🟦 كوچك جنگلی قسمتِ اعظمِ زندگانیِ خود را برایِ حفظِ آزادی و خدمت بِه هموطنان و برایِ استقلالِ مملکت و نجاتِ آن از شرّ بیگانگان بِه زحمت و مشقت گذرانیده و متحملِ انواعِ صدمات گردید و در آخرین بار، وقتی که بیشترِ رفقایش از دست رفته بودند، متواری شد و بِه معیت دو نفر از همراهانِ خود در کوه هایِ خلخال، مبارزه خود را ادامه داد. یکی از آن دو نفر بِه نامِ نعمت الله اهلِ ماسوله جوانی پاك و رشید و دارایِ احساساتِ سرشار و قلبی مملو از عِشق و محبَّت بود امّا در بین راه، در اثر تصادف بِه يك دسته از تفنگچی هایِ طالشی و مختصر زد و خورد، هدفِ گلوله واقع شده، مقتول گردید.
🟥 آن دومی كه گائوك آلمانی، مجاهدِ قدیمی بود، چندی نیز بِه اتّفاقِ رفیقِ خود طی طریق نمود تا آنکه بِه طوفانی سخت دچار شدند و او هم از شدتِ سرما از پای درآمد. كوچك خان، یکّه و تنها با قوایِ طبیعت مبارزه می کرد. گرسنه، برهنه، خسته و متحیّر، نمی دانست چِه بکند، زیرا نمی توانست حتی در این موقع رفیقِ نیمه جانِ خود را ترک کند و بِه تنهائی رهسپار شود، نیرویِ اخلاق، حتی در دمِ مرگ، هم او را از اقدام بِه يِك عملی که اندکی از جوانمردی دور باشد، منع می نمود. ناچار جسد نیمه جانِ گائوك را بِه دوش کشید و در سینه کشِ کوه، آنقدر رفت تا از حرکت بازماند و پیکرش یخ بست.
🟪 کوچک خان بدون شبهه یکی از پاکترین و فداکارترین فرزندانِ ایران بود که برایِ حفظِ آزادی و عِشق بِه وطن، هفت سال متمادی، با انواعِ مشقات دست بِه گریبان گردید، بالاخره بالایِ کوه در آغوشِ برف، میانِ باد و بوران، دور از همه کَس، یکّه و تنها با سخت ترین وضعی، جانِ خود را هم نثار نمود و بِه این ترتیب، جامعۀ ایرانی محققاً يك گوهرِ گرانبها را از دست داد. كوچك خان در راه مرام و مقصودِ خود، زندگانی را پست و ناچیز می شمرد و در عینِ حال، در جلوی مشکلات، بِه قدری مقاومت بروز می داد، که باور کردنی نیست.
🟩 او، فقط برایِ آنکه جانِ خود را فدایِ آزادی و سعادتِ هموطنانِ خود نمود قابلِ احترام نیست، بلکه برایِ اخلاقِ حسنه، برایِ خصایصِ عالیه و مخصوصاً برایِ آنکه یکی از مبلغینِ بزرگِ نیکوکاری بود، بزرگ می باشد. سراسرِ عمرِ او با عفت و پاکدامنی توام بوده است و هیچگاه از جادۀ درستکاری خارج نگردید. در سخت ترین مواقع، منافعِ عمومی را فراموش نکرد و حتی در دمِ مرگ هم بِه حکمِ رعایتِ اخلاق، همکارِ نیمه جانِ خود را بِه دوش کشید و جانِ خود را بر سرِ این کار نهاد. همه وقت بِه دنبالِ حقیقت رفت و آخر الامر هم برایِ حقیقت طلبی قربانی شد. این مظهرِ اخلاق و انسانیّت، چِه در زمانِ خود و چِه برایِ نسل هایِ بعد، سرمشقِ ایمان و وطن پرستی، عفت و پاکدامنی، استقامت و فداکاری است. درود بر روح كوچك جنگلی و تمامِ فدائیان و قربانیانِ راه آزادی و خوشبختی ملّتِ ایران.
پ.ن:
🔹 بریدنِ سر به دستورِ رضاخان برایِ خدمت بِه انگلیس؛ که بیشتر جنبه قدرت نمایی داشت و روایتِ تاریخیِ جانسوزِ کربلا را زنده می نمود، سرِ بریده شهید میرزا کوچک خان را چندین ماه در محلِ انبارِ نفتِ برادرانِ نوبل در رشت برایِ تماشایِ عموم بِه نمایش گذاشتند، تا درسِ عبرتی باشد برایِ کسانی که در مقابلِ استعمارِ انگلستان می ایستند! سپس بِه منظور ابرازِ صمیمیت بِه رضاخان، سر را بِه رسمِ ارمغان بِه دربارِ تهران بُردند، بِه دستورِ رضاخان سرِ شهید میرزا کوچک خان را در گورستانِ حسن آباد دفن کردند. بعدا یکی از مردانِ نیک نهاد که از یارانِ قدیمیِ میرزا کوچک خان بود (کاس آقا حسام) او را محرمانه از گور کن تحویل گرفت و بِه رشت بُرد و در محلی موسوم بِه سلیمان داراب بِه خاک سپرد. و این همان جایی است که در یازدهم آذرماه هر سال مراسمی برپا و دسته هایِ گُل بِه این آرامگاه نثار می شود.
🔹 در شهریور ۱۳۲۰ که آزادیخواهان گیلان تصمیم گرفتند پیکر میرزا را با تشریفاتِ شایسته ای از خانقاه بِه رشت حمل کنند، مصادف با جلوگیریِ مقاماتِ دولتی شدند، ناگزیر ساده و بدونِ کشمکش، پیکر شهید بِه رشت منتقل و در جوارِ سر مدفون گردید و بدین طریق طومارِ زندگیِ مردی که با پابند بودن بِه دیانت و اخلاق، بِه آزادی و استقلالِ کشورش می اندیشید، و بِه سعادتِ ابناء وطنش عِشق می ورزید و در جمیعِ این احوال، روحِ غير قابلِ انحراف و انقیاد داشت، درنوردیده شد و شعلۀ عمرش که با همۀ کوتاهی، مواجه با بادهایِ مخالف و ماجراهایِ غم انگیز بود، خاموش گردید. یادش گرامی. شهیدِ عزیزمان را یاد کنیم با ذکر معطر صلوات 🌷
احترام به پیکر شهید میرزا کوچک خان به سبک رضاخان حقیر و ملعون!!
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، میرزا کوچک خان تخلص گمنام (سردار گیلان) 🇮🇷 ، زنده یاد ابراهیم فخرایی (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت میرسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی ام سنگین تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دلهایِ خسته را اِحیا میکنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯





































































































































































































































































































