دِل جورِ تو ای مِهرگُسِل می خواهد
خود را به غمِ تو متّصل می خواهد
می خواست دلت که بی دِل وُ دین باشم
باز آ که چنان شدم که دِل می خواهد! (حکیم بهایی)
●●●
دِل وصلِ تو ای مِهرگُسِل می خواهد
ایّامِ وصال، متّصل می خواهد
مقصودِ من از خدای باشد وصلت
امید چنان شود که دِل می خواهد! (ابوسعید ابوالخیر)
●●●
دِل، وصلتِ آن شمعِ چِگِل می خواهد
کو روز وُ شبش، خوار وُ خجل می خواهد
بس خون که زِ دیدگان بباید پالود
تا کار چنان شود که دِل می خواهد! (اثیر اخسیکتی)
●●●
دِل باز مرا خوار وُ خجل می خواهد
از من رُخِ آن شمعِ چِگِل می خواهد
جان می خواهد یار وُ بدو خواهم داد
زیرا که چنان است که دِل می خواهد (کمال اسماعیل)
●●●
دِل، دوری از آن شمعِ چِگِل می خواهد
بیزاری از آن مِهرگُسِل می خواهد
فی الجمله بسی خونِ جگر باید خورد
تا کار چنان شود که دِل می خواهد! (قمر اصفهانی)
●●●
آزارِ من آن مِهرگُسِل می خواهد
غمگین دلِ زار متّصل می خواهد
با دِل نه چنان است که من می خواهم
با من نه چنان است که دِل می خواهد (علی نقی کمره ای)
موضوعات مرتبط: بهاء الدّین محمّد عاملی (فیلسوف روزگار صفوی) 🇮🇷 ، ابوسعید ابوالخیر (شاعر روزگار غزنوی) 🇮🇷 ، کمال الدّین اصفهانی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، اثیر ابوالفضل اخسیکتی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷 ، نظام الدّین قمر اصفهانی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷
بر من چو فراقِ آن بهشتی گذرد
روزم بِه فغان، شبم بِه زشتی گذرد
دور از تو، چنان اشک زِ چَشمم خیزد
کز تارَکم، آسمان بِه کشتی گذرد 🕯
موضوعات مرتبط: اثیر ابوالفضل اخسیکتی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
دیدی چِگونه ما را بُگذاشتیّ وُ رفتی
بی موجبی، دِل از ما برداشتیّ وُ رفتی
رُخ در سفر نهادی، ناگاه عالمی را
چون زُلفِ خود پریشان بُگذاشتیّ وُ رفتی
چشمم که آب خوردی از رویِ گُلعذارت
ناگه بِه خارِ هجران انباشتیّ وُ رفتی
تخمی ست هجرِ رویت، بارش هلاکِ جانم
تا خود چگونه روید، تو کاشتیّ وُ رفتی
در دام جُز اثیرت، تَردامنی دو بودند
او را بِه دستِ ایشان بُگذاشتیّ وُ رفتی 🕯
موضوعات مرتبط: اثیر ابوالفضل اخسیکتی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
از جان که نداشت هیچ سودم، تو بِهی
وز دِل که فرو گذاشت زودم، تو بِهی
از دیده که نقشِ تو نمودم، تو بِهی
دیدم همه را وُ آزمودم، تو بِهی 🌷
موضوعات مرتبط: اثیر ابوالفضل اخسیکتی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
جانم فدایِ توست، که جانانِ من تویی
شمعِ وُثاق وُ تازه گلستانِ من تویی
هستند شاهدانِ شِکر لب بِه عهدِ تو
لیکن از آن میانه بِه دندانِ من تویی
جان بر سرِ غمِ تو نهم، وز من این سخن*
بی حرمتی ست، جان چِه بُود؟! جانِ من تویی
در عشقِ تو، بِه خدمتِ سلطان برآمدم
ای مَه! سعادت تو که سلطانِ من تویی
آن کس که گفت اثیر! بِه زَنگان چِه می کنی
زاین نکته غافل است که زَنگانِ من تویی 🌷
موضوعات مرتبط: اثیر ابوالفضل اخسیکتی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
تن در دادم بِه دردِ عاشِق فکنت
دِل بنْهادم بِه فرقتِ دِل شکنت
یا دورِ فلک باز رهاند زِ خودم
یا آهِ سحر باز رساند بِه مَنَت 🕯
موضوعات مرتبط: اثیر ابوالفضل اخسیکتی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
دِل بر تو بِه دِل نمی گزیند چِه کنم؟
جُز با غمِ تو نمی نشیند چِه کنم؟
واین دیده که امروز تو را می بیند
فردا که مبادا که نبیند چِه کند؟ 🕯
موضوعات مرتبط: اثیر ابوالفضل اخسیکتی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
صد باره وجود را فرو بیخته اند
تا همچو تو صورتی برانگیخته اند
سبحان الله، زِ فرقِ سر تا پایت
در قالبِ آرزویِ من ریخته اند. 🌷
پ.ن۱:
زان زنگ که بر رویِ وی آمیخته اند
کو دِل که دَرو فتنه نینگیخته اند
آن شخصِ لطیف تر زِ جان را گویی
در قالبِ آرزویِ من ریخته اند. (اسعد دهستانی) 💛
پ.ن۲:
چون صورتِ زیبایِ تو انگیخته اند
صد حُسن وُ ملاحت بهم آمیخته اند
القصّه که شکلِ عالم آرایِ تو را
در قالبِ آرزویِ من ریخته اند. (هلالی جغتایی) 💜
موضوعات مرتبط: اثیر ابوالفضل اخسیکتی (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷 ، حسین بن اسعد دهستانی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، بدرالدّین هلالی جغتایی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت میرسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی ام سنگین تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































