🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

📚 از کتاب سردار جنگل نوشته ی ابراهیم فخرائی

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

📚 از کتاب سردار جنگل نوشته ی ابراهیم فخرائی

🟦 كوچك جنگلی قسمتِ اعظمِ زندگانیِ خود را برایِ حفظِ آزادی و خدمت بِه هموطنان و برایِ استقلالِ مملکت و نجاتِ آن از شرّ بیگانگان بِه زحمت و مشقت گذرانیده و متحملِ انواعِ صدمات گردید و در آخرین بار، وقتی که بیشترِ رفقایش از دست رفته بودند، متواری شد و بِه معیت دو نفر از همراهانِ خود در کوه هایِ خلخال، مبارزه خود را ادامه داد. یکی از آن دو نفر بِه نامِ نعمت الله اهلِ ماسوله جوانی پاك و رشید و دارایِ احساساتِ سرشار و قلبی مملو از عِشق و محبَّت بود امّا در بین راه، در اثر تصادف بِه يك دسته از تفنگچی هایِ طالشی و مختصر زد و خورد، هدفِ گلوله واقع شده، مقتول گردید.

🟥 آن دومی كه گائوك آلمانی، مجاهدِ قدیمی بود، چندی نیز بِه اتّفاقِ رفیقِ خود طی طریق نمود تا آنکه بِه طوفانی سخت دچار شدند و او هم از شدتِ سرما از پای درآمد. كوچك خان، یکّه و تنها با قوایِ طبیعت مبارزه می کرد. گرسنه، برهنه، خسته و متحیّر، نمی دانست چِه بکند، زیرا نمی توانست حتی در این موقع رفیقِ نیمه جانِ خود را ترک کند و بِه تنهائی رهسپار شود، نیرویِ اخلاق، حتی در دمِ مرگ، هم او را از اقدام بِه يِك عملی که اندکی از جوانمردی دور باشد، منع می نمود. ناچار جسد نیمه جانِ گائوك را بِه دوش کشید و در سینه کشِ کوه، آنقدر رفت تا از حرکت بازماند و پیکرش یخ بست.

🟪 کوچک خان بدون شبهه یکی از پاکترین و فداکارترین فرزندانِ ایران بود که برایِ حفظِ آزادی و عِشق بِه وطن، هفت سال متمادی، با انواعِ مشقات دست بِه گریبان گردید، بالاخره بالایِ کوه در آغوشِ برف، میانِ باد و بوران، دور از همه کَس، یکّه و تنها با سخت ترین وضعی، جانِ خود را هم نثار نمود و بِه این ترتیب، جامعۀ ایرانی محققاً يك گوهرِ گرانبها را از دست داد. كوچك خان در راه مرام و مقصودِ خود، زندگانی را پست و ناچیز می شمرد و در عینِ حال، در جلوی مشکلات، بِه قدری مقاومت بروز می داد، که باور کردنی نیست.

🟩 او، فقط برایِ آنکه جانِ خود را فدایِ آزادی و سعادتِ هموطنانِ خود نمود قابلِ احترام نیست، بلکه برایِ اخلاقِ حسنه، برایِ خصایصِ عالیه و مخصوصاً برایِ آنکه یکی از مبلغینِ بزرگِ نیکوکاری بود، بزرگ می باشد. سراسرِ عمرِ او با عفت و پاکدامنی توام بوده است و هیچگاه از جادۀ درستکاری خارج نگردید. در سخت ترین مواقع، منافعِ عمومی را فراموش نکرد و حتی در دمِ مرگ هم بِه حکمِ رعایتِ اخلاق، همکارِ نیمه جانِ خود را بِه دوش کشید و جانِ خود را بر سرِ این کار نهاد. همه وقت بِه دنبالِ حقیقت رفت و آخر الامر هم برایِ حقیقت طلبی قربانی شد. این مظهرِ اخلاق و انسانیّت، چِه در زمانِ خود و چِه برایِ نسل هایِ بعد، سرمشقِ ایمان و وطن پرستی، عفت و پاکدامنی، استقامت و فداکاری است. درود بر روح كوچك جنگلی و تمامِ فدائیان و قربانیانِ راه آزادی و خوشبختی ملّتِ ایران.

پ.ن:

🔹 بریدنِ سر به دستورِ رضاخان برایِ خدمت بِه انگلیس؛ که بیشتر جنبه قدرت نمایی داشت و روایتِ تاریخیِ جانسوزِ کربلا را زنده می نمود، سرِ بریده شهید میرزا کوچک خان را چندین ماه در محلِ انبارِ نفتِ برادرانِ نوبل در رشت برایِ تماشایِ عموم بِه نمایش گذاشتند، تا درسِ عبرتی باشد برایِ کسانی که در مقابلِ استعمارِ انگلستان می ایستند! سپس بِه منظور ابرازِ صمیمیت بِه رضاخان، سر را بِه رسمِ ارمغان بِه دربارِ تهران بُردند، بِه دستورِ رضاخان سرِ شهید میرزا کوچک خان را در گورستانِ حسن آباد دفن کردند. بعدا یکی از مردانِ نیک نهاد که از یارانِ قدیمیِ میرزا کوچک خان بود (کاس آقا حسام) او را محرمانه از گور کن تحویل گرفت و بِه رشت بُرد و در محلی موسوم بِه سلیمان داراب بِه خاک سپرد. و این همان جایی است که در یازدهم آذرماه هر سال مراسمی برپا و دسته هایِ گُل بِه این آرامگاه نثار می شود.

🔹 در شهریور ۱۳۲۰ که آزادیخواهان گیلان تصمیم گرفتند پیکر میرزا را با تشریفاتِ شایسته ای از خانقاه بِه رشت حمل کنند، مصادف با جلوگیریِ مقاماتِ دولتی شدند، ناگزیر ساده و بدونِ کشمکش، پیکر شهید بِه رشت منتقل و در جوارِ سر مدفون گردید و بدین طریق طومارِ زندگیِ مردی که با پابند بودن بِه دیانت و اخلاق، بِه آزادی و استقلالِ کشورش می اندیشید، و بِه سعادتِ ابناء وطنش عِشق می ورزید و در جمیعِ این احوال، روحِ غير قابلِ انحراف و انقیاد داشت، درنوردیده شد و شعلۀ عمرش که با همۀ کوتاهی، مواجه با بادهایِ مخالف و ماجراهایِ غم انگیز بود، خاموش گردید. یادش گرامی. شهیدِ عزیزمان را یاد کنیم با ذکر معطر صلوات 🌷

احترام به پیکر شهید میرزا کوچک خان به سبک رضاخان حقیر و ملعون!!


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، میرزا کوچک‌ خان تخلص گمنام (سردار گیلان) 🇮🇷 ، زنده یاد ابراهیم فخرایی (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷

تاريخ : شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۲ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) ‏🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی‌ روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر بری‌یز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان‌ هایم دلتنگِ دست‌هایت‌ اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می‌ کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•چجوری از لبخند زدنِ قلبم موقعِ شنیدنِ صدات برات بگم؟•🖤
( هلالی جغتائی ) 🖤•گر معشوقه ام شوی! من پادشاهِ جهان شوم آپامه•🖤
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایه‌گاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین‌ ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران می‌بارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است )  🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•و به دیوارهایی که میانمان ساختی عکست را آویختم•🖤
( مسیح کاشانی ) 🖤•و گنج‌ هایِ جهان، اگر تو نباشی غباری بیش نیست آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🖤•امّا قلبم، همین که تو ساکنِ آنی مرا کافیست•🖤
( فروغی بسطامی ) 🖤•دلم می خواهد آنقدر ببوسمت که تشنگیم تمام شود آپامه•🖤
( اهلی شیرازی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، ‏تا فنا در جانت، آپامه•🖤
( اسیر‌ شهرستانی ) 🕌 🌹و شهادت می دهم که تو جان و مولایِ منی و تو آقایِ منی 🌹 🕌
( فریدون مشیری )  🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌
( حسین منزوی ) 🖤•چه می‌ شد اگر با هم به ستاره‌ ها نگاه می‌ کردیم؟•🖤
( شرمی قزوینی ) 🖤•جانِ فراق دیده‌ ام وصلِ تو آرزو کند•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•میلاد حضرت مسیح پیام‌آورِ عشق و مهربانی مبارک•❤️
( نوذر پرنگ ) 🖤•گویی غم دل‌ باختۀ قلبِ من است•🖤
( هاتف اصفهانی ) 🖤•در شبِ رغائب، نامِ تو مقدم بر همهٔ آرزوهایم بود آپامه•🖤
( امیری فیروزکوهی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
📚 از کتاب یادداشت‌های روزانه‌ نیما یوشیج، ص۵۱ به کوشش شراگیم یوشیج
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️

تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.