🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | شادروان صابر همدانی (شاعر معاصر) 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

( صابر همدانی ) 🖤•شَب که می‌ رسد از کِناره‌ ها گریه می‌ کنم با ستاره‌ ها•🖤

گر دلِ آئینه، رویت را مجسّم می‌ کند
جلوه‌ گاهی از صفایِ دِل فراهم می‌ کند

وقتِ آن کس خوش، که اندر پرتوِ روشندلی
روز وُ شَب چون مهر وُ مه خدمت بِه عالم می‌ کند

خویِ بد را آنکه رجحان می‌ دهد بر خلقِ نیک
جنّتِ خود را مبّدل بر جهنّم می‌ کند

گریهٔ شَب، خاطرت خندان کند چون رویِ صبح*
باغ را آثارِ شبنم سبز وُ خرّم می‌ کند

ای که سخت از ریزشِ اشکِ یتیمان غافلی
سیل را بارانِ پی در پی مسلّم می‌ کند

می‌ توان با پافشاری از هجومِ خصم کاست
سدّ محکم، قدرتِ سیلاب را کم می‌ کند

گر ضعیفی دست یابد بر قوی، نبود شگفت
پایِ همّت، مور را غالب بِه ضِیغَم می‌ کند

آفتاب‌ آسا قوی شو، ورنه، گر مانی ضعیف
چون هلالِ مه، فلک پشتِ تو را خَم می‌ کند

زور وُ بازویِ تهمتن بایدت در کارزار
ورنه کی دشمن فرار از نقشِ رستم می‌ کند؟

مصرعی برجسته صابر از کلیم آرم که گفت:*
زخمِ ما، خون گریه از بیدادِ مرهم می‌ کند
🌷

پ.ن:

سازگاری‌ هایِ تیغت را چو می‌ آرد بِه یاد
زخمِ ما، خون گریه از بیدادِ مرهم می‌ کند

زُلفِ دلبندت گره بر رویِ هم می‌ افکند
یا برایِ ما پریشانی فراهم می‌ کند (کلیم کاشانی)
🖤


موضوعات مرتبط: شادروان صابر همدانی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : چهارشنبه نهم خرداد ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( صابر همدانی ) 💎

در ازل تا نقش از آن چشم وُ ابرو بسته شد
تا قیامت نانِ ما بر شاخِ آهو بسته شد

دِل زِ زُلفت رست وُ در فکرِ میانت اوفتاد*
جست آنجا از کمند، اینجا بِه یک مو بسته شد

سوختم در آتشِ غَم، اشک امدادی نکرد*
سوزد آن خرمن که بر رویش ره جو بسته شد

در ره عِشقت عجب نبود خورم گر خونِ دِل*
زاد راه عاشِقی زِ اوّل بِه پهلو بسته شد

قیدِ خود بینی زِ پا بردار اگر مردِ رهی
ره نپیماید شتر را چونکه زانو بسته شد

جای دارد خار اگر صابر نشیند جایِ گُل
در گلستانی که نطقِ مرغِ حق گو بسته شد
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان صابر همدانی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیستم آذر ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( صابر همدانی ) 💎

خرّم آن روز که بودیم من وُ او با هم*
کرده بودیم بِه سانِ تن وُ جان خو با هم

در میانِ من وُ او بود اگر فاصله‌ ای*
اینقدر بود که بین گره وُ مو با هم

گر نه از سرو قدّ دوست نشان می‌ جویند
پس چِرا فاختگانند بِه کو کو با هم؟

چِه زیان داشت گر از روزِ ازل می‌ کردیم
عدل را پیشه بِه مانندِ ترازو با هم؟

دور شو دور زِ بزمی که در آن بنشینند
دو سخن‌ چینِ بَد اندیشِ جفاجو با هم

هر گُلی را زِ ازل رنگی وُ بویی دادند
گر چِه هر لحظه خورند آب زِ یک جو با هم

صابر از فرطِ شعف دست برافشان، که شدند
شاد زین طرفه غزل خواجه وُ خواجو با هم
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان صابر همدانی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیستم آذر ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( صابر همدانی ) 💎

بِه شبهایِ جدایی بس که با یادِ تو خو کردم*
دِل از غَم سوخت ليك از ديده كسبِ آبرو كردم

زِ مهر وُ مه از آن گفتم بود رویِ تو روشن تر
که با مهر وُ مهت یِک روز وُ یِک شَب روبرو کردم

مگر سر زد نسیمِ صبحدم بر سنبلِ مویت
که از بویش مشامِ جان وُ دِل را مُشکبو کردم؟

تو رو با شانۀ دانش سخن را موشکافی کن
که من توصیفِ زُلفش را برایت موبمو کردم

فضایِ شش جهت تنگ است جولانگاهِ حُسنش را
برون زین شش جهت هر جا شدم، رو سویِ او کردم

بیانِ حالِ خود می کردم وُ توصیفِ جانان را
بِه هر مجلس که از مجنون وُ لیلی گفتگو کردم

دمِ پیرِ مغان کرد آگهم از رمزِ هشیاری
پس از عمری که خون اندر دلِ جام وُ سبو کردم

اگر اهلِ دِلی ديدی، سلامِ من رسان بر وی*
كه كمتر يافتم هر جا فزونتر جستجو كردم

مرا در نوجوانی آرزوها بود چون صابر
بِه پیری چون رسیدم، تركِ آز وُ آرزو کردم
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان صابر همدانی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : شنبه پنجم فروردین ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( صابر همدانی ) 💎

فارغ زِ یادِ دوست که باشی دقیقه‌ ای
بی‌ شک در آن دقیقه دلا! در مضیقه‌ ای

بر ساحتِ حدیقۀ قدسم دگر مخوان
کز رویِ یار نیست نکوتر حدیقه‌ ای

روزِ ازل که دَم زدم از عشقِ رویِ دوست
دِل را زِ من گرفت بِه جایِ وثیقه‌ ای

از دشمنی شنیده‌ ام این پند را که گفت
از دوستی مجوی گران‌ تر عتیقه‌ ای

هر ره که زاین سپس تو رَوی، من سپرده‌ ام*
بهتر زِ راهِ عِشق ندیدم طریقه‌ ای

صابر! بِه راستان که دَم از راستی زدند
بیزارم از مصاحبتِ کج‌ سلیقه‌ ای
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان صابر همدانی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : شنبه پنجم فروردین ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( صابر همدانی ) 🖤•تو را می‌ خواهم از جان بیشتر آپامه•🖤

هر چِه می‌ گردد سرِ زُلفِ تو لرزان بیشتر
می‌ شود جمعیّتِ دِل‌ ها پریشان بیشتر

شَب بِه یادِ طُرّه‌ ات با دِل کشاکش داشتم
زاین کشاکش دِل پریشان شد، من از آن بیشتر

از دو زُلفت، تیره‌ روزی شد نصیبِ اهلِ دِل
صدْمۀ کافر رسد بر اهلِ ایمان بیشتر

نیست زَ انْدوهِ وُ غَمت دِل را پذیرایی دریغ
میزبان شاد است باشد هر چِه مهمان بیشتر

دیدن ماهِ رُخت بر اشکِ شوقِ من فزود
جزر وُ مدّ یَم شود از ماهِ تابان بیشتر

تا نگویی بر رُخت آیینه حیران است وُ بس
من دِلی دارم بُود زِ آیینه حیران بیشتر

هیچ می‌ دانی چرا جان را نثارت می‌ کنم؟*
تا یقین گردد تو را می‌ خواهم از جان بیشتر

صابر از دامانِ جانان دستِ حاجت برمدار
درد، کم گردد اگر کوشی بِه درمان بیشتر
🕯


موضوعات مرتبط: شادروان صابر همدانی (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : شنبه پنجم فروردین ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) ‏🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی‌ روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر بری‌یز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان‌ هایم دلتنگِ دست‌هایت‌ اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می‌ کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•چجوری از لبخند زدنِ قلبم موقعِ شنیدنِ صدات برات بگم؟•🖤
( هلالی جغتائی ) 🖤•گر معشوقه ام شوی! من پادشاهِ جهان شوم آپامه•🖤
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایه‌گاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین‌ ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران می‌بارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است )  🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•و به دیوارهایی که میانمان ساختی عکست را آویختم•🖤
( مسیح کاشانی ) 🖤•و گنج‌ هایِ جهان، اگر تو نباشی غباری بیش نیست آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🖤•امّا قلبم، همین که تو ساکنِ آنی مرا کافیست•🖤
( فروغی بسطامی ) 🖤•دلم می خواهد آنقدر ببوسمت که تشنگیم تمام شود آپامه•🖤
( اهلی شیرازی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، ‏تا فنا در جانت، آپامه•🖤
( اسیر‌ شهرستانی ) 🕌 🌹و شهادت می دهم که تو جان و مولایِ منی و تو آقایِ منی 🌹 🕌
( فریدون مشیری )  🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌
( حسین منزوی ) 🖤•چه می‌ شد اگر با هم به ستاره‌ ها نگاه می‌ کردیم؟•🖤
( شرمی قزوینی ) 🖤•جانِ فراق دیده‌ ام وصلِ تو آرزو کند•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•میلاد حضرت مسیح پیام‌آورِ عشق و مهربانی مبارک•❤️
( نوذر پرنگ ) 🖤•گویی غم دل‌ باختۀ قلبِ من است•🖤
( هاتف اصفهانی ) 🖤•در شبِ رغائب، نامِ تو مقدم بر همهٔ آرزوهایم بود آپامه•🖤
( امیری فیروزکوهی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
📚 از کتاب یادداشت‌های روزانه‌ نیما یوشیج، ص۵۱ به کوشش شراگیم یوشیج
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️

تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.