🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

📚 شعر فریاد از دفتر زمستان نوشته ی مهدی اخوان‌ ثالث

خانه ام آتش گرفته ست، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش

پرده ها وُ فرش ها را، تارشان با پود
من به هر سو می دَوَم گریان

در لهیبِ آتشِ پُر دود
وز میانِ خنده هایم تلخ

و خروشِ گریه ام، ناشاد
از درونِ خستۀ سوزان

می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
خانه ام آتش گرفته ست، آتشی بی رحم*

همچنان می سوزد این آتش
نقش هایی را که من بستم به خونِ دِل

بر سر وُ چشمِ در وُ دیوار
در شبِ رسوایِ بی ساحل

وای بر من، سوزد وُ سوزد
غنچه هایی را که پَروردم به دشواری

در دهانِ گودِ گلدانها
روزهایِ سختِ بیماری

از فرازِ بام هاشان، شاد
دشمنانم موذیانه خنده هایِ فتحشان بر لب

بر منِ آتش به جان ناظر
در پناهِ این مُشبَّک شَب

من به هر سو می دَوَم، گریان ازین بیداد
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد

وای بر من، همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار وُ دفتر وُ دیوان

و آنچه دارد منظر وُ ایوان
من به دستانِ پُر از تاول

این طرف را می کنم خاموش
وز لهیبِ آن رَوَم از هوش

زِ آن دگر سو شعله برخیزد، به گِردَش دود
تا سحرگاهان، که می داند که بودِ من، شود نابود

خُفته اند این مهربان همسایگانم، شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا، مُشتِ خاکستر

وای، آیا هیچ سَر بَر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم از پیِ امداد؟

سوزَدَم این آتشِ بیدادگر بنیاد
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
🕯


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : دوشنبه سوم آذر ۱۴۰۴ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( اخواان ثالث ) 🖤•من طوری عاشقت هستم که گویی هرگز ترکم نمی کنی•🖤

ما در دیارِ عِشق وُ جنون سر سپرده ایم
زنگِ خرد زِ آیینۀ جان سترده ایم

ما هم خرابِ میکدۀ عِشق وُ حیرتیم
ته جرعه هایِ حافظ وُ خیّام خورده ایم

ما گر عنانِ عِشق رها کرده ایم، باز
شادیم، چون رکابِ جنون را فشرده ایم

در بحرِ عِشق اگر همه جویایِ ساحلند
ما کِشتیِ وجود به طوفان سپرده ایم

ای دِل چه شد که یار فراموش کرده است؟
ما عهد هایِ خویش زِ خاطر نبرده ایم

عمری گذشت وُ قصۀ ما نا تمام ماند
ای داد از تو داد، بگو تا چه کرده ایم؟

دیگر بهارِ عمر نخوانم شباب را
نشکفته لب به خندۀ شادی، فسرده ایم
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 شعر باغ من از دفتر زمستان نوشته ی مهدی اخوان‌ ثالث

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر، با آن پوستینِ سردِ نمناکش

باغِ بی برگی
روز وُ شَب تنهاست

با سکوتِ پاکِ غمناکش
سازِ او باران، سرودش باد

جامه اش شولایِ عریانی ست
ور جُز اینش جامه ای باید

بافته بس شعلۀ زر تارِ پودش باد
گو بِروُید، یا نَروُید

هر چه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد
باغبان وُ رهگذاری نیست

باغِ نومیدان
چَشم در راهِ بهاری نیست

گر زِ چَشمش پرتوِ گرمی نمی تابد
ور به رویش برگِ لبخندی نمی روید

باغِ بی برگی
که می گوید که زیبا نیست؟

داستان از میوه های سَر به گردون سایِ اینک
خفته در تابوتِ پستِ خاک می گوید

باغِ بی برگی
خنده اش خونی ست اشک آمیز

جاودان بر اسبِ یال افشانِ زردش می چَمَد در آن
پادشاهِ فصل ها، پاییز!
🌷

پ.ن:

به موسیقیِ دلچسبِ نفس کشیدنت فکر می کنم آپامه 🎼

🍁
آهنگساز: فریبرز لاچینی؛ پیانو: آندره آرزومانیان
با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۰
🎼 دانلود آهنگ زیبای به یاد می آورم با کیفیت عالی 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد فریبرز لاچینی (آهنگساز) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( اخوان ‌ثالث ) 🖤•فلسطین آزمونی روزانه برای وجدان جهان•🖤

بسته راهِ گلویم بغض وُ دِلم شعله‌ ور است
چون یتیمی که بِه او فحشِ پدر داده کسی

بر رُخش شرمِ شفق دیدم وُ گفتم گویا
از غمِ من بِه فلک باز خبر داده کسی

زیرِ تیغ ستمِ دهر چِه سان تاب آرم
کی بِه دستِ منِ درمانده سپر داده کسی؟

من گدایی کنم و خَم نکنم سر بَرِ ظلم
یادم این شیوه زِ اربابِ نظر داده کسی

شرمسارِ شرفِ خویش ازین عجز نیَم
بِه قضا وُ قَدَرم سلطه مگر داده کسی؟

رنج وُ غمْ ذاتِ مرا سایه‌ صفت هم‌ قدم است
خود گرفتم بِه من امکانِ سفر داده کسی

نه بِه گوشِ کرِ گردون رَسَدم داد وُ فغان
نه دعا را رَهِ ترتیبِ اَثَر داده کسی

نیست چاهی چو علی (ع) دردِ دلم را، گویی
بَدَلِ چاه بِه من کوه وُ کمر داده کسی

زانکه فریاد شود ناله، بِه کوه وُ کمرم
بِه صدا گویی پرواز چو پَر داده کسی

دم فرو بند که شکوا ندهد سود امّید
کی مجالی بِه شهیدانِ هنر داده کسی؟
🕯

پ.ن:

آهِ مظلومان کند اولادِ ظالم را کباب

پلۀ این ناوکِ دلدوز دور افتاده است (صائب تبریزی) 🖤

پ.ن۲:

مردمِ چَشمم به خون آغشته شد

در کجا این ظلم بر انسان کنند؟ (حافظ شیرازی) 🖤

پ.ن۳:

جزایِ نیک وُ بدِ خلق، با خدای انداز
که دستِ ظلم نماند چنین که هست دراز

تو راستی کن و با گردشِ زمانه بساز
که مکر هم بِه خداوندِ مکر گردد باز (سعدی شیرازی)
🖤

پ.ن۴:

شبِ هجران چِه دراز است، خصوصاً این شَب
کاش روزی زِ پسِ این شبِ هجران بودی

چِه قدر گریه توان کرد، در این غَم بِه دو چَشم
کاش سَر تا قدمم، دیدۀ گریان بودی (وحشی بافقی)
🖤

💔 تصویرِ غم انگیز از کودکِ خردسالِ اهلِ غزه که در صفِ انتظارِ غذا ایستاده است 💔

اللهم عجل لولیک الفرج


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : جمعه شانزدهم شهریور ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( اخوان ثالث ) 🪴 💙•از خدا بخواهید به شما عشق بدهد•💙 🪴

عید آمد وُ ما خانۀ خود را نتکاندیم‌
گَردی‌ نستردیم‌ وُ غباری‌ نفشاندیم‌

دیدیم‌ که‌ در کسوت‌ِ بخت‌ آمده‌ نوروز
از بیدلی‌، او را زِ درِ خانه‌ براندیم‌

هر جا گذری‌، غلغلۀ‌ شادی‌ وُ شور است‌
ما آتش‌ِ اندوه‌ بِه‌ آبی‌ ننشاندیم‌

آفاق‌ پُر از پیک‌ وُ پیام ‌است‌، ولی‌ ما
پیکی‌ ندواندیم‌ وُ پیامی‌ نرساندیم‌

احباب‌ِ کهن‌ را نه‌ یکی‌ نامه‌ بدادیم‌
و اصحاب‌ِ جوان‌ را، نه‌ یِکی‌ بوسه‌ ستاندیم‌

من‌ دانم‌ وُ غمگین‌ دِلت‌، ای‌ خسته‌ کبوتر
سالی‌ سپری‌ گشت‌ وُ تو را ما نپراندیم

صد قافله رفتند وُ بِه مقصود رسیدند
ما این خَرَکِ لنگ، زِ جویی نجهاندیم

مانندهٔ افسون زدگان، ره بِه حقیقت
بستیم وُ جُز افسانۀ بیهوده نخواندیم

از نُه خَمِ گردون، بگذشتند حریفان
مسکین من وُ دِل در خَمِ یِک زاویه ماندیم

طوفان بتکاند مگر امید که صد بار
عید آمد وُ ما خانۀ خود را نتکاندیم 🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : سه شنبه هفتم فروردین ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 شعر اندوه از دفتر زمستان نوشته ی مهدی اخوان‌ ثالث

نه چراغِ چشمِ گرگی پير
نه نفس‌ هایِ غريبِ كاروانی خسته و گمراه

مانده دشتِ بيكران خلوت و خاموش
زيرِ بارانی كه ساعت‌ هاست می‌ بارد

در شبِ ديوانۀ غمگين
مانده دشتِ بيكران در زيرِ باران

آه، ساعت‌ هاست
همچنان می‌ بارد اين ابرِ سياه ساكتِ دلگير

نه صدایِ پایِ اسبِ رهزنی تنها
نه صفيرِ بادِ ولگردی، نه چراغِ چشمِ گرگی پير
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( اخوان ‌ثالث ) 🖤•آه، عِشق در پنجهٔ غَم قلبِ مرا می‌ فشرد•🖤

آینهٔ خورشید از آن اوجِ بلند
راست بر سنگِ غروب آمد وُ آهسته شكست

شَب رسید از ره وُ آن آینهٔ خرد شده
شد پراکنده وُ در دامنِ افلاک نشست

تشنه‌ ام امشَب، اگر باز خیالِ لبِ تو*
خواب نفرستد وُ از راه سرابم نبرد

کاش از عمر شَبی تا بِه سحر چون مهتاب*
شبنمِ زُلفِ تو را نوشم وُ خوابم نبرد

روحِ من در گروِ زمزمه‌ ای شیرین است
من دگر نیستم، ای خواب برو، حلقه مزن

این سکوتی که تو را می‌ طلبد نیست عمیق
وه که غافل شده‌ ای از دلِ غوغاییِ من

می‌ رسد نغمه‌ ای از دور بِه گوشم، ای خواب
مکن، این نغمهٔ جادو را خاموش، مکن

زُلف، چون دوش، رها تا بِه سرِ دوش مکن*
ای مه امروز پریشان‌ ترم از دوش مکن

در هیاهویِ شبِ غمزده با اخترکان
سیلِ از راهِ دراز آمده را همهمه‌ ایست

برو ای خواب، برو عیشِ مرا تیره مکن
خاطرم دستخوشِ زیر وُ بمِ زمزمه‌ ایست

چشم بر دامنِ البرزِ سیه دوخته‌ ام
روحِ من منتظرِ آمدنِ مرغِ شَب است

عِشق در پنجهٔ غَم قلبِ مرا می‌ فشرد*
با تو ای خواب، نبردِ من وُ دِل زین سبب است

مرغِ شَب آمد وُ در لانهٔ تاریک خزید
نغمه‌ اش را بِه دِلم هدیه کند بالِ نسیم

آه، بگذار که داغِ دلِ من تازه شود*
روح را نغمهٔ همدرد فتوحی‌ ست عظیم
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : پنجشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 بخشی از شعر زمستان از دفتر زمستان نوشته ی مهدی اخوان‌ ثالث

سلامت را نمی‌ خواهند پاسخ گفت‌، سرها در گریبان است‌
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ ‌گفتن و دیدارِ یاران را

نگه جُز پیشِ پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است‌

و گر دستِ محبّت سویِ کس یازی‌
بِه اکراه آورد دست از بغل بیرون‌، که سرما سخت سوزان است‌

نفس‌، کز گرمگاه سینه می‌ آید برون‌، ابری شود تاریک‌
چو دیوار ایستد در پیشِ چَشمانت‌

نفس کاین است‌، پس دیگر چِه داری چَشم‌
زِ چشم‌ِ دوستان دور یا نزدیک‌؟

سلامت را نمی‌ خواهند پاسخ‌ گفت‌
هوا دِلگیر، درها بسته‌، سرها در گریبان‌، دستها پنهان‌

نفسها ابر، دِل ها خسته و غمگین‌، درختان اسکلت هایِ بلورآجین‌
زمین دلمُرده‌، سقف‌ِ آسمان کوتاه‌، غبارآلوده مهر وُ ماه‌، زمستان است‌.
🕯


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 شعر هدیه از دفتر تولدی دیگر نوشته ی فروغ جان فرخزاد

من از نهایتِ شَب حرف می‌ زنم
من از نهایتِ تاریکی

و از نهایتِ شَب
حرف می‌ زنم

اگر بِه خانۀ من آمدی
برایِ من، ای مهربان

چراغ بیاور! و یِک دریچه که از آن
بِه ازدحامِ کوچۀ خوشبخت بنگرم.
🌷

پ.ن:

🌸 فیلم کوتاه از شعر خوانی زنده یاد مهدی اخوان ثالث 🌸


موضوعات مرتبط: بانو فروغ جان فرخزاد (شاه‌ دخت شعر معاصر) 🇮🇷 ، زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، 🎥 ویدئو کلیپ و صدای ماندگار

تاريخ : سه شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 بخشی از شعر آنگاه پس از تندر از دفتر از این اوستا نوشته ی اخوان ثالث

امّا نمی‌ دانم چِه شَب‌ هایی سحر کردم
بی‌ آنکه یِک‌ دم مهربان باشند با هم

پلک‌ هایِ من
در خلوتِ خوابِ گوارایی

وآن گاه‌ گه شَب‌ ها که خوابم برد
هرگز نشد کآید بِه سویم هاله‌ ای

یا نیم‌ تاجی گُل
از روشنا گلگشتِ رؤیایی؛

افسوس، انگار در من گِریه می کرد ابر
من خیس و خواب آلود

بغضم در گلو چتری که دارد می گشاید چنگ
انگار بر من گِریه می کرد ابر
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : شنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( اخوان ثالث ) 🌹 ♡برای امام رضا (ع) سروده است♡ 🌹

اى على موسى الرضا
ای پاکمردِ یثربى، در توس خوابیده

من تو را بیدار مى دانم
زنده تر، روشن تر از خورشیدِ عالم تاب

از فروغ وُ فرّ وُ شورِ زندگى، سرشار مى دانم
گر چِه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاک

رفته اى در ژرفناىِ خواب
لیکن اى پاکیزه بارانِ بهشت، اى روح، اى روشناىِ آب

من تو را بیدار ابرى پاک و رحمت بار مى دانم
اى چو بختم، خفته در آن تنگناىِ زادگاهم توس

در کنارِ دونِ تبهکارى که شیرِ پیرِ پاک آیین، پدرت
آن روحِ رحمان را بِه زندان کُشت

من تو را بیدارتر از روح وُ راحِ صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم
من تو را بى هیچ تردیدى که دِلها را کند تاریک

زنده تر، تابنده تر از هر چِه خورشید است،
در هر کهکشانى، دور یا نزدیک، خواه پیدا، خواه پوشیده

در نهان تر پردۀ اسرار مى دانم
با هزارى وُ دوصد، بل بیشتر، عمرت،

اى جوانى وُ جوانِ جاودان، اى پورِ پاینده
مهربان خورشیدِ تابنده

این غمین همشهرىِ پیرت،
این غریبِ مُلکِ رى، دور از تو دِلگیرت،

با تو دارد حاجتى، دَردى که بى شک از تو پنهان نیست،
وز تو جوید، در نهانى، راه و درمانى

جاودان جانِ جهان، خورشیدِ عالم تاب
این غمینِ همشهرى پیرِ غریبت را، دِلش تاریک تر از خاک،

یا على موسى الرضا، دریاب
چون پدرت، این خسته دلِ زندانىِ دَردى روان کُش را،

یا على موسى الرضا، دریاب، درمان بخش
یا على موسى الرضا، دریاب
🌷

پ.ن:

🌸 تابلو (مناظره) اثر حسن روح الامین 🌸


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی ، استاد حسن روح الامين (نقاش) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( اخوان ثالث ) 🖤•و باز می‌ لَرزد قَلبِ غمگینم•🖤

لحظۀ دیدار نزدیک است
لحظۀ دیدار نزدیک است


باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد، دِلم، دستم

باز گویی در جهانِ دیگری هستم
های! نخراشی بِه غفلت گونه ام را، تیغ

های، نپریشی صفایِ زُلفکم را، دست
و آبرویم را نریزی، دِل

ای نخورده مست
لحظۀ دیدار نزدیک است
🌷

پ.ن:

می‌ خواهم با چیزی غیر از زبان بگویم دوستت دارم آپامه با موسیقی؛

و باز می‌ لَرزد قَلبِ غمگینم، باز یادِ تو افتادم 🎼 🖤

🎵
آهنگساز: پرویز مشکاتیان
با صدای: پرویز مشکاتیان؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۰
🎼 دانلود تصنیف زیبای لحظۀ دیدار با کیفیت عالی 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، زنده یاد استاد پرویز مشکاتیان (آهنگساز) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه دهم شهریور ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( هوشنگ ابتهاج ) 🪔 ♡پس از درگذشت اخوان ثالث سروده است♡ 🪔

رفت آن یار وُ داغِ صد افسوس
بر دلِ داغدارِ یار گذاشت

ما سپس ماندگانِ قافله ایم
او بِه منزل رسید وُ بار گذاشت

در جوانی کنارِ هم بودیم
چون جوانی مرا کنار گذاشت

تن بِه میخانه برد وُ مست افتاد
جانِ هوشیار در خمار گذاشت

پیِ تیشه زدن بِه ریشهٔ خویش
دست در دستِ روزگار گذاشت

آنچِه دشمن نکرد با خود کرد
جان بفرسود وُ تن نزار گذاشت

او بِه پایانِ راه خویش رسید
همرهان را در انتظار گذاشت

نام امید داشت، امّا گام
در ره نا امیدوار گذاشت

مست هشیار بود وُ رندانه
دست بر مست وُ هوشیار گذاشت

ره نجست از حصارِ شَب بیرون
آتشی در شبِ حصار گذاشت

خاتمی ساخت شاهکار وُ در او
لعلی از جانِ خویش کار گذاشت

قدحی پُر زِ خونِ دیده وُ دِل
پیشِ مستانِ غمگسار گذاشت

تلخ چون باده، دِلپذیر چو غَم
طرفه شعری بِه یادگار گذاشت

با قیامت غَم از خزانش نیست
آن که این باغِ پُر بهار گذاشت

پیشِ فریادِ او جهان کر بود
او در این گوش گوشوار گذاشت

بر رُخِ روزگارِ خشک اندیش
سیلی از شعرِ آبدار گذاشت

بگذر از نیک وُ بد که نیک بد است
آن که بر نیک وُ بد شمار گذاشت

بر بد وُ نیک کار وُ بارِ جهان
نتوان هیچ اعتبار گذاشت

کی سواری ازین کریوه گذاشت
که نه بر خاطری غبار گذاشت

سینهٔ سایه بین که داغِ امید
بر سرِ داغِ شهریار گذاشت

اشکِ خونینِ من ازین ره دور*
گُلِ سرخی بر آن مزار گذاشت
🌹


موضوعات مرتبط: زنده یاد محمد حسین بهجت متخلص به استاد شهریار 🇮🇷 ، زنده یاد امیر هوشنگ ابتهاج (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه ششم شهریور ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( اخوان ‌ثالث ) 🖤•آه، تو تا ابد گریه هایِ هر شبِ منی آپامه•🖤

قاصدک! هان، چِه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی، امّا، امّا
گردِ بام وُ درِ من، بی ثمر می‌ گردی

انتظارِ خبری نیست مرا
نه زِ یاری نه زِ دیار وُ دیاری باری

برو آنجا که بود چشمی وُ گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند؛

قاصدک ابر هایِ همه عالم شَب وُ روز
در دلِم می گِریند.
🕯

پ.ن:

شما میدونید چِقد باید یِه آدمو گِریه کنیم تا تموم شه؟ 🕯


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💠 خاطره‌ ای از محمد رضا شفیعی‌ کدکنی دربارۀ مهدی اخوان‌ ثالث

🟦 سال‌ هایِ حوالی ۱۳۵۰ آيت‌ الله خامنه‌ ای در يکی از سفرهايشان بِه تهران، بر من وارد شدند و ساعاتی را با هم بِه شعرخوانی صحبت گذرانديم، و در ضمن صحبت‌ ها، ايشان از حالِ سايرِ دوستانِ شاعرِ خراسانی که مقيمِ تهران بودند جويا شدند، از جمله شادروان مهدی اخوان‌ ثالث، و بعد گفتند همين الآن برويم منزلش و احوالی از او بپرسيم؛

🟥 بِه درِ خانۀ اخوان که رسيديم، آيت‌ الله خامنه‌ ای کمی آن‌ طرف‌ تر ايستادند و من رفتم زنگ را زدم؛ اخوان خودش آمد و در را باز کرد؛ اخوان داخل و من بيرون، زيرِ چارچوبِ در با هم دست داديم و سلام‌ عليکی کرديم و بعد اخوان مرا بِه داخل دعوت کرد که آرام بِه او گفتم: با سيد علی آقای خامنه‌ ای آمده‌ ام؛

🟩‌ اخوان بِه‌ سرعت بيرون رفت تا بِه ايشان خوش‌ آمد بگويد و همين‌ طور که بِه‌ سمتِ ايشان می‌ رفت، برایِ اينکه مطايبه‌ ای هم کرده باشد، با لهجۀ مشهدی بِه من گفت: بَرِه چی خبر نکردی با آ سيد علی می‌ یِی که مُو اقلا وقتِ ميام دم در، آستينامِه بزنم بالا که مثلا دِرُم مُِورُم وضو بگيرم!


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، استاد محمّد رضا شفیعی کدکنی با تخلص م. سرشک 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، 📺 خاطرات ماندگار

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💠 خاطرۀ شفیعی‌ کدکنی از کوه‌ نوردی اخوان‌ ثالث به‌ نقل از کتاب حالات و مقامات م. امید

🟦 در تمامِ عصرهایِ پنج‌ شنبه بِه من زنگ می‌ زد و می‌ گفت: کوه خوش گذشت؟ یا در کوه چِه‌ خبر بود؟

🟥 یِک‌ بار در سال ۱۳۶۴ یا ۱۳۶۵ او را با هزار حیله و مقدمات بِه کوه بردیم، بِه همین مسیرِ درکه که هر پنج‌ شنبه می‌ رویم؛ آن تنها سفرِ کوه اخوان بود که بِه او و همۀ ما بسیار خوش گذشت؛ یادم هست برف باریده بود و تمامِ کوه‌ ها سفید بود؛ اوّل بهانه آورد که کفشِ کوه ندارم؛ دریابندری گفت اندازۀ پایت چند است؟ گفت: نمرۀ فلان؛ دریابندری گفت: من یِک‌ جفت کفش بِه این اندازه دارم؛ هر بهانه‌ ای که آورد، دوستان بِه رفع آن کوشیدند؛ حتی در قمقمه‌ ای اندکی از آن تلخ از آن مرگابه هم برایش آورده بودند که در آن بالایِ ارتفاعات رویِ برف‌ ها ایستاد و نوشید و گرم شد؛ کلاه مخصوصی آن‌ روز بِه‌ سر گذاشته بود که در اولین لحظه مرا بِه یادِ اشکبوسِ کتاب‌ هایِ درسی انداخت.

🟩‌ همه این شباهت را تایید کردند و تا مدت‌ ها او را اشکبوس می‌ خواندند؛ این‌ روزها عکسی از آن کوه‌ پیمایی را دیدم که در آن اخوان بود و نجف دریابندری و دکتر زریاب خویی و من و چند تن دیگر که الان در این لحظه در حافظه ندارم؛ عکسِ تاریخیِ عجیبی است که اخوان را در حال کوه‌ نوردی نشان می‌ دهد.

🟪 بعد از این کوه‌ نوردی، تا یِک‌ هفته تمامِ عضلاتش کوفته شده بود و درد می‌ کرد و بِه ما بد وُ بیراه می‌ گفت که چِه دردِ سری برایِ او درست کرده بودیم؛ ولی بعد ها خاطرۀ شیرین آن را همیشه در یاد داشت؛ از شوخی‌ هایِ لطیفی که در مورد این کوه‌ نوردی از او بِه یادم مانده این است که در آن بالا دسته‌ جمعی صبحانه نیمرو خوردیم؛ اخوان بعد ها می‌ گفت: عزیز جان٬ یعنی تو معتقدی که آن نیمرو را در همان پایین‌ ها یا در منزل نمی‌ شد خورد؟ این‌ همه راه وُ مشقت برایِ یِک نیمرو؟ و می‌ خندید!

پ.ن:

عکسی تاریخی که زنده یاد اخوان ثالث را در حال کوه‌ نوردی نشان می‌ دهد


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، استاد محمّد رضا شفیعی کدکنی با تخلص م. سرشک 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، 📺 خاطرات ماندگار

تاريخ : شنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( اخوان ثالث ) 💎

دور از تو پری، چون نفس دیو‌ِ سپید
دود از دلِ ساعاتِ سیاهم خیزد

با شبرو‌ِ یادِ تو، شبیخون‌ زنِ غَم
چون نقب بِه خلوتِ پناهم میزد

گفتم دگر ای ایمنی، ای خواب، وداع
بس کآتش وُ خونْ، دیده بِه راهم بیزد

دریا دریا، اگر چِه می‌ بارم اشک*
دوزخ دوزخ، شعله زِ آهم خیزد

با این ‌همه، در باغ‌ِ خیالت شب‌ِ هجر
خرمن خرمن، گُل از نگاهم ریزد!
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه نهم آذر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( اخوان ثالث ) 💎

از دولتِ مى امشَب، حالِ دگرى دارم
گه با لب خندانم، گه چشمِ تَرى دارم

هرجا كه دِلم خواهد، مى‌ پرَم وُ می‌ بالم
پروانه صفت گويى، بالى وُ پَرى دارم

اى دِل چِه خبر دارى، ديوانه‌ ترم امشَب
از آن مه بى‌ مهرت، من هم خبرى دارم

تا ماه شود پيدا، داد از غمِ تنهايى
با اختركان ناچار، سرّى وُ سرى دارم

امشَب زِ دگر شَب‌ ها ديوانه‌ ترم، اميد
گه خندم وُ گه گِريم، حالِ دگرى دارم
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه سوم آبان ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( اخوان ثالث ) 💎

نشستم، باده خوردم، خون گریستم، کنجی افتادم
تحمُّل می‌ رود امّا شبِ غَم سر نمی‌ آید

توانم وصفِ جورِ مرگ وُ صد دشوارتر زان لیک
چِه گویم جورِ هجرت چون بِه گفتن در نمی‌ آید

چِه سود از شرحِ این دیوانگی‌ ها، بیقراری‌ ها؟*
تو مه، بی مهری وُ حرفِ منت باور نمی‌ آید

زِ دست وُ پایِ دِل برگیر این زنجیرِ جور ای زُلف
که این دیوانه گر عاقل شود، دیگر نمی‌ آید

دِلم در دوریت خون شد، بیا در اشکِ چشمم بین
خدا را از چِه بر من رحمت ای کافر نمی‌ آید
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( اخوان ثالث ) 💎

دوشم جنون دوباره بِه تن تازیانه زد
باز این درخت ریشه دواند وُ جوانه زد

دیدم درونِ آینه شوریده منظری
باز از درونم آتشِ حسرت زبانه زد

نازم بِه چشمِ یار که تیرِ نگاه را*
بی جا هدر نکرد وُ بِه قلبم نشانه زد

جُز در هوایِ عِشق، دگر پر نمی زنم
هر چند عِشقم این همه آتش بِه لانه زد

باد این درخت گو نتکاند، که مرغِ دِل
آنجا بِه آرزویِ گُلی آشیانه زد

ای مَه، مباش بی خبر از کَیدِ مشتری
ارزان خرد متاع، حریفی که چانه زد

دوش، انعکاسِ نالۀ امید ازین غزل
آتش بِه چنگِ زهرۀ شیرین ترانه زد
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( اخوان ثالث ) 💎

بی تو بزمِ گُل وُ مهتاب، چِه خواهد بودن؟
عیشِ گلگشت وُ میِ ناب، چِه خواهد بودن؟

وه که وصلِ تو شَبی، گرچِه خیال است وُ محال
گر میسر شَوَدَم، خواب چِه خواهد بودن؟

ای چمان در چمنِ آزاد، چِه دانی بِه قفس
حالتِ مرغکِ بی تاب، چِه خواهد بودن؟

من که دیدم گُلِ رویِ تو، دگر در نظرم
جلوۀ شاهدِ مهتاب، چِه خواهد بودن؟

پیشِ لبخندِ تو، ای غنچۀ شادابِ بهشت
خنده هایِ گُلِ سیراب، چِه خواهد بودن؟

عمر چون گوهرِ نایاب بود با تو، ولی
بی تو جُز مونسِ ناباب، چِه خواهد بودن؟

تا تویی با من وُ این ساحلِ آسوده وُ عِشق
گو جهان را ببرد آب، چِه خواهد بودن؟

خیز تا دست در آغوشِ سحرگاه کنیم
تابشِ کرمکِ شَب تاب، چِه خواهد بودن؟

کنجِ زندان دلِ سودا زده هذیان گوید
تا که فرجامِ تب وُ تاب، چِه خواهد بودن؟

تو که در ساحلِ امنی وُ امان، کی دانی
حال افتاده بِه غرقاب، چِه خواهد بودن؟

تا سری با سخنی گرم کند گفت امید:
بی تو بزمِ گُل وُ مهتاب، چِه خواهد بودن؟
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 (  اخوان ثالث ) 💎

باده ای هست وُ پناهی وُ شَبی شسته وُ پاک
جرعه ها نوشم وُ ته جرعه فشانم بر خاک

نَم نَمَک زمزمه واری، رهش اندوه وُ ملال
می زنم در غزلی باده صفت آتشناک

بویِ آن گمشده گُل را زِ چِه گُلبن خواهم
که چو باد از همه سو می دَوَم وُ گمراهم؟

همه سر چشمم وُ از دیدنِ او محرومم*
همه تن دستم وُ از دامنِ او کوتاهم

باده کم کم دَهَدَم شور وُ شراری که مپرس
بَرَدَم، افتان، خیزان، بِه دیاری که مپرس

گوید آهسته بِه گوشم سخنانی که مگوی
پیشِ چشم آوََرَدَم باغ وُ بهاری که مپرس

بسته بینِ من وُ آن آرزویِ گمشده ام
پُلِ لرزنده ای از حسرت وُ اندوه نگاه

گر چِه تنهاییِ من بسته در وُ پنجره ها
پیشِ چشمم گُذرد عالمی از خاطره ها

باده ای بود وُ پناهی، که رسید از ره باد
گُفت با من: چِه نشستی که سحر بال گُشاد

من وُ این نالۀ زار، من وُ این باد سحر
آه، اگر نالۀ زارم نرساند بِه تو باد
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💠 دکتر شفیعی کدکنی از اخوان‌ ثالث می گويد از 📕 حالات و مقامات م. امید

🟦 از اولین شکایت‌ هایی که کردم یِکی این بود که چِرا تو خاموشی و هیچ چیز نمی‌ گویی؟ اینهمه مزخرفات چاپ می‌ شود و این‌ همه در روزنامه‌ ها و مجلات، آدم‌ هایِ بی‌ مایه نان بِه قرضِ هم می‌ دهند؛ گُفت: مگر نمی‌ دانی که شیخِ سعدی گُفته: بستان و بده، بگو و بشنو، شَب‌ هایِ چنین نه وقتِ خواب است!

🟥 بُگذار اینها هم بده بستانِ خودشان را داشته باشند؛ اگر کسی نفَسش حق نباشد، تمامِ دنیا هم جمع شوند، نمی‌ توانند او را برایِ مدتِ طولانی نگاه دارند؛ گُفتم: در این میانه، ذوقِ جوان‌ ها منحرف می‌ شود، خطر آنجاست؛ گُفت: عزیز جان! ذوقی که بِه این جور چیز‌ها خراب‌ شدنی باشد، بُگذار هر‌ چِه زوتر خراب شود!


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، استاد محمّد رضا شفیعی کدکنی با تخلص م. سرشک 🇮🇷 ، 📺 خاطرات ماندگار

تاريخ : پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 بخشی از شعر صبوحی از دفتر از این اوستا نوشته ی اخوان ثالث

بهار، آنجا نگه کُن،
با همین آفاقِ تنگِ خانۀ تو
باز هم آن کوه ها پیداست؛

بهار آنجاست، ها،
آنک طلایۀ روشنش،
چون شعله ای در دود؛

بهار اینجاست،
در دِلهای ما،
آوازهایِ ما.
🏡 🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( اخوان ثالث ) 💎

خوش آمد از صبا اینم پگاهی
که خوش می خواند، سر برِ خاکِ راهی

که دردا، آدمی را همَّتِ عِشق
بِه رفت از یاد وُ پاسِ حُرمتِ عِشق

تو قدرِ عشقِ خود بِشناس بلبل*
مگو با خار هم نازکتر از گُل

که از گُل گر نوازش ور ستیز است
برایِ مرغکِ عاشِق عزیز است.
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( اخوان ثالث ) 💎

خواهم كه بِه خلوتكده ای از همه دور؛ من باشم وُ من باشم وُ من باشم وُ من 🌷

پ.ن:

خواهم كه بِه خلوتكده ای از همه دور

تو باشی وُ تو باشی وُ تو باشی و من 🖤 🪴


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( اخوان‌ ثالث ) 💎

آشنایی، آشنایی، آه! چِه خوشم می‌ آید از این؛ من یقین دارم، آشنایی‌ هایِ ما کاری خدایی بود. 🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💠 نادر ابراهیمی از اخوان‌ ثالث می گويد از 📕 باغ بی برگی

🟦 در آن روزگار، مهدی اخوان ثالث از نوادر بود، که نه فقط عاشقِ وطن بود، که این عِشق را، عشقِ کهنه و قدیمی را، تبلیغ هم میکرد، تعلیم هم می‌ داد، و با این عِشق بود که های‌ های می‌ گریست؛ در آن روزگارانِ غمباران، که شبه روشنفکران، بی‌ وطنی را کسوت جهان‌ وطنی پوشانده بودند، و میهن را واژه‌ ای ارتجاعی قلمداد می‌ کردند، آن کس که آن زمان، از وطن، بِه غیرت و تعصب سخن گفت، زنده ماناد که او مهدی اخوان ثالث بود.

🟥 مهدی اخوان ثالث، در موجودیتش، یِک آوازِ کوچه باغیِ قدیمی بود در شهرِ کوچه‌ هایِ قدیمی؛ هیچ آوازی دیگر، آن کوچه باغیِ خالصِ محزون نخواهد شد. 🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، زنده یاد استاد نادر ابراهیمی (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷 ، 📺 خاطرات ماندگار

تاريخ : دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💠 دربارۀ مهدی اخوان‌ ثالث به‌ نقل از کتاب باغ بی‌ برگی از شفیعی‌ کدکنی

🟦 من اگر متجاوز از یِک ربع قرن، زندگیِ اخوان را از نزدیک ندیده بودم و در حالاتِ مختلفِ با او نزیسته بودم، امروز فهمِ درستی از شعرِ حافظ نمی‌ توانستم داشته باشم، او مشکلِ شعرِ حافظ را برایِ من حل کرد، بی‌ آنکه سخنی در بابِ حافظ، یا توضیحِ شعرهایِ او گُفته باشد.


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷 ، استاد محمّد رضا شفیعی کدکنی با تخلص م. سرشک 🇮🇷 ، 📺 خاطرات ماندگار

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( اخوان ثالث ) 💎

خیال‌ِ تو بُرد از سرم خوابْ، دوش
الا یا لبت لعل وُ گفتار‌ْ، نوش

بِه من بر چو زُلفت پریشان گُذشت
شَب، ای خوش غنوده در آرامْ، دوش

گرفت از دِلم یادت آرام وُ زد
بِه جانم زِ شوق آتش وُ خود خموش

خوشا خوابت، آن حالت‌ِ نازنین
رها مانده اعضات وُ بی راز پوش

پریشان شُده گیسوانت بِه روی
وَ بَر گردن وُ بر بُناگوش وُ گوش
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد مهدی اخوان ثالث متخلص به م.امید 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه‌ دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت می‌رسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی‌ قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی‌ ام سنگین‌ تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه‌ ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده‌ های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دل‌هایِ خسته را اِحیا می‌کنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی )‏ 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی‌ ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یک‌بار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•‏تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی )  🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر  🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️
        🌟 مطالب قديمی تر را مشاهده کنید >>


تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.