها که هست جنگره¹ چون ببر می شود

چَشمم که پیشِ رویِ تو رَخشان ستاره است*
دور از تو، تیره می شود وُ ابر می شود

در بودنِ تو، کلبۀ تنگم بود چمن*
بی تو چمن بِه ديدۀ من قبر می شود

کاهد غَم از نگاهت، اگر هم بود چو کوه*
کاه ار بود، جُدا زِ تو اسطبر² می شود

سوزم زِ هجر وُ مردم، گویند صبر کن*
مُردم که! آخر این همه هم صبر می شود؟

باید دویده پیشِ تو آیم، که زیستن*
بی رویِ تو بِه دیده وُ دِل جبر می شود
🌷

پ.ن:

۱. جنگره: جنگجو

۲. اسطبر: استبرک یا استبرق گونه ئی درختِ گرمسیری، درشت و کلفت.

پ.ن۲:

اگر می‌ دانستی چِقدر دوستت دارم؛ لَبانت بِه لبخند تبدیل می‌ شدند و چشمانت بِه سپیده‌ دم! (غادة السمان) 🖤


موضوعات مرتبط: غادة أحمد السّمّان (شاعر سوریه) 🇸🇾 ، شادروان ابوالقاسم لاهوتی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : جمعه سی ام آبان ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه‌ دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت می‌رسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی‌ قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی‌ ام سنگین‌ تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه‌ ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده‌ های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دل‌هایِ خسته را اِحیا می‌کنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی )‏ 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی‌ ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یک‌بار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•‏تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی )  🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر  🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️

تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.