🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

( عماد خراسانی )  🖤•شبی، به کنجِ خلوت، لبانت را نه با بوسه، با شعر می‌نوشم•🖤

ما عاشِقیم وُ خوشتر از این کار، کار نیست
یعنی بِه کارهایِ دگر اعتبار نیست

دانی بهشت چیست که داریم انتظار؟
جُز ماهتاب وُ باده وُ آغوشِ یار نیست

فصلِ بهار فصلِ جنون است وُ این سه ماه
هر کس که مست نیست، یقین هوشیار نیست

سنجیده‌ ایم ما، بِه جُز از موی وُ رویِ یار
حاصل زِ رفت وُ آمدِ لیل وُ نهار نیست

خندید صبح بر من وُ بر انتظارِ من
زین بیشتر زِ خویِ توام انتظار نیست

دیشب لبش چو غنچه تبسّم بِه من نمود
امّا چِه سود زانکه بِه یِک گُل بهار نیست

فرهاد یاد باد که چون داستانِ او
شیرین حکایتی زِ کسی یادگار نیست

ناصح مکن حدیث که صبر اختیار کن
ما را بِه عشقِ یار زِ خویش اختیار نیست

کارِ تو بوسه بر مه وُ بارِ تو مشکِ ناب
ای زُلفِ یار، خوشتر از این کار وُ بار نیست

برخیز دلبرا که در آغوشِ هم شویم
کآن یار یار نیست که اندر کنار نیست

امّیدِ شیخ بسته بِه تسبیح وُ خرقه است
گویا بِه عفو وُ لطفِ تو امّیدوار نیست

بر ما گذشت نیک وُ بد، امّا تو روزگار
فکری بِه حالِ خویش کن، این روزگار نیست

بگذر زِ صید وُ این دو سه مه با عماد باش
صیّادِ من، بهار که فصلِ شکار نیست
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( عماد خراسانی )  🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌

میلادِ فخرِ عالم و سردارِ اَتقیاست
روزِ ظهورِ راستی و مردی و سخاست

عیدیست بس گرامی و روزیست بس بزرگ
دولت نصیبِ گیتی و گیتی بِه کامِ ماست

روزی چنان بُود، که بِدان تا بِه روزِ حشر
گر روزگار بالد وُ نازِش کند، رواست

روزی بُود که گردش و سرگشتگیّ چرخ
معلوم گشت بهرِ چِه منظور و مدّعاست

روزی بُود که گشت عیان بر فرشتگان
کآدم بدونِ سابقه مسجودشان چِراست

روزی بُود که پا بِه جهان هِشت کودکی
کِش خاکِ پا، بِه دیدۀ ادراک توتیاست

از هرچِه بگذری، سخنِ دوست خوش‌ تر است
بنگر کدام دوست نکوتر زِ مرتضی‌ ست

لشکرکشی‌ ست صابر وُ دانا وُ مهربان
اِسپَهبُدی دلیر و خداترس و پارساست

بر زرّ وُ سیم وُ جاه وُ خَدَم دِل نبسته‌ است
بر دستِ خویش و دستۀ شمشیر اتّکاست

شاهی شنیده‌ ای نکند سیر خویش را
از بیمِ آنکه گُرْسَنه شاید یِکی گداست؟

شَب تا بِه بامداد، بِه تسبیحِ کردگار
یا نان بِه دوش، بهرِ یتیمانِ بینواست

شاه آنکه شاه بر کُلَه و تختِ عاج نیست
شاد آنکه شَه بِه نانِ جو و فرشِ بوریاست

ای گنجِ عِشق وُ حُسن وُ هنر، ای ابوالحسن
ای من غلامِ آنکه بِه عشقِ تو مبتلاست

خورشید وار، نورِ جهان‌ تابِ دانشت
ارباِب عِشق را بِه جمالِ تو رهنماست

قربانِ آن دِلی که در آن جایِ حیدر است
خوانم اگر بهشت دِلی را چنین، رواست

نامِ علی بس است که گیری جهان بِدو
گر ذوالفقار نیست، بس این نام دِلرباست

مدحِ عماد در قِبَل قدر وُ جاه تو
چون از گدایِ گوشه‌ نشین، وصفِ کیمیاست

طبعِ رسا بباید، امّا در این مقام
طبعِ رسا هم اَرچه بُود، باز نارساست

شوقت گرفته دامنِ ما ای امیرِ عِشق
ورنه، تویی کجا و سخن‌ هایِ ما کجاست

ما را وظیفه‌ ایست نه دعوی، بِه جاه خویش
بر ما ببخش، ورنه مدیحِ تو هَل أتا ست

ای خاندانِ فضل، زِ ما بر شما درود
چندان که صُنع را هنر و عِشق را بقاست
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی

تاريخ : شنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( عماد خراسانی )  🕯 ♡آه از تو آپامه♡ 🕯

بیا که بی‌ تو بِه جان آمدم زِ جان دادن*
بِه هر دقیقه که جانی نمی‌ توان دادن

شد از تطاولِ شب‌ هایِ هجر، معلومم
که مرگ نیست مسلّم بِه صرفِ جان دادن

میانۀ من وُ محبوبِ من فراق انداخت*
دگر چِگونه توان دِل بِه این جهان دادن؟

تطاولی تو نکردی بِه من فلک! که توان
بِه جمله دفترِ ایّام، شرحِ آن دادن

نبود حیف چنان شاخۀ گلی بِه هوس
بِه دستِ صَدمتِ غارتگرِ خزان دادن؟

چِه عیب داشت رهِ کویِ بی‌ نشانی را
بِه سیرگشتۀ هستی، شَبی نشان دادن؟
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : جمعه بیستم آبان ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی )  💎

رنگِ جنون گرفت، زِ داغت فسانه‌ ام
جانسوز شد، زِ آتشِ هجران ترانه‌ ام

آن مرغِ پَر شکستۀ زارم، که تا ابد
خیزد بِه چرخ، دودِ دِل از آشیانه‌ ام

آن طایرم که در چمنِ دهر، دستِ غیب
تا آتش است وُ خون ندهد آب وُ دانه‌ ام

دیگر بهار را چِه کنم، بی‌ تو ای بهشت*
خواهد زدن نسیم، بِه رُخ تازیانه‌ ام

پروانه‌ وار سوختی وُ همچو شمع نیست
جُز سوختن، برایِ نمردن بهانه‌ ام

هرگز نمیرد آنکه دِلش، زنده شد بِه عِشق
من از تو در زمانه نکوتر نشانه‌ ام
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

همه با یار خوش وُ من بِه غمِ یار خوشم*
سخت کاری است ولی من بِه همین کار خوشم

بلبلی همچو مرا باغِ جنون باید باز
که در آن آب وُ هوا با گُل وُ با خار خوشم

تلخ وُ شیرینِ جهانِ گذران می گذرد
با میِ تلخ وُ خیالِ لبِ دِلدار خوشم

روزم ار تیره شد وُ بختم اگر خفت چِه غَم
با شبِ هجرِ تو وُ دیدۀ بیدار خوشم

نرگسِ مستِ تو آموخت بِه من درسِ فسون
که سیه مستم وُ با مردمِ هشیار خوشم

گرچِه در چنگِ رقیبان همه شَب می رقصی
من هم از بویِ تو ای طرّه طرّار خوشم

دست وُ پاها زدم وُ سست نشد حلقۀ دام
تا در این بند شدم سخت گرفتار خوشم

کوری چرخ که یِک چرخ نچرخید بِه کام
مستِ می چرخ زنان در سرِ بازار خوشم

هرکسی گرم بِه کاری است در این خانه عماد
من بدین طبعِ پُر آشوبِ گهربار خوشم 🌷

پ.ن:

هرکس بِه مرادِ دلِ خود شاد بِه چیزیست

ماییم وُ غمِ یار، خدایا تو گواهی. (نشاط اصفهانی) 🖤


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیستم دی ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

ای دوست هر چِقدر نشستم بِه پایِ تو
از سر نرفت شيوۀ جور وُ جفایِ تو

قدرِ کسی بدان که بداند بهایِ عِشق
تب کن برایِ آن که بميرد برایِ تو

ای شمعِ بزم، در شبِ تاريکِ زندگی
پروانه ای بجو که کند جان فدایِ تو

من بی وفا نِيَم چون تو امّا گريز نيست
غير از جفا برایِ دلِ بی وفایِ تو
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : شنبه چهارم دی ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

دِلم آشفتۀ آن مايۀ ناز است هنوز
مرغِ پَر سوخته در پنجۀ باز است هنوز

جان بِه لب آمد وُ لب بر لبِ جانان نرسيد
دِل بِه جان آمد وُ او بر سرِ ناز است هنوز

گر چِه بیگانه زِ خود گشتم وُ دیوانه زِ عِشق*
یار، عاشِق کُش وُ بیگانه نواز است هنوز

خاک گَردیدم وُ بر آتشِ من آب نزد
غافل از حسرتِ اربابِ نیاز است هنوز

گر چِه هر لحظه مدد می‌ دهدم چشمِ پُر آب
دلِ سودازده در سوز وُ گداز است هنوز

همه خفتند بِه غیر از من وُ پروانه وُ شمع
قصۀ ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

گر چِه رفتی، زِ دِلم حسرتِ روی تو نرفت*
درِ این خانه بِه امیّدِ تو باز است هنوز

این چِه سوداست عمادا که تو در سر داری؟
وین چِه سوزیست که در پردۀ ساز است هنوز؟
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

ندارد هیچکس باور مرا، افسانه را مانم؛ نمی گیرد مرا دستی، تهی پیمانه را مانم. 🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه ششم آبان ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

ای آرزویِ گمشده مهمانِ کیستی
دردِ منی بگو که درمانِ کیستی

دامانِ من زِ اشکِ ندامت پُر آتش است
ای نوگلِ شکفته بِه دامانِ کیستی

با آن تنِ شگفت که خوش تر از جان بود
جانِ که هستی وُ جانانِ کیستی

ای صبحِ آرزو بِه کی لبخند می زنی
سحر آفرین کاخ وُ شبستانِ کیستی

من بی تو همچو ماهی بر خاک مانده ام
آبِ حیات سینۀ بریان کیستی

من میزبانِ درد وُ غَم وُ رنج وُ حسرتم*
ای آرزویِ گمشده مهمانِ کیستی
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی  ) 💎

چراغِ راه ما کُن چشمِ جادو، رویِ آتشگون
بیا ساقی ببر ما را، بیا ساقی ببر ما را

بِه هشیاری در این وادی، رهی پیدا نشد ای دِل
مگر مستی نماید راه، اقلیمی دگر ما را

زدم بر کوچۀ مستی چو هر جا روی بنهادم
بِه سنگی خورد پا هر لحظه در این رهگذر ما را

بِه صحرایِ جنون باید زدن ای عِشق، امدادی
بس است ای عقل، بی جا هر چِه دادی دردِ سر ما را

گهی شمعم گهی پروانه، این شَب ها نمی دانی*
چِه بازی هاست با جان تا شَبی گردد سحر ما را

نگار آمد، زِ فرطِ رنج وُ غَم نشناختیم او را
بهار آمد، نیامد سر برون از زیرِ پر ما را

عمادا طبعِ تسکین بخش وُ جامِ می غنیمت دان
و گرنه کُشت خواهد، هجرِ آن بیدادگر ما را
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( نشاط اصفهانی ) 💎

هرکس بِه مرادِ دلِ خود، شاد بِه چیزیست؛ ماییم وُ غمِ یار، خدایا تو گواهی 🌷

پ.ن:

هر کسی می‌ کند، از یار مرادی حاصل

حاصلِ من غمِ یارست وُ خوشا حاصلِ من. (سلمان ساوجى) 🕯

پ.ن۲:

همه با یار خوش وُ من بِه غمِ یار خوشم

سخت کاریست، ولی من بِه همین‌ کار خوشم. (عماد خراسانی) 🪔


موضوعات مرتبط: جمال‌ الدین سلمان ساوجی (شاعر روزگار ایلكانی) 🇮🇷 ، مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷 ، میرزا نشاط اصفهانی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

آن که رُخسارِ تو را، این همه زیبا می کرد
کاش از روزِ ازل، فکرِ دلِ ما می کرد

آن‌ که می داد تو را، حُسن وُ نمی داد وفا
کاشکی فکرِ منِ، عاشقِ شیدا می کرد

یا نمی داد تو را، این همه بیدادگری
یا مرا در غمِ عشقِ تو، شکیبا می کرد

کاشکی گُم شده بود، این دلِ دیوانۀ من
پیش از آن روز که، گیسویِ تو پیدا می کرد

ای که در سوختنم، با دلِ من ساخته ای
کاش یِک شَب دِلت اندیشۀ فردا می کرد

کاش می بود بِه فکرِ دلِ دیوانۀ ما
آن‌ که خلقِ پری از آدم وُ حوا می کرد

کاش در خواب شَبی رویِ تو می دید عماد*
بوسه ای از لبِ لعلِ تو، تمنّا می کرد
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

اهل گردم، دلِ دیوانه اگر بُگذارد
نخورم می، غمِ جانانه اگر بُگذارد

گوشه ای گیرم وُ فارغ زِ شر وُ شور شوم
حسرتِ گوشۀ میخانه اگر بُگذارد

معتقد گردم وُ پابند وُ زِ حسرت برهم
حیرتِ این همه افسانه اگر بُگذارد

همچو زاهد طلبم صحبتِ حورانِ بهشت
یادِ آن نرگسِ مستانه اگر بُگذارد

شمع می خواست نسوزد کسی از آتشِ او
لیک پروانۀ دیوانه اگر بُگذارد

دگر از اهل شدن کارِ تو بُگذشت عماد
چند گویی دلِ دیوانه اگر بُگذارد
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

تو گُلِ نازِ منی گر همه خارِ جگرند
باش با من که همه رهگذران می گذرند

همـــه دارنـد سر وُ زُلفی وُ بالا وُ بری
لیک برخی چو تو آرامِ دل وُ تاجِ سرند

همــه خوبنـد ولی خوبتر از خوب تویی
کاش با چشمِ من ای ماه بِه رویت نگرند

نه خطا شُد که زِ رویِ تو وُ خویِ خوشِ تو
همچنان گنج، نکوتر که خسان بی خـبرند
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : جمعه چهاردهم خرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

چیست این آتشِ سوزنده که در جانِ من است؟
چیست این دردِ جگر سوز که درمانِ من است؟

از دِل ای آفتِ جان، صبر توقع داری
مگر این کافرِ دیوانه، بِه فرمانِ من است

آنچه گُفتند زِ مجنون وِ پریشانیِ او
در غَمت شمه ای ازحالِ پریشانِ من است

آمد وُ رفت وُ دِلم بُرد وُ کنون حاصلِ وصل
اشکِ گرمی است که بنشسته بِه دامانِ من است
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

‏💎 ( عماد خراسانی ) 💎

بویِ عِشق دهد، خاکِ کویِ تو
امشَب زِ باده مست ترم کرده بویِ تو

آری چو بخت رهبرم آمد بسویِ تو
بس بُوَد بهرِ مستیِ من، خاکِ کوی تو
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

کی نام تُرا می بُرد، دِل روزِ ازل ای عِشق
در خواب اگر می دید، هنگامۀ هجران را

تنها زِ تو دردی ماند، ای مونسِ جان با من*
خواهم که نخواهم هیچ، با دردِ تو درمان را

تا رفت زِ کف جانان، دشمن شُده ام با جان
بیدِل چِه کند دِل را، عاشِق چِه کُند جان را

دیگر هوسی ما را جُز وصلِ تو در سر نیست
رحمی کُن وُ یادی کُن، این بی سر وُ سامان را
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه سوم فروردین ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

رفته بودی تو وُ دِل مُرده زِ رفتارِ تو من
خوب شُد آمدی ای کُشتۀ دیدارِ تو من

ستمت گر چِه فزون است وُ وفا کم، غَم نیست
کم کَمَک ساخته ام با کم وُ بسیارِ تو من

هر دِلی نیست عزیزِ دلِ من، لایقِ صید
باش همواره تو صیاد وُ گرفتارِ تو من

این سه ارزانی هم باد الهی همه عمر
بختْ یارِ تو وُ تو یارِ من وُ یارِ تو من

سال ها پیر شُدم لیک جوان خواهم شُد
لبْ نَهَم باز چو بر لعلِ شِکَربار تو من
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

ای کاش چو پروانه پری داشته باشم
تا گاه بِه کویت گُذری داشته باشم

از فیضِ حضورِ تو اگر دورم وُ محروم
از دور بِه رویت نظری داشته باشم

گویند که یارِ دگری جوی وُ ندانند
بایست که قلبِ دگری داشته باشم

تاریک شَبی گشت شَب وُ روزِ جوانی
ای کاش اُمیدِ سحری داشته باشم

هم صحبتی وُ بوس وُ کنارت همه گو هیچ
من از تو نباید خبری داشته باشم؟

بسیار مکُن ناله که این شعله عمادا
می سوزد اگر خشک وُ تری داشته باشم
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

ای کاش شَبی تنگ در آغوشِ تو باشم*
می از کفِ تو گیرم وُ مدهوشِ تو باشم

خوشبخت تر از من بُوَد آن پیرهنِ تو*
شَب تا بِه سحر، نرم خورد بر بدنِ تو

گیرد همه شَب تنگ در آغوشِ تنِ تو
افتد بِه بَرَش زُلفِ شکن در شِکَنِ تو

ای‌ کاش سرم بر سرِ زانویِ تو باشد
یا پنجۀ من شانۀ گیسویِ تو باشد

ای کاش بیایی وُ نِهی لب بِه لبِ من
تا خوش گُذرد با سرِ زُلفِ تو شبِ من
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( عماد خراسانی ) 💎

تو که یِک گوشۀ چشمت غمِ عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی وُ مرا غَم ببرد

نیست دیگر بِه خرابات، خرابی چون من
باز خواهی که مرا سیل، دمادم ببرد؟
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( عماد خراسانی ) 🕯 ♡آه از تو آپامه♡ 🕯

از تو ای عِشق در این دِل چِه شررها دارم
یادگار از تو چِه شَبها، چِه سحرها دارم

تو مرا واله وُ آشفته وُ رسوا کردی
تو مرا غافل از اندیشۀ فردا کردی

گرچِه ای عِشق شکایت زِ تو چندان دارم
که بِه عمری نتوانم همه را بِشمارم

باز هم گرم از این آتشِ جانسوزِ توام*
سرخوش از آه وُ غَم وُ دردِ شَب وُ روزِ توام

کاش دائم دلِ ما از تو بِلرزد ای عِشق
آن دِلی کز تو نلرزد بِه چِه ارزد ای عِشق
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه‌ دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت می‌رسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی‌ قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی‌ ام سنگین‌ تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه‌ ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده‌ های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دل‌هایِ خسته را اِحیا می‌کنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی )‏ 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی‌ ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یک‌بار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•‏تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی )  🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر  🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️

تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.