🟦 بدان که بعضی از شعرا از افلاک و انجم شکایت می کنند و می گویند که افلاک و انجم تربیتِ جاهلان می کنند و تربیتِ عالمان نمی کنند؛ این شکایت نه بِه جایِ خود است و نمی دانند چِه می گویند؛ اگر افلاک و انجم را اختیار بودی که هر که خواستندی تربیت کردند و هر که را نخواستند تربیت نکردندی، آن را که تربیت نکردندی جایِ شکایت بودی.
🟥 امّا انجم و افلاک را اختیار نیست آفتاب چون ظاهر شود بر همه کس یکسان بتابد؛ و اختیار ندارد که بر بعضی بتابد و بر بعضی نتابد، امّا بعضی را بسازد و بعضی را بسوزد! و این بِه اختیارِ آفتاب نیست امّا ما را اختیاری هست اگر خواهیم در آفتاب باشیم و اگر نخواهیم نباشیم؛ دفعِ حرارتِ آفتاب از عالم ممکن نیست، امّا از خود ممکن است، و در حرکتِ جمله کواکب هم چنین می داند. 🌷
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، عزیز الدین نسفی (دانشمند روزگار ایلخانی) 🇮🇷
🟦 هر که خواهان صحبت کسی شُد، آن خواستِ اوَّل را میل گویند و چون میل زیادت گشت و مفرط گشت، آن میلِ مفرط را اِرادت گویند و چون ارادت زیاد شُد و مفرط گشت، آن ارادتِ مفرط را محبّت گویند و چون محبّت زیادت شُد و مفرط گشت، آن محبّتِ مفرط را عِشق می گویند.
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، عزیز الدین نسفی (دانشمند روزگار ایلخانی) 🇮🇷
🟦 عقل از جهتِ آن بِه آباد سازیِ دنيا مشغول می شود كه جان ندارد؛ و جانِ عقل، عِشق است؛ عقلِ بی عِشق، بی جان و مُرده است؛ و آن عزيز فرموده است: گر دِل نبُوَد عِشق كُجا خانه كُند، ور عِشق نباشد بِه چِه كار آيد دِل.
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
🟥 عِشق، بُراقِ سالکان و مَرکبِ روندگان است؛ هرچِه عقل بِه پنجاه سال اندوخته باشد، عِشق در یِک دَم آن جمله را بِسوزاند و عاشِق را پاک وُ صافی گرداند و سالک بِه صد چلّۀ آن مقدار سِیْر نتواند کرد که عاشِق در یِک طرفة العین کُند.
* بُراق: اسب تیزرو
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، عزیز الدین نسفی (دانشمند روزگار ایلخانی) 🇮🇷
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ مرگم از اين واقعه خوش تر هزار بار♡ 🕯
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































