هم چو چشمِ بد، رقیبان از تو دورم می کنند
زار می گریم، که دور از تو به زورم می کنند
من که چون فرهاد، شیر از جویِ شیرین خورده ام
شورِ عِشق وُ تلخیِ مِی، تلخ وُ شورم می کنند
بیشتر خواهم چو مارِ خسته پیچیدن به عِشق
گر لگد کوبِ ملامت همچو مورم می کنند
صد قیامت دارم از عِشقت، چه غَم دارم از آنک
غصّه وُ غم، زنده هر ساعت به گورم می کنند
من در آتش غرق وُ هر کس گویدم: "دِل جمع دار"
پند گویان بر سرِ آتش صبورم می کنند
زُلف وُ خالش بس که می آیند در چَشمم چو دود
هر شَبی تا صبحدم، از گریه کورم می کنند
ناصر از مهرِ بُتان، چون ماه روشن می شود
گر چه همچون ماهِ نو بی تاب وُ نورم می کنند 🌷
موضوعات مرتبط: ناصر بخارایی (شاعر روزگار ایلكانی) 🇮🇷
شراب خانه بهشت است وُ یار حورِ من است
بهشت وُ حورِ دگر جستن از قصورِ من است
بیار مِی که من از خویشتن پریشانم
مرا زِ خویش چو غیبت فتد حضورِ من است
من از تجملِ دنیا نمی شوم مغرور
که هر متاع که او می دهد غرورِ من است
وجودِ غیر نباشد روا درونِ دلم
مجالِ غیرِ تو کی در دلِ غیورِ من است؟
شود چو کاه اگر بارِ خود نهم بر کوه
غبارِ هجر که در خاطرِ صبورِ من است
زِ دامنِ ترِ خود کف همی زنم بر روی
چو بحر تلخیِ کامم زِ بختِ شورِ من است
زِ هجر دیدۀ ناصر رَمَد* گرفت، چه باک
غبارِ خاکِ سرِ کویِ او ضرورِ من است 🌷
پ.ن:
* رمد = دردِ چشم
موضوعات مرتبط: ناصر بخارایی (شاعر روزگار ایلكانی) 🇮🇷
ای یادِ تو غایب زِ زبان وُ دلِ ما نی*
هرگز تو کنی یادِ منِ سوخته یا نی؟
ماندیم چو بلبل بِه خزان ای گُلِ صد برگ
دور از رُخِ تو برگ نداریم وُ نوا نی
روز آید وُ شَب بگذرد وُ جمله شبان روز
نزدیکِ من از هم نفسان غیرِ صبا نی
ترسم که اگر دردِ دلِ خویش بگویم*
غمگین شوی وُ طاقتِ غَم هیچ تو را نی
معذور همی دار که تقدیر همین بود
ما سعی نمودیم بِه وصلِ تو، قضا نی
بسیار بِه پا گِرد سرِ کویِ تو گشتیم
این بار در آن کو بِه سر آییم بِه پا نی
روزی که رسد تیغِ اجل بر سرِ ناصر*
تن از تو جُدا گردد وُ دِل از تو جُدا نی
بسیار بهار آید وُ گُل بردمد از خاک*
آیند حریفان بِه سرِ سبزه وُ ما نی 🌷
موضوعات مرتبط: ناصر بخارایی (شاعر روزگار ایلكانی) 🇮🇷
عِشق پدیدار هست، یار پدیدار نیست*
پرتوِ دیدار هست، زهرۀ گفتار نیست
در ره او سال ها، رفتم وُ پایان نشد*
بر درِ او بار ها آمدم وُ یار نیست
دعویِ یاریّ او کردم وُ سودی نداشت
یاریِ ما باطل است یار اگر یار نیست
ترکِ همه کار وُ بار کردم وُ سودایِ عِشق
کارِ من است وُ مرا بهتر از این کار نیست
خواستم از زُلفِ او، رشتۀ زُنّار، گفت
رو که چو تو مشتری، لایقِ زُنّار نیست
ناصر! طوطی شو وُ عِشق چو پروانه باز
میل بِه شکّر مکن، جایِ تو جُز نار نیست 🕯
موضوعات مرتبط: ناصر بخارایی (شاعر روزگار ایلكانی) 🇮🇷
من اوفتاده وُ انفاسِ روح پرورِ باد
چون باد بر تو گذر می کند، حرامش باد
شبِ فراق وُ غریبی وُ عِشق وُ تنهایی*
چِه شد که بر منِ بیچاره، هر چهار افتاد؟!
سرشک دیدۀ من، همچو آب می خواند
که سالها تو نیاری، بِه نامه از من یاد
غلامِ عشقِ تو از هر دو کون آزاد است
کسی زِ مادرِ فطرت، چنین نزاد آزاد
چو گشت رازِ دِلم فاش، ناله را چِه کند
دهان از آن، بر کشیده ام بگشاد
زِ نقش بندِ ازل عقل وُ هوش حیرانند
که در شمایلِ خوبِ تو داد، خوبی داد 🌷
موضوعات مرتبط: ناصر بخارایی (شاعر روزگار ایلكانی) 🇮🇷
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت میرسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی ام سنگین تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































