🟦 مرحوم ملا مرتضی معروف به سلطان الواعظین از اهالیِ خَمَسِ خلخال که چهار سال پس از شهادت میرزا کوچک خان به رشت آمده بود، شرحِ زیر را که بعدها در روزنامۀ پرورش، ذیل مقالۀ «سرِ میرزا کوچک خان را چگونه بُریدند» چاپ و انتشار یافت، در اختیارِ خوانندگان قرار می دهد.
🟥 او می نویسد «صبحِ روزِ دوشنبه، دوم شهر ربیع الثانی ۱۳۴۰ هجری» نگارندۀ این نامۀ محنت ختام در خانۀ نعمت الله، کد خدایِ حسنی خلخال، روضه داشتم. باد فوق العاده سخت می وزید، در حالتی که نزدیک بود بنایِ عمارت را از بن بَر کَنَد، و به نوعی وحشت آمیز و دهشت انگیز بود. کَاَنَّهُ صدایِ مرگ را به گوش می رساند و منظرۀ مهیبی را در نظر جلوه گر و مجسّم می نمود، والحق مانندِ سایرِ آیات، نمازش فرض گردیده، گویا ابلاغِ مرگِ شخصِ بزرگی را می کرده، پس از ختمِ مجلسِ روضه، روز را گذرانیده، همیشه منتظرِ خبری عجیب بودم که چه طلوع می کند.
🟦 شَب در منزلِ عزیزی با جمعی از دوستان، مِن جمله آقای حاجی محمّد تقی رزاق اف خَمَسی هم دعوت داشتم. پس از صرفِ شام یک نفر داخلِ مجلس شده، و تقریر نمود که (کَرَم نام کرد) از گیلوان ورود نموده، و برای رشید الممالک کاغذ می برد و می گوید که میرزا کوچک خان در گدوکِ گیلوان، فوت نموده و همین خبر را برای رشید الممالک می برم.
🟥 خودِ نگارنده کَرَم بیک، قاصد را حاضر کرده، شخصاً تحقیقاتِ کامل نموده و گفت: امروز صبح به عادتِ معمولی، مکاری هایِ دهات به گیلوان می رفتند. به واسطۀ بادِ سخت و کولاک، من رفتم آنها را از راه برگردانم. خارجِ گیلوان، قهوه خانه ای بود. قهوه چی مرا دید گفت امشَب در خواب دیدم میرزا کوچک خان آمد به این قهوه خانه، به من گفت وزیرِ جنگ مرا احضار نموده، ولی تا دو نفر سیّد عقبِ من نفرستد نمی روم. چنان گمان می کنم امروز میرزا کوچک خان به گیلوان بیاید.
🟦 کَرَم بیک می گوید: پس از شنیدنِ این حرف از قهوه خانه گذشته، سرِ گدوک رسیدم که کولاک و باد سخت می وزید، دیدم تویِ برف کسی حرکت می کند. نزدیک رفتم دیدم میرزا کوچک خان است. از شدتِ سرما و طوفان میانِ برف اُفتاده و مویِ سر و زُلفش به کلّی، یخ بسته. هر چه سوال کردم قادر به جواب نشد.
🟥 گفتم می توانی چیزی بخوری؟ با سَر اشاره کرد بلی. چند دانه سنجد داشتم به دهانش گذاشتم، نتوانست بجود. قدرى او را مالش دادم شاید به حال بیاید، نشد. حرکتش دادم. دو سه قدمی برداشت و افتاد. دیدم حالتِ نزع است رو به قبله اش کردم. تمام کرد. آمدم به گیلوان به اهالی خبر دادم. چند نفر با هم همراهی کردند، پیکرِ آن شهید را به قریۀ خانقاه که یک میدانی گیلوان است، در دامنۀ همان گدوک واقع است، در تویِ بقعه که در همان محل بوده گذاشتم.
🟦 خودم آمدم به خوانین و رشیدالممالک اطلاع دهم. بلی از این طرف بعد از آمدن کَرَم بیک در گیلوان، خبرِ فوتِ آن شهید به گیلوان که می رسد، چند نفر قزاق با سالار شجاع برادر سردار مقتدر تالش به اتفاق فتح الله خان، خویشِ قومِ سردار مقتدر، از تالش به طرف خلخال حرکت می کنند و وقتی به خانقاه می رسند که اهالی جمع شده و با احتراماتِ فوق العاده می خواستند پیکر را در قبرستان، جنبِ خانقاه دفن نمایند. فوراً از دفن مانع شدند. شبانه فتح الله خان، با یک نفر رضا نام خلخالی اَسکِستانی بی خبر از همراهانِ خود و اهالی، سرِ آن شهیدِ راهِ وطن را از بدن جدا ساختند.
🟥 اهالی مطلع می شوند اجتماع می کنند که سَر را بگیرند، ولی ممکن نشد. توی مخلوطی گذاشته بردند. از قرارِ روایت کسانی که در آنجا بودند گویا هنگامِ بریدنِ سَر، نفس هم داشته و خون هم به قسمی جاری شده که قبرستان پُر از خون می گردد. فی الواقع از این رقم جایِ آن دارد که با قلم به عوضِ مرکب با خون بنویسم و بقولِ شيخ سعدى عليه الرحمه: نمی دانم حدیثِ نامه چون است، همی بینم که عنوانش به خون است.
🟦 عجالة قبرِ پیکرِ بی سرِ آن شهید در قبرستانِ قریۀ خانقاه که جنبِ بقعه می باشد، همۀ اهالی این موضوع را می دانند.
پ.ن:
سالار شجاع، سرِ میرزا را از رضا اَسکِستانی خلخالی تحویل گرفت و نزدِ برادرِ خود امیر مقتدر به ماسال فرستاد و او سَر را فاتحانه به رشت برد و تسلیمِ فرماندهانِ نظامی کرد. در کاوشی که از جیب و بغلِ میرزا از طرفِ سالار شجاع به عمل آمد، تنها يك سكه نقره يك ريالی يافت شد، به ضميمۀ يك مهرى سجع كوچك و دیگر هیچ.
خالو قربان، سرِ میرزا را به منظور ابرازِ صمیمیت به رضاخان، به رسمِ ارمغان به تهران آورد. به دستورِ رضاخان، سرِ میرزا را در گورستانِ حسن آباد (محل آتش نشانی فعلی) دفن کردند، ولی بعدها یکی از مردانِ نيك نهاد که از یارانِ قدیمیِ میرزا كوچك خان بود (كاس آقا حسام) سرِ میرزا را محرمانه از گور کَن، تحویل گرفت و به رشت برد و در محلی موسوم به (سلیمان داراب) به خاک سپرد. در شهریور ۱۳۲۰ آزادیخواهانِ گیلان، پیکرِ میرزا را از گیلوان به رشت منتقل و در جوارِ سَر مدفون کردند.
موضوعات مرتبط: 📕 گزیده متن کتاب ، میرزا کوچک خان تخلص گمنام (سردار گیلان) 🇮🇷
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر برییز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان هایم دلتنگِ دستهایت اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
( مولوی جان ) 🖤•چجوری از لبخند زدنِ قلبم موقعِ شنیدنِ صدات برات بگم؟•🖤
( هلالی جغتائی ) 🖤•گر معشوقه ام شوی! من پادشاهِ جهان شوم آپامه•🖤
( میر افضل الدین ثابت ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( ابوالقاسم حالت ) 🖤•آغوشِ تو سایهگاهِ خستگیِ من است آپامه•🖤
( وحدت کردستانی ) 🖤•از من نپرس چه خبر؟؛ تو خود، شیرین ترین خبری•🖤
( صالحی مشهدی ) 🖤•باران میبارد احساسِ شدید و عمیقی دارم که کنارت باشم آپامه•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( شاعر: در نسخه، نامعلوم است ) 🕌 🌹 میلاد امام جواد الائمه (ع) 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•و به دیوارهایی که میانمان ساختی عکست را آویختم•🖤
( مسیح کاشانی ) 🖤•و گنج هایِ جهان، اگر تو نباشی غباری بیش نیست آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🖤•امّا قلبم، همین که تو ساکنِ آنی مرا کافیست•🖤
( فروغی بسطامی ) 🖤•دلم می خواهد آنقدر ببوسمت که تشنگیم تمام شود آپامه•🖤
( اهلی شیرازی ) 🖤•دوستت دارم تا حد حلول در پیراهنت، تا فنا در جانت، آپامه•🖤
( اسیر شهرستانی ) 🕌 🌹و شهادت می دهم که تو جان و مولایِ منی و تو آقایِ منی 🌹 🕌
( فریدون مشیری ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( حسین منزوی ) 🖤•چه می شد اگر با هم به ستاره ها نگاه می کردیم؟•🖤
( شرمی قزوینی ) 🖤•جانِ فراق دیده ام وصلِ تو آرزو کند•🖤
( صائب جانمان ) ❤️•میلاد حضرت مسیح پیامآورِ عشق و مهربانی مبارک•❤️
( نوذر پرنگ ) 🖤•گویی غم دل باختۀ قلبِ من است•🖤
( هاتف اصفهانی ) 🖤•در شبِ رغائب، نامِ تو مقدم بر همهٔ آرزوهایم بود آپامه•🖤
( امیری فیروزکوهی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
📚 از کتاب یادداشتهای روزانه نیما یوشیج، ص۵۱ به کوشش شراگیم یوشیج
صفحه اصلی 💯





































































































































































































































































































