🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می‌ کند بیزارم•🖤

حیف از تو ای پَری که شوی یار با رقیب
او دیو وُ تو پَری، تو کجا وُ کجا رقیب؟

دیر آشنایِ من، زِ تو در حیرتم که چون
شد زود آشنا به تو، دیر آشنا رقیب

تا کی رقیب را نگرم با تو؟ کاشکی
یا من شوم زِ کویِ تو آواره یا رقیب

هر چند عشقِ یار بلایی‌ست جانگداز
یارب، به این بلا نشود مبتلا رقیب

گردد رقیب نیست الهی، که عزّتی
در پیشِ یار نیست مرا هست تا رقیب

از بختِ بد اگر به رهی برخورم به یار
باشد زِ پیش، غیر وُ بود بر قفا، رقیب

این قتلِ دیگر است که قتلِ مرا رفیق
دارد روا حبیب وُ ندارد روا رقیب
🌷


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( رفیق اصفهانی ) 🖤•اون نامه هایی که بَرات نَفرستادَم، گریه شون کَردم•🖤

به عالم شادمان رندی زید، کز هر غَمی خندد
به او گر عالمی گریند، او بر عالمی خندد

خوشا رندی که بر نیک وُ بدِ عالم همی خندد
به او گر عالمی خندند، او بر عالمی خندد

خوش آن بیدل که یارش گر زند زخم ار نهد مرهم*
نه هرگز گرید از زخمی وُ نه از مرهمی خندد

برای خندۀ غیرم کند گریان، روا باشد؟
که از جورِ تو گرید محرمی، نامحرمی خندد

به نوعی از غَمم شاد است یارِ من که پیشِ او*
چو خندم از غَمی نالد، چو گریم از غَمی خندد

شود گر از غمم غمگین و شاد از شادیم از چه
چو می‌ گریم نمی‌ گرید، چو می‌ خندم نمی‌ خندد

نخندد غنچه جُز فصلِ بهاران وُ لبِ آن گُل
بوَد آن غنچۀ خندان که در هر موسمی خندد

زِ سودایِ پری رویی رفیق آشفته شد گویا*
که چون دیوانگان دایم همی گرید، همی خندد
🕯

پ.ن:

خوشا دیدارِ ما در خواب..


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( رفیق اصفهانی ) 🖤•تا ماه 🌙 رسیده آهم امشَب، آه ار نرسد بِه ماهم امشَب•🖤

تا ماه 🌙 رسیده آهم امشَب*
آه ار نرسد بِه ماهم امشَب

بی ماه رُخش نخفته چَشمم*
ای ماه
🌙 توئی گواهم امشَب

دیشَب زِ تو دیده ام نگاهی*
در حسرتِ آن نگاهم امشَب

بی جرم تو رانده دوشم از بزم
بزم آمده عذر خواهم امشَب

در بزمِ تو بوده هر شَبم جا
اینجا زِ چِه نیست راهم امشَب

گر با تو بِه نقل وُ مِی کنم روز
طاعت باشد، گناهم امشَب

مرغِ سحری رفیق نالید
از نالهٔ صبحگاهم امشَب
🕯


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( رفیق اصفهانی ) 🖤•با من به تلخی از لبِ شیرین جواب چیست؟!•🖤

زاهد بِه جرمِ مستیِ عِشقم، شتاب چیست
عاشِق چو مست گشت، گناه وُ ثواب چیست

چون عاشِقان برون زِ حسابند، پس مرا
اندیشۀ حساب بِه روزِ حساب چیست

هر کس که محوِ رویِ تو باشد بِه روز وُ شَب*
کی آگه است ماه چِه وُ آفتاب چیست

ساقی مده شراب که از چشمِ مستِ تو
مستم من آنچنان که ندانم شراب چیست

يِك بوسه بیش نیست سؤال من از درت*
با من بِه تلخی از لبِ شیرین جواب چیست

بردار پرده از رُخِ خود ماه من، کسی
چون تابِ دیدنِ تو ندارد نقاب چیست

ساغر بِه عزمِ توبه منه بر زمین، رفیق
در فصلِ گُل زِ بادۀ ناب اجتناب چیست
🌷


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( رفیق اصفهانی ) 🕯 آه از تو آپامه 🕯

مرا مَکُش که ترا خلق می کنند ملامت*
وگرنه من که نباشم، سرِ تو باد سلامت

مَکُش مرا که پشیمان شوی وُ سود ندارد*
نگشته نالهٔ حسرت، بِه مُرده آه ندامت

تمامِ عمر چِه باشد که پند از تو وفایی*
کسی که صرفِ وفایِ تو کرده عمر، تمامت

بِه خون وُ خاک تپم، نه جراحتی وُ نه زخمی*
جُز این نداشته هرگز شهیدِ عِشق ملامت

دهم بِه مژدۀ وصلِ تو جان وُ خوش دِلم آری*
خوش است وعدۀ دیدار اگر بود بِه قیامت

بِه جان رسید رفیق از بلایِ رشکِ رقیبان*
که پایِ رفتن از آن کو نماند وُ رویِ اقامت
🕯


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( رفیق اصفهانی ) 💎

کو عاشِق‌ آزاری چو او تا عاشقِ زارش کند؟
شاید که دردِ عاشِقی با عاشِقان یارش کند

خواهم بتی چون یارِ من دِل گیرد از دلدارِ من
تا آنچِه او در کارِ من کرده‌ است در کارش کند

غارت کند از یِک نظر صبرش زِ دِل هوشش زِ سَر
سازد زِ خویشش بی‌ خبر از من خبردارش کند

بیرون کند آن دِلربا از خاطرش جور وُ جفا
آموزدش مهر وُ وفا، عاشِق‌ نگه‌ دارش کند

تا آن بتِ پیمان‌ شکن قدری فزاید قدرِ من
یِک‌ چند پیشِ خویشتن بی‌ قدر وُ مقدارش کند

از چشمِ خواب‌ آلودِ خویش از لعلِ مِی‌ آلودِ خویش
خواب است بیدارش کند، مست است هشیارش کند

گردد رفیق ممتحن خوش‌ نغمه چون مرغِ چمن
گر آن بتِ غنچه‌ دهن گوشی بِه گفتارش کند
🌷


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( رفیق اصفهانی ) 💎

بِه عالم شادمان رندی زید کز هر غَمی خندد
بِه او گر عالمی گِریند، او بر عالمی خندد

خوشا رندی که بر نیک وُ بدِ عالم همی خندد*
بِه او گر عالمی خندند، او بر عالمی خندد

خوش آن بیدل که یارش گر زند زخم ار نهد مرهم*
نه هرگز گِرید از زخمی وُ نه از مرهمی خندد

برایِ خندۀ غیرم کند گریان روا باشد (؟)
که از جورِ تو گِرید محرمی نامحرمی خندد

بِه نوعی از غَمم شاد است یارِ من که پیشِ او
چو نالم از غَمی نالد (؟) چو گِریم از غَمی خندد

شود گر از غَمم غمگین وُ شاد از شادیم از چِه
چو می‌ گِریم نمی‌ گِرید، چو می‌ خندم نمی‌ خندد

نخندد غنچه جُز فصلِ بهاران وُ لبِ آن گُل*
بود آن غنچۀ خندان که در هر موسمی خندد

زِ سودایِ پری رویی رفیق آشفته شد گویا*
که چون دیوانگان دایم همی گِرید، همی خندد
🌷


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( رفیق اصفهانی ) 🕯 ♡من هر روز به اندازۀ هزار سال منتظرتم آپامه♡ 🕯

زِ دیروزم بتر امروز، از دیشَب بتر امشَب؛ چِه خواهم کرد فردا، گر بمانم تا سحر امشَب؟! 🕯


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( رفیق اصفهانی ) 🕯 ♡با تو و دلتنگِ توأم آپامه♡ 🕯

بی‌ جهت توسنِ کین تاخته‌ ای، یعنی چِه؟
بی‌ سبب تیغِ ستم آخته‌ ای، یعنی چِه؟

قامتی را که قیامت زِ قیامش باشد
از پیِ قتلِ من افراخته‌ ای، یعنی چِه؟

آتشین زآتشِ مِی آن رُخِ افروخته را
از پی سوختنم ساخته‌ ای، یعنی چِه؟

نظر انداخته‌ ای بر همه بی‌ وجه، مرا
بی‌ گناه از نظر انداخته‌ ای، یعنی چِه؟

باخته من بِه تو در نردِ محبَّت دِل وُ تو
خصمِ جانِ منِ دلباخته‌ ای، یعنی چِه؟

بُرده‌ ای مهر وُ وفا ای بتِ بی‌ مهر وُ وفا!
صد رهم دیده وُ نشناخته‌ ای، یعنی چِه؟

چون دِلت آینۀ آن رُخِ زیباست، رفیق!
زنگ زِ آیینه نپرداخته‌ ای، یعنی چِه؟
🌷


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( رفیق اصفهانی ) 💎

باورِ کس نشود قصّۀ بیماریِ دِل*
تا گرفتار نگردد بِه گرفتاریِ دِل

یار بی‌ رحم وُ بِه‌ جانِ من زِ گرفتاریِ دِل*
کیست یاران که درین حال کند یاریِ دِل؟

من وُ دِل زار چنانیم که شَبها نکنند*
مردم از زاریِ من خواب وُ من از زاریِ دِل

دلِ من روز نیاساید ازین چشمِ پُرآب*
چشمِ من شَب نکند خواب زِ بیداریِ دِل

دِل‌ گرانم زِ غمِ دهر بیاور ساقی
قدحی چند می از بهرِ سبکباریِ دِل

بس که در زُلفِ تو دلهایِ پریشان جمع است
ناله را راه دَرو نیست زِ بسیاریِ دِل

چون نگه‌ دارم از آن رشکِ پری دِل که رفیق
پیشِ او حدّ‌ِ بشر نیست نگه‌ داریِ دِل
🕯


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( رفیق اصفهانی ) 🕯 ♡آه از تو آپامه♡ 🕯

دِلم با ناتوانی پاسِ چشمِ یار هم دارد
چو بیماری که دارد بیمِ جان، بیمار هم دارد

ندارم زَهره تا گویم بکُش یِکبار وُ فارغ کن
وگرنه قاتلِ من رحم این‌ مقدار هم دارد

من وُ جورش که مخصوصِ من است این مرحمت ورنه
چِه کار آید مرا لطفی که با اغیار هم دارد

مکن از گِریه ناصح منعِ عاشِق با دلِ پُرخون*
دلِ پرخون که دارد، دیدهٔ خونبار هم دارد

بِه‌ بالینِ رفیق از لطف بنشین لحظه‌ ای دیگر
که جانش بر لب است وُ حسرتِ دیدار هم دارد
🕯


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( رفیق اصفهانی ) 💎

زِ گاه گاه که یادم کنی تو، خشنودم؛ که این هم از تو فراموشکار، بسیار است. 🌷


موضوعات مرتبط: حسین رفیق اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می‌ گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می‌ شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است )  🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می‌ خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ ‏مرگم از اين واقعه خوش‌ تر هزار بار♡ 🕯
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۹، نوشته ی نادر ابراهیمی
( محمود سنجری‌ ) 🖤•بغلم کن، استخوان‌ هایم دلتنگِ دست‌ هایت‌ اند آپامه•🖤
📚 از کتاب رستاخیز جان [ادبیات، فرهنگ و رسانه]، ص۳۲ نوشته ی سید مرتضی آوینی
( ادیب الممالک فراهانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
📚 از کتاب اجازه هست آقای برشت؟،ص۴۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۲، ص۲۰۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
( عطار نیشابوری ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) ‏🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی‌ روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر بری‌یز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان‌ هایم دلتنگِ دست‌هایت‌ اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می‌ کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•چجوری از لبخند زدنِ قلبم موقعِ شنیدنِ صدات برات بگم؟•🖤
( هلالی جغتائی ) 🖤•گر معشوقه ام شوی! من پادشاهِ جهان شوم آپامه•🖤
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایه‌گاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین‌ ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران می‌بارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است )  🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️

تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.