ای سویِ غیر هر نفست دیدنِ دگر
وی هر نگاه باعثِ رنجیدنِ دگر
گر دیگریست باعثِ صلحم، چه می کنم
صلحی که هست باعثِ رنجیدنِ دگر
پروایِ پرسشم که نداری چه پُرسی ام
انگار مُردم از غمِ پرسیدنِ دگر
هرگز دِلم زِ دیدنت آسودگی ندید*
از بس که می تپد زِ پیِ دیدنِ دگر
شَب ناله ای که کرد ولی بی اثر نبود
می داشت کاش قوّتِ نالیدنِ دگر 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا محمّد ولی دشت بیاضی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
چند ماتم زدۀ کلبۀ حسرت باشم
چند آتشکدۀ شعلۀ غیرت باشم
چند بر سَر زنم از دستِ جنون سنگِ ستم
چند رسواییِ بازارِ ملامت باشم
چند با بوالهوسان بزمِ طرب گرم کنی
چند افسرده از این گرمیِ صحبت باشم
چند پابستۀ فتراکِ تغافل گردم
چند سرگشتۀ وادیّ ندامت باشم
قدرم این بس که مرا لایقِ محنت شمری
من که باشم که سزاوارِ محبّت باشم
چند در غمکدۀ هجر چو پروانه ولی
بال وُ پَر سوختۀ آتشِ حیرت باشم 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محمّد ولی دشت بیاضی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
تا چند زِ من رمیده باشی
با غيرِ من آرمیده باشی
عیبم نکنی زِ مستیِ عِشق
زین باده اگر چشیده باشی
بر سینۀ چاکِ من نخندی
گر پیرهنی دریده باشی
بهرِ تو شنیده ام سخنها
شاید که تو هم شنیده باشی
ای هجر، مکُش زِ غَم ولی را
او را دیدی ندیده باشی 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محمّد ولی دشت بیاضی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
وصلِ تو بِه کامِ غیر دیدن مشکل
وز دیدنِ تو طمع بُریدن مشکل
گفتی که بمیر تا بِه وصلم برسی
مُردن آسان ولی رسیدن مشکل 🕯
━━━━━━━━━━━━━━━
دمِ جان دادن است ای شمع یِک دم خانه را روشن کن
بِه شکرِ آن که بیش از من امّیدِ زیستن داری
چرا خود را بِه رفتن رنجه می داری چو از شوخی
هنوز از پیشِ من نارفته میلِ آمدن داری 🕯
━━━━━━━━━━━━━━━
اثری در دلِ او هم بکن ای شعلۀ شوق
چند در جانِ منِ سوخته خرمن گیری
از خدا شرم بدار این همه بدخویی چیست
خونِ این بی گنهان، چند بِه گردن داری؟ 🕯
━━━━━━━━━━━━━━━
تو گرمِ قتل وُ مرا میلِ دیدنت، چِه کنم
که تند خویی وُ ترسم که فرصتم ندهی 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا محمّد ولی دشت بیاضی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
مسکین دِلم از عِشق چِه گویم که چِه ها دید*
بیچاره همه عمر وفا کرد وُ جفا دید
بگذشت زِ پیشِ من وُ غیرش بِه حکایت
مشغول کند تا نتواند بِه قفا دید
گه مهر، گهی کینه، گهی صلح، گهی جنگ
بیچاره دِلم از تو چِه گویم که چِه ها دید
من خود نکنم شکوه زِ بیدادِ تو لیکن
بر دردِ دِلم رحم کند هر که تو را دید 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محمّد ولی دشت بیاضی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
دِلت چِه بودی، اگر مهربانِ من بودی
علاج بخشِ دلِ ناتوانِ من بودی
غَمم نمی خوری از بس که بی غَمی، ای کاش
که این دِلی که تو داری، ازانِ من بودی 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محمّد ولی دشت بیاضی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
یِک روزه وصل، باعثِ صد ساله هجر شد؛ هرگز بدین خمار، شرابی نخورده ام. 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محمّد ولی دشت بیاضی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
ای صبرم از جفات بِه آوارگی عَلمَ
شد روزِ من سیه زِ غَمت، روزگار هم
چَشمم چو غمزۀ تو بِه خون ریختن مَثَل
کارم چو طرّۀ تو بِه آشفتگی عَلَم
زُلفِ تو مرغِ روحِ مرا دامِ آرزو
خویِ تو مُلک صبرِ مرا تختۀ ستم 🌷
پ.ن:
قرارِ صبر، بِه خود دادم وُ ندانستم؛ که از تحمّلِ من، جورِ یار بیشتر است. 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا محمّد ولی دشت بیاضی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
چون دیدمت بِه غیر، مسوز از تغافلم؛ این حسرتم بس است، که نظّاره می کنم. 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محمّد ولی دشت بیاضی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت میرسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی ام سنگین تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































