🟦 مُتابعتِ محمّد آن است که او بِه معراج رفت، هم بروی در پیِ او، جَهد کن تا قرارگاهی در دلِ تو حاصل کنی، چون طالبِ دنیا باشی بِه زبان نباشی، بلک بِه مُباشرتِ اسباب باشی، طالبِ دین باشی، هم بِه زبان نباش، بِه ملازمتِ طاعت باش، و طالبِ حق باشی، بِه ملازمتِ مردانِ حق باش.
🟥 محمّدی (ص) آن باشد که شکسته دِل باشد، پیشینیان شکسته تن می بوده اند، بِه دِل می رسیده اند، درست رها کرده اند که انا الحق محمّدی و قومى شکسته دِل رَبِّی الأعلى گفتند، هم بِه آن قناعت نکردند، قومی باشد که آیت الکرسی خوانند بر رنجور و قومى باشند که آیت الکرسی باشند؛ در دعوت قهرست و لطف، امّا در خلوت همه لطف است والله اعلم. 🌷
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
شرطِ اخلاص است که خالص برایِ خدا کُند، نه هوسِ دگر و غرضِ دگر. 🌷
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
هیچ چیز آسان تر از نفرت نیست امّا در موردِ عِشق، روحی با شکوه و بزرگوار می خواهد. 🌷
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
🟦 رقصِ مردانِ خدا لطیف باشد و سَبُک گویی بَرگ است که بر رویِ آب می رود؛ اَندرون چو کوه و صد هزار کوه، و بُرون چو کاه؛ و رقص وسیله ای برایِ رسیدن بِه خدا «می گوید تو برقص بِه خدا رسیدی، گفت: تو نیز رقص کن، بِه خدا برس.» 🌷
پ.ن:
رقص در نظرِ شمس الحق تبریز، فوقِ قول و غزل است و در راه دوست سوختن است.
پ.ن۲:
در خانواده مذهبی مسیحی بِه دنیا آمد، بِه وطن و ناموسِ وطن دست درازی شد، جانش را فدا کرد، بعد از ۳۸ سال بازگشته در حالی که پدر و مادر و برادرش بعد از سال ها چشم انتظاری از دنیا رفته اند.
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
🟦 اگر چنان توانی کردن که ما را سفر نباید کردن، جهتِ کارِ تو و جهتِ مصلحتِ تو، و کار هم به این سفر که کردیم برآید، نیکو باشد. زیرا که من در آن معرض نیستم که تو را سفر فرمایم، من بر خود نهم سفر را جهتِ صلاحِ کارِ شما، زیرا فراق پَزَنده است. در فراق گفته می شود که آن قدر امر و نَهی چه بود، چِرا نکردم؟ آن سهل چیزی بود در مقابلۀ این مَشَقَّتِ فراق؛ آنچه نمی گفتم و نفاق می کردم، و هر دو طرفِ خاطرها را نگه می داشتم و معمّا می گفتم؛ صریح می بایست کردن.
🟥 چِه قدر بود آن کار؟ من جهتِ مصلحتِ تو پنجاه سفر بکنم. سفرِ من برایِ برآمدِ کارِ توست، اگر نه، مرا چِه تفاوت از روم تا بِه شام، در کعبه باشم و یا در استَنبول، تفاوت نکند. الّا آن است که البتّه فراق پُخته می کند و مُهَذَّب می کند. اکنون، مُهَذَّب و پُختۀ وصال اولاتر یا پُختۀ فراق؟ این که در وصال پُخته شود و چشم باز کند کجا، و آن کجا که بیرون ایستاده بود، تا کِی در پرده راه یابد؟ چِه مانَد بِه آنکه در اندرونِ پرده باشد مُقیم؟ 🌷
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
آبِ حیوان باید مر روح فزایی را
ماهی همه جان باید دریایِ خدایی را
ویرانه آب وُ گِل چون مسکنِ بوم آمد
این عرصه کجا شاید پروازِ همایی را
صد چشم شود حیران در تابشِ این دولت
تو گوش مکش این سو هر کورِ عصایی را
گر نقدِ درستی تو چون مست وُ قراضه ستی
آخر تو چِه پنداری این گنجِ عطایی را
دِلتنگ همی دانند کان جای که انصافست*
صد دِل بِه فدا باید آن جانِ بقایی را
دِل نیست کم از آهن آهن نه که می داند
آن سنگ که پیدا شد پولاد ربایی را
عقل از پیِ عِشق آمد در عالمِ خاک ار نی
عقلی بنمی باید بیعهد وُ وفایی را
خورشیدِ حقایق ها شمس الحق تبریز است
دِل رویِ زمین بوسد آن جانِ سمایی را 🌷
موضوعات مرتبط: جلال الدین محمّد مولوی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
ورقی فرض كن يِك روی در تو يِك روی در يار، يا در هر كه هست؛ آن روی كه سویِ تو بود خواندی، آن روی كه سویِ يار است هم ببايد خواندن. 🌷
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
مقصود از وجودِ عالم، ملاقاتِ دو دوست بوَد، که رویِ در هم نهند جهتِ خدا، دور از هوا¹؛ مقصود نان نی²، نانبا³ نی، قصابی و قصاب نی.
💢 ۱. هوا: خود خواهی
💢 ۲. نی: نیست
💢 ۳. نانبا: نان پز
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، 📔 حکایت آموزنده و خواندنی ، زنده یاد استاد محمّد علی موحد (شاعر معاصر) 🇮🇷
ای کاش، یِک تن بودی که با او چنان سخن گُفتمی که با خود. 🌷
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
معرفت در دِل است، شهادت بر زبان است و خدمت بر اندام است؛ از دِل، شناخت و شفقت بر خلق، و از زبان، ذكر و خوش زبانی بِه خلق، و از اندام، پرستش و ياری دادن بِه خلق. 🌷
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
من ذره وُ خورشیدِ لقائی تو مرا
بیمارِ غَمم عینِ دوائی تو مرا
بی بال وُ پر اندر پیِ تو می پرم
من کاه شدم چو کهربائی تو مرا 🌷
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
بنگر که تو دورِ نزدیکی یا نزدیکِ دوری؟ 🌷
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
امّا هیچ نا امیدی نیست، اگر دو دم مانده باشد، در آن دمِ اول امید است؛ در آن دمِ دوم نعره ای بزن و گذشتی، هم بِه امید که امید هاست و خنده هاست. 🌷
پ.ن:
هله نومید نباشی، که تو را یار براند
گرت امروز براند، نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد، مرو وُ صبر کن آن جا
زِ پسِ صبر، تو را او بِه سرِ صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد، همه ره ها و گُذر ها
ره پنهان بنماید، که کس آن راه نداند. (جناب مولانا) 💚
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
کسی می خواستم از جنسِ خودم که او را قبله سازم، و روی بدو آرم که از خود ملول شده بودم؛ تا تو چِه فهم کنی از این سخن که می گویم: از خود ملول شده بودم.
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد محمّد علی موحد (شاعر معاصر) 🇮🇷
تو را یِک سخن بگویم: این مردمان بِه نفاق خوش دِل می شوند و بِه راستی غَمگین می شوند؛ او را گُفتم: مردِ بزرگی و در عصر یگانه ای؛ خوش دِل شُد و دستِ من گرفت و گُفت: مشتاقِ تو بودم، و مقصر بودم؛ و پارسال با او راستی گُفتم، خصمِ من شُد و دشمن شُد؛ عجب نیست این؟! با مردمان با نفاق می باید زیست، تا در میانِ ایشان، با ایشان خوش باشی؛ راستی آغاز کردی؟ بِه کوه و بیابان باید رفت! که میانِ خلق راه نیست.
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
قاعدۀ چهلم شمس تبریزی یِک کلام ختمِ کلام: بی عِشق سر مکُن. 🌷
پ.ن:
کاری ندارم کُجایی، چِه می کُنی؛ بی عِشق سر مکُن، که دِلت پیر می شود. (قیصر امین پور) 💚
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
آخر من تو را چِگونه رنجانم؟ که اگر بر پایِ تو بوسه دهم؛ ترسم که مژۀ من، در خَلَد، پایِ تو را خسته کُند. 🌷
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
مرا فراغت بوده است از همه عالم؛ همین که تو گُفتی من خوش نیستم، اندرونِ من درد می خیزد؛ زیرا که تو در میانِ جانِ من وطن داری، اثر می کُند در جان. 🌷
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
بسیار تیغ دیده ام، که یِکی را دو تا کُند؛ نازم بِه تیغِ عِشق، دو تا را یِکی کُند. 🌷
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
مولوی جان: پس، زخم هایمان چِه؟
شمس تبریزی: نور، از میانِ همین زخم ها وارد می شود. ✨
پ.ن:
چِگونه خودت را ساختی؟ زخم بِه زخم! (محمود درویش) 💚-
موضوعات مرتبط: جلال الدین محمّد مولوی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
در سکوت صدایی است، دِلی باید که دریابد. 🌷
موضوعات مرتبط: محمد تبریزی ملقب به شمس (عارف روزگار ایلخانی) 🇮🇷
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ مرگم از اين واقعه خوش تر هزار بار♡ 🕯
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۹، نوشته ی نادر ابراهیمی
( محمود سنجری ) 🖤•بغلم کن، استخوان هایم دلتنگِ دست هایت اند آپامه•🖤
📚 از کتاب رستاخیز جان [ادبیات، فرهنگ و رسانه]، ص۳۲ نوشته ی سید مرتضی آوینی
( ادیب الممالک فراهانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
📚 از کتاب اجازه هست آقای برشت؟،ص۴۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۲، ص۲۰۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
( عطار نیشابوری ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
صفحه اصلی 💯





































































































































































































































































































