➖ كاترينا: اجازه بده تمنّا كنم كه بمانى.
➕ پتروچيو: بسيار خب.
➖ كاترينا: پس می مانى؟
➕ پتروچيو: نه، اجازه مى دهم كه تمنّا كنى كه بمانم، ولى نمى مانم.
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
شک کُن که ستاره ها آتشین هستند!
شک کُن که خورشید حرکت می کند!
شک کُن بِه حقیقت
که شاید دروغ گو باشد!
امّا هرگز بِه این که
دوستت دارم شک نکن. 🌷
پ.ن:
مگر من می توانم دوستت نداشته باشم آپامه عزیزم!؟ 🪔
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
[پس از بوسیدنِ ژولیت]
رومئو: اکنون با لبانِ تو، گناه از لبانم پاک شده است؛
ژولیت: پس لبانِ من با گرفتنِ آن گناه، گناهکار شده اند؛
رومئو: گناه از لبانِ من؟ آه! چِه بی حرمتیِ بزرگی که باید جبران شود؛
گناه مرا بِه من پس بده؛
[دوباره او را می بوسد.] 🌷
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
در دریایِ پُرتلاطم زندگی، همیشه موجی را می توان یافت، که اگر با آن حرکت کنید، شما را بِه ساحلِ خوشبختی می رساند. 🌷
موضوعات مرتبط: ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
اگر تو را بِه یِک روزِ بهاری تشبیه کُنم، نمی رنجی؟
امّا تو بس دِلفریب تر و باوفا تر هستی
بادِ صبا، غنچه هایِ تنگ، دهانِ بهار را می جنباند
و بهار کوتاه و گُذراست
گاه خورشید، بسی سوزان است
گاه در دلِ ابرها، رُخش پنهان است
و گاه تمامِ زیبایی ها رنگ می بازند
چِه بِه دستِ شوربختی و چِه بِه دستِ قانونِ طبیعت
امّا بهارانِ تو خزانی ندارد
نه هرگز، زیباییِ تو زوالی ندارد
نه هرگز، مرگ، تو را برایِ خویش طلب ندارد
چِرا که تو در شعرِ ابدیِ من، تا همیشه زنده هستی
تا لحظه ای که انسان نفس می کشد و چشم ها می بینند
و تا آن روز که این شعر زنده است، تو را جاودان خواهد کرد. 🌷
موضوعات مرتبط: ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
هیچ چیز در جهان بِه خوبیِ بویِ کسی که دوستش داری نیست. 🌷
موضوعات مرتبط: ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
تمامِ سفرها، در آغوشِ کسی پایان می پذیرد، که او را دوست داریم. 🌷
موضوعات مرتبط: ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
وقتی که بِه همۀ اندیشه هایِ دور و دراز که مرا از خود بیزار می کُند فرو میروم، ناگهان یاد از رویِ دِل آرایِ تو می کُنم و روحم چون سحرگاهان که جمالِ بامدادی را ببیند و نغمۀ شادی سر دهد، از زمین تیره روی بجانبِ آسمان درخشان می کُند و سرودِ امید میخواند، زیرا آنوقت که یاد از عشقِ تو می کُنم، خود را چنان توانگر می بینم که مقامِ خویش را با همۀ شاهانِ جهان برابر نمینهم.
موضوعات مرتبط: ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
آری، بیدادِ عِشق چنین است؛ بارِ اندوهِ خودم در دِل انباشته است، و تو با اندوهِ خویش بر آن می افزایی؛ این عِشق که ابراز کردی بر بارِ اندوهم می افزاید؛ عِشق دردی ست که از آه دِل بر می خیزد؛ وقتی تطهير شُد چون آتشی در چشمانِ عُشّاق ميدرخشد و هنگامی كه آزرده گشت، دريايی است كه از اشكِ دِلدادگان لبريز می شود؛ جُز این چِه می تواند بود؟ جُنونی بس مُحتاط، جِراحتی دِل گزا و حَلاوتی پاس دارنده. 🌷
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
همه کس بِه کسی که زیرِ فشارِ رنجِ سنگین دارد استخوانش خرد می شود، درسِ صبر وُ تحمُّل می دهد؛ امّا وقتی خودش صاحبِ آن درد شد، نمی تواند صبر وُ قرارش را از دست ندهد؛ نه نه نصیحتم نکن، دردِ من از پندِ تو بلند آوازتر است.
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
گُذشتِ زمان، بر آنها که منتظر می مانند بسیار کُند؛ بر آنها که می هراسند بسیار تُند؛ بر آنها که زانویِ غَم در بغل می گیرند بسیار طولانی؛ و بر آنها که بِه سرخوشی می گُذرانند بسیار کوتاه است؛ امّا بر آنها که عِشق می ورزند، زمان را آغاز و پایانی نیست.
موضوعات مرتبط: ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
دنیا هم که مالِ تو باشد، تا زمانی که درونِ قلبِ یِک زن جایی نداشته باشی، تا درونِ آوازهایِ عاشِقانه زنی زندگی نکنی و سهمی از دِلشوره هایش نداشته باشی، فقیر ترین مردِ دنیایی! 🌷
موضوعات مرتبط: ویلیام شکسپیر (شاعر انگلیسی) 🏴
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر برییز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان هایم دلتنگِ دستهایت اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•چجوری از لبخند زدنِ قلبم موقعِ شنیدنِ صدات برات بگم؟•🖤
( هلالی جغتائی ) 🖤•گر معشوقه ام شوی! من پادشاهِ جهان شوم آپامه•🖤
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایهگاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران میبارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است ) 🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•و به دیوارهایی که میانمان ساختی عکست را آویختم•🖤
( مسیح کاشانی ) 🖤•و گنج هایِ جهان، اگر تو نباشی غباری بیش نیست آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🖤•امّا قلبم، همین که تو ساکنِ آنی مرا کافیست•🖤
( فروغی بسطامی ) 🖤•دلم می خواهد آنقدر ببوسمت که تشنگیم تمام شود آپامه•🖤
( اهلی شیرازی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت، آپامه•🖤
( اسیر شهرستانی ) 🕌 🌹و شهادت می دهم که تو جان و مولایِ منی و تو آقایِ منی 🌹 🕌
( فریدون مشیری ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( حسین منزوی ) 🖤•چه می شد اگر با هم به ستاره ها نگاه می کردیم؟•🖤
( شرمی قزوینی ) 🖤•جانِ فراق دیده ام وصلِ تو آرزو کند•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•میلاد حضرت مسیح پیامآورِ عشق و مهربانی مبارک•❤️
( نوذر پرنگ ) 🖤•گویی غم دل باختۀ قلبِ من است•🖤
( هاتف اصفهانی ) 🖤•در شبِ رغائب، نامِ تو مقدم بر همهٔ آرزوهایم بود آپامه•🖤
( امیری فیروزکوهی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
📚 از کتاب یادداشتهای روزانه نیما یوشیج، ص۵۱ به کوشش شراگیم یوشیج
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































