به پیشِ آتشِ آهم زبانهٔ آتش
چنان بود که زِ آتش زبانهٔ آتش
زِ دوریت چو کِشم آه بیشتر سوزم
بلی نسیم بوَد تازیانهٔ آتش
درونِ تربتِ من چیست غیرِ خاکستر
جُز این متاع چِه خواهی زِ خانهٔ آتش
بیانِ دردِ دلِ خود بِه هر که کردم، سوخت
مگر زبانِ من آمد، زبانهٔ آتش
چنان بِه سوختن اندر غمِ تو خو کردم
که دور از آتشم اندر میانهٔ آتش 🕯
پ.ن:
چو كودكی كه بدو لقمه هایِ تلخ دهند
به دور می فكند چاکِ سينه مرهم را (زکی همدانی) 🖤
موضوعات مرتبط: میرزا ابوالحسن فراهانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، جناب زکی همدانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
لب زِ خون تر کرده ام تلخ ست مِی در کامِ من
کو حریفی تا کند خونِ جگر در جامِ من
وعدۀ وصلم بِه فردا داد اینم بس که یار
این قدر داند که صبح از پی ندارد شامِ من*
صبح کو در خانه بنشین، مهر گو دیگر متاب
تیرگی هرگز نخواهد رفت از ایّامِ من*
رحم اگر بر من نخواهی کرد بر بدگو مکن
من چِه بد کردم که نتوانی شنیدن نامِ من* 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا ابوالحسن فراهانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
یِک نظر دیدیم وُ دِل با نیشِ مژگان خو گرفت*
یِک تبسّم کرد وُ سر با ترکِ سامان خو گرفت
آرزو دارم که جان در پایش افشانم، ولی*
ترسم از تنهاییِ دردش که با جان خو گرفت
پیرهن پنهان دَرَم، دانم زِ هم دور افکنَد
گر فلک داند که دستم با گریبان خو گرفت
گریه لازم نیست اظهارِ محبَّت را، ولی*
عِشق در روزِ ازل با چشمِ گریان خو گرفت 🕯
موضوعات مرتبط: میرزا ابوالحسن فراهانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
روزم بِه غَم وُ شَبم بِه تب می گذرد
این عمرِ عزیزِ من عجب می گذرد
از بس که کنم خیالِ آن زُلفِ دراز
بر من هر شَب، هزار شَب می گذرد 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا ابوالحسن فراهانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
گر بینم یار وُ گر نبینم میرم
هر شیوه که در عِشق گزینم میرم
یار آتش وُ من شعله، اگر در برِ او
خیزم، سوزم، وگر نشینم میرم 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا ابوالحسن فراهانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
بر خاکِ کفِ پایِ تو، چون رُخ مالم
در پیرهنم نگنجم، از بس بالم
وصلِ تو بِه بختِ نیک هم نتوان یافت
بیهوده زِ بختِ بدِ خود می نالم 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا ابوالحسن فراهانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت میرسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی ام سنگین تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































