بوَد که بارِ دگر بشنوم صدایِ تو را؟
ببینم آن رُخِ زیبایِ دلگشایِ تو را؟
بگیرم آن سرِ زُلف وُ به رویِ دیده نهم
ببوسم آن سر وُ چشمانِ دلربایِ تو را
زِ بعدِ این همه تلخی که می کِشد دلِ من
ببوسم آن لبِ شیرینِ جان فزایِ تو را
کی ام مجالِ کنارِ تو دست خواهد داد
که غرقِ بوسه کنم باز دست وُ پایِ تو را
مباد روزیِ چشمِ من ای چراغِ امید
که خالی از تو ببینم شبی سرایِ تو را
دلِ گرفتۀ من کی چو غنچه باز شود
مگر صبا برساند به من هوایِ تو را
چنان تو در دلِ من جا گرفتهای ای جان
که هیچ کس نتواند گرفت جایِ تو را
زِ رویِ خوبِ تو برخورده ام، خوشا دلِ من
که هم عطایِ تو را دید وُ هم لقایِ تو را
سزایِ خوبیِ تو برنیامد از دستم
زمانه نیز چه بد می دهد سزایِ تو را
به ناز وُ نعمتِ باغِ بهشت هم ندهم
کنارِ سفرۀ نان وُ پنیر وُ چایِ تو را
به پایداریِ آن عشقِ سربلند قسم
که سایۀ تو به سر می بَرد وفایِ تو را 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد امیر هوشنگ ابتهاج (شاعر معاصر) 🇮🇷
شورِ لیلی کو که باز آرایشِ سودا کند
خاکِ مجنون را غبارِ خاطرِ صحرا کند
می دهد طومارِ صد مجنون به بادِ پیچ وُ تاب
گردبادی گر زِ آهم جلوه در صحرا کند
در گلستانی که رنگِ جلوه ریزد قامتت
تا قیامت سرو ممکن نیست سَر بالا کند
می تواند از دلِ ما هم طَرَب ایجاد کرد
از گُدازِ سنگِ سودا، گر کسی مینا کند
آسمان دارد زِ من سرمایهٔ تعمیرِ درد
بشکند رنگم به هر جا ناله ای برپا کند
خاکم از آسودگی شیرازهٔ صد کُلفَت است
کو پریشانی که باز این نسخه را اجرا کند
آن سویِ ظلمت به غیر از نور نتوان یافتن*
روی در مولاست هرکس پشت بر دنیا کند
عاقبت نقشی بر آب است اعتباراتِ جهان
نام جایِ خود چه لازم در نگینها وا کند
بُرده ام پیش از دو عالم دعویِ واماندگی
آسمان مشکل که امروزِ مرا فردا کند
گفتگو از معنیِ تحقیق دارد غافلت
اندکی خاموش شو تا دِل زبان پیدا کند
کامِ عیشی تر نشد از خشک مغزیهایِ دهر
شیشه بُگدازد مگر تا مِی به جامِ ما کند
بیدل اسبابِ جهان را حسرتت مَشّاطه است
زشتیِ هر چیز را نایافتن زیبا کند 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
تو را صد خوبی وُ بر هر یکی صد دیده حیرانت*
مرا یک جان وُ می خواهم شوم صد بار قربانت
قیامت در صباحِ حشر باشد، وه چه حال است این
که در هر صبح برخیزد قیامت از گریبانت؟
به خونخواهی عنانت را که گیرد آفتابِ من؟
عجب گر روزِ محشر هم رسد دستی به دامانت
که باشم من که در سَر باشدم سودایِ وصلِ تو؟
سگِ کویم، سری دارم فدایِ پایِ دربانت
بُوَد شیرین تر از جان تلخیِ مرگم دمِ مُردن*
اگر پیشِ نظر باشد مرا لب هایِ خندانت
سرم بادا فدایِ خاکِ پایِ شهسوارِ خود
مرا جانی بوَد آن هم فدایِ دردمندانت
به چَشمت ای کمان ابرو، نگه گر می کند آهو
به هر مو می خورد خاری زِ ناوک هایِ مُژگانت
دلِ اهلی به نورِ عِشق آبادان کن ای گردون
که خاکِ ره شمارد گنج هایِ ملکِ ویرانت 🌷
پ.ن:
دلِ گرفتۀ من کی چو غنچه باز شود
مگر صبا برساند به من هوایِ تو را
چنان تو در دلِ من جا گرفته ای ای جان
که هیچ کس نتواند گرفت جایِ تو را
به ناز وُ نعمتِ باغِ بهشت هم ندهم
کنارِ سفرۀ نان وُ پنیر وُ چایِ تو را
به پایداریِ آن عشقِ سربلند قسم
که سایۀ تو به سر می بَرد وفایِ تو را (هوشنگ ابتهاج) 🖤
موضوعات مرتبط: محمّد اهلی شیرازی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
تو پری زاده ندانم زِ کجا می آیی
کآدمیزاده نباشَد به چنین زیبایی
راست خواهی نه حلال است که پنهان دارند
مثلِ این روی وُ نشاید که به کس بنمایی
سرو با قامتِ زیبایِ تو در مجلسِ باغ
نتواند که کند دعویِ هم بالایی
در سراپایِ وجودت هنری نیست که نیست
عیبت آن است که بر بنده نمی بخشایی
به خدا بر تو که خونِ منِ بیچاره مَریز
که من آن قدر ندارم که تو دست آلایی
بی رُخت چَشم ندارم که جهانی بینَم
به دو چَشمت که زِ چَشمم مَرو ای بینایی
نه مَرا حسرتِ جاه است وُ نه اندیشهٔ مال
همه اسباب مُهیاست تو در می بایی؟
بر من از دستِ تو چندان که جفا می آید
خوش تر وُ خوب تر اندر نظرم می آیی
دیگری نیست که مهرِ تو در او شاید بَست
چاره بعد از تو ندانیم به جُز تنهایی*
ور به خواری زِ درِ خویش برانی ما را
همچنان شُکر کنیمَت که عزیزِ مایی
من از این در به جفا روی نخواهم پیچید
گر ببندی تو به رویِ من وُ گر بُگشایی
چه کند داعیِ دولت که قبولش نکنند
ما حریصیم به خدمت، تو نمی فرمایی
سعدیا دخترِ انفاسِ تو بس دِل ببرد
به چنین زیورِ معنی که تو می آرایی
بادِ نوروز که بویِ گُل وُ سنبل دارد
لطفِ این باد ندارد که تو می پیمایی 🌷
موضوعات مرتبط: سعدی همیشه خوب (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷
گر از جفایِ تو روزی دِلم بیازارد
کمندِ شوق، کِشانم به صُلح باز آرد
زِ دردِ عشقِ تو دوشم، امیدِ صبح نبود
اسیرِ عِشق چه تابِ شبِ دراز آرد؟
دِلی عجب نبوَد گر بسوخت کآتشِ تیز
چه جایِ موم که پولاد در گداز آرد
تویی که گر بخرامد درختِ قامتِ تو
زِ رشک، سروِ روان را به اهتزاز آرد
دگر به رویِ خود از خلق در بخواهم بست
مگر کسی زِ توام مُژده ای فراز آرد
اگر قبول کنی سَر نهیم بر قدمت
چو بُت پرست که در پیشِ بُت نماز آرد
یکی به سَمعِ رضا گوشِ دِل به سعدی دار
که سوزِ عِشق سخن هایِ دِل نواز آرد 🌷
پ.ن:
بی رُخت چَشم ندارم که جهانی بینَم
به دو چَشمت که زِ چَشمم مَرو ای بینایی
بر من از دستِ تو چندان که جفا می آید
خوش تر وُ خوب تر اندر نظرم می آیی
دیگری نیست که مهرِ تو در او شاید بَست
چاره بعد از تو ندانیم به جُز تنهایی
ور به خواری زِ درِ خویش برانی ما را
همچنان شُکر کنیمَت که عزیزِ مایی (سعدی شیرازی) 🖤
پ.ن۲:
آنچه را می دانم این که من به نوشتن برایِ تو ادامه خواهم داد و تو همچنان دور خواهی ماند. (غسان کنفانی) 🖤
موضوعات مرتبط: سعدی همیشه خوب (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷
الا ای که دِلها نهان می رُبایی
کجایی، کجایی، کجایی، کجایی
میانِ من وُ بزمِ وصلِ تو تا کی
جدایی، جدایی، جدایی، جدایی
تو با این لطافت چنین بی مُروّت
چرایی، چرایی، چرایی، چرایی
که گفتت سراپا وفایی؟ غلط گفت
جفایی، جفایی، جفایی، جفایی
به کامِ کسی چون نِه ای، می نگویی
کرایی، کرایی، کرایی، کرایی
چه خواهد شدن ای شبِ هجر اگر تو
سرایی، سرایی، سرایی، سرایی؟
چه پرسی که فیض از غمِ ما چه خواهد
رهایی، رهایی، رهایی، رهایی 🌷
موضوعات مرتبط: محمّد محسن فیض کاشانی (عارف روزگار صفوی) 🇮🇷
بی حوصلگی کرد درین بزم کبابم
چون اشک، نگون ساغرِ یک جرعه شرابم
پامالِ هوسهایِ جهانم چه توان کرد
مَخمَل نی ام، امّا سرِ هر موست به خوابم
بنیادِ من آب وُ گِلِ تشخیص ندارد
از دور نُمایند مگر همچو سَرابم
آن روز که چون شعله به خود چَشم گشودم
بر چهره زِ خاکسترِ خود بود گلابم
یار از نظرم رفته وُ من می روم از خویش*
ای ناله شتابی که درنگ است شتابم
از صفحهٔ من غیرِ تحیّر نتوان خواند
چون آینه شُستند ندانم به چه آبم
اندازِ غبارم چو سحر بس که بلند است
با هم نفسان از لبِ بام است خطابم
چون ماهِ نوام بس که بُرون دارِ تعیّن
شایستهٔ بوسِ لبِ خویش است رکابم
ای چرخ زِ سَر تا قدمم رشتهٔ عجزیست
تا نَگسِلَم از خویش مَده آن همه تابم
در جلوه گهِ او اثرِ من چه خیال است
گمگشته تر از سایهٔ خورشید نقابم
تا دَم زده ام، سازِ طَرَبها همه خُشک است
آبِ تُنُکی تاخته بر رویِ حُبابم
واکردنِ چشم آنقدرم دَه دِلِه دارد
بی دِل به همین صِفر فُزوده است حسابم 🌷
موضوعات مرتبط: میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
چو بشنوی سخنِ اهلِ دِل، مگو که خطاست
سخن شناس نِه ای، جانِ من! خطا این جاست
سرم به دنیی وُ عقبی فرو نمی آید
تبارک الله ازین فتنه ها که در سرِ ماست
در اندرونِ منِ خسته دِل ندانم کیست!
که من خموشم وُ او در فغان وُ در غوغاست
دِلم زِ پرده بُرون شد، کجایی ای مُطرب؟
بنال، هان که از این پرده، کارِ ما به نواست
مرا به کارِ جهان هرگز التفات نبود*
رُخِ تو در نظرِ من چنین خوشش آراست
نخفته ام زِ خیالی که می پَزَد دلِ من*
خمارِ صد شَبه دارم، شراب خانه کجاست؟
چنین که صومعه آلوده شد زِ خونِ دلم
گَرَم به باده بشویید، حق به دستِ شماست
از آن به دیرِ مغانم عزیز می دارند
که آتشی که نمیرد، همیشه در دلِ ماست
چه ساز بود که در پَرده می زد آن مُطرب
که رفت عمر وُ هنوزم دِماغ پُر زِ هواست
ندایِ عشقِ تو دیشَب در اندرون دادند*
فضایِ سینهٔ حافظ هنوز پُر زِ صداست 🌷
پ.ن:
یار از نظرم رفته وُ من می روم از خویش
ای ناله شتابی که درنگ است شتابم (بیدل دهلوی) 🖤
پ.ن۲:
و ای کاش کتابی بودم؛ تا هر وقت که مرا ورق می زدی، دستانَت را می گرفتم آپامه 🖤
موضوعات مرتبط: شمسُ الدّینْ محمّد حافظ (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
🟦 «شَب ها» پنجره هایِ روح به سویِ خدا باز می شود؛ و خدا، مثلِ نسیم، مثلِ عطر، مثلِ یک آوازِ داوودی، از این پنجره ها به درونِ روحِ انسان به مهمانی می آید، و روح را خُنک می کند، آرام می کند، لطیف می کند، تسکین می دهد، شنوا می کند. و اگر نیازی باشد البته که به این نیاز پاسخ می دهد. 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد نادر ابراهیمی (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
بسکه سودایِ توام، سرتا به پا زنجیرِ پاست*
مویِ سر چون دودِ شمعم جمع با زنجیرِ پاست
اشکم وُ بر انتظارِ جلوه ای پیچیده ام*
یادِ آن گُل شبنمِ شوقِ مرا زنجیرِ پاست
همّتی ای ناله تا دام تعلّق بُگسِلیم
یعنی از خود می رویم وُ رهنما زنجیرِ پاست
عالمِ تسخیرِ اُلفت هم تماشا کردنی است
جلوه اش را حلقه هایِ چشمِ ما زنجیرِ پاست
ما سبکروحان اسیرِ سادگیهایِ دِلیم*
عکس را در آینه موجِ صفا زنجیرِ پاست
کو خروشی تا پَر افشانیم وُ از خود بگذریم
چون سپند اینجا همین ضبطِ صدا زنجیرِ پاست
از شکستِ دِل چه می پُرسی، که مجنونِ مرا
نقشِ پا هم ناله فرسود است، تا زنجیرِ پاست
با همه آزادی از جیبِ تعلّق رُسته ایم
سرو را سررشتهٔ نَشو وُ نَما زنجیرِ پاست
تا نفس باقی است باید با علایق ساختن
خضر را هم اُلفتِ آبِ بقا زنجیرِ پاست
بیشتر در طبعِ پیران آشیان دارد اَمَل
حرصِ سودا پیشه را قدِّ دوتا زنجیرِ پاست
آنقدر وسعت مچین کز خویش نتوانی گذشت
ای هوس پیرایه، دامانِ رَسا زنجیرِ پاست
غافل از قیدِ هوس دارد به جا افسردنت
اندکی برخیز تا بینی چها زنجیرِ پاست
آشیان سازِ تماشاخانهٔ بیرنگی ام
شبنمِ ما را همان طبعِ هوا زنجیرِ پاست
اینقدر بی اختیار از اختیار افتاده ایم
دستِ ما بر دستِ ما سنگ است وُ پا زنجیرِ پاست
بیدل از کیفیّتِ ذوقِ گرفتاری مپرس
من سَری دزدیده ام، در هر کجا زنجیرِ پاست 🌷
پ.ن:
ماه را دیدم و چهره ای به یادم آمد، که در زیبایی و همنوایی از ماه زیباتر بود. 🖤
موضوعات مرتبط: میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
جماعت برایِ گریه، چشمۀ چشمِ شماییم
در غمِ سوختنِ قریه، آتشِ خشمِ شماییم
سرو وُ کاجیم وُ صنوبر، ریشه مون امّا جُدا نیست
گاهی دوره ساقه هامون، ریشه مون امّا جُدا نیست
جنگلِ مُردۀ زردیم، وقتی که ما وُ شماییم
شاخه هامون اگه دست به دست بِدَن باغِ خداییم
دِلی که غَمی نباشه، خاکِ گوره، سنگِ سرده
شاید آدمی نباشه، کسی که بی غَم وُ درده
اگه نادار اگه دارا، شاخ وُ برگِ یه درختیم
خوبامون ابرِ بهارن، بَدامون صخرۀ سختیم
خوب میدونی که سبکباره دِلی که سخت وُ سرده
حملِ بارِ دردِ مردم، هنرِ مَردونِ مَرده 🌷
پ.ن:
اگر خواستی به خدا نزدیک شَوی، به دل هایِ مردمِ آگاه نزدیک شو. دلِ مؤمن عرش الرحمان است؛ جایگاهِ خداست. کعبۀ حقیقی، دلِ انسان است.
در راهِ خدا دو کعبه آمد حاصل
یک کعبۀ صورت و یک کعبۀ دِل
تا بتوانی زیارتِ دل ها کُن
کَافزون زِ هزار کعبه آید یک دِل - استاد ابراهیمی دینانی - 🖤
| آهنگساز: استاد فریدون شهبازیان |
| با صدای: حسین زمان؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۷ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای آئین همدردی با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، استاد محمّد علی معلم دامغانی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد فریدون شهبازیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، زنده یاد حسین زمان (خواننده) 🇮🇷
روحِ تو آبیه آبی، عشقِ تو تا بی نهایت
دستایِ گرم وُ عزیزت، سایبونی از سخاوت
چشمِ من خونۀ چشمات، خونه از نورِ تو روشن
ای که بهترین هوایی، واسۀ نفس کشیدن
ای همیشه پاک وُ معصوم، ای نگاهِ تو بهشته
زندگی بدونِ مادر، مرگِ تلخِ سرنوشته
تو تجلّیِ بهاری، با سرمایۀ وجودم
من همه تمومِ زخمام، تویی ای همیشه مرهم
تو یه آسمون صداقت، تو یه دریا مهربونی
مثلِ اون ترانه ای که، تا ابد به یاد می مونی 🌷
| آهنگساز: محمّد محمّد علی |
| با صدای: قاسم افشار؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۰ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای مرهم با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، قاسم افشار (خواننده) 🇮🇷 ، محمّد محمّد علی (آهنگساز) 🇮🇷 ، طهمورث پورشیرمحمد (شاعر،ترانه سرا) 🇮🇷
کتاب هایِ کودکی ام را که در مدرسه ها
خوانده ام از من بگیرید
نیمکت هایِ مدرسه را
گچ ها.. قلم ها.. و تخته سیاه را
و به من کلمه ای بدهید
تا آن را مثلِ گوشواره ای به گوشِ معشوقم بیاویزم
انگشتانی تازه می خواهم
برایِ دیگرگونه نوشتن
از انگشتانی که قد نمی کشند
از درختانی که نه بلند می شوند و نه می میرند، بیزارم
انگشتانی تازه می خواهم
به بلندایِ بادبانِ زورق و گردنِ زرّافه
تا برایِ محبوبم پیراهنی از شعر ببافم.. 🌷
چیست عِشق؟
شنیدیم فرمانی است الهی!
به شنیده هامان ایمان آوردیم..
شنیدیم ستاره ای است آسمانی!
و ما هر شَب دریچه ها را گشودیم
و انتظار کشیدیم..
شنیدیم آذرخشی است!
اگر لمس اش کنیم، برق زده می شویم...
شنیدیم شمشیری است برّان!
و آن را از نیام برکشیدیم
و کُشته شدیم!
و از سفیرانِ عِشق پرسیدیم
سفرهایشان را
و دانستیم بیش از ما نمی دانند! 🌷
پ.ن:
برای چند ثانیه به تو فکر می کنم.. زندگی ام گلستان می شود.. آپامه 🖤
| آهنگساز: استاد ناصر چشم آذر |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ ساخت: ۱۳۶۷ |
| 🎼 دانلود موسیقی فیلم سرب با کیفیت عالی 🎼 |
| 🎼 دانلود موسیقی فیلم سرب ۲ با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: نِزار قباني (شاعر سوریه) 🇸🇾 ، 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد استاد ناصر چشم آذر (آهنگساز) 🇮🇷
چو صبحِ وصلِ تو از مشرقِ صفا بدمد
نسیمِ لطفِ تو از روضۀ رضا بدمد
مرا به عیشِ ابد، صد نویدِ بخت رسد
مرا زِ خارِ جفا، صد گُلِ وفا بدمد
زِ خوفِ دیدۀ بد "ان یکاد" بر رُخِ تو
قَدَر به زمرمه برخواند وُ قضا بدمد
مشامِ چرخ پُر از عنبر وُ عبیر شود
گر از مَهبِّ سرِ زُلفِ تو صبا بدمد
بر آتشِ دلِ مهجور، آبِ لطف زند
زِ خاکِ کویِ تو بادی که سویِ ما بدمد 🌷
موضوعات مرتبط: رکن الدین بکرانی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷
اگر عمری به پایش سَر نمی کردم، چه می کردم؟
مُدارا با جفایش گر نمی کردم، چه می کردم؟
به دورِ نرگسِ مخمور وُ لعلِ میگسارِ او
به مستی گر نوایی سَر نمی کردم، چه می کردم
به دامِ نیستی افتادم از افسونِ این هستی
گر این افسانه را باور نمی کردم، چه می کردم
به رویش رونما گر جان نمی دادم، چه می دادم
به مویش دِل گرفتار ار نمی کردم، چه می کردم
به دورِ زندگی نوشم شراب از خونِ دِل امّا
اگر این باده در ساغر نمی کردم، چه می کردم
مرا در تشنه کامی جان به لب می آید از حسرت
به تیغش گر گلویی تر نمی کردم، چه می کردم
چو دامانِ شفق هر شَب زِ اشکِ دیدگان مشفق!
اگر دامن پُر از اختر نمی کردم، چه می کردم 🌷
پ.ن:
گویند که هر تیره شَبی را سحری هست
گویا سحری نیست شبِ تیرۀ ما را (طبیب اصفهانی) 🖤
موضوعات مرتبط: زنده یاد کی منش معروف به استاد مشفق کاشانی 🇮🇷
برهم زده آهِ دلِ من اهلِ هوس را
چون باد که در شور کند خیلِ مگس را
ما قوّتِ پرواز نداریم، وگرنه*
عمریست که صیّاد شکسته است قفس را
نی عیشِ جهان خواهم وُ نی منّتِ گردون
گر مِی نخورم بِهْ که کِشم نازِ عَسَس را
ای شمع، ترا انجمن آرایْ توان گفت
گر داخلِ هنگامه نسازی همه کس را
از سادگیِ شمع، سراپا همه داغم
کو فرق نکرده است زِ پروانه مگس را
با اینهمه چشمی که فلک راست، ندانم
کز هم نشناسد زِ چه رو ناکس وُ کس را
در راهِ محبّت دِلم از غیر نترسد
کز دیدنِ رهزن نبوَد بیمْ جَرَس را
خارِ حَسَدم در دلِ بی کینه نگنجد
هرگز نبوَد ره به دلِ آینه خَس را
چون صبح رفیع، از دلِ ما نور برآید
آن لحظه که با مهر برآریم نفس را 🕯
موضوعات مرتبط: حسن رفیع مشهدی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
سه چیز خواست خدا از حسین درعالمِ ذرّ
یکی گواه و دویم حجّت و سیُم محضر
حسین به راهِ خدا از سه چیز دست کشید
یکی زِ جان و دوم زینب و سیُم اکبر
سه چیز داد خدا در عوض به آن سرور
یکی بهشت و دوم امّت و سیُم کوثر
سه چیز کارِ حسین ساخت روزِ عاشورا
یکی سنان و دویم ناوک و سیُم خنجر
سه زخمِ تیر، حسین را به رویِ خاک انداخت
یکی به سینه، دوم پهلوی، سیُم از سَر
سه چیز از تنِ سلطانِ دین بُرون کردند
یکی لباس و دویم جوشن و سیُم مِغفَر¹
سه شعله از سه طرف رو به خیمه آوردند
یکی به آه و دویم ناله و سیُم آذر
سه کس زِ تشنه لبی سوخت روزِ عاشورا
یکی سکینه، دوُم عابد و سیُم اصغر
سه چیز از سرِ زینب به کربلا بردند
یکی نقاب و دویم چادر و سیُم مِعجَر
در این عزا سه نفر صاحب عزا بودند
یکی خدا و دوم مصطفی، سیُم حیدر
سه کس به روزِ جزا مَظهَرا شفیعِ تواند
یکی حسین و دوم قاسم و سیُم اکبر² 🌷
پ.ن:
۱. مِغفَر: کلاهخود
۲. میرزا عبّاسقلیخان بن زین العابدین متخلّص به مظهر، اهل خوی.
پ.ن۲:
کاش آن روزی که می گفت «العطش» بگریستی
ورنه بعد از کُشتَنَش، چِل روز خون بیجا گریست
چون کفی آبش نداد و سَر بُرید او را چه سود
آسمان بعد از شهادت گر بر او دریا گریست 💔
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نسخه خطی بیت الاحزان ملا عبدالخالق یزدی مشهدی، مجلس.
| آهنگساز: استاد فریدون شهبازیان |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۶ |
| 🎼 دانلود آهنگ باران عشق ۶ با کیفیت عالی 🎼 |
| 🎼 دانلود آهنگ باران عشق ۷ با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون شهبازیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی ، عباسقلی خان، مظهر خویی (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷
اربعین آمد وُ اشکم زِ بصر می آید
گوییا زینبِ محزون زِ سفر می آید
باز در کرب و بلا شیون وُ شَینی برپاست
کز اسیرانِ ره شام خبر می آید - صامت بروجردی -
از ساحتِ کربلا که بحرِ جود است
تا صحنِ نجف که جنّتِ موعود است
یک گام زِ کامِ دو جهان خالی نیست
این راه تمام منزلِ مقصود است - حاجی اسد بیگ -
گریان زِ چه ختمِ مرسلین است امروز
نالان زِ چه جبریلِ امین است امروز
ماتم کده گشته محفلِ عرشِ برین
دریاب که روزِ اربعین است امروز - وفای شیرازی -
آسودۀ کربلا به هر حال که هست
گر خاک شود، نمی شود قدرش پست
بر می دارند و سُبحه اش می سازند
می گردانندش از شرف دست به دست - سحابی استرآبادی -
خود را چندی زِ غَم جُدا می خواهم
در روضۀ شاهِ اولیا می خواهم
لختِ دِل را زِ دیده چون طفلِ شهید
اُفتاده به خاکِ کربلا می خواهم
***
راهم همه درد است وُ دوا می خواهم
گم گشته به خویش وُ رهنما می خواهم
چون رشتۀ تسبیح، تنِ زارم را
آسوده به خاکِ کربلا می خواهم - ابوتراب حافظ -
| آهنگساز: استاد فریدون شهبازیان |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۶ |
| 🎼 دانلود آهنگ باران عشق ۴ با کیفیت عالی 🎼 |
| 🎼 دانلود آهنگ باران عشق ۵ با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد استاد فریدون شهبازیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی
🟦 پس زنهار که به علمِ ظاهر و صلاحِ بی بصیرت، مفتون و مغرور نگردی، که هر شقاوتی که به مَردودان راه یافت؛ از غرورِ علمِ ظاهر و عملِ بی اصل راه یافت. و آنچه در قصص الانبیاء خوانده ای یا از احوال شهداء و اولیاء شنیده ای، از مصیبتها و محنتها که به خاندانِ نبوّت و ولایت و اهل بیتِ عصمت و طهارت راه یافته، اگر نیک دریایی، آنها همه از نفاق وُ کیدِ اهلِ شید و ریا و غدر و حيلۀ متشبّهان به اهلِ علم و تقوی برخواسته.
🟥 علىّ مرتضى عليه السّلام نه به ضربِ ابن ملجم بر زمین افتاد، بلکه به سكنجبينِ شهدِ صلاح ابوموسی اشعری و سرکۀ نفاقِ عمرو بن عاص شربتِ شهادت نوشید؛ و امام حسين عليه السّلام نه به خنجرِ بیدادِ شمر ذی الجوشن خوابید، بلکه به معجونِ افیونِ پُر سمّ مکر و افسون، و تریاقِ پُر زهرِ اتفاقِ اهلِ نفاق خونش با خاكِ كربلا آمیخته شد که « قُتِلَ الحُسَيْنُ يَوْمَ السَّقِيفة».
🟦 و همچنین پاره هایِ جگرِ حسن مجتبی علیه السّلام از کید و غدرِ نهانیِ معاویه به خاكِ محنت ریخت و بر این قیاس هر چه به سایرِ ائمه علیهم السّلام واقع شده همه به زورِ شیدِ اعدا و مکر و تلبیسِ اربابِ رزق و ریا بوده،
🟥 و با این همه ظلم و بیداد و فتنه و فساد که از ایشان سَر زد، ذرّه ای از جاه و قدر و منزلتِ اهلِ ولایت و حقیقت کم نگشت، و در دنیا و آخرت معزّز و مکرّم بودند و خواهند بود. بلکه این طایفۀ اعداء خود را در دین و دنیا رسوا کردند و به عذابِ سرمد و سخطِ الهی تا ابد خویشتن را مبتلی ساختند.
آنان که رهِ دوست گزیدند همه
در کویِ شهادت آرمیدند همه
در معرکۀ دو کون، فتح از عِشق است
با آنکه سپاهِ او شهیدند همه
| آهنگساز: استاد فریدون شهبازیان |
| با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۶ |
| 🎼 دانلود آهنگ باران عشق با کیفیت عالی 🎼 |
| 🎼 دانلود آهنگ باران عشق ۲ با کیفیت عالی 🎼 |
| 🎼 دانلود آهنگ باران عشق ۳ با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد استاد فریدون شهبازیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، صدرالدّین ملاصدرا شیرازی (فیلسوف روزگار صفوی) 🇮🇷
خرد مست است وُ دِل مست است وُ جان مست
به سودایت روانِ ناتوان مست
زِ حدّ بگذشت مستیهایِ ذرّات
فلک مست وُ زمین مست وُ زمان مست
بیا در باغ وُ شورِ بلبلان بین
سمن مست وُ چمن مست، ارغوان مست
شرابِ نابِ رحمان را چه گویم؟
کز او دلداده مست وُ دلسِتان مست
زِ دنیی تا به عقبی گر ببینی
همه رَه کاروان در کاروان مست
دلی کز ما وُ من آزاد آید
چه در کعبه، چه در دیرِ مغان مست
جهان مست اند وُ زِ مستی ندانند
جهان اندر جهان اندر جهان مست
درین دریا، که عالم قطرهٔ اوست
زِ قطره تا به بحرِ بی کران مست
به قولِ قاسمی این سِکرِ عام است
خرد مست وُ یقین مست وُ گمان مست 🌷
پ.ن:
🟦 خونِ حسین و اصحابش كهكشانی است كه بر آسمانِ دنیا، راهِ قبله را می نمایاند. بگذار اصحابِ دنیا ندانند. كِرمِ لجن زار چگونه بداند كه بیرون از دنیایی كه او تن می پرورد، چیست؟ زمین و آسمانِ او همان است، و اگر او را از آن لجن زار بیرون كشند، می میرد.
🟥 امّتِ محمّد را آن روز جُز حسین ملجاً و پناهی نبود. چه خود بدانند و چه ندانند، چه شكرِ نعمت بگزارند و چه نگزارند. واقعۀ عاشورا دروازه ای از نور است كه آنان را از ظلم آبادِ یزیدیان به نورآبادِ عِشق رهنمون می شود. اگر نبود خونِ حسین، خورشید سرد می شد و دیگر در آفاقِ جاودانۀ شَب نشانی از نور باقی نمی ماند. حسین چشمۀ خورشید است.
🟦 و بدان که سینۀ تو نیز آسمانِ لایتناهی است با قلبی که در آن خورشید می جوشد، و گوش کن که چه خوش ترنّمی دارد در تپیدن: «حسین، حسین، حسین» آن شرابِ طهور که شنیده ای بهشتیان را می خورانند، میکده اش کربلاست و خراباتیانش این مستان اند، که این چنین بی سَر وُ دست وُ پا اُفتاده اند.
🟥 آن شرابِ طهور را که شنیده ای تنها به تشنگانِ راز می نوشانند. ساقی اش حسین است: حسین از دستِ یار می نوشد و ما از دستِ حسین. عالم همه در طوافِ عِشق است و دایره دارِ این طواف، حسین است: اینجا در کربلا، در سرچشمۀ جاذبه ای که عالم را بر محورِ عِشق نظام داده است. (شهید سید مرتضی آوینی) ❤️
🌸 مسیر ظهور؛ اثر: استاد رضا بدرالسماء 🌸
| آهنگساز: فریدون شهبازیان؛ حسن یوسف زمانی |
| با صدای: حسام الدین سراج؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۳ |
| 🎼 دانلود تصنیف زیبای ساز و آواز با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، زنده یاد استاد فریدون شهبازیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، دکتر سیّد حسام الدّین سراج (خواننده) 🇮🇷 ، زنده یاد سید مرتضی آوینی (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷 ، سیّد معین الدین علی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
من به دنبالِ کسی می گردم، که نگاهش آبیست
و دلش داغِ شقایق دارد
نفسش می گیرد
هر که از ابرِ غَمی سَر به گریبان باشد
من به دنبالِ کسی می گردم
در کتابِ هستی، شعرِ بیداریِ انسان باشد
دربدر، خسته، به دنبالِ تو هستم
ای عِشق، ای عِشق، ای عِشق
چون به برگی که خزانش زده تیر
تسلیت می گویی، تسلیت می گویی
به بهاری شدنِ یک غنچه
تهنیت می گویی، تهنیت می گویی
تو مرا می فهمی، تو مرا می فهمی
ای تو نزدیک تر از من، به من از پیرهنم
ای زلالِ آبی، تو مرا دریابی
هرچه من باید در من شکنم 🌷
| آهنگساز: اکبر آزاد؛ تنظیم: آندره آرزومانیان |
| با صدای: قاسم افشار؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۸ |
| 🎼 دانلود آهنگ زیبای بیداری با کیفیت عالی 🎼 |
موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، استاد اکبر آزاد (شاعر، آهنگساز) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷 ، قاسم افشار (خواننده) 🇮🇷
محنتِ پیری در ایّامِ جوانی دیده ام
خویش را تا دیده ام در ناتوانی دیده ام
شد فشارِ قبر بر من تنگ چشمیهایِ خلق
آنچه در مرگ است، من در زندگانی دیده ام 🕯
موضوعات مرتبط: سراج الدین علی خان آرزو (شاعر پارسی گوی هند) 🇮🇳
همیشه آینۀ دِل به پیشِ رویِ تو دارم
به هر که روی کنم رویِ دِل به سویِ تو دارم
هوایِ بویِ گُل آغوشِ خواهشم نگشاید¹
مشامِ رغبتِ دِل را به مُهرِ بویِ تو دارم
ذخیره گرچه ندارم متاعِ دنیی وُ عقبی
همین بس است که در سینه آرزویِ تو دارم
خبر زِ خویش نگیرم که در سراغِ تو میرم
دمی به خویش نیایم که جستجویِ تو دارم
نظر به دیده بدزدم که رویِ خوبِ تو بینم
نفس زِ دِل نگشایم که گفتگویِ تو دارم
زِ هیچ ره نتوانم که در دلِ تو درآیم
وگرنه در همه وادی رهی به سویِ تو دارم
به تحفه سُرمه فرستد به هدیه جان نپذیرد
من این معامله دایم به خاکِ کویِ تو دارم
خطر فزون بود آن را که اعتبار فزون شد
هزار امّید درین ره زِ بیمِ خویِ تو دارم
به من وصیّتِ فیّاض در وداعِ تو این بود
که پاسِ دیدۀ بد از رُخِ نکویِ تو دارم 🌷
پ.ن:
۱. هوایِ بویِ گُل آغوشِ حسرتم نگشاید.
موضوعات مرتبط: عبدالرزاق علی فیّاض لاهیجی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
بر من بسی بگزیده تو، بر تو کسی نگزیده من
ای همچو من پُر دیده تو، وی همچو تو کم دیده من
فرهاد وُ من هر یک روان، کردیم بر قدرِ توان
یک جویِ شیر از سنگِ او، وی جویِ خون از دیده من
او خُفته شب ها تا سحر، با غیر، بر گلبرگِ تر
خار وُ خسک از رهگذر، یک یک به مژگان چیده من
او مِی زده با دیگران، من داده سَر آه وُ فغان
تا کی کند نشنیده او؟ تا کی کنم نادیده من؟
اغیار با برگ وُ نوا، از باغِ وصلش دست ها
گُل چیده وُ بر دست ها داغِ ملامت چیده من
او قد به ناز افراخته، من تن به عجز انداخته
مانند سرو وُ فاخته، بالیده او، نالیده من
دِل با خیالش روبرو، شَب تا سحر در گفتگو
گِردِ دِلم گردیده او، گِردِ سرش گردیده من
بر من دوانده اَبرَشی، جادو وَشی، مردم کُشی
در خود ندیده جنبشی، بر خویش ناجنبیده من
او خورده مِی با مدعی، در خاک وُ خون زین غَم نقی
خونی به حسرت خورده وُ خاکی به لب مالیده من 🕯
پ.ن:
زِ حدّ بگذشت مُشتاقی وُ صبر اندر غَمت یارا
به وصلِ خود دوایی کن دلِ دیوانۀ ما را
علاجِ دردِ مُشتاقان طبیبِ عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غمِ مجنونِ شیدا را (سعدی شیرازی) 🖤
موضوعات مرتبط: علی نقی کمره ای (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
عقل می گفت که دِل منزل وُ مأوایِ من است*
عِشق خندید که «یا جایِ تو یا جایِ من است»
بی تو ای نوگُلِ گلزارِ طَرَب، هر سر موی
نیشِ خاری است، که پیوسته بر اعضایِ من است
پایۀ قدرِ من، ار لایقِ تشریفِ تو نیست
جامۀ جورِ تو زیبندۀ بالایِ من است
نکنم رنجه، زِ شرحِ غمِ خود، خاطرِ دوست
که گواهِ دلِ محنت زده، سیمایِ من است
ساغر از دست نهادن، نه زِ ترکِ طَرَب است
روزگاری است دلِ خون شده، صَهبایِ من است
گنهم چیست، که در بزمِ توام، راهی نیست
یا چه کردم، که نه در خیلِ شما، جایِ من است؟
سر وُ جان می دهم از کف، به تماشایِ وصال
بی سبب نیست، که دِل گرمِ تماشایِ من است
آنکه در باغِ تمتّع گُلِ مقصود نچید
کی خبر دارد از این خار که در پایِ من است
شِکوه از درد ندارم که طبیبی می گفت:
رنجِ امروزِ غمش، راحتِ فردایِ من است 🌷
پ.ن:
دِل مسکنِ عِشق است نه مأوایِ عقول*
چون خانۀ عقل ساختی، گشت ملول
تحقیق بدان که زود ویران گردد
هر خانه که غیرِ صاحبش کرد نزول (سحابی استرآبادی) 🖤
موضوعات مرتبط: حسن سحابی استرآبادی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، احمد قوام السّلطنه (سیاستمدار معاصر) 🇮🇷
یارا حقوقِ صحبتِ یاران نگاه دار
با همرهان وفا کن وُ پیمان نگاه دار
در راهِ عِشق گر برود جانِ ما چه باک*
ای دِل تو آن عزیزتر از جان نگاه دار
محتاجِ یک کرشمه ام ای مایۀ امید
این عِشق را زِ آفتِ حرمان نگاه دار
ما با امیدِ صبحِ وصالِ تو زنده ایم*
ما را زِ هولِ این شبِ هجران نگاه دار!
مپسند یوسفِ من اسیرِ برادران
پروای پیر کلبۀ احزان نگاه دار
بازم خیالِ زُلفِ تو ره زد خدای را
چشمِ مرا زِ خوابِ پریشان نگاه دار!
ای دِل اگرچه بی سروُسامان تر از تو نیست
چون سایه سَر رها کن وُ سامان نگاه دار 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد امیر هوشنگ ابتهاج (شاعر معاصر) 🇮🇷
سلام! آینهٔ آفتابزادهٔ من!
صبیحِ جبهه فروزِ جبین گشادهِٔ من!
اتاق را همه خورشید می کنی هر صبح
سلام آینهٔ رویِ رف نهادهٔ من!
همه کدورتِ پیچیده در تو، نقشِ من است
مگر نه آینه ای تو؟ زلالِ سادهٔ من!
به برگ هایِ گُل از تو غبار روبم، اگر
خزان امان دَهَدَم هست این ارادهٔ من
فرشته عِشق نداند، که گفت؟ اینک تو:
فرشتهٔ همه هستی به عِشق دادهٔ من
ترا چه کار که سرو ایستاده می میرد؟
همیشه سبز بمان، سروِ ایستادهٔ من!
به تو رسیدن وُ ماندن خوش است خانهٔ اَمن!
نهایتِ سفر! ای انتهایِ جادهٔ من 🌷
موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد حسین منزوی (شاعر معاصر) 🇮🇷
وَه که دامن می کِشد آن سروِ ناز از من هنوز
ریخت خونم را وُ دارد احتراز از من هنوز
ناز بر من کن که نازت می کِشم تا زنده ام
نیم جانی هست وُ می آید نیاز از من هنوز
آنچنان جانبازیی کردم به راهِ او که خلق
سال ها بگذشت وُ می گویند باز از من هنوز
سوختم سد بار پیشِ او سراپا همچو شمع
پُرسد اکنون باعثِ سوز وُ گداز از من هنوز
همچو وحشی گه به تیغم می نوازد گه به تیر
مرحمت نگرفته باز آن دلنواز از من هنوز 🌷
پ.ن:
نمی دانم از كجا شروع شد؟
و چگونه عاشِقت شدم؟!
ولى من؛ خنده ات را
در اولويت مى گذارم آپامه 💛
موضوعات مرتبط: کمال الدّین وحشی بافقی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
کبودیِ رُخ زردم، زِ سنگِ اغیارست
تو را خیالْ که، گُل کرده زعفران زارست
تو هم در آینه حیرانِ حُسنِ خویشتنی
زمانه ایست که هر کس، به خود گرفتارست
شبی زِ قدّ تو افتاد سایه بر دیوار*
نشسته عاشقِ غمدیده، رو به دیوارست
زِ هاله بهرِ چه زالِ فلک کَلاوه کند
اگر نه یوسفِ حُسن تو را خریدارست؟
زِ غبغب وُ دهنت، در حضورِ آن لبِ لعل*
میانِ تنگدلان گفت و گویِ بسیارست
زِ سرگرانیِ تابوتم، ای رقیب مَنال!
هنوز مُردۀ من، زندۀ تو را بارست
دلم که باز ندانست قدرِ روزِ وصال*
فراق، هر چه به او می کند سزاوارست
شدی فریفتۀ نقشِ خانۀ ایّام
مباش غافل ازو «آصفی» که پرگارست 🌷
موضوعات مرتبط: آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷
ازان به خاطرِ من ترکِ کار دشوارست
که بارِ دوشِ توکّل شدن به دِل بارست
اثر گذار! اگر عُمرِ جاودان خواهی*
که زندگانیِ هر کس به قدرِ آثارست
ازان به تلخیِ هجر از وصال ساخته ام
که رَعشه دارم وُ اين جام سخت سَرشارست
اميد هست که شيرازۀ گهر گردد
زِ تار وُ پودِ جهان رشته ای که هموارست
شد از شکستِ خريدار، توتيا گهرم
همان زِ ساده دلی تشنۀ خريدارست
ازان هميشه بوَد وقتِ مِی پرستان خوش
که هر کجا که غَمی هست، رزقِ هشيارست
تو بی دريغ به ويرانه گنج می بخشی
وگرنه دردِ تو را دلْ کجا سزاوارست؟
نَفَس شِمُرده زَنان راست دل بجا، صائب
چمن صحيح بوَد تا نسيمْ بيمارست
جوابِ آن غزلِ ‹آصفی› است اين «صائب»:*
"زمانه ایست که هر کس به خود گرفتارست" 🌷
پ.ن:
کبودیِ رُخ زردم زِ سنگِ اغیارست
تو را خیالْ که گُل کرده زعفران زارست
تو هم در آینه حیرانِ حُسنِ خویشتنی
زمانه ایست که هر کس به خود گرفتارست (آصفی هروی) 🖤
🌸 روح استاد فرشچیان قرین رحمت الهی و یاد عزیزشان تا ابد گرامی باد 🌸
موضوعات مرتبط: میرزا محمد علی صائب تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷 ، آصَفِیِ هرَوی قُهِستانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد محمود فرشچیان (نقاش معاصر) 🇮🇷
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت میرسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی ام سنگین تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯











































































































































































































































































































