بیستون آينۀ صورتِ احوالِ من است
تختۀ مشقِ جنون نامۀ اعمالِ من است
نقدِ داغ است همین مایه وُ سرمایۀ من*
آنچِه از سوختن افزوده شود مالِ من است
خاک ره گشتم وُ گَردِ قدمِ یار شدم
این چِه اوج است که در پستیِ اقبالِ من است
جان بِه من داد کسی کو بِه مِی امدادم کرد
دستِ ساقی چو بَطِ باده پر وُ بالِ من است
بس که هر روزِ من از جورِ تو سالی گذرد*
غمِ آیندۀ من محنتِ امسالِ من است
شامِ زُلفی که خراج از شبِ یلدا 🍉 گیرد*
مو بِه مو شرحِ پریشانیِ احوالِ من است
می توان یافت زِ دیباچه چِه در تصنیف است*
عشقِ بگذشتۀ من ترجمۀ حالِ من است
سر بِه راهِ ادبم کرده زِ بس چرخِ ادیب
می کِشم خجلت اگر چرخ بِه دنبالِ من است
چار موجِ خطر بحرِ تمنّا تأثیر
روزنِ هفتۀ من، ماه من وُ سالِ من است 🌷
پ.ن:
امشَب، که نشانِ روز در عالم نیست
بالایِ شَب، از روزِ قیامت کم نیست
زُلفِ تو، نشانده ست بدین روز مرا
ورنه، شبِ من بدین درازی هم نیست! (کمال الدین اصفهانی) 🖤
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
زِ نکویان مکن اندیشه که دنیا خالیست
از گُهر چون بتوان گفت که دریا خالیست
کیست امروز که از عِشق نشانی دارد*
اثری نیست زِ دیوانه که صحرا خالیست
رفتی وُ دین وُ دِل وُ صبر وُ قرارم بُردی*
در برِ ما نه همین جایِ تو تنها خالیست
خُم تهی، شیشه تهی، ساغر وُ پیمانه تهی*
جایت ای مِی، چِه بگویم چِه قَدَرها خالیست
از تو تأثیر تمنّایِ شکفتن غلطست*
عالم از خوشدلی وُ قاف زِ عَنقا خالیست 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
مخزنِ مهرِ مَهی شد چو فلك سينۀ ما
تا قیامت نگشاید درِ گنجینۀ ما
کینه در خاطرِ آزادۀ ما مِهر شود
زنگ را خضر کند چشمۀ آیینۀ ما
خوشدل از کسوتِ فقریم که بر اطلسِ چرخ
خنده از چاک زند خرقۀ پشمینۀ ما
تیره روزیم زِ هجرِ تو وُ یکسان گذرد*
سحرِ شنبۀ ما وُ شبِ آدینۀ ما
چون زمین غزلِ تازه که معنی خیزست
عِشق روید زِ ریاضِ دلِ بی کینۀ ما
بس که هر لحظه زِ هجرانِ تو سالی گذرد*
غمِ امروز بود حسرتِ دیرینۀ ما
مویِ جوهر زِ غضب در تنِ او راست شود
گر شود جلوه گه غیرِ تو آیینۀ ما
بر نداریم زِ یارانِ کهن دِل تأثیر
بس عزیزست بر ما غمِ ديرينۀ ما 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
خرامِ آن بتِ نایاب در چَشم*
بِه تمکینیست کاید آب در چَشم
تَنَش از لطف می آید در آغوش*
بِه آن نرمی که آید خواب در چَشم
گر اندك جذبه ای از بحر بیند*
شود يك قطره خون سیلاب در چَشم
برایِ مردمانِ دیده خطّش*
فکنده بسترِ سنجاب در چَشم
نماید طرۀ او از بناگوش*
خوشیهایِ شبِ مهتاب در چَشم
بِه خویشم ذرّه ای دلبستگی نیست*
مرا اعدا بود احباب در چَشم
چنان تأثیر دیدم شوخ وُ شنگش*
كه طفلِ اشك شد بی تاب در چَشم 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
آنان که نه حیرانِ تو حیرت بِه حرامان!
دلبستۀ غیرِ تو محبَّت بِه حرامان!
دردِ تو جفاپیشه حلالِ دلِ ما باد!
آنان که نه بیمارِ تو راحت بِه حرامان!
با لطفْ بِه ما دلبرِ رنجیده زِ ما را
دیدند وُ نمردند رقابت بِه حرامان!
دیروز نه این بودی وُ امروز نه آنی
تا باز چِه گفتند نصیحت بِه حرامان!
با او دگری دیدی و تأثیر نمُردی
گشتی تو هم از جملۀ غیرت بِه حرامان! 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
بِه آن رسیده که گُلشن شوَم زِ زیورِ داغ*
گُلیست بر سرِ من داغِ عِشق بر سرِ داغ
برایِ سوختنِ داغْ داغ می سوزم*
که رهنماست شبِ غَم بِه دردم اخترِ داغ
زِ تابشِ دلِ خود داغِ خونچکان دارم*
زِ من همیشه کبابست داغ وُ من تَرِ داغ
زِ بحرِ خون نبرَد رَختِ عافیت بِه کنار*
سفینه ای که ندارد چو لاله لنگرِ داغ
تُهی شود اگرت کیسه، دستگردان کُن!*
که هست قیمتِ مردانِ عِشق از زرِ داغ
بِه چرخْ شعلهٔ داغش کلاه گوشه شکست*
چِه سربلند زِ تأثیر گشته افسرِ داغ 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
تیغ وُ خنجر چو پیِ کُشتنِ ما بردارد*
سَر جُدا منّت ازو سینه جُدا بردارد
دیده اش را بِه گلو رشتۀ نظّاره فتد*
هر که چَشم از رُخِ آن ماه لقا بردارد
پایِ شوقش نرسد آنکه درین ره بِه زمین*
می تواند پیِ این بی سَر وُ پا بردارد
ترکِ افتادگی از بسکه گِران است مرا
استخوانم نتواند که هما بردارد
خبرِ عزمِ جنونم بِه بیابان چو رسد*
جاده دستی ست که از بهرِ دعا بردارد!
بارِ دوشِ هوسِ عشقِ گرانجان نشود
هر چِه راه است سبکروح هوا بردارد
همچو حمّال بِه اسبابِ جهان زاهد شهر
پشت از آن کرده که یِک جا همه را بردارد!
هر که را چون تو بوَد قوّتِ فکری تاثیر
می تواند المی از دلِ ما بردارد 🌷
پ.ن:
در آتشِ دوزخ مگر از غش بِه درآیی
این رو که تو داری نتوان پیشِ خدا برد
دریاست که فریادرسِ نالۀ سیل است
از خلق، شکایت نتوان جُز بِه خدا برد (تأثیر تبریزی) 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
نه گُل زِ رُخت بی سپر از بادِ صبا شد
سروِ چمن از قدّ تو، انگشت نما شد
گر محوِ تو شد دیدهٔ عاشِق، عجبی نیست*
هر نَم که بِه خورشید قرین گشت، هوا شد
شد هوش زِ سر، صبر زِ دِل، قوّتم از پا*
تا دور شدی، کاش بدانی که چِه ها شد
خوشدل بود از یادِ تو، معتادِ خیالت*
هر درد که درمان نپذیرفت، دوا شد
سالار نشد محترم وُ سفله عزیزست
سیمرغ نگردید هما، جغد هما شد
باشد زِ ازل رابطهٔ عاشِق وُ معشوق*
چون روز وُ شَب از هم نتوانند جُدا شد
در عربده تأثیر از آن شوخِ جفا کیش*
بر سينۀ من خورده خدنگی که خطا شد 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
بستهٔ قیدِ جهانم، گله از خود دارم*
بیدِ مجنون شده ام، سلسله از خود دارم
بس که چون پرتوِ خورشید رمیدم از خویش
زِ سمک تا بِه سما، فاصله از خود دارم
قرصِ خورشیدم وُ جُز گامِ توکّل نزدم
بلد وُ زادِ ره وُ راحله از خود دارم
غمِ همراهیِ کس نیست مرا در ره عِشق*
موجهٔ بحرم وُ صد قافله از خود دارم
سرِ خاری زِ جنون رهروِ من ممنون نیست
پایِ پیکِ نگهم، آبله با خود دارم
طبعِ برجستهٔ من منّتِ تحسین نکشد
مصرعِ قامتِ یارم، صله از خود دارم
غیر بی طاقتیم مانعِ وصلش نشود
شِکوه از غیر ندارم، گله از خود دارم
یک نظر سیر بر آن چهره ندیدم تاثیر
کی گمان صد یک این حوصله از خود دارم 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
بِه دركِ نورِ حق آن صاف دِل توانا نیست
که در میانۀ مجمع چو شمع تنها نیست
توان بِه دولتِ كوچك دِلی بزرگی کرد
محیط اگر بِه صفتِ قطره نیست، دریا نیست
بِه دردِ عِشق رسیدی، بِه آه وُ ناله بساز*
که این معالجه در نسخۀ مسیحا نیست
مخواه نشئۀ مستی زِ دارِ منصوری
که پنبۀ رسنش از گلویِ مینا نیست
جوابِ نامه بِه جانان گرانتر از قافست
وگرنه نامه بر من کدام عَنقا نیست
مصاحبی که مقیّد بِه ما وُ من باشد
اگر فرشته منش باشد او که از ما نیست
کمست فطرتِ عالی نظر بِه همّتِ پست
که کوه رویِ زمین را بِه قدرِ صحرا نیست
مشو برایِ زیارت بِه قبرِ بی اثری
که سنگِ لوحِ مزارش زِ سنگِ سودا نیست
بِه دادِ دیدۀ یعقوب پیرهن نرسد
طرازِ چاکش اگر از دلِ زلیخا نیست
دلیلِ طاقت وُ شرم وُ حجابِ او این بس
که دِل بِه طورِ تو تأثیر داد وُ رسوا نیست 🌷
پ.ن:
موسیقی با چشمانِ بسته؛ چشمانی پُراشک؛ شَبی غَمگین و دِلتنگ تر از همیشه 🪔
| آهنگساز: فریدون شهبازیان |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۶۵ |
| 🎼 دانلود قطعه زیبای هجدهم میعاد ۲ با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون شهبازیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
ما چون کتاب بیهده گویا نمی شویم*
تا همدمی بِه ما نرسد وا نمی شویم
هر غَم که نشئه نفزاید نخورده بهْ
غَمگین زِ فوتِ مطلبِ دنیا نمی شویم
سرکلّه با بزرگتر از خود سبکسریست
همچون حبابْ چهره بِه دریا نمی شویم
برخاستن برایِ دنی پست فطرتیست
دنیا بِه ما چو رو کند از جا نمی شویم
چون یار بُرد صبر وُ قرارم بِه خنده گُفت:*
تاثیر راضی از تو بِه اینها نمی شویم. 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
چو گویمش، که بگیرم دِل از تو؟ گوید خیر؛ خداش خیر دهد، آن که خیر می گوید. 🌷
پ.ن:
فدایِ عشقِ تو، جان است؛ تا بِه تن، چِه رسد. (شرف الدّین شفروه) ❤️
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
رُخِ تو داشت فروغی که آفتاب نداشت*
تنِ تو رنگِ کتانی که ماهتاب نداشت
زِ سرخیِ مِی از آن چَشم نشئه ای دیدم*
بِه آن نشاط که صد ساغرِ شراب نداشت
جوابهایِ لطیفِ تو داشت با عاشِق*
حلاوتی که دعاهایِ مستجاب نداشت
نمود خالِ سیاهت بِه رویِ منتخبت*
دلالتی که نقطه هایِ انتخاب نداشت
دلیلِ صبرِ دِلم در اَلَم همین کافیست؟*
که با رقیب ترا دید وُ اضطراب نداشت
.. شکایتِ من از جنابِ یار این بود*
که از مصاحبتِ غیر، اجتناب نداشت
هزار نامه بِه بال وُ پرِ صبا بستم*
که چون شکوفۀ ریزان یِکی جواب نداشت
فشاند از تبِ گرم اشك آنقدر تأثیر*
که رویِ آتشِ سوزانِ دِل، کباب نداشت 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
دنبالِ جاه باشد، ادبارِ بی نهایت
دارد غریب گردی، از پی سوارِ دولت
آن را که عِشق چون شمع سرگرمِ خویش سازد*
کی بر زمین گذارد، پهلویِ استراحت
از ناصحِ سبکسر، در حیرتم که دارد
در دِل چِه سان گرانی، با صد هزار خفت
رفتی بِه بزمِ دشمن، با غیر باده خوردی*
کی بود شاه خوبان، اینها صلاحِ دولت
از سختیِ قیامت ما را، چِه باک باشد*
بی تو گذشت ما را، هر دَم هزار ساعت
دلبستگانِ عِشقیم، این سرنوشت ما را*
بر بستۀ متاعست، همچون خطّ امانت
هر مصرعِ بلندش، انگشتِ زینهارست
از بس که رفته مضمون، تأثیر را بِه غارت 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
الهى، اتفاقِ صحبتی، با یارِ دیرینی*
دلِ جمعی، کناری، همزبانی، شعرِ رنگینی
بِه غير از من كه می بينم، از آن قامت قيامت را*
ندارد هيچ كس در دهر، چشمِ عاقبت بينی
حذر در تیره روزی باید از اهلِ سخن کردن
زبان چون شد سیه، ویران کند شهری، بِه نفرینی
زِ دشمن نیست باکی، در پناه سینه صافیها
نباشد گلشنِ آیینه را غارت، زِ گلچینی
زِ خود اسبابِ غفلت تن بِه راحت داده می دارد
نباشد خوابِ مخمل را بِه از خود، هیچ بالینی
زِ اشعارِ بلندم سرسری ای همنفس مگذر
که خود دارند معنی هایِ روشن، چشمِ تحسینی
محبّت کارِ خود را می کند خسرو نمی داند
که بخت خفتۀ فرهاد دارد، خوابِ شیرینی
توان تأثیر از اصحابِ کهفم بی سخن گفتن
بِه آیینی که دارد غفلتِ من، خوابِ سنگینی 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
بِه ضعف وُ قوتِ بازویِ عِشق حیرانم؛ که کوه می کَند و دِل نمی تواند کند. 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
پس از مُردن روان شو، جانِ من در پیشِ تابوتم؛ که سنگین می رود نعشی، که حسرت در قفا دارد. 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
صبا چو از گُلِ رویش، نقاب بردارد*
زمانه نَکهَتِ عطرِ گلاب بردارد
زِ روز وُ شَب بِه هم آورده دوده وُ کاغذ
که گرده از رُخِ او، آفتاب بردارد
مه دو هفته که سَر دفترِ نکویانست
چو آفتابِ تو بیند، حساب بردارد
نمی شود سخنی رد، زِ قدر دانِ سخن
هر آنچِه از قلم اُفتد، کتاب بردارد
اگر بِه بحر فتد، عکسِ آن رخِ گُل گُون*
دگر سحاب زِ دریا، گُلاب بردارد
چنان بِه راه شهادت، سبك ركاب شدم*
که زخمِ من نتوانست، آب بردارد
مسافرِ حرمِ کیست آسمان تأثیر
که توشه قرصِ مه وُ آفتاب بردارد 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
نمی دانم چِه اعجاز است آن چشمِ سیه دارد*
بِه من دارد نگاه وُ جانبِ دشمن نگه دارد
بِه ایما وُ اشارتِ گُل بِه گُل در پرده می گوید
که نرگس بین سرِ تقلید با آن کج کُله دارد
از آن مژگانِ برگردیده شد معجزنما چَشمش
چو هندویی که دایم دستِ خود بالا نگه دارد
نشد از مشرقِ خوبی چو رویش اختری طالع
رُخش محضر بِه این دعوی بِه مُهرِ مهر وُ مه دارد
روان بر رُبعِ مَسکونست حکمِ چشمِ گریانش*
مزیتها گدایِ کویِ او بر پادشه دارد
بِه دست آوردم از نقشِ نگینِ خاتم این معنی
که در دِل جا کند بی حرف هر حرفی که ته دارد
مپرس احوالِ او، نشنیده گیر ای همنشین، دردش*
که از عشقِ بتی، تاثیر حالی بس تبه دارد 🌷
پ.ن:
چون کاسه ای که پُر شدنش، بی صدا کند
از تو دِلم پُر است، ولی دم نمی زنم 🖤
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
چون بِه قصدِ جلوه خیزد، قامتِ رعنایِ تو
سَرو نتواند گذارد کفش، پیشِ پایِ تو
نسبتِ قدّ تواش معشوقِ هر پروانه کرد
شمع را اُفتاده نان در روغن از بالایِ تو
بس که هر عضوِ تو از عضوِ دگر دلکش ترست*
رشك فرمایِ همند، از فرقِ سَر تا پایِ تو
تلخ می گویی همان شیرین بِه مصرف می رسد*
قند می ریزد سخن، از لعلِ شکرخایِ تو
چشمِ آهو را زِ چشمِ آب وُ رنگ افکنده است*
در گلستانِ جمالت، نرگسِ شهلایِ تو
حاجتِ بُرقع ندارد، مهرِ رُخسارت که هست
در نقابِ خویش پنهان، حُسنِ بی پروایِ تو
چون شَب از خلوت برآیی، ماه رُخ پنهان کند*
یعنی ای رشکِ قمر، یا جایِ من یا جایِ تو
خویش را نشناخت دیگر تا ترا تأثیر دید*
مستیِ جاوید دارد، نرگسِ شهلایِ تو 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا محسن تأثیر تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ مرگم از اين واقعه خوش تر هزار بار♡ 🕯
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۹، نوشته ی نادر ابراهیمی
( محمود سنجری ) 🖤•بغلم کن، استخوان هایم دلتنگِ دست هایت اند آپامه•🖤
📚 از کتاب رستاخیز جان [ادبیات، فرهنگ و رسانه]، ص۳۲ نوشته ی سید مرتضی آوینی
( ادیب الممالک فراهانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
📚 از کتاب اجازه هست آقای برشت؟،ص۴۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۲، ص۲۰۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
( عطار نیشابوری ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر برییز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان هایم دلتنگِ دستهایت اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•چجوری از لبخند زدنِ قلبم موقعِ شنیدنِ صدات برات بگم؟•🖤
( هلالی جغتائی ) 🖤•گر معشوقه ام شوی! من پادشاهِ جهان شوم آپامه•🖤
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایهگاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران میبارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است ) 🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































