نرسد دستِ تمنّا چون به دامانِ شما
می توان چشمِ دلی دوخت به ایوانِ شما
از دلم تا لبِ ایوانِ شما راهی نیست
نیمه جانی است در این فاصله قربانِ شما 🌷
تو را بیشتر از همه دوست دارم؛ یا علی مولا 💚
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
پَر گشایم سویِ تو، ای رویِ تو، خندان چو گُلزار
ای بهشتِ آرزو، ای لاله رو، تابنده رُخسار
ای نگاهت جُرعه نوشِ بزمِ هستی
ای صفایت پرده پوشِ شور وُ مستی
به سویِ تو آیم، چو بادِ بهاران، ترانه سرا
برایِ تو خوانم، چو بلبلِ عاشِق، به شور وُ نوا
بهارِ امیدی، امید وُ نویدی، به دیدۀ ما
شکفته چو جانی، چو جانِ جهانی، کمالِ صفا
بیا نظر کن به چمن، درختِ گُل، نازِ سَمَن
ببین به هر سو رُخِ گُل، شکفته در دشت وُ دمن
خوش آنکه در چنین هوا، به رویِ ما چو نغمه ها
کند زِ دستِ غم رها جانش را
درین بهارِ عاشِقان، شکفته رو چو ارغوان
ترانه هایِ خوش بخوان، روح افزا
تو ای فرشته خویِ من، بهشتِ آرزویِ من
بگو کجایی، بگو کجایی 🌷
| آهنگساز: علی جعفریان؛ تنظیم کننده: علی رحیمیان |
| با صدای: علیرضا افتخاری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۷ |
| 🎼 دانلود آهنگ بهشت آرزو با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، استاد علیرضا افتخاری (خواننده) 🇮🇷 ، استاد علی رحیمیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد علی جعفریان (آهنگساز) 🇮🇷
تو را من زهرِ شیرین خوانم ای عِشق، که نامی خوش تر از اینت ندانم
وگر ــ هر لحظه ــ رنگی تازه گیری، به غیر از «زهرِ شیرینت» نخوانم
تو زهری، زهرِ گرمِ سینه سوزی، تو شیرینی، که شورِ هستی از توست
شرابِ جامِ خورشیدی، که جان را، نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست
به آسانی، مرا از من ربودی، درونِ کورۀ غم آزمودی
دلت آخر به سرگردانیم سوخت، نگاهم را به زیبایی گشودی
بسی گفتند: «دِل از عِشق برگیر! که نیرنگ است وُ افسون است وُ جادوست!»
ولی ما دِل به او بستیم وُ دیدیم، که این زهر است، امّا! نوشداروست!
چه غَم دارم که این زهرِ تب آلود، تنم را در جُدایی می گدازد
از آن شادم که در هنگامۀ درد؛ غمی شیرین دلم را می نوازد
اگر مرگم به نامردی نگیرد؛ مرا مهرِ تو در دِل جاودانی است*
وگر عمرم به ناکامی سرآید؛ تو را دارم که مرگم زندگانی است 🌷
پ.ن:
آه از تو آپامه 🖤
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
خدایا، وحشتِ تنهایی ام کُشت، کسی با قصّۀ من آشنا نیست
در این عالم ندارم همزبانی، به صد اندوه می نالم ــ روا نیست
شبم طی شد، کسی بر در نکوبید، به بالینم چراغی کس نیفروخت
نیامد ماهتابم بر لبِ بام، دلم از این همه بیگانگی سوخت
به رویِ من نمی خندد امیدم، شرابِ زندگی در ساغرم نیست
نه شعرم می دهد تسکین به حالم، که غیر از اشکِ غَم در دفترم نیست
بیا ای مرگ، جانم بر لب آمد، بیا در کلبه ام شوری بر انگیز
بیا، شمعی به بالینم بیاویز، بیا، شعری به تابوتم بیاویز!
دلم در سینه کوبد سر به دیوار، که: «این مرگ است وُ بر در میزند مُشت»
بیا ای همزبانِ جاودانی، که امشَب وحشتِ تنهایی ام کُشت! 🕯
پ.ن:
و هر شب به این فکر می کنم که آیا من برایِ تو کافی نبودم ...؟
| آهنگساز: استاد فریدون شهبازیان |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۶۵ |
| 🎼 دانلود قطعه ششم میعاد ۲ با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد استاد فریدون شهبازیان (آهنگساز) 🇮🇷
بیدِ مجنون، زیرِ بال خود، پناهم داده بود!
در حریمِ خلوتی جان بخش، راهم داده بود
تکیه بر بالِ نسیم وُ چنگ در گیسویِ بید!
مسندی والاتر از ایوانِ شاهم داده بود
شاه بودم، بر سرِ آن تخت، شاهِ وقتِ خویش
یک چمن گُل، تا افق، جایِ سپاهم داده بود!
چترِ گردون، سجده ها بر سایبانم بُرده بود
عطرِ پیچک، بوسه ها بر پیشگاهم داده بود!
آسمان، دریایِ آبی، ابرها، قوهایِ مست!
شوقِ یک دریا تماشا بر نگاهم داده بود!
آه! ای آرامشِ جاوید! کی آیی به دست؟
آسمان، یک لحظه، حالی دلبخواهم داده بود! 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷
افق تاریک، دنیا تنگ،
نومیدی توان فرساست.
می دانم، ولیکن رَه سپردن در سیاهی
رو به سویِ روشنی زیباست
می دانی
به شوقِ نور، در ظلمت قدم بردار
به این غم هایِ جان آزار دِل مَسپار
که مرغانِ گلستانْ زاد
که سرشارند از آوازِ آزادی
نمی دانند هرگز، لذّت و ذوقِ رهایی را.
و رعنایان تن در نور پرورده،
نمی دانند در پایانِ تاریکی، شکوهِ روشنایی را 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
از دِل وُ دیده، گرامی تر هم؛ آیا هست؟
ــ دست،
آری، زِ دِل و دیده گرامی تر:
دست!
زین همه گوهرِ پیدا و نهان در تن وُ جان،
بی گمان دست گران قدرتر است
هرچه حاصل کنی از دنیا، دستاوردَست!
هرچه اسبابِ جهان باشد، در رویِ زمین،
دست دارد همه را زیرِ نگین!
سلطنت را که شنیدَست چنین؟!
شرفِ دست همین بس که نوشتن با اوست!
خوش ترین مایۀ دلبستگیِ من با اوست.
در فروبسته ترین دشواری،
در گرانبارترین نومیدی،
بارها بر سرِ خود بانگ زدم:
ــ هیچت ار نیست مخور خونِ جگر، دست که هست!
بیستون را یاد آور، دستهایت را بسپار به کار،
کوه را چون پرِ کاه از سرِ راهت بردار!
وه چه نیرویِ شگفت انگیزیست،
دست هایی که به هم پیوسته ست!
به یقین، هرکه به هر جای در آید از پای
دست هایش بسته ست!
دست در دستِ کسی،
یعنی: پیوندِ دو جان!
دست در دستِ کسی،
یعنی: پیمانِ دو عِشق!
دست در دستِ کسی داری اگر،
دانی، دست، چه سخن ها
که بیان می کند از دوست به دوست
لحظه ای چند که از دستِ طبیب
گرمیِ مهر به پیشانیِ بیمار رسد
نوشدارویِ شفابخش تر از دارویِ اوست!
چون به رقص آیی وُ سرمست برافشانی دست،
پرچمِ شادی وُ شوق است که افراشته ای!
لشکرِ غَم خورَد از پرچمِ دستِ تو شکست!
دست، گنجینۀ مهر و هنر است:
خواه بر پردۀ ساز، خواه در گردنِ دوست
خواه بر چهرۀ نقش، خواه بر دندۀ چرخ،
خواه بر دستۀ داس، خواه در یاریِ نابینایی
خواه در ساختنِ فردایی!
آنچه آتش به دِلم می زند، اینک، هردم،
سرنوشتِ بشرست، داده با تلخیِ غم هایِ دگر دست به هم!
بارِ این درد وُ دریغ است که ما
تیرهامان به هدف، نیک رسیدست
ولی دست هامان، نرسیدست به هم!! 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
دلربا، دلنشین، شیرین ادا، نازنین
به کجا رفتی بیا، تب وُ تابم را ببین
چه شَبی دارم تنها، تنهایی وُ تنهایی
گره از گیسو بگشا، تا زِ سحر در بگشایی
بهار اومد که گُل ها رنگ وُ وارنگه جونم
دیدنِ یارِ سرِ چشمه قشنگه جونم
بچینم گُلی بیارم در سرایت جونم
ببینم رویت ریزُم در پیشِ پایت جونم
گُلِ نارم، گلنارم، غمِ تو بر دِل دارم
نفسی بنشین یارا، من تشنۀ دیدارم
گُل به گیسویت بستی، ما را پریشان داری
به پریشانی شادم، گر تو روا می داری 🌷
پ.ن:
آمده ام تا گلی تقدیمت کنم،
امّا تو لایقِ همه باغِ منی، باغِ من از آنِ تو باد (رابیندرانات تاگور) 🖤
پ.ن۲:
من به معجزه ای نیاز دارم که من را در دستانِ تو بسپارد آپامه...
موسیقی بهترین راهی است که با آن بگویم دوستت دارم ❤️
| آهنگساز: کامبیز روشن روان؛ پیانو: آندره آرزومانیان |
| با صدای: بیژن بیژنی؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۹ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای گلِ نار با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد کامبیز روشن روان (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد بیژن بیژنی (خواننده) 🇮🇷
فریاد زد چکاوک: نوروز می رسد
تاک برهنه گفت: گر جان به مژدۀ تو فشانم روا بوَد
امّا هنوز، سرمایِ بهمنی، نشکسته است
وین برفِ دیرپای، انگار تا ابد
بر فرقِ کاجِ پیرِ خانه، نشسته است
آن کاروانِ شادی و گُل، از کدام راه
در این هوایِ سردِ توانْ سوز می رسد؟
بیدِ کهن به رقص در آمد که غَم مدار
تا من به یاد دارم
نوروزِ دِل فروز
نوروزِ جاودانی
نوروزِ مردمی
در وقتِ خود شکفته و پیروز می رسد!
هر جای این جهان که زِ ایران نشانه ای ست
در پیشوازِ نوروز
از شور و شادمانی، از پرچم و چراغ
از سبزه و بنفشه، گُل آذین وُ تابناک
جان پاک، خانه پاک، دل پاک، عشق پاک
چشمی به راه باشد، مشتاق و بی قرار
کاین پنج روزِ زندگی آموز می رسد.
دیروز را به خاطره بسپار و باز گرد
و آن را عزیز دار، که امروز می رسد. 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، استاد رضا بدرالسماء (نقاش) 🇮🇷
ای همه گلهایِ از سرما کبود
خنده هاتان را که از لب ها رُبود؟
مهر، هرگز این چنین غمگین نتافت
باغ، هرگز این چنین تنها نبود
تاجهایِ نازتان بر سَر شکست
بادِ وحشی چنگ زد بر سینه تان
صبح می خندد، خود آرایی کنید
اشک هایِ یخ زده، آیینه تان
رنگِ عطر آویزتان بر باد رفت
عطرِ رنگ آمیزتان نابود شد
زندگی در لایِ رگها تان فسرد
آتشِ رخساره هاتان دود شد!
روزگاری شامِ غمگینِ خزان
خوشتر از صبحِ بهارم می نمود
این زمان حالِ شما، حالِ من است
ای همه گلهایِ از سرما کبود
روزگاری، چشم پوشیدم ز خواب
تا بخوانم قصۀ مهتاب را
این زمان دور از ملامت هایِ ماه
چشم می بندم که جویم خواب را!
روزگاری، یک تبسّم، یک نگاه
خوشتر از گرمایِ صد آغوش بود
این زمان، بر هر که دِل بستم، دریغ*
آتشِ آغوشِ او خاموش بود
روزگاری، هستیم را می نواخت
آفتابِ عشقِ شورانگیزِ من
این زمان، خاموش و خالی مانده است
سینۀ از آرزو لبریزِ من*
تاجِ عِشقم عاقبت بر سَر شکست
خنده ام را اشکِ غَم از لب ربود*
زندگی در لایِ رگهایم فسرد
ای همه گُلهایِ از سرما کبود 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
ای همه گلهایِ از سرما کبود
خنده هاتان را که از لب ها رُبود؟
مهر، هرگز این چنین غمگین نتافت
باغ، هرگز این چنین تنها نبود
روزگاری شامِ غمگینِ خزان
خوشتر از صبحِ بهارم می نمود
این زمان حالِ شما، حالِ من است
ای همه گلهایِ از سرما کبود
━━━━━━━━━━━━━
غَمَم اين است که چون ماهِ نو، انگشت نمايی
ورنه غَم نيست که در عشقِ تو رسوایِ جهانم 🌷
(عماد خراسانی)
پ.ن:
این زمان، بر هر که دِل بستم، دریغ
آتشِ آغوشِ او خاموش بود
روزگاری، هستیم را می نواخت
آفتابِ عشقِ شورانگیزِ من
این زمان، خاموش و خالی مانده است
سینۀ از آرزو لبریزِ من
تاجِ عشقم عاقبت بر سَر شکست
خنده ام را اشکِ غم از لب رُبود! - فریدون مشیری - 🖤
| آهنگساز: کیوان ساکت |
| با صدای: سعید لاری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۱ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای گلهای افسرده با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، استاد کیوان ساکت (آهنگساز) 🇮🇷
رویِ چمن از شکوفه ها رنگین شد
وز عطرِ اقاقیا هوا سنگین شد
در نغمهٔ هر چلچله پیغامی هست:
کای خفتهٔ روزگار، فروردین شد! 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
باور نداشتم که در آن تنگنایِ غَم
رحم آوَرَد به زاری وُ عجز وُ نیازِ من
ناگاه، چون فرشتۀ رحمت فرا رِسَد
در رنجِ چاره سوز، شَوَد چاره سازِ من
او بود وُ عِشق بود وُ صفا بود وُ آرزو
می ریخت گویی از در وُ دیوار بویِ عِشق
حرفِ وفا به دیده وُ صد راز در نگاه
شیرین بُوَد زِ راهِ نظر گفت و گویِ عِشق
در چشمِ دلفریبش، غوغایِ شوق بود
غوغایِ شوق بود وُ جوانی وُ آرزو
رویایِ زندگانیِ جاوید، جلوه داشت
در پرتوِ تبسّمِ آن ماهِ لاله رو
پیشانی اش: سپیدۀ صبحِ امّید بود
زیباتر از سپیده وُ روشن تر از امّید!
سَر تا قدم طراوت وُ زیبایی وُ نشاط
دستِ طلب به دامنِ وصلش نمی رسید
آنجا که اشتیاق شرر زد به تار وُ پود
آنجا که دِل کشید، به صد التهاب، آه
آنجا که لب نداشت تواناییِ سخن
آنجا که سوخت تاب وُ شکیباییِ نگاه
آغوش باز کردم وُ در بر گرفتمش
با خرمنی شکوفۀ تَر رو به رو شدم
دل ها صدایِ نالهٔ هم را شناختند
او محوِ عشقِ من شد وُ من محوِ او شدم
گلبرگ گونه هایِ دِل افروزِ او زِ شرم
چون گونه هایِ لاله تبدار می نمود
سَر می کشید شعلهٔ آهِ من از نگاه
گویی میانِ سینه، دل آتش گرفته بود
او بود وُ عِشق بود وُ صفا بود وُ آرزو
لبخندِ شوق بود وُ تمنّایِ بوسه بود
بی تاب وُ بی قرار، نگاهِ گریز پا
هر لحظه سویِ لعلِ لبش بال می گشود
چون شبنمی که لغزد بر چهرِ یاسمن
لغزید رویِ گونهٔ او اشکِ شرمِ او
دستم به گِردِ گَردَنِ آن ماه حلقه شد
آمیخت آهِ من به نفس هایِ گرمِ او!
دل ها تپید وُ راهِ نظر بست اشکِ شوق
بر جانِ بی شکیب، شرارِ تب اوفتاد
آغوش تنگ تر شد وُ بازو فشرده تر
لرزید سینه ای وُ لبی بر لب اوفتاد! 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
حریقِ خزان بود
ھمۀ برگ ھا آتشِ سرخ
ھمۀ شاخه ھا شعلۀ زرد
درختان ھمه، دود پیچان، به تاراجِ باد
و برگی كه می سوخت، می ریخت، می مُرد
و جامی - سزاوارِ چندین ھزار آفرین، كه بر سنگ می خورد!
من از جنگلِ شعله ھا می گذشتم
غبارِ غروب، به رویِ درختان فرو می نشست
و بادِ غریب، عَبوس از برِ شاخه ھا می گذشت
و سَر در پیِ برگ ھا می گذاشت
فضا را صدایِ غم آلودِ برگی كه فریاد می زد
و برگی كه دشنام می داد
و برگی كه پیغامِ گنگی به لب داشت
لبریز می كرد
و در چشمِ برگی كه خاموشِ خاموش می سوخت
نگاھی كه نفرین به پاییز می كرد
حریقِ خزان بود
من از جنگلِ شعله ھا می گذشتم
ھمه ھستی ام جنگلی شعله ور بود!
كه توفانِ بی رحمِ اندوه
به ھر سو كه می خواست، می تاخت
می كوفت، می زد، به تاراج می بُرد
و جانی كه چون برگ
می سوخت، می ریخت، می مُرد
و جامی - سزاوار نفرین - كه بر سنگ می خورد!
شب از جنگلِ شعله ھا می گذشت
حریقِ خزان بود وُ تاراجِ باد
من آھسته در دودِ شب رو نھفتم
و در گوشِ برگی كه خاموش می سوخت گفتم
مَسوز این چنین گرم در خود، مَسوز
مَپیچ این چنین تلخ بر خود، مَپیچ
كه گر دستِ بیدادِ تقدیرِ كور
ترا می دَواند به دنبالِ باد
مَرا می دَواند به دنبالِ ھیچ 🍁
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
ای تو با روحِ من، از روزِ ازل یارترین
کودکِ شعرِ مرا مهرِ تو غَم خوارترین
گر یکی هست سزاوارِ پرستش، به خدا
تو سزاوارترینی، تو سزاوارترین
عطرِ نامِ تو که در پردۀ جان پیچیده ست
سینه را ساخته از یادِ تو سرشارترین
ای تو روشنگرِ ایّامِ مِه آلودۀ عمر
بی تماشایِ تو، روز وُ شبِ من تارترین
در گذرگاهِ نگاهِ تو گرفتارانند
من به سرپنجۀ مهرِ تو گرفتارترین
می توان با دلِ تو حرفِ غمی گفت وُ شنید
گر بوَد چون دلِ من راز نگهدارترین! 🌷
پ.ن:
صحرا صحرا دویده ام، سرگردان از پیِ تو
دریا دریا گذشته ام، در طوفان از پیِ تو
دست از دنیا کشیده ام، بی سامان از پیِ تو
از من از ما رَهیده ام، دست افشان از پیِ تو (زنده یاد قیصر امین پور) 🖤
پ.ن۲:
تو را؛ با تمامِ قلبهایی که در انتظارِ عِشق تپیدند، دوست خواهم داشت آپامه 🖤
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
بی صدا شَب تا سحر
یارانِ خود را خواند وُ گِرد آورد
جا به جا
در راه ها
بر شاخه ها
بر بام ها، گسترد
صبحگاهان
شهرِ سرتا پا سیاه از
تیرگی هایِ گنهکاران
ناگهان چون نوعروسی
در پرندین پوششِ پاک سپیدِ تازه
سَر بَر کرد
شهر، اینک دستِ نیروهایِ نورانی است
در پسِ این چهرۀ تابنده
امّا
باطنی تاریک، دود آلود، ظلمانی است
گر بخواهد خویشتن را زین پلیدی هم بپیراید
همّتی بی حرف، همچون برف، می باید 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
بسوخت جانِ من، این دیدۀ جمال پرست
زِ دست رفت دلِ هرزه گردِ حال پرست
چگونه زین همه حسرت بوَد امیدِ نجات
مَرا که هست همین چشمِ خط وُ خال پرست
نوازشِ نَفَست با من است در همه حال
چه می گریزی از این شاعرِ محال پرست
شبی خیالِ تو از دشتِ خوابِ من بگذشت
دگر به خواب نرفت این دلِ خیال پرست
شُکوه حُزنِ تو را نازم ای بهارِ ملول
که الفتی ست تو را با منِ ملال پرست
بهارِ من به خموشی کنارِ سایه¹ گذشت
چمن سپرده به مرغانِ قیل وُ قال پرست 🌷
پ.ن:
۱. با یاد سفری با امیرهوشنگ ابتهاج
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن۲:
در این زمانۀ بی های وُ هویِ لال پرست
خوشا به حالِ کلاغانِ قیل وُ قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظۀ خود را
برایِ این همه ناباورِ خیال پرست
به شب نشینیِ خرچنگ هایِ مردابی
چگونه رقص کند ماهیِ زلال پرست
رسیده ها چه غریب وُ نچیده می افتند
به پایِ هرزه علف هایِ باغِ کال پرست
رسیده ام به کمالی که جُز أنا الحق نیست
کمالِ دار برایِ منِ کمال پرست
هنوز زنده ام وُ زنده بودنم خاریست
به چشم تنگیِ نامردمِ زوال پرست (محمّد علی بهمنی) 🖤
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد محمّد علی بهمنی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
غَم آمده، غَم آمده، انگشت بر در می زند
هر ضربۀ انگشتِ او بر سینه خنجر می زند
ای دِل بکُش یا کُشته شو غَم را در اینجا ره مَده
گر غَم از اینجا پا نهد آتش به جان در می زند
از غَم نیاموزی چرا ای دلربا رسمِ وفا
غَم با همه بیگانگی، هر شَب به ما سَر می زند
گاهی بکن یادی زِ ما، یا از جفا یا از وفا
دِل ، لطف وُ قهرت را بُتا، چون تاج بَر سَر می زند
داند که هر لبخندِ او با جانِ من بازی کند
با من چو گردد روبرو لبخندِ دیگر می زند
این بی قراری هایِ من، اندوه وُ زاری هایِ من
شَب زنده داری هایِ من، بر جانم آذر می زند 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷
به شرابِ ارغوانی، مَشكن خمارِ ما را
به نسيمِ مهربانی، بنشان غبارِ ما را
گُلِ باغِ دوستی را به سرشك پَروراندم
تو به بادِ غَم سپردی، همه برگ وُ بارِ ما را
تو كه ساغرِ لبت را به لبم نمی گذاری
به تبسّمی سحر كن، شبِ انتظارِ ما را
به نسيمِ نوشخندی، دلِ همچو غنچه واكن
به شكوفۀ نگاهی برسان بهارِ ما را
زِ بشر گذشته بودم، به خدا رسيده بودم
تو اگر نبسته بودی، سرِ رهگذارِ ما را
تو در اين سياه شب ها به فروغِ باده مانی
كه به مهر می نوازی، دلِ بيقرارِ ما را 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
باران بر خاکِ پاکت، زرینۀ تاکت
جان می بخشد
باران، گُل خنده زَنَد شاد
جان می شود، آزاد
ای وطنم!
گُلِ همیشه بهارم
به جُز غمِ تو، چِه دارم؟
باران، تو ببار
مگر، مگر تو بشویی، سیاهی از همه جا را
باران، تو ببار
جاودان، به نسیمِ سحر سوگند
شادمان، به تو پیوسته هستم
تا تو شوی آباد، ای ایران
تو بخندی شاد، ای ایران
چو نسیمِ سحرگه، آزاد
ای ایران، ایران 🌷
| آهنگساز: کیوان ساکت |
| با صدای: سعید لاری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۱ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای باران با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، استاد کیوان ساکت (آهنگساز) 🇮🇷
اگر ماه بودم، بِه هر جا که بودم
سراغِ تو را از خدا می گرفتم
وگر سنگ بودم، بِه هر جا که بودی
سرِ رهگذارِ تو، جا می گرفتم
اگر ماه بودی، بِه صد ناز، شاید
شبی بر لبِ بامِ من می نشستی
وگر سنگ بودی، بِه هر جا که بودم*
مرا می شکستی، مرا می شکستی! 🌷
پ.ن:
نیمه شَب ها آسمان را عالَمی ست
آه اگر این آسمان بی ماه بود! (فریدون مشیری) 🖤
| آهنگساز: شاهین دانشجو؛ میکس و مسترینگ: محمّد کلهر |
| با صدای: شهاب بخارایی، مجید مرادی؛ تاریخ انتشار: ۱۳۹۲ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای اگر ماه بودی با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
گرمیِ آتشِ خورشید فسرد
مهرگان زد بِه جهان رنگِ دگر
پنجۀ خستۀ این چنگیِ پیر
رهِ دیگر زد وُ آهنگِ دگر
زندگی مُرده به بیراهِ زمان
کرده افسانۀ هستی کوتاه
جُز بِه افسوس نمی خندد مهر
جُز بِه اندوه نمی تابد ماه!
باز در دیدۀ غمگینِ سحر
روحِ بیمارِ طبیعت پیداست
باز در سردیِ لبخندِ غروب
رازها خفته زِ ناکامی هاست
شاخه ها مضطرب از جنبشِ باد
در هم آویخته، می پرهیزند
برگ ها سوخته از بوسۀ مرگ
تک تک از شاخه فرو می ریزند
می کند بادِ خزانی خاموش
شعلۀ سرکشِ تابستان را
دستِ مرگ است وُ زِ پا ننشیند
تا بِه یغما نبرد بُستان را
دِلم از نامِ خزان می لرزد
زان که من زادۀ تابستانم
شعرِ من آتشِ پنهانِ من است
روز وُ شَب شعله کشد در جانم
می رسد سردیِ پاییزِ حیات
تابِ این بادِ بلاخیزم نیست
غنچه ام غنچۀ نشکفته بِه کام
طاقتِ سیلیِ پاییزم نیست! 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
عمری بِه هر کوی وُ گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام، بنشین تماشایت کنم
الماسِ اشکِ شوق را تاجی بِه گیسویت نَهم
گل هایِ باغِ شعر را زیبِ سراپایت کنم
بنشین که با من هر نظر، با چشمِ دِل، با چشمِ سَر
هر لحظه خود را مست تر، از رویِ زیبایت کنم
بنشینم وُ بنشانمت آنسان که خواهم خوانمت
وین جانِ بر لب مانده را، مهمانِ لبهایت کنم
بوسم تو را با هر نفس، ای بختِ دور از دسترس
ور بانگ برداری که بس، غمگین تماشایت کنم
تا کهکشان، تا بی نشان، بازو بِه بازویت دهم
با همزمانی، همدلی، جان را هم آوایت کنم
ای عطر وُ نورِ توامان، یک دم اگر یابم اَمان
در شعری از رنگین کمان، بانویِ رویایت کنم
بانویِ رویاهایِ من، خورشیدِ دنیاهایِ من
امّیدِ فرداهایِ من، تا کی تمنّایت کنم؟ 🌷
پ.ن:
مرا آن شمع می سوزد بِه حرفی هر نفس راقم
همان از شوق چون پروانه می بوسم زبانش را (راقم مشهدی) 🖤
پ.ن۲:
خداوند چشمانِ تو را برای من مُقدّر ساخته،
بگذار میانِ آنها بخوابم و در را بِه رویم قفل کن. (نزار قبانی) 🖤
پ.ن۳:
بِه خدا قسم، نبودنت از دست رفتنم است آپامه 🖤
| آهنگساز: زنده یاد ناصر چشم آذر |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۴ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای باران عشق با کیفیت عالی 🎼 |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای طلوع با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد ناصر چشم آذر (آهنگساز) 🇮🇷
چِه زیباست که چون صبح، پیامِ ظفر آریم
گُلِ سرخ، گُلِ نور، زِ باغِ سحر آریم
چِه زیباست، چو خورشید، دُرافشان و درخشان
زِ آفاق پُر از نور، جهان را خبر آریم
همان گونه که خورشید، بر اورنگ زر آید
خرد را بستاییم و بر اورنگ زر آریم
چِه زیباست، که با مهر
دِل از کینه بشوییم
چِه نیکوست که با عِشق
گُل از خار برآریم
گذرگاه زمان را، سرافراز بپوییم
شبِ تارِ جهان را فروغ از هنر آریم
اگر تیغ ببارند، جُز از مهر نگوییم
وگر تلخ بگویند، سخن از شکر آریم
بیایید، بیایید، ازین عالمِ تاریک
دِل افروزتر از صبح، جهانی دگر آریم! 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
ای عِشق، شکسته ایم، مَشکن ما را
این گونه بِه خاکِ ره، میفکن ما را
ما در تو بِه چشمِ دوستی می بینیم
ای دوست مبین بِه چشمِ دشمن ما را
ای عِشق، پناهگاه پنداشتمت
ای چاهِ نهفته، راه پنداشتمت
ای چشمِ سیاه، آه، ای چشمِ سیاه
آتش بودی، نگاه پنداشتمت
ای عِشق، غمِ تو سوخت بسیار مرا
آویخت مسیح وار، بر دار مرا
چندان که دِلت خواست بیازار مرا
مَگذار مرا زِ دست، مَگذار مرا
ای عِشق در آتشِ تو فریاد خوش است
هر کس که در آتشِ تو افتاد، خوش است
بیداد خوش است از تو، وز هستیِ ما
خاکسترکی سپرده بر باد خوش است
ای دِل بِه کمالِ عِشق آراستمت
وز هر چِه بِه غیرِ عِشق پیراستمت
یِک عمر اگر سوختم وُ کاستمت
امروز چنان شدی که می خواستمت 🌷
| شعر و دکلمه با صدای: زنده یاد فریدون مشیری |
| 🎼 دانلود دوبیتی های ای عشق با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 🎥 ویدئو کلیپ و صدای ماندگار
من نمی دانم
و همین درد، مرا سخت می آزارد
که چِرا انسان، این دانا
این پیغمبر، در تکاپوهایش:
چیزی از معجزه آن سو تر
ره نبرده ست بِه اعجازِ محبّت، چِه دلیلی دارد؟
چِه دلیلی دارد، که هنوز
مهربانی را نشناخته است؟
و نمی داند در یِک لبخند
چِه شگفتی هایی پنهان است!
من بر آنم که در این دنیا
خوب بودن، بِه خدا، سهل ترین کار است
و نمی دانم، که چِرا انسان، تا این حدّ، با خوبی بیگانه است
و همین درد، مرا سخت می آزارد! 🕯
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
نازنینم چون گُلِ بهاری، صفایِ جان وُ دلِ من، بنفشه زاری
چِه کرده ای با دلِ من، خبر نداری
لحظه لحظه می دود، دِلم بِه سویِ تو؛ ذرّه ذرّه می شود، در آرزویِ تو
بِه هر دو عالم ندهم، نگاه دلجویِ تو*
زیبا، شیرین، آرامِ جانی؛ خندان، خندان دِل می ستانی
غزل خوان، گُل افشان، چو باز آیی؛ جهان را چِه زیبا بیارآیی
روشن تر از صبحِ سپیدی؛ در جانِ من، نورِ امّیدی
تو همچون ستاره درخشانی؛ فروزان چو خورشیدِ تابانی
دِلم را نگارا نمانده یارا
بِه مهربانی بخوان ما را
می نشینم، سرِ راهت، که نگاهت، بِه چشمانِ من افتد
تا ببینی، چِرا هر دم، سرشکِ غَم، بِه دامانِ من افتد
ای نسیمِ پرنیان پوش
در دِل نگردد آتشِ عشقِ تو خاموش*
بیا تو ای زیبا که من در سَر شوری دارم از اشتیاقت
ببین که جان بر لب رسیده است ام، چو شمع می سوزم از فراغت
تا نغمه ای سَر می کند مرغی خوش آواز
دِل چون کبوتر می کند سویِ تو پرواز 🌷
| آهنگساز: محمّد جواد ضرابیان |
| با صدای: علیرضا افتخاری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۵ |
| 🎼 دانلود تصنیف زیبای گل بهاری با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، استاد علیرضا افتخاری (خواننده) 🇮🇷
می دانی ناچار از سفرم
سرگردان در این بوم وُ بَرَم
از اشک وُ آهت باخبرم
تنها ماندی تنها پدرم
نه رفیقی یارت نه کسی غمخوارت
بِه صبوری اشکی چکد از رُخسارت
هر جا هر سو من می گذرم
مهرِ تو باشد در نظرم
بر دیدارِ تو تشنه ترم
سویِ تو باز آیم پدرم
غمِ بی پایانی رسد از دورانم*
بِه کجا خواهم بُرد سرِ بی سامانم 🌷
| آهنگساز: محمّد سریر؛ پیانو: آندره آرزومانیان |
| با صدای: بیژن بیژنی؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۵ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای نامه با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد محمّد سریر (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد بیژن بیژنی (خواننده) 🇮🇷
می خواهم وُ می خواستمت، تا نفسم بود
می سوختم از حسرت وُ عشقِ تو بَسَم بود
عشقِ تو بَسَم بود، که این شعلۀ بیدار
روشنگرِ شبهایِ بلندِ قفسم بود
آن بختِ گریزنده دمی آمد وُ بگذشت
غَم بود که پیوسته نفس در نفسم بود
دستِ من وُ آغوشِ تو هیهات که یِک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود
بالله که بِه جُز یادِ تو گر هیچ کَسَم هست
حاشا که بِه جُز عشقِ تو گر هیچ کَسَم بود
سیمایِ مسیحاییِ اندوهِ تو ای عِشق
در غربتِ این مهلکه فریاد رسم بود
لب بسته وُ پَر سوخته از کویِ تو رفتم
رفتم بِه خدا گر هوسم بود، بَسَم بود
دستِ من وُ آغوشِ تو هیهات که یِک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود
بالله که بِه جُز یادِ تو گر هیچ کَسَم هست
حاشا که بِه جُز عشقِ تو گر هیچ کَسَم بود 🌷
| آهنگساز: رضا صادقی |
| با صدای: حمید غلامعلی؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۸ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای شعلۀ بیدار با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، حمید غلامعلی (آهنگساز، خواننده) 🇮🇷
شنیدم مصرعی شیوا، که شیرین بود مضمونش*
منم مجنونِ آن لیلی که صد لیلاست مجنونش
بِه خود گفتم تو هم مجنونِ یک لیلایِ زیبایی*
که جان دارویِ عمرِ توست در لبهایِ میگونش
بر آر از سینۀ جان شعرِ شورانگیزِ دلخواهی
مگر آن ماه را سازی بدین افسان افسونش
نوایی تازه از سازِ محبّت، در جهان سرکن
کزین آوا بیاسایی زِ گردش هایِ گردونش
بِه مهر آهنگِ او روز وُ شبت را رنگِ دیگر زن
که خود آگاهی از نیرنگِ دوران وُ شبیخونش
زِ عِشق آغاز کن، تا نقشِ گردون را بگردانی
که تنها عِشق سازد نقشِ گردون را دگرگونش
بِه مهر آویز وُ جان را روشنایی ده که این آیین
همه شادی است فرمانش، همه یاری است قانونش
غمِ عشقِ تو را نازم، چنان در سینه رَخت افکند
که غمهایِ دگر را کرد از این خانه بیرونش
غرورِ حُسنش از ره می برد، ای دِل صبوری کن
بِه خود باز آورد بارِ دگر شعرِ فریدونش 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ مرگم از اين واقعه خوش تر هزار بار♡ 🕯
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۹، نوشته ی نادر ابراهیمی
( محمود سنجری ) 🖤•بغلم کن، استخوان هایم دلتنگِ دست هایت اند آپامه•🖤
📚 از کتاب رستاخیز جان [ادبیات، فرهنگ و رسانه]، ص۳۲ نوشته ی سید مرتضی آوینی
( ادیب الممالک فراهانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
📚 از کتاب اجازه هست آقای برشت؟،ص۴۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۲، ص۲۰۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
صفحه اصلی 💯















































































































































































































































































































