🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

( کمال خجندی ) 🖤•كاش همۀ مكان ها و آدم ها و زندگانى… فقط تو بودى آپامه•🖤

سیمین بدنی، سرو قدی، پسته دهانی
هر وصف که آید به زبانم بِه از آنی

آرامِ دلی، دفعِ غمی، مرهمِ دردی
یارِ کهنی، عمرِ نویی، مونسِ جانی

گر دوست بوَد جان وُ جهان نیز خوش ای دوست
تو دوست تر از جانی وُ خوشتر زِ جهانی

پیشِ نظرِ اهلِ دِل از بس که عزیزی
همچون دهنِ خویش نه پیدا نه نهانی

بی وصلِ تو ای عمرِ گرامی نتوان زیست
یک دم که چو عمرِ گذران تا گذرانی

غلطان سویِ خاکِ قدمت باز بیایم
صد بار چو اشکم اگر از پیش برانی

گر عمرِ کمال از غمِ عشقِ تو شد آخِر
غَم نیست گر آخِر به مُرادش برسانی
🌷

پ.ن:

چه خوش است در فراقی همه عُمر صبر کردن

به اُمیدِ آنکه روزی به کف اُوفتد وصالی - سعدی شیرازی - 🖤

🎵
آهنگساز: استاد مجید انتظامی
با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۱
🎼 دانلود آهنگ زیبای دیدار با کیفیت عالی 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، استاد مجید انتظامی (آهنگساز) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۴ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( کمال خجندی ) 🖤•اشکی وجود دارد که سببش تویی آپامه و صاحبش من•🖤

از تو یک ساعت جُدایی خوش نمی آید مرا*
با دگر کَس آشنایی خوش نمی آید مرا

گوئیم رو زین در وُ سلطانِ وقت وُ خویش باش
بعدِ سلطانی گدایی خوش نمی آید مرا

چاکَرانت را نمی گویم که خاکِ آن دَرَم
با بزرگان، خود ستایی خوش نمی آید مرا

گفتمش در آبِ عارض عکسِ جان با ما نُمای
گفت هر دَم خود نَمایی خوش نمی آید مرا

از لبِ لعلت نپرهیزم به دورِ آن دو چَشم
پیشِ مستان پارسایی خوش نمی آید مرا

منکرِ زُهدَم به رویت تا نظر باز آمدم
پاکبازم من، دَغایی خوش نمی آید مرا

صوفیان گویند چون ما خیز وُ در رقص آ کمال
حالت وُ وجدِ ریایی خوش نمی آید مرا
🌷

پ.ن:

چه بلایی تو که از شوقِ خرامیدنِ تو‎

جاده چون رگ، به تنِ خاک، تپیدن گیرد‎ (وحید قزوینی) 🖤


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

تاريخ : جمعه سیزدهم تیر ۱۴۰۴ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( کمال خجندی ) 🖤•غم مخور، ايّامِ هجران رو به پايان می رود•🖤

جمع باش ای دِل که این وقتِ پریشان بگذرد
گرچه مشکل می نماید، لیک آسان بگذرد

چشمِ یعقوب از نسیمِ پیرهن روشن شود
وز سرِ یوسف بلایِ چاه وُ زندان بگذرد

هیچ جائی را ثباتی نیست، بد مهری مکن
چونکه وصلِ تو درآید، روزِ هجران بگذرد

شاخِ امّیدت شود سر سبز رویِ عیشِ سُرخ
باز در جویِ مُرادت، آبِ حیوان بگذرد

در غم وُ شادی بباید ساختن با روزگار*
زانکه از دورِ زمان، هم این وُ هم آن بگذرد

تازه گردد باغِ عیشت از نسیمِ اعتدال
بویِ جانبخشِ بهار اندر زمستان بگذرد

ای کمال از غربت وُ حرمان مشو غمگین که زود
محنتِ غربت نماند، دِل زِ حرمان بگذرد
🌷


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( کمال خجندی ) 🖤•تو شادمانیِ عیدِ منی، کاش پایانِ هر روز، آغوشت بود آپامه•🖤

بگذار در آن کوی، منِ اشک‌ فشان را
تا دیده دهد آب، گُل وُ سروِ روان را

مپْسند بر آن رُخ که فتد سایۀ گلبرگ
گلبرگ تحمّل نکند بارِ گران را

دشوار کشد نقشِ دو ابرویِ تو نقّاش
آسان نتوانند کشیدن دو کمان را

گفتم که لبت زیرِ دو دندان چو بگیرم
دارم نگهش گفت نگه دار زبان را!

غیر از دلِ عاشِق چو نشد چیز بتان گُم
این طرفه چِه کردند دهان را وُ میان را

بوسی دو لبش گفت بِه‌ ما وُ ذقنِ یار
شد ضامنِ آن وعده هم این را وُ هم آن را

بگرفت کمال آن ذقن اکنون بِه تقاضا
آری بِه دلِ خصم بگیرند ضمان را
🌷

پ.ن:

ای رویِ تو آرامِ دلِ خلقِ جهانی
بی رویِ تو شاید که نبینند جهان را

زین دست که دیدارِ تو دِل می‌ بَرَد از دست
ترسم نبرم عاقبت از دستِ تو جان را

یا تیرِ هلاکم بزنی بر دلِ مجروح
یا جان بدهم تا بدهی تیرِ امان را

وان گه که بِه تیرم زنی اوّل خبرم دِه
تا پیش‌ ترت بوسه دهم دست وُ کمان را (سعدی شیرازی)
🖤

پ.ن۲:

باران می‌ بارد اکنون، مثلِ آشنایی‌ مان؛ مثلِ آن شبانگاه دور. (مظفر النواب) 🖤


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، مظفر عبدالمجید النواب (شاعر عراقی) 🇮🇶

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( کمال خجندی ) 💎

مگیر ترکِ جفا وُ بکن جفایِ دگر
که باشد از تو جفایِ دگر، وفایِ دگر

بلام فرستی وُ من باز بسته دِل بِه امید
که از تو رسد بر سرم، بلایِ دگر

سری که داشتم انداختم بِه‌ پایِ تو، حیف*
که نیستم سرِ دیگر برایِ پایِ دگر

دعایِ مُردنِ من می‌ کنی، چِه حاجتِ آن؟*
بقایِ هجرِ تو باشد، مکن دعایِ دگر

اگر چِه نسبتِ رویت بِه آفتاب کنند
تو جایِ دیگری وُ آفتاب جایِ دگر

کمال حُسنِ طبیعت همین بُود که مرا
برون زِ دیدنِ رویِ تو نیست رایِ دگر 🌷


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( کمال خجندی ) 💎

افتاد دِل از پای وُ ندانم زِ چِه افتاد
فریاد زِ شوخی که ملول است زِ فریاد

هر خانه که در کویِ طرب ساخته بودیم
سیلابِ غمش آمد وُ بر کند زِ بنیاد

گوید بِه رقیبان که فراموش کنیدش*
بنگر بِه چِه فن می کند از عاشقِ خود یاد

مجنون چِه کند کاین کشش از جانبِ لیلی ست
گر میل نمی دید، دِل از دست نمی داد

منعم مکنید از لبِ شیرین که در آخر
گشتند پشیمان همه از کُشتنِ فرهاد

فرهاد بِه جُز سنگ نمی سفت وُ من امروز
دُر سفته ام از عِشق ببین صنعتِ استاد

بفرست بِه خوارزم، کمال این همه دُرها
کز شوق بغلطند، بِه آوازِ گُهر زاد
🌷

پ.ن:

دیدین وقتی عاشِق همۀ فکر وُ ذکرش معشوقه، هرلحظه و هرساعت بِه یادِ معشوقه، و این شیرین‌ ترین قسمتِ عِشقه؛ و یک وقتایی‌ ام هست که یاد کردن از معشوق رو کمال خجندی اینجوری بیان می‌ کنه: *گوید بِه رقیبان که فراموش کنیدش؛ بنگر بِه چِه فن می کند از عاشقِ خود یاد.... عاشقِ بیچاره با این مدلی که معشوق ازش یاد می‌ کنه باید که ذوق‌ مرگ بشه!!


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( کمال خجندی ) 💎  

ما را گُلی از رویِ تو چیدن نگذارند*
چیدن چِه خیال است؟ که دیدن نگذارند

صد شربتِ شیرین زِ لبِ خسته‌ دِلان را
نزدیکِ لب آرند وُ چشیدن نگذارند

گفتم شنود مژدۀ دشنامِ تو گوشم
آن نیز شنیدم که شنیدن نگذارند!

زُلفِ تو چِه امکانِ کشیدن که رقیبان
سر در قدمت نیز کشیدن نگذارند

بخشای بر آن مرغ که خونش گَهِ بسمل
بر خاک بریزند وُ تپیدن نگذارند

دِل شد زِ تو صد پاره وُ فریاد که این قوم*
نعره‌ زدن وُ جامه‌ دریدن نگذارند

مگریز کمال از سرِ زُلفش که در این دام
مرغی که درافتاد، پریدن نگذارند
🌷


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( کمال خجندی ) 💎

بی غَمت شاد مباد این دلِ غم‌ پرورِ ما*
غَم خور ای دِل که بِه جُز غَم نبُوَد در خورِ ما

دردمندیم وُ خبر می‌ دهد از سوزِ درون*
دهنِ خشک وُ لبِ تشنه وُ چشمِ ترِ ما

مفلسانیم که در دولتِ سودایِ غَمت
حاصل هر دو جهان هیچ نیرزد بر ما

گر تو در مجمرۀ غَم دلِ ما سوزانی*
همچنان بویِ تو یابند زِ خاکسترِ ما

می‌ کنم شاهی ازان روز که گفتی بِه رقیب:
کاین گدا کیست که هرگز نرود از درِ ما

دلِ ما گُم شد وُ جُز باد نیابیم کسی
که شود رنجه وُ آرَد خبرِ دلبرِ ما

قیمتِ صحبت ما دان که همین دم باشد*
که بَرد هجرِ تو از کویِ تو دردِ سرِ ما

عذرِ صاحب‌ نظرانت شود آن دم روشن
که ببیند مهِ رویِ تو ملامتگرِ ما

صفتِ رویِ تو تا در قلم آورْد کمال*
گُل بَرد نسخۀ حُسن از ورقِ دفترِ ما
🌷


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه دهم مهر ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( کمال خجندی ) 💎

بِگو بِه‌ گوشه ‌نشینان که رو بِه‌ راه کنید
زِ مال دست بدارید وُ ترکِ جاه کنید

بِه گردنِ من اگر عاشِقی گناه بُوَد
کدام طاعت ازین بِهْ؟ همین گناه کنید!
🌷


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( کمال خجندی ) 💎

سرو را هر که راست می گوید
قامتِ بارِ ماست می گوید

چون دهانت کُجاست می گویم
چون دهانم کُجاست می گوید

خبری زِ آن میان چو می پُرسم
عالمِ السر خداست می گوید

می کنند دِل حدیثِ بوس وُ کنار
دلِ من هرچِه خواست می گوید

چشمِ حیلت گرش بفتویِ عِشق
قتلِ عاشِق رواست می گوید

ابرویش گُفت فتنه کارِ من است
کج نشست وُ راست می گوید

آن رُخ آورد خط بِه خونِ کمال
خال بر خط گواست می گوید
🌷


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( کمال خجندی ) 💎

در دیدۀ من جمله خیالند وُ تو نقشی؛ بِه خاطرِ من جمله فراموش وُ تو یادی. 🌷


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( کمال خجندی ) 💎

ای زِ صد گلبرگ، نازکتر تنت
بر تو لرزانتر، گُل از پیراهنت

خط چِه حاجت، حُجَّتِ حُسنِ تُرآ
رویِ چون مه، بی دلیلِ روشنت

خرمنِ مشک است، زُلفت گردِ ماه
خالِ مشکین دانه ای از خرمنت

جان بِه تن می آید وُ دِل می رود
از خرامان آمدن، وز رفتنت

عقل وُ دین می خواست، چَشمت از کمال
هر دو بُردی، چیست دیگر با منت
🌷


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( ملک قمی ) 💎

در تصرف داشت عقل اوّل دلِ دیوانه را
عِشق زور آورد وُ بیرون کرد صاحبخانه را

جایِ غَم در سینه تنگ است از گرانی‌ هایِ جان
رخصتی یاران! که می‌ سوزم متاعِ خانه را
🌷


موضوعات مرتبط: کمال‌ الدّین خُجندی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷 ، میرزا ملک محمّد قمی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه‌ دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت می‌رسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی‌ قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی‌ ام سنگین‌ تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه‌ ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده‌ های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دل‌هایِ خسته را اِحیا می‌کنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی )‏ 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی‌ ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یک‌بار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•‏تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی )  🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر  🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️

تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.