روح در تن می دمد بادِ بهاری غنچه را
می رسد گویا زِ طَرْفِ روضۀ خُلدِ بَرین
یعنی از خاکِ حریمِ روضۀ شاهِ نجف*
گُلبنِ باغِ حقیقت، سروِ بستانِ یقین
حیدرِ صَفدر، شَه عنبر کش خیبر گشا*
سرورِ غالب، سَرِ مردان، امیرالمومنین
تا چرا خود را نمی بیند زِ نامش سَر فراز
رخنه ها در سینه کرد از رشکِ عینش حرفِ سین
کیست کو سرکردۀ سَر شد بدورِ عدلِ او
کش زِ سَر نگذشت حرفِ ناامیدی همچو شین 🌷
پ.ن:
از مهرِ علی طینتِ هر کس که سرشت
هر چند بود منزلِ او دیر وُ کِنِشت
در دوزخ اگر درآورندش بِه مَثَل
جا گرم نکرده می بَرندش بِه بهشت (طاهر قزوینی) ❤️
پ.ن۲:
ای حیدرِ شهسوار! وقتِ مَددست
ای زبدهٔ هشت وُ چار! وقتِ مَددست
من عاجزم از جهان وُ دشمن بسیار
ای صاحبِ ذوالفقار! وقتِ مَددست (ابوسعید ابوالخیر) ❤️
🔹 جابر بن عبدالله گوید: امیرالمومنین على (ع) در جنگ با یهودیانِ خیبر، دربِ قلعه را روىِ دست بلند کرد، و مسلمانان دسته دسته از رویِ آن عبور کردند و واردِ قلعه شده و آن را فتح کردند، و سپس خواستند آنرا برایِ امتحان بلند کنند که چهل نفری توانستند آنرا حمل کنند. منبع: مصنف ابن أبی شيبة، نویسنده: ابن أبی شيبة، جلد ۶ صفحه ۳۷۴
🔹 نبردِ لشکرِ اسلام بِه فرماندهی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با یهودیانِ خائن و پیمان شکنِ مدینه که منجر بِه فتحِ قلعه خیبر بِه دستِ حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و نابودیِ یهود در آن منطقه گردید.
موضوعات مرتبط: کمال الدّین وحشی بافقی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷
گر کُنَد رویِ تو روشن شبِ یلدایِ 🍉 مرا*
مِهر در دیده کشد سُرمۀ شبهایِ مرا
گر فتد پرتوِ رُخسارِ تو در ساغرِ مِی
جدولِ نور کند چون مُژه رگهایِ مرا
بلبلانِ چمن از تنگدلی خاموشند
بِه گلستان برسانید غزلهایِ مرا
روزِ شوریدگی ام آینۀ حشر نماست
می توان دید در او صورتِ فردایِ مرا
بر دلِ نازکِ من بار بُوَد دیدنِ گُل
رنگِ مِی می شکند ساغر وُ مینایِ مرا 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
بِه یِک شَب دوری از کویت توان دانست احوالم
که مدّی از برایِ امتحانِ خامه بس باشد
چِه بنویسم بِه کاغذ قصهٔ شب هایِ هجران را
اگر داری سوادی، پیچ وُ تابِ نامه بس باشد 🕯
پ.ن:
بِه صد چاکِ جگر آهی نجست از سینۀ تنگم
درِ زندان شکست امّا نشد آزاد محبوسی (بیدل دهلوی) 🖤
پ.ن۲:
زآنم بِه گلو گِریه گره کرد نفس را
تا دردِ دلِ خویش نگویم همه کس را (ملولی) 🖤
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
خونِ من گیراست، می ترسم که بعد از کُشتنم؛ پاک نتوانی نمودن، تیغِ خون آلود را 🕯
| سازنده اثر: مرتضی نی داوود؛ تنظیم: بهرام دهقانیار |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای مرغ سحر با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، استاد بهرام دهقانیار (آهنگساز) 🇮🇷
داشت هرکس غصّه ای زین پیش امروز از من است؛ وارثم گویا من این غمهایِ صاحب مُرده را. 🕯
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
یادِ او در دِلم، از دیدۀ تر آگه نیست؛ خفته در خانه چِه داند، که برون باران است. 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
گر کُنَد رویِ تو روشن شبِ یلدایِ 🍉 مرا
مِهر در دیده کشد سرمۀ شبهایِ مرا
گر فتد پرتوِ رُخسارِ تو در ساغرِ مِی
جدولِ نور کند چون مژه رگهایِ مرا
بلبلانِ چمن از تنگدِلی خاموشند
بِه گلستان برسانید غزلهایِ مرا
روزِ شوریدگی ام آینۀ حشرنماست
می توان دید در او صورتِ فردایِ مرا
بر دلِ نازکِ من بار بُوَد دیدنِ گُل
رنگِ می می شکند ساغر وُ مینایِ مرا. 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
سویم گذری شبَی، عجب نیست؛ یِک شَب مه من، هزار شَب نیست. 🌷
پ.ن۱:
بی رویِ دِلفروزت، ما را سرِ طرب نیست؛
با ما شَبی بسر کن، یِک شَب هزار شَب نیست. (نصیبی شیرازی) 🕯
پ.ن۲:
هر چند کلبهٔ ما، جایِ تو نوش لب نیست؛
با ما شَبی بِه روز آر، یِک شَب هزار شَب نیست. (هاشمی قمی) 🪔
پ.ن۳:
هر تارِ زُلفِ جانان، باشد شبِ درازی؛
کو آنکسی که می گفت: یِک شَب هزار شَب نیست؟ (غیاث شیرازی) 🕯
پ.ن۴:
با ما شَبی بِه روز آر، روزی بِه ما بِه شَب کن؛
یِک روز نیست صد روز، یِک شَب هزار شَب نیست. (صائب تبریزی) 🪔
پ.ن۵:
گر تار زُلفِ او را گفتیم شَب، عجب نیست؛
دیگر نمی توان گفت، یِک شَب هزار شَب نیست. (وحید قزوینی) 🕯
پ.ن۶:
در انتظارِ وصلت شَبها بِه روز بُردم؛
با ما شَبی بِه روز آر، یِک شَب هزار شَب نیست. (گلچین معانی) 🪔
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، غیاثای حلوایی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، مولانا حاجی نگاهی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، ابراهیم کاتب نصیبی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، میر هاشمی قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
بِه هر عنوان که باشد، از تو کامِ خویش می گیرم؛ تو را یا خونِ من، یا دستِ من، در گردن است امشَب. 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
از تو دارند، گُل وُ غنچه وُ آهو وُ مسیح؛ خوش لبی، خوش دهنی، خوش نگهی، خوش سخنی. 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
با یارِ خویش، همچو قلم با زبانِ دِل؛ گفتیم بی صدا وُ ندا، یِک کتابْ حرف. 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
ندیده ام بِه جهان، کشوری چو شهرِ خیال؛ چِه عالمی ست، که پیوسته یار با یار است. 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
فریبِ الفتِ مردم مخور، که چون شَب وُ روز؛ رفیقِ یکدگر وُ خصمِ جانِ یکدگرند. 🪔
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
شَب ها سیاه پوشند، میرد اگر چِراغی؛ بیچاره دِل که هرگز، مرگش عزا ندارد! 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
دردا که جانِ زارم، از ضعف وُ ناتوانی؛ در حبسِ جاودان ماند، چون رازِ بی زبان ها. 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
بُوَد خموشیِ دائم، پیامِ اوّلِ عِشق
خبر نداشتن از خود، کلامِ اوّلِ عِشق
چو درسِ اوّلِ طفلان، که حرفِ منفصل است
بریدن از دو جهان است، گامِ اوّلِ عِشق. 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد طاهر وحید قزوینی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ مرگم از اين واقعه خوش تر هزار بار♡ 🕯
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۹، نوشته ی نادر ابراهیمی
( محمود سنجری ) 🖤•بغلم کن، استخوان هایم دلتنگِ دست هایت اند آپامه•🖤
📚 از کتاب رستاخیز جان [ادبیات، فرهنگ و رسانه]، ص۳۲ نوشته ی سید مرتضی آوینی
( ادیب الممالک فراهانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
📚 از کتاب اجازه هست آقای برشت؟،ص۴۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۲، ص۲۰۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
( عطار نیشابوری ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر برییز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان هایم دلتنگِ دستهایت اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
صفحه اصلی 💯






































































































































































































































































































