بِه نیم غمزه چنانم ربود دِل از دست
که رفت مرغِ قرارم زِ شست وُ کار از دست
چِه محشریست که ناگاه از میان برخواست
چِه فتنه بود که یکباره در کنار نشست؟
من وُ مِی از ازل اینگونه مست وُ مخموریم
من از مِی وُ مِی از آن چشمِ پُر خمارِ تو مست
نقاب اگر زِ رُخ ای آفتاب بر فکنی
شوند خلقِ جهان یکسر آفتاب پرست
زِ هجر بس که دِلم رنج بُرد وُ درد کشید
درست گفت که پیمانه وصال شکست
بِه ترکِ چشم بگو، باز راه خلق مبند
کسی چو نازِ تو ای شوخ راه شانه نبست
کمندِ زُلفِ تو دیدی چگونه رفعت را
چو مرغ وُ ماهی بگرفت وُ درفکند بِه شست؟ 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد صادق رفعت سمنانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷
بِه كویِ يار مرا بار در گِل افتاده
فتاده بارِ من، امّا بِه منزل افتاده
گمان مدار خلاصی دِل از آن سرِ زُلف
كه با هزار جنون در سلاسل افتاده
مكش كمان زِ كمين دلبرا بِه غمزه كه دِل*
بِه يادِ تيرِ نگاه تو بِسمِل افتاده
دو طرۀ تو بِه كف تيغِ آفتاب گرفت
كه از يمين وُ يسارت حمايل افتاده
بِه داغِ لالۀ رويت حوالۀ دلِ ماست*
كه شورِ عشقِ تو اندر قبايل افتاده
زِ سِحرِ چشمِ تو ايمن نِيَم كنون كه دو ماه
بِه آفتابِ جمالت مقابل افتاده
مبند بارِ سفر ای قمر كه عقربِ زُلف
بِه برجِ رویِ تو از خويش غافل افتاده
زِ آه سينه دِلم خون شد وُ زِ ديده بريخت*
مگو كه كشتیِ صبرم بِه ساحل افتاده
زِ نور وُ ظلمتِ اسلام وُ کفر، زُلف وُ رُخت
چو روز در شَب وُ چون حقّ بِه باطل افتاده
بِه حیرتم که مگر نافِ آهویِ حرم است؟
که در حریمِ تو یک رو وُ یک دِل افتاده
نگارِ ما سرِ تسليم داشت ای رفعت
زِ دستِ مدعيان، كار مشكل افتاده 🌷
پ.ن:
بوسه از کنجِ لبِ یار نخورده است کسی
ره بِه گنجینۀ اسرار نبرده است کسی
من وُ یِک لحظه جُدایی زِ تو، آن گاه حیات؟
اینقدر صبر بِه عاشِق نسپرده است کسی
لب نهادم بِه لبِ یار وُ سپردم جان را
تا بِه امروز بِه این مرگ نمرده است کسی (صائب تبریزی) 🖤
موضوعات مرتبط: محمّد صادق رفعت سمنانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷
بِه میدانِ محبّت، گر چِه چون گوی بی سر وُ پایم
ولی پیوسته، در چوگانِ مهری عالم آرایم
بِه شیدائی شدم مشهورِ هر شهری وُ معذورم*
که تارِ طرّۀ پرچینِ شوخی کرده شیدایم
شهیدِ عِشق را شهدِ محبّت زندگی بخشد*
نمیرم من، اگر صد ره بِه خون شویند اعضایم
بیار آن آتشین آبِ روان وُ زین روانم بر
ببار ای ابرِ رحمت، تا چو نخلِ جان بِه بار آیم
کیم؟ با کیستم؟ از چیستم چون چرخ سرگردان؟
چرا از نغمه چون چنگم؟ چرا از ناله چون نایم؟
میانِ مجمعِ خوبان، پریشان تر مجو از من
دلیل، این روی وُ موی آن نگارِ سرو بالایم
حیاتِ جاودان دارم زِ لعلِ نوشخندِ او*
بِه چرخِ چهارمینِ عِشق، همرازِ مسیحایم
دلا در مشورت بر گو که با این زُلف وُ خالِ او
بِه كف زُنّار گیرم یا گِره از سُبحه بگشایم؟
بِه خود گفتم کتابِ عِشق را خواندم زِ سر تا پا*
بِه لوح عاشِقان دیدم که در خطّ الفبایم
نه رفعت هست هندو ای مسلمانان، که می سوزد
پس از مُردن بِه نارِ هجرِ خود یاری دلارایم 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد صادق رفعت سمنانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷
عشقِ تو می کِشاندم، شهر بِه شهر، کو بِه کو
مهرِ تو می دواندم، پهنه بِه پهنه، سو بِه سو
سیلِ سرشک وُ خونِ دل، از دِل وُ دیده شد روان
قطره بِه قطره، شط بِه شط، بحر بِه بحر، جو بِه جو
بافته با محبّتم، رشتۀ تار وُ پودِ جان
تار بِه تار، نخ بِه نخ، رشته بِه رشته، پو بِه پو
آن چِه دِل از فراقِ تو کرد بِه من، نمی کند
آتشِ هجرِ من بِه من، آبِ وصالِ او بِه او
نیست جُز او چو بنگری، در صُحفِ ولایِ من
آیه بِه آیه، خط بِه خط، صفحه بِه صفحه، هو بِه هو
بود وُ نبود جُز دِلم، در خَمِ زُلفِ او نهان*
طره بِه طره، خم بِه خم، رشته بِه رشته، مو بِه مو
رفعت وُ شرحِ عشقِ او، تا ننهد، نمی کند
سینه بِه سینه، لب بِه لب، چهره بِه چهره، رو بِه رو 🌷
| آهنگساز: حسام الدّین سراج؛ سه تار: جلال ذوالفنون |
| با صدای: حسام الدّین سراج؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۶ |
| 🎼 دانلود تصنیف طره به طره با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، محمّد صادق رفعت سمنانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد جلال ذوالفنون (آهنگساز) 🇮🇷 ، دکتر سیّد حسام الدّین سراج (خواننده) 🇮🇷
شَب، شمع یِک طرف، رُخِ جانانه یِک طرف*
من یِک طرف در آتش وُ پروانه یِک طرف
افکنده بهرِ صیدِ دلِ من، زِ زُلف وُ خال
دامِ بلا زِ یِک طرف وُ دانه یِک طرف
از عشقِ او، بِه گِریه وُ در خنده روز وُ شَب
عاقل زِ یِک طرف، دلِ دیوانه یِک طرف
بر هم زدند، مجمعِ دِل هایِ عاشِقان
بادِ صبا زِ یِک طرف وُ شانه یِک طرف
ترکِ شراب کردم وُ ساقی بِه عشوه گفت
پیمان زِ یِک طرف، من وُ پیمانه یِک طرف
ایمان وُ کفرِ زُلف وُ رُخش دِل چو دید، گفت
رهِ کعبه یِک طرف، رهِ بتخانه یِک طرف
در حیرتم که دِل زِ چِه رو می برند وُ دین
------------------------------------ 🌷
پ.ن:
غزلی که اکثر تذکره نویسان با شك و ترديد بِه ناصر الدین شاه نسبت داده اند؛ بِه خطّ مرحوم رفعت موجود است که در اوّلِ دیوان کلیشه شده است، غزل ناتمام است، و علاوه بر اینکه تخلص ندارد، بیتِ آخرِ غزل یِک مصرع کم دارد.
موضوعات مرتبط: محمّد صادق رفعت سمنانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ مرگم از اين واقعه خوش تر هزار بار♡ 🕯
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۹، نوشته ی نادر ابراهیمی
( محمود سنجری ) 🖤•بغلم کن، استخوان هایم دلتنگِ دست هایت اند آپامه•🖤
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































