🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋

💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 | اردیبهشت ۱۴۰۳

✍️ شعر همیشه خوب
🦋 همیشه شعر به راه و قافیه خوب است 🦋 💫 ♡چه باشد شعر؟! آهِ سینه سوزی کز جگر خیزد! جلال‌الدّین‌ میر‌آفتابی♡ 💫

📚 از کتاب یادوارۀ شهید محمّد علی رجایی، سال چاپ: ۱۳۶۱

🟦 اسلام صراطِ مستقیم است، نه بِه راست و نه بِه چپ بِه هیچیک از این دو منحرف نیست. رسالتِ ما در این انقلاب عبارت از این است که زندگی را در گیتی بِه عدالتِ اسلام برگردانیم و اعتقادِ ما وعده بسیار کثیری از مردمِ زمین نیز بِه عنوان مستضعف و محروم که از خطّ عدالتِ اسلامی بر کنار هستند، این است که انقلابِ ما دستِ مستضعفین را بگیرد و بِه خطّ عدالتِ اسلامی برگرداند.

🟥 من بعنوان کوچکترین خدمتگزار و نماینده امام بِه شما اعلام می کنم رسالتِ ما دستگیری از مستضعفین و رساندنِ آنان بِه حدّ عدالتِ اسلامی است. در این رابطه همۀ کسانی که ادعایِ انقلابی بودن می کنند و همۀ کسانی که نمایندۀ جمهوری اسلامی هستند، چِه در کارِ دولت و چِه در غیرِ دولت همگی در جهتِ خدمت بِه انقلاب و در نتیجه خدمت بِه مستضعفین هستند.

🟦 من در این منطقه از کشور اعلام می کنم که رای مستضعفین، روزِ نجاتِ شما از استضعاف فرا رسید و اسلام بر آن است که شما را استضعاف بِه عدالت برگرداند. مستکبرین و کسانی که در جهان از خطّ عدالتِ اسلامی منحرف هستند، می خواهند شیره جان و حیاتِ مردم را بمکند و زالو وار تلاش می کنند که از خونِ مردم برایِ خود خون تهیه کنند و خود را بِه مرحله بالاتر از استکبار برسانند. رسالتِ انقلابِ ما این است که چنگال و حلقوم و امکانات این مستضعفین را مهار کند، و آنها را بِه عدالتِ اسلامی برگرداند.

پ.ن:

🔹 دشمنانِ کوردلِ انقلابِ اسلامی باید بدانند که شهادت در راه خدا، آرزویِ ماست، ما را هراسی از مرگ نیست، چرا که اطمینان داریم، بدونِ ما نیز پرچمِ خونینِ اسلام و انقلاب را دستهایِ پُرتوانِ میلیونها مردمِ محروم و مستضعفِ میهنِ اسلامی سربلندتر و برافراشته تر از پیش بِه اهتزاز درخواهد آورد و میلیونها دهان، نوایِ قدسی و آسمانی «الله اکبر» را در چهار گوشۀ جهان، طنین افکن خواهند ساخت.

🔹 امریکایِ جهانخوار و اذنابِ آن بدانند که مبارزۀ بی امانِ امّتِ شهید پرورِ ما علیه ظلم و استکبار و کفر و الحادِ جهانی تا محوِ کامل همۀ آثارِ شومِ آن در سراسرِ جهان ادامه خواهد داشت. (شهید محمّد علی رجایی) ❤️

پ.ن۲:

بسم الله الرحمن الرحیم، وَبَشِّرِ الصَّابرِینَ الَّذینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ ..

مظلومانه اومد جلو، برای رقیبهایِ رد صلاحیت تلاش کرد، صلاحیت بگیرن؛ صدها تهمت، زخم زبان، طعنه و افترا شنید؛ مظلومانه کار کرد؛ خودشو بِه آب و آتش زد تو کار کردن؛ شبانه روز تلاش کرد؛ بِه دورترین مناطقِ محروم برای خدمت رفت؛ سه سال پیش، تولد آقا امام رضا (ع) رئیس جمهور شد، و سه سال بعد، تولد آقا امام رضا (ع) مظلومانه و غریبانه بِه شهادت رسید. واقعا خدا خوب میخره، سنگینی عجیبی داره شهادتِ این سید جلیل المقام. یا صاحب الزمان ادرکنی 💔

شبِ مردانِ خدا روزِ جهان افروزست

روشنان را بِه حقیقت شبِ ظلمانی نیست (سعدی شیرازی) ❤️

💔 شهادتت مبارک آقا سید ابراهیم، خداحافظ ای داغ بر دل نشسته 💔

🏴
شعر: اهورا ایمان؛ آهنگساز: علیرضا کهن دیری
با صدای: احسان خواجه امیری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۶
🎼 دانلود آهنگ زیبای سلام آخر با کیفیت عالی 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، 📕 گزیده متن کتاب ، استاد علیرضا کهن دیری (آهنگساز) 🇮🇷 ، احسان خواجه امیری (آهنگساز، خواننده) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( صائب جانمان ) 💎

عیارِ حُسن زِ صاحب‌ نظر شود پیدا
که قیمتِ گُهر از دیده‌ ور شود پیدا

دهد ثمر زِ رگ وُ ریشۀ درخت، خبر
نهفته‌ هایِ پدر از پسر شود پیدا

بِه رنگِ زرد قناعت کُن از ریاضِ جهان
که رنگِ سُرخ بِه خونِ جگر شود پیدا

هزار نامۀ عَنقا زِ کوه قاف رسید
نشد زِ گمشدۀ ما خبر شود پیدا!

مشو زِ مُهرِ خموشی زِ بی‌ زبانان امن
که برقِ تیغ زِ ابرِ سپر شود پیدا

مشو بِه مویِ سفید از فریبِ غفلت، اَمن
که خواب‌ هایِ گران در سحر شود پیدا

اگر بِه صدق، قدم در طریقِ عِشق نهی
تو را زِ نقشِ قدم، راهبر شود پیدا

تو شیشه‌ دِل، ندهی تن بِه سختیِ ایّام
وگرنه لعل زِ کوه وُ کمر شود پیدا

در این زمانه که جوهرشناس نایاب است
چِه قدرِ مردمِ روشن‌ گُهر شود پیدا؟

زِ حرصِ دانه در این کشتزار، نزدیک است
که همچو مور، تو را بال وُ پَر شود پیدا

مجو زِ هر دلِ افسرده معنیِ روشن
که دِل چو آب شود، این گُهر شود پیدا

زِ همرهان رهِ دور است عمرِ جاویدان
سفر خوش است اگر همسفر شود پیدا

عیارِ فکر زِ همفکر می‌ شود ظاهر
که روزِ معرکه، صاحب‌ جگر شود پیدا

توان زِ ساده‌ دِلی یافت رازهایِ مرا
چو رشته‌ ای که زِ مغزِ گُهر شود پیدا

اگر تو چون کفِ دریا سبک کنی خود را
تو را سفینه زِ موجِ خطر شود پیدا

زمینِ قابل اگر بهرِ فکر می‌ طلبی
زِ پیش مصرعِ ما بیشتر شود پیدا

بِه سیمِ قلب نگیرند صائب از اخوان
در این زمانه عزیزی اگر شود پیدا
🌷


موضوعات مرتبط: میرزا محمد علی صائب تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ابوالحسن ورزی ) 🖤•گاهى چشم ها خوددارى مى كنند و اين قلب است كه مى گريد•🖤

بادِ بهار آمد وُ آورد بویِ تو
شد تازه باز در دلِ من آرزویِ تو

تا پاک تر بِه رویِ تو اُفتد نگاهِ من
خود را بِه اشک شوید وُ آید بِه سویِ تو

چون غنچه‌ ای که باز شود در سپیده‌ دم
گردد شکفته این دلِ خونین بِه رویِ تو

پروانه وُ نسیم وُ من، ای گُلبنِ مُراد
هستیم روز وُ شَب همه در جست و جویِ تو

ای دِل عزیز دار که دارویِ زندگی‌ ست
آن مِی که دستِ عِشق کند در سبویِ تو

دانی چِه شد نصیبِ من از نوبهارِ عِشق؟
گلهایِ حسرتی که فکندم بِه کویِ تو

ای مرغِ شَب بِه داغِ که سوزی، که دردِ او
خون می‌ کند فغانِ تو را در گلویِ تو؟

در آرزویِ آنکه چو گُل در بَرَت کِشم
هر صبح چون نسیم دویدم بِه کویِ تو
🌷

🎵
شعر، آهنگ: علی پهلوان؛ تنظیم: نینف امیر خاص
با صدای: علی پهلوان، پیام صالحی؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۹
🎼 دانلود آهنگ زیبای گل آفتابگردون با کیفیت عالی 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، شادروان ابوالحسن ورزی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡یک شرر رنگِ وفا از هیچ دل روشن نشد♡ 🕯

عِشق هر جا شوید از دِلها غبارِ رنگ را
ریگِ زیرِ آب خنداند شرارِ سنگ را

گر دلِ ما یک جَرَس آهنگِ بیتابی‌ کند
گَردِ چندین‌ کاروان سازد شکستِ رنگ را

شوخی‌ِ مضراب‌ِ مُطرب گر بِه‌ این کیفیّت‌ است
کاسهٔ طنبور مستی می‌ دهد آهنگ را

می‌ شود دندانِ ظلم از کُند گشتن تیز تر
ارّه بی‌ دندانه چون‌ گردد، بِبُرَد سنگ را

در حبات وُ موج‌ِ این دریا تفاوت بیش نیست
اندکی باد است در سَر صاحبِ اورنگ را

یِک شرر رنگِ وفا از هیچ دِل روشن نشد*
شمع خاموشی‌ ست این غمخانه‌ هایِ تنگ‌ را

وهم‌ می‌ بالد در اینجا، عقل‌ کو، فطرت‌ کدام
مزرعِ ما بیشتر سرسبز دارد بَنگ را

برقِ وحشت‌ کاروانِ بی‌ نشانی منزلم
در نخستین‌ گام می‌ سوزم ره وُ فرسنگ را

عاقبت از ضعفِ پیری نالۀ ما اشک شد
سرنگونی بر زمین زد، نغمۀ این چنگ را

سیرِ باغِ خود نماییها اگر منظور نیست
سبزهٔ بام وُ درِ آیینه می‌ دان زنگ را

گوهرم نشناخت بیدل قدرِ دریا مَشربی
کارها با خود فتاد آخِر منِ دِلتنگ را
🕯


موضوعات مرتبط: میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( بیدل دهلوی ) 💎

عمریست شکستِ بام وُ در می‌ بینم
بنیادِ وفا زیر وُ زبر می‌ بینم

هر صبح که سَر زِ خواب بَر می‌ دارم
آشوبِ قیامتِ دگر می‌ بینم
🌷


موضوعات مرتبط: میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( تنهای‌ قمی ) 💎

بوسیدم آن دهان را، زان رو که گر بپرسند

بوسیده‌ ای کجا را، گویم که هیچ جا را
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄

خود چون زِ اشتیاق لبِ خویش می مکی

از ما کناره چیست، مگر ما چِه می کنیم؟!
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄

محال است این‌ که معشوق از محبّت بی‌ خبر باشد

مگو پروانه تنها سوخت، آتش نیز می‌ سوزد 🌷


موضوعات مرتبط: حکیم میرزا محمد سعید معروف (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( محمد ذكایی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️

می گذرد کاروان، رویِ گُلِ ارغوان
قافله سالارِ آن، سروِ شهيدِ جوان

در غمِ اين عاشِقان، چشمِ فلک، خون فشان
داغِ جُدايی بِه دِل، آتشِ حسرت بِه جان

خورشيدی، تابيدی، ای شهيد
در دِل ها جاويدی، ای شهيد

می گِريد در سوگت، آسمان
می سوزد از داغت، شمعِ جان

چون رويَد لاله از خاکِ تو
ياد آرم از جانِ پاکِ تو

بنگر چون شد، دِل ها خون شد، زين آتش ها
از موجِ خون، شد لاله گون، دشت وُ صحرا

زين درد وُ غَم، گِريد عالم، ای شهيدِ ما
از اين ماتم، خون می گِريَم

ای ياران، ای ياران
سوزم از داغِ غَمی، داغِ ظلم وُ ستمی

خونِ هر جانباز، می دهد آواز
جان فدایِ وطنم، خاکِ ايران کفنم

ای دریغا، لالۀ ما، گشته گلگون، خُفته در خون 🌷

پ.ن:

شهیدِ عِشق دلسوزی زِ یارِ خود نمی‌ خواهد

که شمعِ کُشته شمعی بر مزارِ خود نمی‌ خواهد (تنهای قمی) 🕯

پ.ن۲:

🔹 همیشه که صبح، شعر نمی خواهد؛ یِک وقت هایی تو را می خواهد؛ فقط تو را ❤️

🔹 سرباز گمنام امام زمان (عج)، دکتر شهید محمّد رضا ممبینی که سال ۱۴۰۰ در استان هرمزگان بِه شهادت رسید و در قطعه یک گلزار شهدای اهواز بِه خاک سپرده شد. و محمّد در فیلمِ گاندو نقشِ دکتر شهید محمّد رضا ممبینی را در دست داشت و پرونده های امنیتی و اقتصادی ایران دستِ شهید دکتر ممبینی بوده است. شهدا را یاد کنید، شهدا هم شما را نزد ابا عبدالله الحسین (ع) یاد می کنند. شهید را یاد کنیم با ذکر معطر صلوات. ❤️

🎵
آهنگساز: استاد محمّد رضا لطفی
با صدای: شهرام ناظری؛ تاریخ انتشار: ۱۳۵۹
🎼 دانلود تصنیف زیبای کاروان شهید با کیفیت خوب 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، استاد شهرام ناظری (خواننده) 🇮🇷 ، زنده یاد استاد محمّد رضا لطفی (آهنگساز) 🇮🇷 ، 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی

تاريخ : جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ملک‌ الشعرای بهار ) 🖤•این عِشق قبل از مُردنِ من پایان نمی‌ یابد آپامه•🖤

از داغِ غَمت جانا! می‌ سوزم وُ می‌ سازم*
چون شمع زِ سَر تا پا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم‌

از زشتیِ بدخویان، وز جورِ نکورویان
گه زشت وُ گهی زیبا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

درویش زِ درویشی، شاه از طمعِ بیشی
لیکن من از استغنا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

سُرخ از تَفِ عِشقم دِل‌، زرد از غمِ یارم رُخ
دایم چو گُلِ رعنا، می سوزم وُ می‌ سازم

چون هیزمِ نغزم من، یاران همه تَر دامن
در مجمر از آن تنها، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

حاسد زِ حسد سوزد، بدخواه زِ بدخواهی
من زِ ابلهیِ آنها، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

نوریست مرا در دِل‌، ناریست مرا در سَر
زین هر دو چراغ‌آسا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

با اشکِ روان چون شمع، بربسته لب از شِکوه
مردانه وُ پابرجا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

دِل کارگهی پُر جوش، دو رشتهٔ لب خاموش
پوشیده وُ ناپیدا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

بستم زِ شکایت لب، وز تن نگشود این تب
چِه خامش وُ چِه گویا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

داغی که نهان دارم، ارث از پدران دارم
من ای پسر! از آبا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

از آدم وُ حوا زاد، این شعلهٔ بی‌فریاد
من زِ آدم وُ از حوا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

از خلد بِه راه آورد، انبازِ مَنست این درد
تا پا نکشم زِ اینجا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

مرغیست روانِ من‌، افتاده بِه دامِ تن
در دامگه اعضا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

یا رب بپذیر از من، وین درد مگیر از من
پیوسته رها کن تا می‌ سوزم وُ می‌ سازم

زان کآفتِ بی‌ دردی، از کور دِلی خیزد
با چشم وُ دلِ بینا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

دیریست که بیمارم، بس مشغله‌ ها دارم
وز حسرتِ اِستشفا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم

شد جسمِ بهار از تب، کانونِ بلا، یارب!
سختست غَمم امّا، می‌ سوزم وُ می‌ سازم 🌷

پ.ن:

از داغِ غَمت هر که دِلش سوختنی نیست
از شمعِ رُخت محفلش افروختنی نیست

یِک دانهٔ اشک است روان بر رُخ زرّین
سیم وُ زرِ ما شکر که اندوختنی نیست
(میرزا حبیب خراسانی)
🖤


موضوعات مرتبط: شادروان محمّد تقی بهار (شاعر، نویسنده معاصر) 🇮🇷

تاريخ : جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( فیاض لاهیجی ) 💎

چو بینم کبک، یادم جلوۀ دلدار می‌ آید
که هر گه در خرام آید بدین رفتار می‌ آید

نگاهم جیب وُ دامن پُر گُل از رُخسارِ او برگشت
بِه آیینی که پنداری کَس از گُلزار می‌ آید

خیالت هر شَب آید بر سرِ بالین وُ ننشیند*
مگر شرمش زِ پاسِ دیدۀ بیدار می‌ آید

دِلا زهرِ نگاهِ او غنیمت دان که این مرهم
برایِ زخم بندی‌ ها ترا در کار می‌ آید

دمی در سایۀ دیوارِ او فیّاض عشرت کن
که روزی آفتابت بر سرِ دیوار می‌ آید 🌷


موضوعات مرتبط: عبدالرزاق علی فیّاض لاهیجی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( عماد خراسانی )  🖤•شبی، به کنجِ خلوت، لبانت را نه با بوسه، با شعر می‌نوشم•🖤

ما عاشِقیم وُ خوشتر از این کار، کار نیست
یعنی بِه کارهایِ دگر اعتبار نیست

دانی بهشت چیست که داریم انتظار؟
جُز ماهتاب وُ باده وُ آغوشِ یار نیست

فصلِ بهار فصلِ جنون است وُ این سه ماه
هر کس که مست نیست، یقین هوشیار نیست

سنجیده‌ ایم ما، بِه جُز از موی وُ رویِ یار
حاصل زِ رفت وُ آمدِ لیل وُ نهار نیست

خندید صبح بر من وُ بر انتظارِ من
زین بیشتر زِ خویِ توام انتظار نیست

دیشب لبش چو غنچه تبسّم بِه من نمود
امّا چِه سود زانکه بِه یِک گُل بهار نیست

فرهاد یاد باد که چون داستانِ او
شیرین حکایتی زِ کسی یادگار نیست

ناصح مکن حدیث که صبر اختیار کن
ما را بِه عشقِ یار زِ خویش اختیار نیست

کارِ تو بوسه بر مه وُ بارِ تو مشکِ ناب
ای زُلفِ یار، خوشتر از این کار وُ بار نیست

برخیز دلبرا که در آغوشِ هم شویم
کآن یار یار نیست که اندر کنار نیست

امّیدِ شیخ بسته بِه تسبیح وُ خرقه است
گویا بِه عفو وُ لطفِ تو امّیدوار نیست

بر ما گذشت نیک وُ بد، امّا تو روزگار
فکری بِه حالِ خویش کن، این روزگار نیست

بگذر زِ صید وُ این دو سه مه با عماد باش
صیّادِ من، بهار که فصلِ شکار نیست
🌷


موضوعات مرتبط: مرحوم سیّد عماد خراسانی (شاعر، غزلسرای معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( جناب حافظ ) 🖤•غمگینم، کاش پرنده ای نبودم، دور افتاده، از آسمانی که تویی•🖤

مَجمَعِ خوبی وُ لطف است عِذار چو مَهَش
لیکَنَش مِهر وُ وفا نیست خدایا بِدَهَش

دلبرم شاهد وُ طفل است وُ بِه بازی روزی
بِکُشد زارم وُ در شرع نباشد گُنَهَش

من همان بِه که از او نیک نگه دارم دِل
که بد وُ نیک ندیده‌ ست وُ ندارد نِگَهَش

بویِ شیر از لبِ همچون شِکَرَش می‌ آید
گرچِه خون می‌ چکد از شیوهٔ چشمِ سیَهَش

چارده ساله بُتی چابُکِ شیرین دارم
که بِه جان حلقه بِه گوش است، مَهِ چاردَهَش

از پِی آن گُلِ نورُستِه دلِ ما یارب
خود کجا شد که ندیدیم در این چند گَهَش

یارِ دلدارِ من ار قلب بدین سان شِکَنَد
بِبَرَد زود بِه جانداریِ خود پادشهَش

جان بِه شکرانه کنم صرف گَر آن دانهٔ دُر
صدفِ سینهٔ حافظ بُوَد آرامگَهَش
🌷


موضوعات مرتبط: شمس‌ُ الدّینْ محمّد حافظ (شاعر روزگار تیموری) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( کلیم کاشانی )  🕯 ♡سنگ را رحم از اين سنگدلان بيشتر است♡ 🕯

بعدِ وارستگى ام سوزِ تو در تن باقيست*
آتش افسرده ولى گرمىِ گُلخن باقيست

پنجه ام را بِه گريبانِ كفن بند كنيد*
كه هنوزم هوسِ جيب دريدن باقيست

سنگ را رحم از اين سنگدِلان بيشتر است*
مهربان شد فلك وُ كينۀ دشمن باقيست

با قفس ساخته ام ليك زِ گلريزىِ اشك*
می توان يافت كه ذوقِ گُل وُ گُلشن باقيست

شمعِ كاشانۀ ما شد شبى آن مايۀ ناز*
عمرها رفت وُ همان حيرتِ روزن باقيست

شمعْ سان گشته بِه عشقِ تو گرفتارْ كليم*
آتشِ شوقِ تواش تا دمِ مُردن باقيست
🕯


موضوعات مرتبط: ابوطالب کلیم کاشانی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( پارسا تویسرکانی ) 🖤•عِشقت مثلِ خون در رگ هایِ قلبم، آپامه•🖤

گرم جوشی می‌ کند با آذرِ ساغر لبت
آذرا، هرگز مباد آزرده زین آذر لبت

زان لبِ نوشین مُرادم دِه بِه‌ رغمِ شیخ شهر
ای بهشتِ عاشِقان رویِ تو وُ کوثر لبت

گَردِ ره خواهم شد وُ بر دامنت خواهم نشست
گر نشد قسمت که چون ساغر نهم لب بر لبت

تلخ‌ کامان را توان با نوشخندی شاد کرد
شکرِ این نعمت که سبقت بُرده از شکّر لبت

رمزی از خونابۀ دِل بود وُ چشمِ خون‌ فشان
آن که گفتم هست رنگین چون عقیق تر لبت

ماهرویا، مهر وُ کین از آفتاب آموختی
آتشِ کین در دِل وُ نقشِ تبسّم بر لبت

آن شکر لب گفت شیرین است شعرِ پارسا
گفتمش آری ولی زین شعر شیرین‌ تر لبت
🌷

پ.ن:

از پرندِ کبودِ پیرهنش
می‌ تراود چو ماهتاب تنش

بِه فروغِ سپیده می‌ مانَد
سینۀ موج‌ خیزِ موج‌ زَنَش

رشکها می‌ برم، چو می‌ بینم
بدنش را بِه کامِ پیرهنش

هوس‌ آلوده کرده دامِ نگاه
چشمِ مردم فریبِ راهزنش

جامِ لبریزِ باده را مانَد
لبِ گلگونِ گرمِ پُر‌سخنش (عباس حکیم)
🖤

پ.ن۲:

مَجمَعِ خوبی وُ لطف است عِذار چو مَهَش
لیکَنَش مِهر وُ وفا نیست خدایا بِدَهَش

بویِ شیر از لبِ همچون شِکَرَش می‌ آید
گرچِه خون می‌ چکد از شیوهٔ چشمِ سیَهَش

جان بِه شکرانه کنم صرف گَر آن دانهٔ دُر
صدفِ سینهٔ حافظ بُوَد آرامگَهَش (حافظ شیرازی)
🖤

پ.ن۳:

تشنه شد آغوشِ من؛ آتشم می‌ زند این تبِ عاشِقی ❤️


موضوعات مرتبط: شادروان پارسا تویسرکانی (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، شادروان عبّاس حکیم (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( فلسطین آزمونی روزانه برای وجدان جهان )  🏴 یا صاحب الزمان (عج) 🏴

🟦 داستانِ هیند رجب یکی از اون داستانهایی بود که واقعا باهاش گریه کردم، مخصوصا وقتی صدایِ این دختربچه ۶ ساله رو می شنیدم. داستان از این قراره که خانواده هیند بخاطر بمبارانِ وحشیانه صهیونیستها مجبور میشن از خونه شون فرار کنن. مادرش چون نمی خواسته هیند از پا بیوفته بخاطر پیاده روی زیاد، هیند رو با خاله و داییش می فرسته که ماشین داشتن. توی ماشین ۴ تا کودکِ دیگه هم بودند.

🟥 تویِ مسیر تانکها جلویِ ماشین رو می گیرن، داییش زنگ میزنه بِه پسر عموش میگه تانکها محاصره مون کردن نمی تونیم تکون بخوریم، بلافاصله پسر عموش زنگ میزنه هلال احمر تا بهشون کمک کنه و.. پسرعموش بِه هلال احمر خبر میده که همۀ افرادِ توی ماشین شهید شدن و فقط دو دختر بچه ۱۵ و ۶ ساله زنده مونده. (چقدر درد آورِ شاهدِ شهادتِ تک تک اعضای خانوادت باشی و کنارِ جنازه هاشون باشی وقتی هنوز خردسالی)

🟦 از اینجا داستان خیلی خیلی درد آورتر میشه: هلال احمر زنگ می زنه بِه دختر بچه ها، لین ۱۵ ساله گوشی رو جواب میده و میگه دارن بِه ما شلیک می کنن و تانکها کنارِ ماشین هستند، یهو صدایِ جیغ میاد و شلیک هایِ وحشیانه بیشتر و بعد سکوت! (توی ویدئو در تماسِ صوتی تمامش ثبت شده)

🟥 هلال احمر میگه این سری گوشی رو هیند ۶ ساله که بین جسدِ اقوامش بود برداشت. در تمامِ این زمان هلال احمر در حالِ التماس برایِ اجازه گرفتن از صهیونیستها بود بتونن جانِ این دختر بچه رو نجات بدن، یکی از اعضایِ هلال احمر بِه اسم رنا با هیند صحبت می کنه، تویِ ویدئو که صداشون هست هیند در حالِ التماسه که بیایید نجاتم بدید! من می ترسم! رنا ازش می پرسه کنارت کیه، هیند میگه همه مُردن!

🟦 چی بیرون می بینی، میگه تانکها محاصره کردن، یه تانک کنارمه!، (خدایی من ترسِ اون صحنه رو که ببینی تمامِ خانواده‌ ات رو جلوت کُشتن و همون تانک کنارت ایستاده و منتظر کشتنِ تو هست رو واقعا نمیتونم درک کنم) بعد میگه یکی از تانکها ‌‌از جلو داره سمتِ ماشین میاد. می پرسه نزدیکه؟ هیند میگه آره خیلی نزدیکه! یهو هیند میپرسه ساعت چند؟ (خدایی من اینجا نتونستم جلویِ اشکام رو بگیرم) می پرسه ساعت چنده؟ رنا میگه چی؟ هیند میگه ساعت چنده؟ داره شَب میشه! میگه داره شَب میشه من می ترسم! بیایید کمکم کنید..

🟥 بالاخره نیروهای صهیونیستی اجازه میده که گروه پزشکی بره سمتِ منطقه، گروه می رسه نزدیکِ منطقه اینجا مادرِ هیند هم با هیند هم صحبت میشه (یه پدر می دونه چی می کشیده پدر و مادرش اون وقت) هیند جواب میده و بهش میگن ماشین نزدیکِ منطقه ست فقط و فقط یک دقیقه مونده، یهو تماس با هیند و پزشکان قطع میشه و دیگه هیچ خبری ازشون نمیشه.

🟦 ۱۲ روز درد آورد و سخت می گذره تا نیروهایِ شیطان و اهریمن بالاخره اون منطقه رو ول می کنند و اجازه میدن دسته دوم پزشکان برن اونجا و در کمالِ ناباوری هیند و خانواده‌ اش رو شهید شده و تیر بارون شده تویِ ماشین پیدا می کنند و اون دو تا پزشک که برای کمک رفته بودن رو هم شهید شده و تیر بارون شده پیدا می کنند!

💔 دختر بچه شهید فلسطینی هیند رجب 💔

پ.ن:

بگو کجا می‌ رسد بِه انتها این فراقِ ما؟

تا من در آن مکان بنشینم بِه انتظار ..
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄


می‌ پرسی: کلمۀ وطن بِه چِه معناست؟

خواهند گفت: خانه است و درختِ توت
لانۀ مرغ و کندوی زنبور عسل، بویِ نان و آسمانِ نخست.

و می‌ پرسی: چطور کلمه‌ ای سه‌ حرفی
بر‌ تمامیِ این‌ ها فراخ است و بر ما تنگ؟
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄

ما هرگز فراموش نمی‌ کنیم

فقط کمی چشم‌ هایمان را می‌ بندیم تا بتوانیم زندگی کنیم..
┄┅─═◈═─┅┄┄┅─═◈═─┅┄

اگر از تو دربارهٔ غزه پرسیدند، بگو: در آن شهیدی است که شهیدی تیمارش می‌ کند و شهیدی بِه تصویرش می‌ کشد و شهیدی او را تشییع می‌ کند و شهیدی بر آن نماز می‌ گزارد.

(محمود درویش، شاعر فلسطینی) 💔

پ.ن۲:

دو ماه پیش پدرش شهید شده و دیروز مادرش. از حالا محبّتِ خدا با دستِ یکی جُز پدر و مادرش رویِ سرش کشیده میشه، یکی که میدونه چقدر بِه یتیم سفارش شده، یکی که میدونه دختر چقدر حساسه و چقدر نیاز داره بغلش کنند، یکی که سعی می کنه امنیتِ پدر و مهربونیِ مادر رو نشونش بده، روزهایِ حساس کنارش باشه و امیدوارم که اینطوری بشه.. برایِ همۀ بچه‌ هایی که این مدت تنها شدند.

پ.ن۳:

🔹 رزمندگانِ فلسطین در صفحۀ خود ویدیویی با زیرنویسِ فارسی منتشر کردند: مقاومتِ ما در غزه، ریشه‌ هایش بِه اندازۀ کوه‌ هایِ فلسطین محکم است، هیچ کوهی در غزه وجود ندارد، جُز مردانِ قهرمانِ آن و مردمِ بزرگ و شکوهمندش و جنگجویانِ شجاع و باورمندش، آنها دشمن را بیرون می‌ کنند و خواهند کرد، از زیرِ همۀ خاکسترها و با قدرتِ خداوند، از زیرِ هر آواری؛

🔹 زمینِ من، مردمِ من، برایِ آنها خون میده، انتقامِ من، آتشِ من است، مهاجمان را نابود می کند، این شیرها حاضر و آماده اند، استکبارِ دشمنان را از بین ببرند، اگر طوفان درونِ این خاک فرو رود، آنها را نابود می کند، ای همۀ دنیا، اینجا افتخار ریشه می دواند؛ سربازانِ خدا در اینجا با آنها وعده ها بِه حقیقت می پیوندد، قطعا در زمینِ ما گُل ها می شکفند، باشکوه و پیروزی.

پ.ن۴:

🔹 وضعیتِ خانم ها و کودکان در غزه بِه حدی پیچیده و درد آوره و همراه با سکوته که قابلِ تصور نیست، اون حیا و‌ شرمی که وجود داره اصلا اجازه حتی فکر کردن بِه خیلی از مشکلاتِ اونها رو نمیده و البته برای ماها قابلِ درک نیست، سختیِ زندگی در غزه رو شاید درک نکنیم، امّا بهش که فکر کنیم واقعا درد آوره، سرما، غمِ از دست دادن خانواده، نیازهایِ بهداشتی، روحی، نبودِ سرپناه، ترس و.. هر کدوم میتونه یِه کوه از غَم و غصّه رو برای مایی که دوریم ایجاد کنه، چِه برسه بِه اینکه اونجا باشی و ببینی، امّا این مردم محکم‌ ایستادن و یقین دارن که در نهایت پیروزن.

🔹 دانشجویانِ دانشگاه‌ هایِ طراز اولِ جهان، صهیونیستها را جنایتکار شناخته و در حمایت از ملتِ فلسطین بِه پا خواسته‌ اند. هموطنِ روشنفکرِ ما از دانشگاه پیام نور ناکجا آباد برایِ صهیونیستها بِه فارسی کامنت می‌ گذارد: ما ملتِ ایران با شماییم! حداقل از طرفِ مردمِ ایران حرف نزنید! حامیانِ زن زندگی آزادی (بخوانید جنبشِ کثیفِ فواحش و برهنه‌ پوشی و هرزه‌ گردی) روزِ گریۀ شما هم میرسه!

🔹 هزاران کودکِ غزه آرام‌ خوابیده‌ اند امّا در کفن هایِ خونین نه در آغوشِ مادران. من از پسِ بغضِ گلویِ خودم هم بر نمیام. شَرحِ غمِ دِل‌ سوختگان کارِ سُخن نیست! خدا لعنت کند صهیونیستها و صهیونیست پرستانِ عالم را. خدایا بِه حقّ زینب کبری سلام الله علیها، فرجِ اماممون رو نزدیک بفرما و قدرت و توفیقِ پاک کردنِ نسلِ پلیدِ کودک کشانِ صهیونیست از رویِ زمین رو بِه رزمندگان جبهه مقاومت عطا بفرما.

💔 از سه تا خواهر الان یکی شون زنده است، قصۀ پرتکرار هر روز غزه 💔

🎵
آهنگ، تنظیم، اجرا: هومن راد
با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۸۱
🎼 دانلود آهنگ خاطرات با کیفیت عالی 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، محمود درویش (شاعر فلسطینی) 🇵🇸 ، هومن راد (آهنگساز) 🇮🇷
برچسب‌ها: وعده‌ الهی حق است

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( مظفر النواب ) 💎

گفتن امشَب هوا بارونیه و من تَرکایِ قلبمو واسۀ بارونت مهیّا کردم! 🌷


موضوعات مرتبط: مظفر عبدالمجید النواب (شاعر عراقی) 🇮🇶

تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب گفتارهای معنوی، ص ۷۰،  نوشته ی استاد مرتضی مطهری

🟦 پس از وفاتِ امام صادق (ع) ابوبصير آمد بِه امّ حميده تسليتی عرض كند. ام‏ّ حميده گريست. ابوبصير هم كه كور بود گريست. بعد امّ حميده بِه ابوبصير گفت: ابوبصير! نبودی و لحظه آخرِ امام را نديدی، جريانِ عجيبی رخ داد. امام در يك حالی فرو رفت كه تقريبا حالِ غشوه ‏ای بود. بعد چشمهايش را باز كرد و فرمود: تمامِ خويشانِ نزديكِ مرا بگوئيد بيايند بالایِ سرِ من حاضر شوند. ما امرِ امام را اطاعت و همه را دعوت كرديم.

🟥 وقتی همه جمع شدند، امام در همان حالات كه لحظاتِ آخرِ عمرش را طی می‏ كرد يك مرتبه چشمش‏ را باز كرد، رو كرد بِه جمعيّت و همين يك جمله را گفت: هرگز شفاعتِ ما بِه مردمی كه نماز را سبك‏ بشمارند، نخواهد رسيد. اين را گفت و جان به جان آفرين تسليم كرد. امام نفرمود كه شفاعتِ ما بِه مردمی كه نماز نمی‏ خوانند نمی‏ رسد آن كه‏ تكليفش خيلی روشن است، بلكه فرمود بِه كسانی كه نماز را سبك می‏ شمارند.

🟦 يعنی چِه نماز را سبك می‏ شمارند؟ يعنی وقت و فرصت دارد، می ‏تواند نمازِ خوبی با آرامش بخواند ولی نمی ‏خواند. نمازِ ظهر و عصر را تا نزديكِ‏ غروب نمی ‏خواند، نزديكِ غروب كه شد می ‏رود يك وضویِ سريعی می گيرد و بعد با عجله يك نمازی می‏ خواند و فورا مُهرش را می‏ گذارد آنطرف، نمازی كه نه‏ مقدّمه دارد و نه مؤخّره، نه آرامش دارد و نه حضورِ قلب. طوری عمل می ‏كند كه خوب ديگر اين هم يك كاری است و بايد نمازمان را هم بخوانيم. اين خفيف شمردنِ‏ نماز است.

🟥 اين جور نماز خواندن خيلی فرق دارد با آن نمازی كه انسان بِه‏ استقبالش می‏ رود، اوّل ظهر كه می‏ شود با آرامشِ كامل می‏ رود وضو می‏ گيرد، وضویِ با آدابی، بعد می ‏آيد در مصلایِ خود اذان و اقامه می‏ گويد و با خيالِ‏ راحت و فراغِ خاطر نماز می‏ خواند. السّلام عليكم را كه گفت فورا در نمی ‏رود. مدتی بعد از نماز با آرامشِ قلب تعقيب می‏ خواند و ذكرِ خدا می‏ گويد.

🟦 اين علامتِ اين است كه نماز در اين خانه احترام دارد. نمازخوان هائی كه‏ خودشان نماز را استخفاف می ‏كنند، يعنی كوچك می‏ شمارند، نمازِ صبحشان آن‏ دمِ آفتاب است، نماز ظهر و عصرشان آن دمِ غروب است، نمازِ مغرب و عشاشان چهار ساعت از شَب گذشته است و نماز را با عجله و شتاب می‏ خوانند، تجربه نشان داده كه بچه‏ هایِ اينها اصلا نماز نمی ‏خوانند. شما اگر بخواهيد واقعا نمازخوان باشيد و بچه ‏هايتان نمازخوان باشند نماز را محترم‏ بشماريد، نمی ‏گويم نماز بخوانيد، بالاتر از نماز خواندن محترم بشماريد.


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد استاد مرتضی مطهری (فیلسوف معاصر) 🇮🇷 ، 📚 بازخوانی آثار اندیشمندان معاصر ایران

تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

ِ( صائب جانمان ) 🖤•مثلِ یک ایستگاهِ خالی حسرتِ نیامدنَت نشسته بَر صندلی هایَم•🖤

دین وُ دِل در کارِ آن زُلف دوتا خواهیم کرد*
عمر اگر باشد بِه عهدِ خود وفا خواهیم کرد

قصّۀ شبهایِ هجران نیست اینجا گفتنی*
روزِ محشر این سرِ طومار وا خواهیم کرد

چشمِ ما چون شبنمِ گُل لایقِ دیدار نیست
صلح از آن گلشن بِه بویِ آشنا خواهیم کرد

شبنمِ گُل تکمۀ پیراهنِ خورشید شد
ما نمی دانیم کی نشو وُ نما خواهیم کرد

رعشه بر بازویِ موج افتاد در دریایِ عِشق
ما بِه این بی دست وُ پایی چون شنا خواهیم کرد؟

آنچه از آب وُ گِلِ مازندران بر ما گذشت
گرد وُ خاکِ اصفهان را توتیا خواهیم کرد!

هر نمازی کز صراحی در صفاهان فوت شد
بی هوایِ ابر در اشرف قضا خواهیم کرد

تا در اقلیمِ قناعت سایۀ دیوار هست
اجتناب از سایۀ بالِ هما خواهیم کرد

کیمیایِ صبر صائب خونِ آهو مشک ساخت
نفسِ رهزن را بِه فرصت رهنما خواهیم کرد 🌷


موضوعات مرتبط: میرزا محمد علی صائب تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( عطار نیشابوری ) 🕌 🌹 فقط‌ حیدر‌ امیرالمومنین‌ است 🌹 🕌

هر شَبی عِشقت جگر می‌ سوزدم
همچو شمعی تا سحر می‌ سوزدم

بی پر وُ بالِ توام تا عشقِ تو
گاه بال وُ گاه پَر می‌ سوزدم

چون کنم در رویِ چون ماهت نظر
کز فروغِ تو نظر می‌ سوزدم

چند دارم دیده بر راهِ امّید
کز نظر کردن بَصَر می‌ سوزدم

بی جگر خوردن دمی در من نگر
کز جگر خوردن جگر می‌ سوزدم

گفت با من ساز تا کم سوزمت
گر نمی‌ سازم بَتَر می‌ سوزدم

سرد وُ گرمم می‌ نسازد بی تو زانک
سوزِ عِشقت خشک وُ تر می‌ سوزدم

تا بخواهم سوختنِ یکبارگی
هر دم از نوعی دگر می‌ سوزدم

تا قدم از سَر گرفتم در رهش
از قدم تا فرقِ سَر می‌ سوزدم

تن زن ای عطار وُ عودِ عِشق سوز
تا بِه خلوتگاه بَر می‌ سوزدم 🌷

پ.ن:

خدایا ما محتاجیم!
ما بِه نفسِ علی بن ابیطالب محتاجیم!

ما بِه نگاهِ علی بن ابیطالب محتاجیم!
ما بِه صدایِ علی بن ابیطالب محتاجیم!

ما بِه قدمهایِ علی بن ابیطالب محتاجیم!
ما بِه نیرویِ دستِ علی بن ابیطالب محتاجیم!

🔹 غصّه و ناراحتیِ شیعیان برایِ اهل بیت صلوات الله علیهم أجمعین، غصّه برایِ یک مظلومِ معمولی نیست. که حقّی از او خورده شده است و بر او ظلم شده است! بلکه غصّۀ ما برایِ آنست که او امام بود. حرفش و نفسش، ذکرش، قدمش، نگاهش حقّ بود و باید در بینِ خلایق باشد.

🔹 گریه می کنم چون با کسی که باید باشد و همه از او پیروی کنند، کارهایی کردند که او را از صحنۀ زندگی حذف کنند، تا خودشان حذف نشوند. دشمن همۀ اینها را می دانست و قصد کرد که همۀ اینها را از شیعیان بردارد. تا شیعیان راه را گُم کنند. گمراه شوند. امّا شیعه گریه می کند چون امام را می خواهد. دوری را دوست ندارد. دوری از امام را، برایِ همین گریه می کند. بکاء می کند. که خدایا احتیاجِ ما جُز بِه دیدن و درکِ حضوری و شهودیِ اهل بیت صلوات الله علیهم أجمعین دوا نمی شود.

🎵
آهنگساز: افشین رامین
با صدای: حسن همایونفال؛ تاریخ انتشار: ۱۳۷۲
🎼 دانلود آهنگ زیبای فروغ جاوید با کیفیت عالی 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، محمّد عطّار نیشابوری (شاعر روزگار خوارزمشاهی) 🇮🇷 ، استاد حسن همایونفال (خواننده) 🇮🇷

تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( بیدل دهلوی ) 🖤•گويى همۀ دنيا، آيينۀ توست، دلتنگِ توأم•🖤

دل‌ِ گداخته بر شش جهت بغل وا کرد
جهان بِه شیشه‌ گرفت این پَری چِه انشا کرد

ستم نصیب دِلم، من کجا وُ درد کجا
نفس بِه‌ کوچهٔ نی رفت وُ ناله پیدا کرد

زِ شرمِ چشمِ تو دارد خیالم انجمنی
که باید از عرقم سیرِ جام وُ مینا کرد

چِه سِحر بود که افسونِ بی‌ نیازیِ عِشق
مرا بِه خاک نشاند وُ ترا تماشا کرد

بِه فکرِ کارِ دِل افتادم از چکیدنِ اشک
شکستِ شیشه بِه رویم درِ حلب وا کرد

ازین بساط گذشتم‌، ولی نفهمیدم
که وضعِ پیکرِ خَم، با که این مدارا کرد

چو شمع صورتِ بیداری‌ ام چِه امکان داشت
سَری‌ که رفت زِ دوشم، اشارتِ پا کرد

نهفت معنیِ مکشوف، بی‌ تاملی‌ ام
نبستنِ مُژه آفاق را معمّا کرد

جنونِ بیخودی پیش بُرد سعیِ اَمَل
که کارِ عالمِ امروز نذرِ فردا کرد

فسردنی است سرانجامِ عافیت‌ طلبان
محیط این‌ گِره از رشتهٔ‌ گُهر وا کرد

خیال اگر همه فردوس در بغل دارد
قفایِ زانویِ حسرت نمی‌ توان جا کرد

دلیلِ اُلفتِ اسباب غیر عجز نبود
پَرِ شکستهٔ ما سیرِ این قفسها کرد

نداشت ظاهر وُ مَظهر، جهانِ یکتایی
جنونِ آینه در دست، خنده بر ما کرد

درین هوسکده از من چِه دیده‌ ای بیدل
بِه عالمی که نی‌ ام، بایدم تماشا کرد 🕯


موضوعات مرتبط: میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( عباس حکیم ) 🖤•دوستت دارم تا ابد و یک روز، ای تمامِ قلبِ من، آپامه•🖤

چو مهتابِ سحرگاهان تنی داشت
بِه تنِ نیلوفری پیراهنی داشت

پرندِ دامنش، چون جامِ گُل بود
بِه دامن گر چِه از گُل گُلشنی داشت

بِه جامِ بوسۀ جان‌ آفرینَش
شرابِ کهنۀ مرد افکنی داشت

دو چَشمش چشمۀ افسونگری بود
نگاهِ دِل‌ فریبِ رهزنی داشت

بِه هر چَشمی که بنشست آشنا بود
بِه هر آهی که بر شد مسکنی داشت

بسی با جانِ من سنگین‌ دِلی کرد
بِه بختِ من دلِ چون آهنی داشت
🌷

پ.ن:

ما هو حلمكَ؟
أن أعانقكِ تحت المطر، وأنتِ؟
أن تَمطر..

┄┅─═◈═─┅
چِه آرزویی داری؟
زیرِ باران بغلت کنم، تو چی؟
باران ببارد..
💙


موضوعات مرتبط: شادروان عبّاس حکیم (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب بیست گفتار، ص ۱۹،  نوشته ی استاد مرتضی مطهری

🟦 سه موضوع موردِ علاقه بسیاری از انسان‌ ها که ممکن است بِه بدبختیِ آنها بینجامد: امام سجّاد (ع) فرمود: بسیاری از مردم از بَس خوبشان را و مَدح‌ شان را گفتند، فاسد شُدند. بسیاری از مردم چون از عیب‌ِ شان چشم‌ پوشی شُد و موردِ انتقاد قرار نگرفتند، مغرور شُدند. بسیاری از مردم هم چون بِه آنها احسان شُد و از راهِ احسان زندگی و کارشان اداره شُد، متدرّجا در غفلت فرو رفتند.


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد استاد مرتضی مطهری (فیلسوف معاصر) 🇮🇷 ، 📚 بازخوانی آثار اندیشمندان معاصر ایران

تاريخ : یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 از کتاب بیست گفتار، ص ۲۵۷، نوشته ی استاد مرتضی مطهری

🟦 امام على (ع) در نهج البلاغه مى‏ فرمايد: در كارِ مورچه دقيق شويد، ببينيد اين حيوانِ بِه اين كوچكى چِه جور در روىِ زمين تكاپو مى‏ كند و دنبالِ روزىِ خود مى ‏رود. عِشق و الهامى او را هدايت مى‏ كند كه با نقشه و حساب، روزىِ خود را تهيّه مى‏ كند و آن را نگهدارى مى‏ كند.

🟥 دانشمندانِ حيوان شناس كه در اين زمينه مطالعاتى كرده‏ اند مى‏ گويند بعضى از مورچه‏ ها در بعض صحارى هستند كه براى تهيّه روزىِ خود به پيدا كردنِ دانه‏ ها قناعت نمى‏ كنند، بلكه مزارعى ترتيب مى‏ دهند و قارچ در آن مى ‏كارند و به مصرفِ غذايىِ خود مى ‏رسانند.

🟦 و عجيب ‏تر اينكه مى ‏گويند يك دسته از مورچگان بعضى حشرات را اهلى مى‏ كنند. همان طورى كه انسان، اسب و گاو و گوسفند را اهلى كرده و از شيرِ آنها استفاده مى‏ كند، مورچگان هم از يك شيرۀ شيرينى كه از اين حشرات مى‏ دوشند استفاده مى‏ كنند. دانه را به لانۀ خود مى ‏برد و آن را در جاى مناسبى كه فاسد نشود جا مى‏ دهد، جايى كه رطوبت آن را فاسد نكند، و حتّى آن را مى ‏شكافد كه سبز نشود و نرويد.

🟥 باز دانشمندانِ حشره شناس گفته ‏اند يك طايفه از مورچگان هستند كه داراىِ زندگانىِ اجتماعىِ منظّمى هستند و هر دسته وظيفه اى دارند كه بايد انجام دهند. يك دسته كارگرند كه دانه جمع مى ‏كنند و به لانه مى ‏آورند تا در زمستان سايرين از آن‏ استفاده كنند. براى اين منظور، حجره‏ هايى مخصوصِ آسياب تعبيه كرده ‏اند و در آن حجره‏ ها مورچگانِ مخصوصِ ديگرى هستند كه داراى فكهاى بزرگ و قوى هستند، دانه ‏ها را در آنجا آسياب مى ‏كنند و براى غذاى سايرين آماده مى‏ سازند.

🟦 و اگر تفكّر كنى و مطالعه نمايى در مجارىِ غذاىِ اين حيوانِ كوچك كه چگونه غذا مى‏ خورد و غذا را فرو مى ‏برد و آنها را هم هضم مى ‏كند و دفع مى ‏نمايد، اگر شكمش را در نظر بگيرى و اينكه چگونه ضلعها و دنده ‏ها براى آن جثّۀ صغير ساخته شده، و اگر دستگاهِ ديد و دستگاهِ شنيدش كه در سرش قرار دارد، اگر در همۀ اينها دقيق شوى و كاملًا مطّلع شوى كه چگونه است، حيرت بر حيرتت مى ‏افزايد؛ بِه قدرى است كه بِه زحمت مى‏ توان توصيف كرد.

🟥 امروز دانشمندانى در اين زمينه مطالعاتى كرده ‏اند، صدها نفر تمامِ عمرِ خود را در اطرافِ همين موضوع بِه آخر رسانده ‏اند، كتابها نوشته‏ اند، تعبها و رنج ها كشيده‏ اند و خبرهاىِ عجيب براىِ ما آورده ‏اند، مخصوصاً مسائلى كه مربوط بِه فهم و شعور و تفاهمِ بينِ افرادِ مورچگان است از عجيب ‏ترين مسائلى است كه قرع سمع مى ‏كند.

🟦 در قرآن كريم قضيّه عجيبى از تفاهمِ مورچگان در داستانِ سليمان نقل مى‏ كند. در آن سوره كه بِه نامِ سوره نمل (سورۀ مورچه) است مى‏ فرمايد: سليمان و سپاهيانش بِه وادىِ مورچگان رسيدند. در اين وقت مورچه ‏اى مورچگان را مخاطب قرار داد و گفت: اى مورچگان! بِه پناهگاه هاىِ خود داخل شويد، مبادا سليمان و سپاهيانش شما را لگدمال كنند؛ اينها نمى ‏فهمند و توجّهى بِه شما ندارند. سليمان كه متوجّه اين خطابِ مورچه شد از گفتۀ اين مورچه لبخندى زد و گفت:

🟥 خدايا! مرا توفيق ده كه نعمتهاىِ تو را كه بِه من و پدر و مادرم عنايت كرده ‏اى شكر كنم و كارِ شايسته ‏اى كه موافقِ رضاىِ تو باشد انجام دهم. خدايا! بِه كَرَم و رحمتِ خود مرا از بندگانِ صالحِ خودت قرار بده. امير المؤمنين (ع) در آن جمله‏ ها فرمود: اشاره مى‏ كند كه دستگاه ديد و شنيدِ اين حيوان در سرِ اوست.

🟦 امروز هم دانشمندان در تحقيقاتِ خود بِه اينجا رسيده ‏اند كه اين حيوان بِه وسيله شاخك هايى كه در سر دارد خبر مى ‏دهد و خبر مى‏ گيرد. در آخرِ سخنِ خود مى ‏فرمايد: اگر در راههاىِ فكر و انديشه سير كنى تا بِه نتيجه برسى، جُز اين دستگيرت نخواهد شد كه خالقِ مورچۀ كوچك و خالقِ درختِ تناورِ خرما يك قدرت است. همان نظامِ دقيقى كه در اين بِه كار رفته در آن بِه كار رفته است. در مقابلِ قدرتِ خلّاقيّتِ او كوچك و بزرگ، سبك و سنگين، قوى و ضعيف برابرند.

🟥 بِه هر حال، قرآن كريم در عين اينكه مى‏ فرمايد خداوند از هر ظاهرى ظاهرتر است بلكه ظاهرِ واقعى اوست، همه عالم بِه نورِ اوست پيدا، در عين حال بِه واسطۀ اينكه ساختمانِ فكرىِ بشر طورى است كه معمولًا اشياء را بِه كمك نقطۀ مقابل مى ‏شناسد، خداوند را از طريق تجلّياتش و مظاهرش كه افول و غروب دارند، گاهى‏ هستند و گاهى نيستند، نورهايى هستند هماغوش با ظلمت، حياتهايى هستند مقرون و هم ريسمان با مرگ، بِه بشر مى ‏شناساند. اينكه قرآن اين همه بِه حيات و آثارِ حيات و تجلّياتِ حيات و شؤونِ حيات تذكّر مى ‏دهد براىِ همين منظور است.


موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد استاد مرتضی مطهری (فیلسوف معاصر) 🇮🇷 ، 📚 بازخوانی آثار اندیشمندان معاصر ایران

تاريخ : یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ادیب پیشاوری ) 🪴 💚•بیا ای تک سوارِ جادۀ نور، بیا ای جوهرِ آزاد مردی•💚 🪴

خرد، چیره بر آرزو داشتم
جهان را بِه کم مایه بگذاشتم

مَنِش چون گرایید زی‌ رنگ وُ بوی
لگامِ تکاوَرش برگاشتم

چو هر داشته کرد باید یله
من ایدون گمانم همه داشتم

سپردم چو فرزندِ مریم، جهان
نه شامم مهیّا وُ نه چاشتم

تن‌ آسایی، آرد روان را گزند
گزندِ روان، خوار بگذاشتم

بِه فرجام چون خواهد انباشتن
بِه خاکش، مَنَش پیش انباشتم

بود پردۀ دِل درآمیختن
بِه گیتی، من این پرده برداشتم

چو تخمِ اَمَل، بارِ رنج آورد
نه ورزیدم این تخم وُ نه کاشتم

زدودم زِ دِل نقشِ هر دفتری
سِتُردم همه آنچه بنگاشتم

بِه عین‌ الیقین رَستم از چنگِ ظنّ
که بیهوده بود آنچه انگاشتم

از ایراست کاندر صفِ قدسیان
درخشان یکی بیرق افراشتم

هر آن کو بپالود از ریمنی
مَنَش مهدیِ عصر پنداشتم
🌷

🌸 غزل درخشان ادیب پیشاوری به دستخط علامه محمد قزوینی 🌸


موضوعات مرتبط: 📗 با کاروان شعر عاشورایی و آئینی ، سیّد احمد ادیب پیشاوری (شاعر روزگار قاجار) 🇮🇷

تاريخ : شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( بیدل دهلوی ) 💎

زِ بسکه منتظران چَشم در رهِ یارند*
چو نقشِ پا همه‌ گر خفته‌ اند بیدارند

زِ آفتابِ قیامت مگو که اهلِ وفا*
بِه یادِ آن مُژه در سایه‌ هایِ دیوارند

درین بساط‌ که داند چِه جلوه پَرده دَرَد
هنوز آینه‌ داران بِه رفعِ زَنگارند

مرو بِه عرصهٔ دعوی که گردن‌ افرازان
همه عَلمکِشِ انگشتهایِ زِنهارند

زِ پیچ وُ تابِ تعلّق ‌که رَسته است اینجا
اگر سَرند که یکسَر بِه زیرِ دَستارند

هوس زِ زحمتِ کَس دست بر نمی‌ دارد
جهانیان همه یِک آرزویِ بیمارند

درین محیط بِه آیینِ موجهای‌ِ گُهر
طبایعی که بهم ساختند هموارند

نَبُرد بختِ سیه شُهرت از سخن‌ سَنجان
که زیرِ سُرمه چو خط نالهٔ شبِ تارند

بِه خاک قافله‌ ها سینه‌ مال می‌ گذرند
چو سایه هیچ مَتاعان عجب‌ گرانبارند

زِ شغلِ مزرعِ بی‌ حاصلی مگوی وُ مپرس
خیال می‌ دِرَوند وُ فَسانه می‌ کارند

خموش باش ‌که مرغانِ آشیانهٔ لاف
بِه هر طرف نگری پَرگُشایِ منقارند

زِ خودسرانِ تعیّن عَیان نشد بیدل
جُز اینکه چون تَلِ برف آبگینه‌ کُهسارند
🌷


موضوعات مرتبط: میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( غاده السمان ) 🖤•تویی که به اندازۀ یک پلک‌ زدن هم ترکم نکرده‌ یی آپامه•🖤

کجا رفته‌ یی
بی‌ آنکه رفته باشی

چگونه رفته‌ یی
بی‌ آنکه رفته باشی

می‌ بینم چَشمانت را، لبانت را
بازوانت را و تنت را

امّا تو کجایی؟
آه کجایی که تو را سخت گُم کرده‌ ام؟
🌷

پ.ن:

زِ بسکه منتظران چَشم در رهِ یارند
چو نقشِ پا همه‌ گر خفته‌ اند بیدارند

زِ آفتابِ قیامت مگو که اهلِ وفا
بِه یادِ آن مُژه در سایه‌ هایِ دیوارند
(بیدل دهلوی) 🖤

پ.ن۲:

بِه نامِ خود خواهی،

تو را تَنها برایِ خودَم می خواهم‌. (نزار قبانی) 🖤

پ.ن۳:

من "ایستاده‌ ام" در عِشق،

نه "فرو اُفتاده" با تمامِ هُشیاری‌ ام، خواهانِ توام. (غادة السمان) 🖤

پ.ن۴:

یک کلمه در زبانِ عربی نهایتِ اندوه را شرح می‌ دهد.

الوجوم: [یعنی اندوهی که صاحبش را لال می‌ کند]

🎵
پیانو: آندره آرزومانیان؛ ویولن: بابک شهرکی
با صدای: بی کلام؛ تاریخ انتشار: ۱۳۹۴
🎼 دانلود آهنگ نفرین با کیفیت عالی 🎼

موضوعات مرتبط: 🎼 دانلود آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ، غادة أحمد السّمّان (شاعر سوریه) 🇸🇾 ، زنده یاد استاد آندره آرزومانیان (آهنگساز) 🇮🇷

تاريخ : شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

📚 شعر دل افروزتر از صبح از دفتر آواز آن پرنده غمگین نوشته ی فریدون مشیری

چِه زیباست که چون صبح، پیامِ ظفر آریم
گُلِ سرخ، گُلِ نور، زِ باغِ سحر آریم

چِه زیباست، چو خورشید، دُرافشان و درخشان
زِ آفاق پُر از نور، جهان را خبر آریم

همان‌ گونه که خورشید، بر اورنگ زر آید
خرد را بستاییم و بر اورنگ زر آریم

چِه زیباست، که با مهر
دِل از کینه بشوییم

چِه نیکوست که با عِشق
گُل از خار برآریم

گذرگاه زمان را، سرافراز بپوییم
شبِ تارِ جهان را فروغ از هنر آریم

اگر تیغ ببارند، جُز از مهر نگوییم
وگر تلخ بگویند، سخن از شکر آریم

بیایید، بیایید، ازین عالمِ تاریک
دِل افروزتر از صبح، جهانی دگر آریم!
🌷


موضوعات مرتبط: زنده یاد استاد فریدون مُشیری (شاعر معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب

تاريخ : جمعه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

💎 ( امیر خسرو دهلوی ) 💎

ساقیا، مِی ده که بیرون سبزه هایِ تر دمید
چون خطّ سبزِ جوانان نغز وُ جان پرور دمید

در خیالت، ای خیالِ ابروانت ماهِ عید
اذهبا قبلی و روحی، بیننا بعدِ بعید

مثلِ رویت در بنی آدم کسی هرگز ندید
دستِ نقاشِ ازل تا نقشِ آدم بَر کشید

بادِ صبح از خاکِ کویت مژه ای می داد دوش
آبِ چَشمم بر سرِ کویش بِه هر سو می دوید

ای نصیحت گو، برو، از من چِه می خواهی که نیست
در من این مذهب که روزی شیخ باشم یا مرید

گر جهانی بر سر آیندم بِه شمشیرِ جفا
هیچکس پیوندِ من از دوست نتواند بُرید

دوستان گویند خسرو را ملامت در وفاست
ای عزیزان، هر نفس یاری دگر نتوان گزید 🌷


موضوعات مرتبط: امیر خسرو دهلوی (شاعر روزگار ایلخانی) 🇮🇷

تاريخ : جمعه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ایرانپور تویسرکانی ) 🖤•قلبِ من جایی آرام تر از چَشمانِ تو نمی یابد آپامه•🖤

زِ من دِل، زِ دِل یارِ فَتّان گریزد
چِه آسان بَرد دِل، چِه آسان گریزد

برون گشت دشوار از سینه‌ ام دِل
که آسان بِه چاهِ زَنَخدان گریزد

زِ کف تا که دِل رفت، رفت آنچه بودم
بدان‌ سان که دانا زِ نادان گریزد

نَهم دِل بِه هرکس، زِ من دور گردد
بِه باغ اَر روم، گُل زِ بُستان گریزد!

بِه وی گفتم ای طفلِ نابِخْردِ دِل!
مرو از پی‌ اش، کز تو خودْ آن گریزد

اسیرِ کمندِ نکویان کجا، کِی
تواند که از تیرِ مژگان گریزد؟

چِه داری جُز این جسمِ فرسوده، پروین!
چِه سودی بر این تن کز او جان گریزد؟ 🌷

پ.ن:

ای طعنه زده لعلِ لبانت بِه شکر
شهدِ لبت از قند وُ شکر، شیرین تر

در محفلِ دوستان ترش رو منشین
وز مجمعِ عاشقان بِه تلخی مگذر (ایرانپور تویسرکانی)
🖤


موضوعات مرتبط: شادروان محمّد جعفر ایرانپور (شاعر معاصر) 🇮🇷

تاريخ : جمعه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( صائب جانمان ) 🖤•می‌ شود‌ مایل‌ به‌ عاشِق‌ درد‌ در‌ هر‌ جا‌ که‌ هست•🖤

دردِ بی‌ درمانِ پیری منتهایِ دردهاست
مغزِ پوچ وُ رنگِ زردش کهربایِ دردهاست

هیچ راهی چون بِه حق نزدیکتر از درد نیست*
می برم غیرت بِه هر کس مبتلایِ دردهاست

کاسۀ دریوزۀ داغ است سَر تا پایِ من
بس که هر عضو از وجودِ من گدایِ دردهاست

از جهانِ آب وُ گِل امّیدِ آسایش خطاست
چار دیوارِ بدن مهمانسرایِ دردهاست

می کند آیینۀ خود را بِه ناخن صیقلی
سینۀ من بس که مشتاقِ لقایِ دردهاست

غوطه زد در خونِ خود دردی که پا در وی نهاد*
سینۀ ما دردمندان کربلایِ دردهاست

گوشمالِ درد می سازد مسلمان نفس را
وای بر آن کس که کافر ماجرایِ دردهاست

چون کریم از میهمان سیری نمی باشد مرا
ناله ای گر می کنم گاهی صلایِ دردهاست

نیل چشمِ زخم باشد گنج را ویرانه ها
ورنه دِل با این خرابی کی سزایِ دردهاست؟

می زنم چون مار نعلِ واژگون از پیچ وُ تاب
ورنه گنجِ عافیت در زیرِ پایِ دردهاست

می‌ شود‌ مایل‌ بِه‌ عاشِق‌ درد‌ در‌ هر‌ جا‌ که‌ هست*
جان‌ِ سخت‌ِ عاشِقان‌ آهن‌ ربای‌ِ دردهاست

دردِ ناقص را کند کامل، وجودِ کاملان
چهرۀ زرّینِ عاشِق کیمیایِ دردهاست

نیست امروزی بِه ما پیوندِ درد وُ داغِ عِشق*
از ازل صائب دلِ ما آشنایِ دردهاست
🕯


موضوعات مرتبط: میرزا محمد علی صائب تبریزی (شاعر روزگار صفوی) 🇮🇷

تاريخ : جمعه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |

( ملک‌ الشعرای بهار ) 🖤•دوستت دارم من، منو به آغوشِ قلبت ببر آپامه•🖤

یا که بِه راه آرم این، صیدِ دِل رمیده را*
یا بِه رَهَت سپارم این، جانِ بِه لب رسیده را

یا زِ لبت کنم طلب، قیمتِ خونِ خویشتن*
یا بِه تو واگذارم این، جسمِ بِه خون طپیده را

یا که غبارِ پات را، نورِ دو دیده می‌ کنم
یا بِه دو دیده می‌ نهم، پایِ تو نورِ دیده را

یا بِه مکیدنِ لبی، جان بِه بها طلب مکن
یا بستان وُ بازده، لعلِ لبِ مکیده را

کودکِ اشکِ من شود خاک‌ نشین زِ نازِ تو
خاک‌ نشین چرا کنی کودکِ ناز دیده را

چهره بِه زر کشیده‌ ام، بهرِ تو زر خریده‌ ام
خواجه بِه هیچ کس مَده، بندۀ زر خریده را

گر زِ نظر نهان شوم، چون تو بِه ره گذر کنی
کی زِ نظر نهان کنم، اشکِ بِه ره چکیده را

بانویِ مصر اگر کند صورتِ عِشق را نهان
یوسفِ خسته چون کند، پیرهنِ دریده را

گر دو جهان هوس بُوَد، بی‌ تو چِه دسترس بود
باغ اِرَم قفس بُوَد، طایرِ پَر بُریده را

جُز دِل وُ جان چِه آورم، بر سرِ ره؟ چو بنگرم
تُرکِ کمین گشاده وُ شوخِ کمان کشیده را

بلعجبی شنیده‌ ام‌، چیزِ ندیده دیده‌ ام
اینکه فروغِ دیده‌ ام، دیده کند ندیده را

خیز، بهار خون‌ جگر، جانبِ بوستان گذر
تا زِ هَزار بشنوی، قصۀ ناشنیده را
🌷


موضوعات مرتبط: شادروان محمّد تقی بهار (شاعر، نویسنده معاصر) 🇮🇷

تاريخ : جمعه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ | | نويسنده : ✍️ شعر همیشه خوب |
( خواجوی کرمانی ) ❤️•ای روزگار، سخت گرفتی بر عاشقان! خیلی سخت•❤️
📚 از کتاب قبلۀ عالم، ژئوپلتیک ایران، ص۳۵، نوشته ی گراهام فولر، ترجمه ی عباس مخبر
( نیلوفر لاری پور ) 🖤•برای تو آپامه جانم•🖤
( مشرق تهرانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( هوشنگ ابتهاج ) 🖤چشمانِ روزه‌ دارم از تو، کی به افطارِ دیدنت می‌رسد آپامه؟•🖤
( صغیر اصفهانی ) 🖤•هنوز بی‌ قرارِ نبودنت هستم؛ نگذار دلتنگی‌ ام سنگین‌ تر شود•🖤
( صائب جانمان ) 🖤•به تو دل دادم و دلتنگی حرفه‌ ام شد•🖤
( رهی معیری ) 🖤•ببینمت، بغلت می کنم به اندازۀ صد سال آپامه•🖤
( محمد رسولی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شکیب اصفهانی ) 🖤•لمسِ دستت را تصور می کنم آپامه•🖤
( شکیب اصفهانی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( سعدی شیرازی ) 💙•صبح بخیر آپامه… تویی نخستین فکرِ هر صبحِ من•💙
( وحشی بافقی ) 🖤•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•🖤
📚 از کتاب بر جاده‌ های آبی سرخ، جلد دوم، ص۱۰۰ نوشته ی نادر ابراهیمی
( ژولیده نیشابوری ) 🪴 💙•خدایا! ما را با شادیِ عشق نیز آشنا کُن!•💙 🪴
( صائب جانم ) 💙•سلام بر کسانی که در ماهِ مهمانیِ خدا، دل‌هایِ خسته را اِحیا می‌کنند•💙
( اردلان سرفراز ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🖤•بند میاد زبونم جلو چشمات؛ باخت دادم گمونم جلو چشمات•🖤
( طالب آملی )‏ 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت•🖤
( کریم فکور ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•راهی سُراغ داری تا بیشتر دوستَت بِدارَم آپامه؟•🖤
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی‌ ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یک‌بار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•‏تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی )  🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر  🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت‌ آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
صفحه اصلی 💯
⬇️ لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد ⬇️
        🌟 مطالب قديمی تر را مشاهده کنید >>


تماس با 
ما
.: Weblog Themes By Best Poems:.