🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | سیّد عبدالحسین دستغیب شیرازی (مجتهد شیعه) 🇮🇷

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

📚 از کتاب مهدی موعود، ص۹۳ نوشته ی شهید سید عبدالحسین دستغیب شیرازی

🟩‌ ختم کنم عرایضم را به ذکرِ معجزه ای از حجة بن الحسن عليه السلام که در حلّه واقع گردید؛ «داستانِ ابو راجح حمامی» - که مشروحاً در بحار الأنوار، كتاب كشف الغمّه و غیره ذکر گردیده - بنده به طور اجمال و خلاصه آن را عرض می کنم:

🟥 «ابو راجح حمامی از شیعیانِ مخلصِ اهل بیت در حلّه و از ارادتمندانِ حضرت ولی عصر - عجل الله تعالى فرجه الشريف - بود به واسطهٔ جریانی، موردِ غضبِ حاکم حلّه واقع گردید. وی دستور داد او را به قدری بزنند تا بمیرد. به سختی او را زدند؛ تمامِ دندانهایش ریخت و سرتاپایش زخم گردید، آن وقت گفت: دماغش را سوراخ کردند و بندی از مو در آن کردند، سپس گفت: بدن نیمه جانش را در کوچه و بازار بکشند، در اثنایِ راه به حالِ مرگ افتاد، حاکم گفت: همان جا او را بکشید.

🟩‌ عدّه ای جمع شدند و گفتند این بیچاره خودش در حالِ مرگ است، چکارش دارید، بگذارید خودش بمیرد و بالأخره او را رها کردند و همه منتظرِ مرگش بودند.

🟥 خانواده اش خبردار شدند و بدنِ نیمه جان و در حالِ مرگش را به خانه آوردند. بامداد ملاحظه کردند ابو راجح بر روی سجّاده نشسته صحیح و سالم سرگرمِ تعقیبِ نماز است. اطرافش را گرفتند و گفتند جریانت چیست؟ بدنش مثلِ نقره فام شده از آثارِ زخمِ دیروز اصلاً خبری نبود، دهان و دندانهایش در کمالِ سلامتی است، بسیار زیبا و جوان شده است.

🟩‌ گفت: دیشب در همان حالِ بیچارگی خواستم به حجة بن الحسن عليه السلام استغاثه کنم، دیدم زبان ندارم، دلم شکست، با دلِ شکسته به مولایم توجّه کردم که دیدم هوا منوّر گردید و آقا تشریف آوردند و با دستِ مباركِ خود، سر تا پای بدنِ من کشیدند و مرا شفا دادند.

🟥 ابو راجح آبله رو هم بود، ولی پس از این ماجرا صورتش صاف و بسیار زیبا می گردد به قسمی که اهلِ حلّه مرتباً برای دیدارش می آمدند. خبر به حاکم دادند، از رعب بر خود لرزید و توبه کرد و از این به بعد رو به مقامِ مهدی علیه السلام¹ مؤدب می نشست.

🟩‌ خداوند علاوه بر عمرِ دوباره که به ابو راجح داد، چندین فرزندِ ذکور نیز به او عنایت فرمود».²

پ.ن:

(۱) - مقامِ مهدی علیه السلام هم اکنون در حلّۀ عراق موجود است و محل زیارت و عبادتِ اخیار می باشد..
(۲) - بحار الأنوار: ۷۰/۵۲..


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، سیّد عبدالحسین دستغیب شیرازی (مجتهد شیعه) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه ششم مرداد ۱۴۰۴ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب داستان‌ های شگفت ص۲۹ نوشته ی شهید سید عبدالحسین دستغیب شیرازی

🟦 نقل فرمودند از مرحوم حاج شیخ ابراهیم مشهور به صاحب‌ الزمانی که فرموده روزِ تولدِ حضرت علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا «علیه‌ السلام» قصیده‌ ای در ولادت و مدحِ آن حضرت گفتم و از خانه بیرون آمدم به قصدِ ملاقاتِ نایب‌ التولیه که قصیده‌ ام را برای او بخوانم.

🟥 چون عبورم از صحنِ مقدس اُفتاد، با خود گفتم: نادان! سلطان اینجاست، کجا می‌ روی؟ قصیده‌ ات را برای خودشان چرا نمی‌ خوانی؟

🟦 پس، از قصدِ خود پشیمان و تائب شدم و به حرم مطهر مشرف شدم و قصیده‌ ام را مقابلِ ضریحِ مقدس خواندم. پس عرض کردم: یا مولای! از جهتِ معیشت در فشارم. امروز هم عید است. اگر صله‌ ای عنایت فرمایید بجاست. ناگاه از سمتِ راست کسی ۱۰ تومان در دستِ من گذاشت. گرفتم و عرض کردم: یا مولای! کم است.

🟥 فوراً از سمتِ چپ کسی ۱۰ تومان دیگر در دستم گذاشت. باز عرض کردم کم است، ۱۰ تومان دیگر در دستم گذاشتند. خلاصه تا شش مرتبه استدعای زیادتی کردم و در هر مرتبه ۱۰ تومان مرحمت فرمودند (البته ۱۰ تومان آن‌ زمان مبلغ قابل توجهی بوده است).

🟦 چون مبلغِ ۶۰ تومان را کافی دیدم، خجالت کشیدم که باز طلبِ زیادتی کنم. پول را در جیب گذاشته، تشکر کردم و از حرم مطهر خارج شدم. در کفشداری عالم ربانی مرحوم حاج شیخ حسنعلی تهرانی را دیدم که می‌ خواهد به حرم مشرف شود. مرا که دید، در بغل گرفت و فرمود: حاج شیخ! خوب زرنگ شده‌ ای، با حضرت رضا «ع» نزدیک شده و رویِ هم ریخته‌ اید‌؛ تو شعر می‌ گویی و آن‌ حضرت به تو صله می‌ دهد. بگو چه مبلغی صله دادند؟

🟥 گفتم: ۶۰ تومان. فرمود حاضری ۶۰ تومان را بدهی و دو برابرِ آن بگیری؟ قبول کردم، ۶۰ تومان را دادم و ایشان ۱۲۰ تومان به من مرحمت فرمود. بعداً پشیمان شدم که آن وجهی که امام مرحمت فرمودند، چیزِ دیگر بود. خدمتِ شیخ برگشتم و آنچه اصرار کردم، ایشان معامله را فسخ نفرمود.

پ.ن:

🔹 آیت الله آقای حاج شیخ مرتضی حائری یزدی سلمه الله تعالی در موردِ این داستان چنین نوشته اند:

این داستان از مسلمیات است و شاید آقای حاج سید احمد زنجانی از خودِ مرحوم حاج شیخ ابراهیم که من ایشان را دیده بودم و از صلحائی بود که فعلا مانندِ او را نمی بینم شنیده باشند. اصلِ داستان همانیست که نوشته شده است ولی در بعضی از خصوصیات با آنچه در ذهنِ حقیر است اختلافاتی دارد از جمله اینکه مرحوم حاج شیخ حسنعلی فرمود آقا شیخ گرفتی، بده به من و وجه بیست تومان بوده است و مرحوم حاج شیخ به ایشان شصت تومان داده است.


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، استاد رضا بدرالسماء (نقاش) 🇮🇷 ، سیّد عبدالحسین دستغیب شیرازی (مجتهد شیعه) 🇮🇷

تاريخ : جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه‌ دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت می‌رسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی‌ قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی‌ ام سنگین‌ تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه‌ ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده‌ های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دل‌هایِ خسته را اِحیا می‌کنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی )‏ 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی‌ ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یک‌بار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•‏تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی )  🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر  🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️

تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.