غمِ عشقِ تو از غمها نجات است*
مرا خاکِ درت آبِ حیات است
نمی جویم نجات از بندِ عِشقت*
چه بندست آنکه خوشتر از نجات است
مرا گویند راهِ عِشق مَسپَر
من وُ سودایِ عِشق این تُرَّهات است
زِ لَعبِ دو رُخَت بر نَطعِ خوبی
مَه اندر چارخانه، شاه ماتْ است
دل وُ دین می بری وُ عهد وُ قولت
چو حال وُ کارِ دنیا بی ثبات است
عنایت بر سرِ هجرم به آیین
هم از جورِ قدیم وُ حادثات است
چنان ترسد دِل از هجرِ تو گویی*
شبِ هجرانِ تو روزِ وفات است
به جان وُ دِل زِ دیوانِ جمالت
امیر عِشق را بر من برات است
براتی گر شود راجع، چه باشد
نه خطّ مَجدِ دین، شَمس الکُفات است 🌷
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
از تو بُریدن صنما! روی نیست*
زآنکه چو رویت بِه جهان روی نیست
تا تو زِ کویِ تو برون رفته ای*
کویِ تو گوئی که همان کوی نیست
گرچِه غَمت کرد چو مویی مرا*
فارغم از عشقِ تو یِک موی نیست
رویِ تو را ماه نگویم از آنْکْ*
ماه چو آن عارضِ دلجوی نیست
زُلفِ تو را مشک نخوانم از آنْکْ*
مشک بدان رنگ وُ بدان بوی نیست
چون لبِ تو، بادۀ خوش رنگ نه*
چون رُخِ تو، لالۀ خودروی نیست
زُلفِ تو چوگان وُ دِلم گویِ اوست*
کیست که چوگانِ تو را گوی نیست؟
طعنۀ بدگوی نباشد زیانْشْ*
هرکه وِرا دلبرِ بدخوی نیست
انوری از خویِ بدِ توست خوار*
از سخنِ دشمنِ بدگوی نیست 🌷
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
چِه بد کردم نمی دانم که با من دل دگر کردی
زِ حالم چشم پوشیدی، زِ من قطعِ نظر کردی
چو شمع افروختی رُخسار وُ در جانم زدی آتش
گذشتی همچو باد وُ آتشم را تیزتر کردی
نگفتی یِک سخن زآن لعلِ میگون با منِ بیدل
مرا زآن غنچۀ نشکفته، خونها در جگر کردی
کشیدی از دِلم تیری که افکندی زِ کین بر من
بحمدالله که کینِ خویش را از دِل بِه در کردی
ندیدی از سرِ مهر وُ وفا چین بر جبینِ من
مرا چندان که پیشِ زخمِ پیکانت بِه سر کردی
زِ بد مهری نیفکندی گُذر بر خاکسارِ خود
بِه راه انتظارش گر چِه خاکِ رهگذر کردی
تو را چندان که آن مه ساخت پامال جفا، اهلی
تو باز از شوقِ او، چون سبزه سَر از خاک برکردی 🌷
پ.ن:
چو شمع افروختی رُخسار وُ بر عالم زدی آتش
گذشتی همچو باد وُ آتشم را تیزتر کردی
ندیدی از سرِ مهر وُ وفا چین بر جبینِ من
مرا چندان که پیشِ زخمِ پیکانت سپر کردی (اهلی خراسانی) 🖤
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
زِ من برگشتی، ای دِلبر، دریغا روزگارِ من
شکستی عهدِ من یکسر، دریغا روزگارِ من
دِلم جفتِ عنا کردی، بِه هجرم مبتلا کردی
وفا کردم، جفا کردی، دریغا روزگارِ من
دِلم در عشقِ تو خون شد، خروشِ من بِه گردون شد
امّیدِ من دگرگون شد، دریغا روزگارِ من
تو با من دل دگر کردی، بِه شهر وُ ده سمر کردی
شدی بارِ دگر کردی، دریغا روزگارِ من (محمّد انوری) 🖤
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
نمی دانم چِه بد کردم که با من دل دگر کردی
چِه دیدی کز منِ آزرده دِل، قطعِ نظر کردی
نمی دانم چِه واقع شد که هر چند از منِ مسکین
تنزّل بیشتر دیدی، تغافل بیشتر کردی
نمی دانم که بدگویان چِه گفتند از زبانِ من
کز آن لب هر چِه پرسیدم، حکایت مختصر کردی
نمی دانم چِه پیش آمد که چون آبِ روان هر جا
سرِ راهت گرفتم، جانبِ دیگر گذر کردی
دو رنگی پیشه کردی با معزّی ای گُلِ رعنا
بِه یکرنگی چو من آخِر، چِرا این رنگ بَر کردی (معزالدّین کاشانی) 🖤
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷 ، اهلی ترشیزی خراسانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷 ، میر معزالدین محمّد کاشانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
عاشِقی چیست؟ مبتلا بودن*
با غم وُ محنت آشنا بودن
سپرِ خنجرِ بلا گشتن*
هدفِ ناوکِ قضا بودن
بندِ معشوق چون ببستت پای*
از همه بندها جُدا بودن
زیرِ بارِ بلایِ او، همه عمر*
چون سرِ زُلفِ او دو تا بودن
آفتابِ رُخش چو رُخ بنمود*
پیشِ او ذرۀ هوا بودن
بِه همه محنتی رضا دادن*
وز همه دولتی جُدا بودن
گر لگد کوبِ صد جفا باشی*
همچنان بر سرِ وفا بودن
عِشق اگر استخوانت آس کند*
سنگِ زیرینِ آسیا بودن 🕯
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
آلودۀ منّتِ کسان کم شو
تا یِک شَبه در وُثاقِ تو نان است
راضی نشود بِه هیچ بد، نفْسی
هر نفْس که از نفوسِ انسان است
ای نفْس! بِه رشتۀ قناعت شو
کآنجا همه چیز نیک ارزان است
تا بتوانی، حذر کن از منّت
کاین منّتِ خلق، کاهشِ جان است
در عالمِ تن چِه می کنی هستی؟
چون مرجعِ تو بِه عالمِ جان است
شک نیست که هر که چیزکی دارد
وآن را بدهد، طریقِ احسان است
لیکن چو کسی بُود که نسْتاند
احسان آن است وُ سخت آسان است
چندان که مروّت است در دادن
در ناسِتَدَن هزار چندان است 🌷
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
از وصلِ تو بر کناره می باید زیست
با سینهٔ پاره پاره می باید زیست
بی دِل بِه هزار حیله می باید بود
بی جان بِه هزار چاره می باید زیست! 🕯
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
من شَب همه شَب زِ هجرِ یارم تا روز
از دیده سرشک می ببارم تا روز
تو با دگران بوسه شماری تا شَب
من بی تو ستاره می شمارم تا روز 🕯
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
ای هجر مگر، نهایتی نیست ترا
وی وعدهٔ وصل، غایتی نیست ترا
ای عِشق، مرا بِه صد هزاران زاری
کُشتی وُ جُز این، کفایتی نیست ترا 🌷
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
غمِ عشقِ تو از غَمها نجاتست
مرا خاکِ درت آبِ حیاتست
نمیجویم نجات از بندِ عِشقت
چِه بندست آنکه خوشتر از نجاتست
مرا گویند راه عِشق مسپر
من وُ سودایِ عِشق این ترهاتست
زِ لعبِ دو رخت بر نطعِ خوبی
مه اندر چارخانۀ شاه ماتست
چُنان ترسد دِل از هجرِ تو گویی*
شبِ هجرانِ تو روزِ وفاتست
بِه جان وُ دِل زِ دیوانِ جمالت
امیرِ عِشق را بر من براتست 🌷
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
جان دردِ تو، یادگار دارد بی تو
اندوه تو، در کنار دارد بی تو
با این همه من، زِ جان بِه جان آمده ام
جان در تنِ من، چِه کار دارد بی تو 🌷
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
ای مردمان بِگویید، آرامِ جانِ من کو
راحت فزایِ هرکس، محنت رسانِ من کو
نامش همی نیارم، بُردن بِه پیشِ هرکس*
گه گه بِه ناز گویم، سروِ روانِ من کو
در بوستانِ شادی، هرکس بِه چیدنِ گُل
آن گُل که نشکفیدست، در بوستانِ من کو
جانانِ من سفر کرد، با او بِه رفت جانم*
باز آمدن از ایشان، پِیداست آنِ من کو
هر چند در کمینه، نامه همی نیرزم
در نامهٔ بزرگان، زو داستانِ من کو
هرکس بِه خان وُ مانی، دارند مهربانی
من مهربان ندارم، نا مهربانِ من کو 🌷
| آهنگساز: محمّد جلیل عندلیبی |
| با صدای: علیرضا افتخاری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۷ |
| 🎼 دانلود آهنگ سرو روان من کو با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷 ، استاد علیرضا افتخاری (خواننده) 🇮🇷
ای دیر بِه دست آمده بس زود بِرفتی
آتش زدی اندر من وُ چون دود بِرفتی
چون آرزویِ تنگ دِلان دیر رسیدی
چون دوستیِ سنگ دِلان زود بِرفتی
زان پیش که در باغِ وصالِ تو دلِ من
از داغِ فراقِ تو برآسود بِرفتی
ناگشته من از بندِ تو آزاد بِجستی
ناکرده مرا وصلِ تو خشنود بِرفتی
آهنگ بِه جانِ منِ دِل سوخته کردی*
چون در دلِ من عِشق بیفزود بِرفتی 🌷
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷
ای مردمان بِگویید، آرامِ جانِ من کو
راحت فزایِ هرکس، محنت رسانِ من کو
من مهربان ندارم، نا مهربانِ من کو
نامش همی نیارم، بُردن بِه پیشِ هرکس*
گه گه بِه ناز گویم، سروِ روانِ من کو
من مهربان ندارم، نا مهربانِ من کو
در بوستانِ شادی، هرکس بِه چیدنِ گُل
آن گُل که نشكنندش، در بوستانِ من کو
من مهربان ندارم، نا مهربانِ من کو
جانانِ من سفر کرد، با او بِه رفت جانم*
باز آمدن از ایشان، پِیداست آنِ من کو
من مهربان ندارم، نا مهربانِ من کو 🌷
| آهنگساز: کامبیز روشن روان؛ پیانو: آندره آرزومانیان |
| با صدای: محمّد اصفهانی؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۱ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای آرام جان با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، استاد کامبیز روشن روان (آهنگساز) 🇮🇷 ، دکتر محمّد اصفهانی (آهنگساز، خواننده) 🇮🇷
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایهگاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران میبارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است ) 🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•و به دیوارهایی که میانمان ساختی عکست را آویختم•🖤
( مسیح کاشانی ) 🖤•و گنج هایِ جهان، اگر تو نباشی غباری بیش نیست آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🖤•امّا قلبم، همین که تو ساکنِ آنی مرا کافیست•🖤
( فروغی بسطامی ) 🖤•دلم می خواهد آنقدر ببوسمت که تشنگیم تمام شود آپامه•🖤
( اهلی شیرازی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت، آپامه•🖤
( اسیر شهرستانی ) 🕌 🌹و شهادت می دهم که تو جان و مولایِ منی و تو آقایِ منی 🌹 🕌
( فریدون مشیری ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( حسین منزوی ) 🖤•چه می شد اگر با هم به ستاره ها نگاه می کردیم؟•🖤
( شرمی قزوینی ) 🖤•جانِ فراق دیده ام وصلِ تو آرزو کند•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•میلاد حضرت مسیح پیامآورِ عشق و مهربانی مبارک•❤️
( نوذر پرنگ ) 🖤•گویی غم دل باختۀ قلبِ من است•🖤
( هاتف اصفهانی ) 🖤•در شبِ رغائب، نامِ تو مقدم بر همهٔ آرزوهایم بود آپامه•🖤
( امیری فیروزکوهی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
📚 از کتاب یادداشتهای روزانه نیما یوشیج، ص۵۱ به کوشش شراگیم یوشیج
📚 از کتاب یادداشتهای روزانه نیما یوشیج، ص۲۸۲ به کوشش شراگیم یوشیج
( استاد شهریار ) 🖤•جان رفت و ما به آرزویِ دل نمی رسیم•🖤
📚 از کتاب یادداشتهای روزانه نیما یوشیج، ص۸۷ به کوشش شراگیم یوشیج
📚 از کتاب یادداشتهای روزانه نیما یوشیج، ص۱۳۳ به کوشش شراگیم یوشیج
( عماد نسیمی ) 🖤•با هر طلوعِ خورشید و با هر نسیمی که می وزد، دوستت دارم آپامه•🖤
( فیاض لاهیجی ) 🖤•اگر نیایی تمامِ شبهایِ زندگانی ام زمستان است آپامه•🖤
💎 ( فیاض لاهیجی ) 💎
( عطار نیشابوری ) 🖤•و مگر عشق را جُز در هجران و فُرقت و غربت می توان آموخت؟•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•دلتنگتم آپامه، درست مثلِ شبی که بی ماه بماند•🖤
( پابلو نرودا ) 🖤•وقتی تو می خندی آسمان از یادم می رود آپامه•🖤
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































