چِه بد کردم نمی دانم که با من دل دگر کردی
زِ حالم چشم پوشیدی، زِ من قطعِ نظر کردی
چو شمع افروختی رُخسار وُ در جانم زدی آتش
گذشتی همچو باد وُ آتشم را تیزتر کردی
نگفتی یِک سخن زآن لعلِ میگون با منِ بیدل
مرا زآن غنچۀ نشکفته، خونها در جگر کردی
کشیدی از دِلم تیری که افکندی زِ کین بر من
بحمدالله که کینِ خویش را از دِل بِه در کردی
ندیدی از سرِ مهر وُ وفا چین بر جبینِ من
مرا چندان که پیشِ زخمِ پیکانت بِه سر کردی
زِ بد مهری نیفکندی گُذر بر خاکسارِ خود
بِه راه انتظارش گر چِه خاکِ رهگذر کردی
تو را چندان که آن مه ساخت پامال جفا، اهلی
تو باز از شوقِ او، چون سبزه سَر از خاک برکردی 🌷
پ.ن:
چو شمع افروختی رُخسار وُ بر عالم زدی آتش
گذشتی همچو باد وُ آتشم را تیزتر کردی
ندیدی از سرِ مهر وُ وفا چین بر جبینِ من
مرا چندان که پیشِ زخمِ پیکانت سپر کردی (اهلی خراسانی) 🖤
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
زِ من برگشتی، ای دِلبر، دریغا روزگارِ من
شکستی عهدِ من یکسر، دریغا روزگارِ من
دِلم جفتِ عنا کردی، بِه هجرم مبتلا کردی
وفا کردم، جفا کردی، دریغا روزگارِ من
دِلم در عشقِ تو خون شد، خروشِ من بِه گردون شد
امّیدِ من دگرگون شد، دریغا روزگارِ من
تو با من دل دگر کردی، بِه شهر وُ ده سمر کردی
شدی بارِ دگر کردی، دریغا روزگارِ من (محمّد انوری) 🖤
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
نمی دانم چِه بد کردم که با من دل دگر کردی
چِه دیدی کز منِ آزرده دِل، قطعِ نظر کردی
نمی دانم چِه واقع شد که هر چند از منِ مسکین
تنزّل بیشتر دیدی، تغافل بیشتر کردی
نمی دانم که بدگویان چِه گفتند از زبانِ من
کز آن لب هر چِه پرسیدم، حکایت مختصر کردی
نمی دانم چِه پیش آمد که چون آبِ روان هر جا
سرِ راهت گرفتم، جانبِ دیگر گذر کردی
دو رنگی پیشه کردی با معزّی ای گُلِ رعنا
بِه یکرنگی چو من آخِر، چِرا این رنگ بَر کردی (معزالدّین کاشانی) 🖤
موضوعات مرتبط: اوحد الدّین محمّد انوری (شاعر روزگار سلجوقی) 🇮🇷 ، اهلی ترشیزی خراسانی (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷 ، میر معزالدین محمّد کاشانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر برییز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان هایم دلتنگِ دستهایت اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•چجوری از لبخند زدنِ قلبم موقعِ شنیدنِ صدات برات بگم؟•🖤
( هلالی جغتائی ) 🖤•گر معشوقه ام شوی! من پادشاهِ جهان شوم آپامه•🖤
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایهگاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران میبارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است ) 🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•و به دیوارهایی که میانمان ساختی عکست را آویختم•🖤
( مسیح کاشانی ) 🖤•و گنج هایِ جهان، اگر تو نباشی غباری بیش نیست آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🖤•امّا قلبم، همین که تو ساکنِ آنی مرا کافیست•🖤
( فروغی بسطامی ) 🖤•دلم می خواهد آنقدر ببوسمت که تشنگیم تمام شود آپامه•🖤
( اهلی شیرازی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت، آپامه•🖤
( اسیر شهرستانی ) 🕌 🌹و شهادت می دهم که تو جان و مولایِ منی و تو آقایِ منی 🌹 🕌
( فریدون مشیری ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( حسین منزوی ) 🖤•چه می شد اگر با هم به ستاره ها نگاه می کردیم؟•🖤
( شرمی قزوینی ) 🖤•جانِ فراق دیده ام وصلِ تو آرزو کند•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•میلاد حضرت مسیح پیامآورِ عشق و مهربانی مبارک•❤️
( نوذر پرنگ ) 🖤•گویی غم دل باختۀ قلبِ من است•🖤
( هاتف اصفهانی ) 🖤•در شبِ رغائب، نامِ تو مقدم بر همهٔ آرزوهایم بود آپامه•🖤
( امیری فیروزکوهی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
📚 از کتاب یادداشتهای روزانه نیما یوشیج، ص۵۱ به کوشش شراگیم یوشیج
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































