🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

( بابا فغانی شیرازی ) 🖤•نقطه ضعفم برقِ چشماته آپامه•🖤

گر می‌ روم نزدیکِ او، شوقِ وصالم می‌ کُشد
ور می‌ نشینم گوشه‌ ای، تنها خیالم می‌ کُشد

بی‌ شمع خود گر می‌ روم، در کنجِ تنهایی شَبی
گه غصّه خونم می‌ خورد، گاهی خیالم می‌ کُشد

من خود نمی‌ گویم که او مِی خورده باشد با کسی
آن شکلِ مخمورانه وُ تغییرِ حالم می‌ کُشد

قربانِ آن شوخم که چون از دور می‌ بیند مرا
چندان تواضع می‌ کند، کز انفعالم می‌ کُشد

گر چون فغانی می‌ روم، در گوشهٔ صحرا دمی
آنجا بِه یادِ نرگسش، چشمِ غزالم می‌ کُشد 🕯

پ.ن:

من از دستِ دلِ سختِ کسی هرگز نمی‌ نالم

زِ بیدادِ دلِ نرمی که از سنگ‌ است می‌ نالم (قاضی‌ سعید قمی) 🖤

پ.ن۲:

ماه چون بدر شود شَب همه شَب کاسته گردد

ماهِ رُخسارِ تو بدریست که هر دَم بفزاید (نیاز اصفهانی) 🖤


موضوعات مرتبط: بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : جمعه یکم تیر ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( بابا فغانی شیرازی ) 🖤•تو می رفتی و از قلبم؛ صدایِ خُرد شدنِ اُستِخوان می آمد•🖤

گر بنگری در آینه رویِ چو ماهِ خویش
آتش بِه خرمنم زنی از برقِ آهِ خویش

هر دَم که بی‌ تواَم، نفسی کاهدم زِ عمر
دردا که مُردم از نفسِ عمرکاهِ خویش

دارم تبِ فراق وُ ندارم مجالِ آه
گِریم هزار بار بِه حالِ تباهِ خویش

راهِ من است عاشِقی وُ رسمِ بی‌ خودی
ناصح! تو وُ صلاح وُ من وُ رسم وُ راهِ خویش

قصدِ سیاه‌ روییِ ما تا کِی ای سپهر؟!
ما خود رسیده‌ ایم بِه روزِ سیاهِ خویش

چَشمش بِه غمزه تیغ بِه خونریزِ من کِشد
یارب تو آگهی که ندانم گناهِ خویش

ای در پناهِ لطفِ تو چون سایه عالمی
آورده‌ ام بِه سایۀ لطفت پناهِ خویش

هست این دلِ شکسته گیاهی زِ باغ تو
دامن بِه ناز بَر مَشِکن از گیاهِ خویش

ای پادشاهِ حُسن، فغانی گدایِ توست
دارد امّیدِ مرحمت از پادشاهِ خویش
🕯

پ.ن:

بی تو هر شَب؛ چيزی كه فراوان است، تنهايیِ بی دريغِ من است. 🖤


موضوعات مرتبط: بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( بابا فغانی شیرازی ) 💎

بِه تو حالِ دِل چِه گویم که تو خود شنیده باشی*
غمِ دِل عیان نسازم که بدان رسیده باشی

چِه کند کسی که عمری بِه غزالِ نیم‌ خوابت*
چو نظر فکنده باشد، زِ بَرَش رمیده باشی

بِه رهت فتاده بیخود چِه خوش آنکه بی‌ گمانی*
بِه بَرَم رسیده ناگاه وُ عنان کشیده باشی

چِه فراغ بیند آن دِل که تو جلوه‌ گاه سازی*
چِه حجاب مانَد آن‌ را که تو نورِ دیده باشی

غمِ ناامیدیِ من مگر آن نفَس بدانی*
که برون روی زِ باغیّ وُ گُلی نچیده باشی

به خطِ بنفشه‌ فامش نظر آن‌ زمان کن ای‌ دِل*
که دعایِ صبحگاهی بِه رُخش دمیده باشی

بِه وصالِ سروِ قدّش نرسی مگر زمانی*
که درین چمن فغانی چو الف جریده باشی
🕯


موضوعات مرتبط: بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : شنبه نهم دی ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( بابا فغانی شیرازی ) 🖤•وقتِ گُلم تمام به آه وُ فغان گذشت•🖤

وقتِ گُلم تمام بِه آه وُ فغان گذشت*
چون بگذرد خزان که بهارم چنان گذشت

زین انجمن چِه دید که بیرون نمی‌ رود
دیوانه‌ ای که از سرِ کون وُ مکان گذشت

سهل‌ است اگر کنند زِ جامی مضایقه*
با دِلشکسته‌ ای که تواند زِ جان گذشت

بر باد بودی ار نشدی صرفِ گُلرخان
این عمرِ بی‌ بدل که چو آبِ روان گذشت

فکرِ کفن کنید که آن ترکِ تندخو*
تیغی چنان رسانْد که از استخوان گذشت

گو بر فروز چهره وُ بازار گرم کن*
اکنون که عاشِق از سرِ سود وُ زیان گذشت

فرهاد کار کرد فغانی که از وفا*
رسمی چنان نهاد که نتْوان ازآن گذشت
🕯


موضوعات مرتبط: بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( بابا فغانی شیرازی ) 💎

ای دِل بیا، که نوبتِ مستی گذشته است
وقتِ نشاط وُ باده‌ پرستی گذشته است

از آبِ زندگی، چِه حکایت کند کسی؟*
با دل‌ شکسته‌ یی، که زِ هستی گذشته است

خواهی بلند ساز مرا، خواه پست کن
کارِ من از بلندی وُ پستی گذشته است

دارم چنان خیال، که نشکسته‌ ای دِلم
ورهم شکست، چون تو شکستی، گذشته است

بنشین دمیّ وُ باقیِ عمرم عدم شمار
کاین یک دو لحظه، تا تو نشستی، گذشته است

هم در شرابخانه، فغانی خراب بِهْ
کارش چو از خرابی وُ مستی گذشته است
🌷


موضوعات مرتبط: بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( بابا فغانی شیرازی ) 🕯 ♡آه از تو آپامه، مرا کُشت جدايی، کاش بودی♡ 🕯

با غَمت سازم که روزی غمگسارِ من شوی*
همدمِ جان وُ دلِ امیدوارِ من شوی

اینهمه جور وُ جفا کز خشم وُ نازت می کِشم*
صبر دارم در وفا تا شرمسارِ من شوی

چون نکردی یاریِ من بخت هم یاری نکرد*
بخت یارِ من شود وقتی که یارِ من شوی

هر شَب ای گُل می کِشم از سینه صد خارِ جفا*
بر امیدِ آنکه فردا نو بهارِ من شوی

صورتی داری که از یِک جلوه صد دِل می بری*
آه اگر روزی بدین صورت دو چارِ من شوی

ای بسا شَبها که همچون شمع باید زنده داشت*
تا چراغِ دیدهٔ شب‌ زنده‌ دارِ من شوی

بس کن این زاری فغانی تا کی از داغِ فراق*
گریه‌ آموزِ دو چشمِ اشکبارِ من شوی
🌷

پ.ن:

تو رو اون لحظه که دیدم بِه همۀ آرزوهام رسیدم؛ حتی اگر همۀ عالم بگوید عِشق در نرسیدن است؛ در زیرِ بارانِ اردیبهشت، آه می‌ کِشم و با همۀ شوق و جنون در دِلم دعا می کنم و می گویم من همۀ جوانی ام در امیدِ رسیدن بِه احساس و هیجانِ قبلِ لحظۀ اوّلین قرارمان، لحظۀ اوّلین آغوشمان، لحظۀ اوّلین لمسِ دستانت، لحظۀ تا ابد در میانِ بوسه ها با تو بودن؛ آن لحظۀ دیدار و من دیوانه و مست در آغوشت که گویی در جهانِ دیگری با تو هستم، پیر خواهد شد آپامه 🖤

پ.ن۲:

و بسیار دلتنگتم، فرشِ رهت زِ دیدۀ تر می‌ کنم، وقتی تو نیستی، بِه موسیقی پناه می برم.. 🎼

🎵
آهنگساز: روح انگیز راهگانی؛ پیانو: آندره آرزومانیان
با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۲
🎼 دانلود موسیقی زیبای لالایی ۲ با کیفیت عالی 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد روح انگیز راهگانی (آهنگساز، نویسنده) 🇮🇷 ، بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( بابا فغانی شیرازی ) 💎

درِ مستان زدم تا حالِ هشیاران شود پیدا
نهفتم قدرِ خود تا قیمتِ یاران شود پیدا

فلک ای‌ کاش بردارد زِ رویِ کارها پرده
که نقدِ زاهدان وُ جنسِ میخواران شود پیدا

زِ سیلِ فتنه چون در ورطه اُفتد زورقِ هستی
در آن توفان، سرانجامِ سبکباران شود پیدا

هوایِ ذرّه پروردن ندارد آفتابِ من
که استعدادِ هر یِک‌ زین هواداران شود پیدا

اگر معشوق نگشاید گره از گوشۀ ابرو*
هزاران عقده در کارِ گرفتاران شود پیدا

بِه دورِ چشمِ مستت، باده می نوشند وُ می ترسم*
که ناگه فتنه یی، در بزمِ میخواران شود پیدا

شرابِ لعل در جامست وُ من در سجده سهوست این
گذارم، گر عذارِ لاله‌ رُخساران شود پیدا

فغانی باده پنهان خور که حق از غایتِ رحمت
نمی خواهد که کردارِ گنه کاران شود پیدا
🌷


موضوعات مرتبط: بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( بابا فغانی شیرازی ) 💎

فراموشم شود چندان کزو بیداد می‌ آید
ولی فریاد از آن ساعت که یِک‌ يِك یاد می‌ آید

ملامت بین که هر سنگی که جست از تیشۀ فرهاد
هوا می‌ گیرد وُ هم بر سرِ فرهاد می‌ آید

نه تنها آشنا، بیگانه راهم می‌ خراشد دِل
سخن کز جانِ پُر درد وُ دلِ ناشاد می‌ آید

بِه دامِ انتظارِ او، من آن مرغِ گرفتارم*
که جانم می‌ رود تا بر سرم صیّاد می‌ آید

بِه کویِ دُرد نوشان می‌ فشانم قطرۀ اشکی
که از این خاك، بویِ مردمِ آزاد می‌ آید

چِه می‌ پرسی فغانی داستانِ دلخراشِ من*
که گر بر کوه می‌ خوانند در فریاد می‌ آيد
🕯


موضوعات مرتبط: بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : شنبه هشتم بهمن ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( بابا فغانی شیرازی ) 🕯 ♡آه از تو آپامه♡ 🕯

یادِ تو هیچم از دلِ پُر خون نمی‌ رود*
وز دیده‌ ام خیالِ تو بیرون نمی‌ رود

نامِ وفا مبر، که دِلم از جفا پُر است*
این داغ‌ هایِ کهنه بِه افسون نمی‌ رود

صد گونه گُل زِ منزلِ لیلی شکفت وُ ریخت
داغش هنوز از دلِ مجنون نمی‌ رود

چشمم سپید گشت ولی آه! کز دِلم*
زُلفِ سیاه وُ عارضِ گلگون نمی‌ رود

زین‌ گونه کز جفا جگرم آب می‌ کنی*
از چشمِ من نکوست که جیحون نمی‌ رود!

آهم قبول نیست، وگرنه کدام روز*
این شعلۀ ضعیف بِه گردون نمی‌ رود؟

می‌ شد فغانی از پیِ خوبان بِه صد نیاز
آیا چِه گفته‌ اند که اکنون نمی‌ رود؟
🕯


موضوعات مرتبط: بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : جمعه نهم دی ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( بابا فغانی شیرازی ) 🖤•‌‌امشب بگیر از من سکوتِ مَرگبارت را آپامه•🖤

دور از تو عمرِ من همه با درد وُ غَم گذشت*
عمرِ کسی چنین بِه غَم وُ درد کم گذشت

گفتم که روزِ عید خورم با تو جرعه یی*
این خود نصیب من نشد وُ عید هم گذشت

گفتی که رو اگر بنمایم عدم شوی*
بنما که کارِ من زِ وجود وُ عدم گذشت

از چشمِ شَب نخفتۀ فغانی ستاره ریخت*
کان آفتاب از نظرش صبحدم گذشت
🌷


موضوعات مرتبط: بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( فیاض لاهیجی ) 💎

تا کی زِ غير، حرفِ وفا می‌ توان شنید
یِک لحظه هم، شکایتِ ما می‌ توان شنید

بویِ کباب، شرح غمِ سوختن کُنَد
دردِ دِلم، زِ بادِ صبا می‌ توان شنید

ناموسِ حُسن، می‌ رود از یِک نگه بِه باد
گر نشنوی زِ من، زِ حیا می‌ توان شنید

گاهی که خنده بر لبِ او موج می‌ زند*
بویِ شکفتگی، زِ هوا می‌ توان شنید

پیغامِ دِل‌ شکستگیِ ماست، سر بِه سر*
گوش ار کنی بِه نامه، صدا می‌ توان شنید

از دشمنان چِه می‌ شنوی حرفِ دوستی؟
ما بی‌ غرض‌ تریم، زِ ما می‌ توان شنید

گفتن چِه حاجت است وُ نگفتن چِه مانعست؟
جایی که گوش هست، ادا می‌ توان شنید

زاهد! اگر نمی‌ شنوی از زبانِ من
عذرِ گناه من، زِ قضا می‌ توان شنید

فیاض، آرزویِ جفا می‌ کند زِ تو
این نیست خود، حدیثِ وفا می‌ توان شنید.
🌷

پ.ن:

یِک‌ بار ناله کرده‌ ام از دردِ اشتیاق

از شش جهت هنوز، صدا می‌ توان شنید. (خلیل کاشانی) 🕯

پ.ن۲:

گفتى نمى‌ تپد دِلت از آرزوىِ من

با آن كه دورم از تو، صدا مى‌ توان شنيد. (عرشی یزدی) 🪔

پ.ن۳:

پیچیده است نالۀ من در غَمت بِه چرخ

تا حشر ازین خرابه، صدا می‌ توان شنید. (لاادری) 🕯

پ.ن۴:

شد سالها كه نالۀ فرهاد پست شد

در بيستون هنوز، صدا مى‌ توان شنيد. (فغانی شیرازی) 🪔

پ.ن۵:

آرام نیست قافلۀ ممکنات را

از ذره ذره بانگِ دَرا، می‌ توان شنید. (صائب تبریزی) 🕯


موضوعات مرتبط: میرزا محمد علی صائب تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، عبدالرزاق علی فیّاض لاهیجی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، محمّد باقر خلیل کاشانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، طهماسب‌ قلی‌ بیگ یزدی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( بابا فغانی شیرازی ) 💎

یار باید که غمِ یار خورد، یار کجاست
غمِ دِل هست فراوان، دلِ غَمخوار کجاست

ماه من، روشنیِ دیدۀ بیدار منست
یا رب، آن روشنیِ دیدۀ بیدار کجاست

دِلم افگار شد، از داغ وُ بِه مرهم نرسید
سوختم، مرهمِ داغِ دِل افگار کجاست

زخمِ خاریست مرا در دِل، از آن غنچۀ گُل
خون روانست وُ عیان نیست که آن خار کجاست

نرگس از چشمِ تو، مردم کشی آموخت ولی
چشمِ او را، مژه وُ غمزۀ خونخوار کجاست

زهرِ چشم وُ سخنِ تلخ، زِ اندازه گذشت
آن شکر خنده وُ شیرینیِ گفتار کجاست

شد گرفتار فغانی، بِه کمندِ غمِ عِشق
کس نپرسید، که آن صیدِ گرفتار کجاست
🌷


موضوعات مرتبط: بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : شنبه بیستم آذر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( بابا فغانی شیرازی ) 💎

از سُرمه، نرگست همه رنگِ حنا گرفت
در آب وُ گل کُلاله شمیمِ صبا گرفت

در خوابِ عاشِق آمدی وُ پایِ نازکت
چندان بِه دیده سود که رنگِ حنا گرفت

بس نخلِ آرزو که زدم بر زمینِ دِل
تا در دِلم نهالِ وفایِ تو پا گرفت

اوّل که باز شد درِ گنجینۀ دِلم
آمد هوایِ عِشق وُ برایِ تو جا گرفت

کی بر کبوترِ دلِ ما سَر در آورد
بازت که صید کرد هما، تا هوا گرفت

گَردم زِ آستانِ تو بردند عاشِقان
این خاک بین که مرتبۀ توتیا گرفت

دنبال کرد خیلِ غَمت اهلِ درد را
من ناتوان‌ تر از همه بودم مرا گرفت

شبها فغانی از اثرِ عطرِ دامنت
با آهِ آتشین رهِ بادِ صبا گرفت
🌷


موضوعات مرتبط: بابا فغانی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : شنبه یکم آبان ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه‌ دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت می‌رسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی‌ قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی‌ ام سنگین‌ تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه‌ ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده‌ های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دل‌هایِ خسته را اِحیا می‌کنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی )‏ 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی‌ ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یک‌بار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•‏تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی )  🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر  🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️

تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.