🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

( اسماعیل فرزانه ) 🖤•بی تو همدمِ آهم، آپامه•🖤

ای ماهِ من، ای رویت گلزارم
از عشقِ تو، داغی در دِل دارم، باغ وُ بهارِ من

من که چنین سرمستم، از نگهِ دِل جویت
گر بکشم دست از جان، پا مکشم از کویت

نظری به دلم، که شکسته زِ غم، ای غمگسارِ من
چه کند دلِ من با تنهایی، نرود زِ سرم این شیدایی

چه کنم، شده ام حیران، شده ام زِ غمت ویران
گشتم به هوایت، چو نسیمی سرگردان

بگو که چرا زدی به جفا شعله به هستیِ من
که از غمِ تو چنین شکند ساغرِ مستیِ من

غَم بارد زِ نگاهم، گلِ من، بی تو همدمِ آهم، گلِ من 🌷

پ.ن:

صدایِ تو، امروز صبح بالأخره صدایِ تو! و خدا می‌ داند که چقدر دوستش دارم و چقدر آرزو داشتم که بشنومش؛ امّا کلماتت آن چیزی نبود که از ته قلب منتظرش بودم. صدایی که بی‌ وقفه برایم تکرار می‌ شد با تمامِ لحن‌ ها، حتی همان که راسخ گفت که من باید از تو دور بمانم! و من ماندم بدونِ هیچ کلمه‌ ای، با دهانی خشک، با همه این عِشقی که نمی‌ توانم به زبان بیاورمش. نامۀ آلبر کامو به ماریا کاسارس 💌

🎵
آهنگساز: جمال الدین منبری
با صدای: جمال الدین منبری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۹
🎼 دانلود آهنگ زیبای ماه من با کیفیت عالی🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب ، استاد جمال الدّین منبری (آهنگساز، خواننده) 🇮🇷 ، اسماعیل فرزانه (شاعر،ترانه‌ سرا) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۴ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب خطاب به عشق نوشته ی آلبر کامو

وقتی بیرون می‌ روم و در خیابان یا هر جایی چیزی متعجبم می‌ کند، اندوهگینم می‌ کند یا مرا می‌ خنداند، چطور بِه دنبالِ نگاهت نباشم؟ وقتی کسی با من حرف می‌ زند چطور بِه لب‌ هایِ تو فکر نکنم؟ و چطور بِه چَشمانت فکر نکنم، وقتی همه با چشم‌ هایِ تو بِه من نگاه می‌ کنند؟ 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب طاعون نوشته ی آلبر کامو

هیچ چیزی در دنیا بِه این نمی‌ ارزد که انسان از آنچِه دوست دارد رو گردان شود. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : جمعه هجدهم آذر ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب یادداشت‌ ها نوشته ی آلبر کامو

در حسرتِ زندگیِ دیگران بودن، برایِ این است که از بیرون که نگاه می‌ کنی، زندگیِ دیگران یِک کل است، که وحدت دارد، امّا زندگیِ خودمان که از درون نگاهش می‌ کنیم، همه‌ اش تکّه‌ تکّه و پاره‌ پاره بِه نظر می‌ آید و ما هنوز هم در پیِ سرابِ وحدت می‌ دویم.


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : پنجشنبه هفدهم آذر ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

نامۀ آلبر کامو به ماریا کاسارس 💌

از دیروز تا حالا رهایم نکرده‌ ای، هرگز اینطور بِه این اندازه وحشی دوستت نداشته‌ ام؛ در آسمانِ شَب، سپیده‌ دم بر فرازِ فرودگاه، در این شهر که دیگر در آن غریبه‌ ام؛ زیرِ باران بر بندرگاه، فراقِ تو هجرانِ من است؛

دیگر باید بخوابم، دارم چُرت می‌ زنم؛ کاش می‌ شد فکرم را برایت بفرستم که یِک روز تمام پُر از تو بوده است؛ برایم بنویس و تنهایم نگذار؛ افکارِ بدی زله‌ ام کرده بود؛ افکاری دِلشوره‌ آور؛ بعضی لحظات مایوس بودم؛

آخ، عزیزم، چِقدر بِه تو نیاز دارم؛ امّا شیرینیِ کش‌ داری داشت همه جا با خود بُردنت، مثلِ شیرینیِ کش‌ دار امشَب که دارم از خواب و محبَّت توأمان می‌ میرم؛ می‌ بوسمت عِشقم، طولانی، البته می‌ گذارم نفس هم بکشی.


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿

تاريخ : جمعه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب یادداشت ها نوشته‌ ی آلبر کامو

می ‌توانم بگویم و می‌ گویم، که آنچِه مهم است انسان بودن و ساده بودن است؛ نه! آنچِه مهم است صادق بودن است؛ با صداقت آن چیز هایِ دیگر هم حاصل خواهد شد؛ هم انسان بودن هم ساده بودن. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب طاعون نوشته ی آلبر کامو

در کل، آدم‌ ها بیشتر خوبند تا بد؛ ولی نکته این نیست؛ آدم‌ ها کم وُ بیش نادانند؛ و همین بیش وُ کمی است که شرارت و فضیلت می‌ نامیمش؛ بزرگترین شرِّ چاره‌ ناپذیر آن نادانی است که خیال می‌ کند همه‌ چیز را می داند.


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : یکشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۱ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب تابستان نوشته ی آلبر کامو

وقتی آدم یِک بار در زندگی شانسِ بی‌ نهایت عِشق‌ ورزیدن را بِه دست بیاورد، پس از آن همهٔ زندگی‌ اش در جستجویِ همان اشتیاق و همان روشنایی می‌ گذرد. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : پنجشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب یادداشت‌ ها نوشته ی آلبر کامو

وقتی یِک بار نورِ خوشبختی را بر چهرهٔ محبوب‌ِ مان دیدیم، دیگر می‌ دانیم که رسالتی جُز افروختنِ این نور بر چهرهٔ همهٔ دور و بری‌ هایمان نداریم. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب مرگ خوش نوشته ی آلبر کامو

هیچ چیزی رو بِه اندازۀ خوشبختی جدی نگیر 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : جمعه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب طاعون نوشته ی آلبر کامو

این دنیا بی‌ عِشق بِه منزلۀ دنیایِ مرده‌ ای است و پیوسته ساعتی فرا می‌ رسد که انسان از زندان‌ ها و کار و تلاش خسته می‌ شود و چهرۀ عزیز و قلبی را که از مهربانی شکفته باشد می‌ خواهد. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب کالیگولا نوشته ی آلبر کامو

عزیزم، من متوجه شدم که، در اعماقِ نفرتِ درونم، عِشقی بی پایان وجود دارد؛ من متوجه شدم که، در انتهایِ گریۀ درونم، لبخندی بی‌ مانند وجود دارد؛ من متوجه شدم که، در پیچیده‌ ترین آشوب‌ هایِ درونم، آرامشی عمیق وجود دارد؛ من متوجه شدم که، در اعماقِ زمستانِ درونم، تابستانی دِلپذیر وجود دارد؛ و این‌ها بِه من شادی می دهند؛ و بِه همین دلیل است که برایم مهم نیست دنیا با بیرحمی بر من فشار بیاورد، زیرا که در درونم چیزی قویتر، با آن مقابله می‌ کند. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : دوشنبه هفدهم آبان ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب طاعون نوشته ی آلبر کامو

برایِ همۀ مردم همینطور است؛ باهم ازدواج می‌ کنند، کمی همدیگر را دوست دارند و کار می‌ کنند؛ آنقدر کار می‌ کنند که دوست داشتن را فراموش می‌ کنند.


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب خطاب به عشق نوشته ی آلبر کامو

وقت‌ هایی که آدم خود را بیچاره‌ ترین احساس می‌ کند، فقط نیرویِ عِشق است که می‌ تواند او را نجات دهد. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس 💌

قلبم که داشت سال می‌ خورد و می‌ خشکید در رنج، حالا بیدار شده و شروع بِه دوست داشتن کرده، انگار که در شکوفه نشسته باشد. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿

تاريخ : یکشنبه نهم آبان ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب خطاب به عشق نوشته ی آلبر کامو

همه‌ جا تو را می‌ خواهم، تمامت را، تمامِ تمامت را، تو را برایِ همیشه می‌ خواهم؛ بله، همیشه، و نه که بگویند اگر، یا شاید، یا بِه شرطِ اینکه؛ تو را می‌ خواهم و می دانم که این نیاز است و من تمامِ قلبم را، تمامِ روحم را، تمامِ خواست وُ اراده‌ ام را و حتی اگر لازم شود تمامِ بی‌ رحمی‌ ام را در راهِ داشتنت خواهم گذاشت. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : جمعه سی ام مهر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب خطاب به عشق نوشته ی آلبر کامو

من هرگز در زندگی بِه‌ اندازۀ الآن که خودم را بِه‌ تمامی بِه تو سپرده‌ ام، احساسِ امنیت نکرده‌ ام.


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

نامۀ آلبر کامو به ماریا کاسارس 💌

امّا بِگو چِه باید کرد با نیازی که بِه تو دارم؛ آن نیاز است که بِه این سازش رضا نمی دهد؛ من هم بِه تو فکر می‌ کنم، تنانه و پُر شور و حرارت؛ تو مثلِ آن مرغِ با شکوه پر سیاه دریایی با آن بافته‌ موهایِ سیاهت؛ می‌ بینی، دارم راه می‌ افتم امّا این‌ ها را که می‌ نویسم ذوب می‌ شوم و دریایی از ملاحت مرا در خود فرو می‌ کشد؛ ماریا عزیزکم، عزیزم، این واقعیت دارد که کلمات معنایِ خودشان را دارند و زندگی هم؛ کاش فقط دست‌ هایت رویِ شانه‌ هایم بود. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب خطاب به عشق نوشته ی آلبر کامو

ما همدیگر را اتفاقی دیدیم، همدیگر را باز شناختیم، تسلیمِ هم شدیم، عِشقی آتشین از بلورِ ناب ساختیم؛ آیا بِه خوشبختی‌ مان و آنچِه نصیبمان شده حواست هست؟ 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : پنجشنبه هشتم مهر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب یادداشت‌ ها نوشته ی  آلبر کامو

اگر روحی وجود داشته باشد، اشتباه است که فکر کنیم تمام و کمال ساخته و پرداخته بِه ما داده شده است؛ همین‌ جاست که ساخته و پرداخته می‌شود؛ در طولِ یِک زندگی؛ و زیستن چیزی نیست مگر همین ساختن و پرداختن پُر از درد و رنج؛ وقتی روح آماده شد، و ما آن را ساختیم و رنجش را بردیم، آنگاه مرگ فرا می رسد! زیبایی که در زندگی یِک مدد کار است، در مرگ هم فریاد رس است.


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : دوشنبه پنجم مهر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب خطاب به عشق نوشته ی آلبر کامو

شاید آخرِ عمرت این را بگویی، وقتی که بتوانی مقایسه کنی، ببینی و بفهمی و فکر کنی: هیچ‌ کس، هیچ‌ کس هرگز مرا چنین دوست نداشته است؛ امّا این بِه چِه درد خواهد خورد اگر این دو کلمه قابلِ خواندن نبود؛ و من چِه خواهم شد اگر تو مرا دوست نداشته باشی، چون نیازِ من این است که تو دوستم بداری.

من نیاز ندارم که تو مرا جذاب بدانی، یا فهمیده یا هرچ؛ من نیاز دارم که مرا دوست بداری و برایت قسم می‌ خورم که این دو یکی نیست؛ بگذریم، این نامه پایان نخواهد داشت؛ چون در من چیزی هست که پایان نمی‌ گیرد.


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : یکشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب خطاب به عشق نوشته ی آلبر کامو

یِک هفته می‌ شود که از تو بی‌ خبرم؛ سکوت بدترین چیز است و نباید وجود می‌ داشت؛ یقین و اطمینان باید این تهی را پر می کرد؛ باید بِه تو مطمئن باشم حتی بدونِ هیچ نشانه‌ ای از تو؛ من بِه این نشانه نیاز دارم؛ احتیاج دارم هر بار بِه خودم این اطمینان را بدهم که تو اینجایی، متعلق بِه من؛ شَب مدام خوابت را می‌ بینم؛ اتفاقی که قبلاً هرگز برایم نمی‌ افتاد.


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : جمعه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( آلبر کامو ) 💎

آلبر کامو در نامه ای برایِ معشوقه‌ اش ماریا کاسارس نوشته: تنها کاری که دارم تخیل کردنِ توست؛ سعی می‌ کنم خوب انجامش دهم؛ همین. 🌷

پ.ن:

و هنوز تنها زندگیِ هيجان انگيز، زندگیِ خيالی ست. (ويرجينيا وولف) 💚


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿

تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

نامۀ آلبر کامو به ماریا کاسارس 💌

مراقبِ خودت باش؛ تو تمامِ امیدِ مرا با خودت داری. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿

تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب خطاب به عشق نوشته‌ ی آلبر کامو

از تو، چنان رنجی بِه من رسیده که هرگز انتظارش را از هیچ جنبنده‌ ای نداشتم؛ حتی امروز، فکرت در ذهنم با رنج آمیخته است؛ امّا با تمامِ این مرارت‌ ها، صورتت برایِ من هنوز خوشبختی‌ ست؛ خودِ زندگی‌ ست؛ هیچ کاری نمی‌ توانم بکنم، هیچ کاری نکرده‌ ام که از این عِشق رها شوم که از درون تهی‌ ام کرده پیش از اینکه تا ته قلبم را لبریز کند.


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 برگرفته از کتاب لطفا گوسفند نباشید | به اهتمام محمود نامنی

🟦 خبرنگاری مدام در تعقیبِ آلبرکامو بود تا از آخرین آثارِ کامو با خبر گردد تا بلاخره آلبرکامو را در تریایی در پاریس ملاقات کرد و در اولین سوالش از او پرسید: اگه بِه شما بگویم که لازم است کتابی دربارۀ جامعه بنویسید آن را می‌ پذیرید؟ و یا با آن مخالفت میکنید؟!

🟥 آلبرکامو پاسخ داد: البته که قبول می‌ کنم، این کتاب صد صفحه خواهد داشت که نود و نه صفحه آن سفید است و هیچ چیز در آن صفحات نوشته نمی‌ شود؛ امّا در پایانِ صدمین صفحه می‌ نویسم: تنها وظیفۀ انسان عِشق ورزیدن است! عِشق ورزیدن!


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب ، 📺 خاطرات ماندگار

تاريخ : دوشنبه دهم خرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

نامۀ آلبر کامو به ماریا کاسارس 💌

این نامه فقط بِه‌ رسمِ استقبال از تو است، برایِ اینکه بِه تو بگوید یِک روز بدونِ تو روزی‌ است که تمام نمی‌ شود، شهری‌ است بدونِ باغ، زمینی‌ است بی‌ آسمان؛ و برایِ اینکه بِه تو بگوید هرگز هیچ‌ چیز ما را از هم جُدا نخواهد کرد؛ در این دنیا، بِه‌ هم گره خورده‌ ایم. شَب‌ خوش، قلبت را می‌ بوسم. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿

تاريخ : یکشنبه نهم خرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب خطاب به عشق نوشته ی آلبر کامو

برایت قسم می‌ خورم که از تو دست نخواهم شست و در این راه اراده‌ ام محکم است؛ فقط دِلم می‌ خواست این را بگویم؛ تو هر کاری که دوست داری بکن؛ امّا هر چِه کنی، تو را از یاد نخواهم برد؛ تصویری که از تو دارم همه‌ جا با من است،

و هر اتفاقی هم که بیفتد، وقتی ترکم کنی، همیشه این حسرت را خواهم داشت که چِرا بِه‌ اندازهٔ کافی سعی نکردم که این تصویر تا همیشه بِه تن تبدیل شود؛ چون غیر از تن و وصال عظمتی نمی‌ شناسم.

از همین حالا منتظرم و منتظرت می‌ مانم، بِه درازایِ زندگی، آن‌ قدر که عِشق برایِ تو و برایِ من معنا پیدا کند؛ اگر تو فقط یک‌ بار مرا از تهِ دِل دوست می داشتی، باید می‌ فهمیدی که انتظار و تنهایی برایِ من‌ فقط مترادفِ ناامیدی است.


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : پنجشنبه ششم خرداد ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب خطاب به عشق نوشته ی آلبر کامو

ما همدیگر را اتفاقی دیدیم، همدیگر را بازشناختیم، تسلیمِ هم شدیم، عِشقی آتشین از بلورِ ناب ساختیم، آیا بِه خوشبختی‌ مان و آنچِه نصیبمان شده حواست هست؟ 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : یکشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۰ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب خطاب به عشق نوشته ی آلبر کامو

دِلم پیشِ توست و امروز بیشتر از همیشه حاضرم بهترین داشته‌ هایم را بِدهم تا بِتوانم تو را با تمامِ غَمم بِبوسم. 🌷


موضوعات مرتبط: آلبر کامو (نویسندۀ الجزایری) 🇩🇿 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۹ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی‌ ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یک‌بار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•‏تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی )  🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر  🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می‌ گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می‌ شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است )  🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می‌ خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ ‏مرگم از اين واقعه خوش‌ تر هزار بار♡ 🕯
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۹، نوشته ی نادر ابراهیمی
( محمود سنجری‌ ) 🖤•بغلم کن، استخوان‌ هایم دلتنگِ دست‌ هایت‌ اند آپامه•🖤
📚 از کتاب رستاخیز جان [ادبیات، فرهنگ و رسانه]، ص۳۲ نوشته ی سید مرتضی آوینی
( ادیب الممالک فراهانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
📚 از کتاب اجازه هست آقای برشت؟،ص۴۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۲، ص۲۰۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
( عطار نیشابوری ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) ‏🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی‌ روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر بری‌یز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان‌ هایم دلتنگِ دست‌هایت‌ اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می‌ کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️
        🌟 مطالب قديمی تر را مشاهده کنید >>


تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.