🟦 جلالِ عزیز! کاغذِ اخیرت پدرم را درآورد؛ عزیزم، چِرا اینقدر بی تابی می کنی؟ مگر من بِه قولِ شیرازیها گُلِ هُم هُم هستم که از دوری ام اینطور عمرِ عزیز و جوانی خودت را تباه می کنی؟ صبر داشته باش؛ یوسفِ گُم گشته بازآید به کنعان، غم مَخُور، کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور، این دل فسرده حالش به شود دل بد مکن، این سر شوریده بازآید به سامان غم مخور و تو یوسفِ منی، نه منِ سیاه سوختۀ بدبخت؛ مگر من چِه تحفۀ نطنزی هستم و بودم که تو چنین از رفتنِ من نگران شده ای و بی خود خیالت را ناراحت می کنی؛ می دانی از وقتی که کاغذِ سومِ تو رسیده است، کاغذِ 25 سپتامبرِ تو، آرام و قرار ندارم، مثلِ مرغ سرکنده شده ام؛ عزیزِ دلِ من، مگر من بچۀ دو ساله ام که در آمریکا گُم بشوم و یا ندانم کاری بکنم؛
🟥 عزیزم! قربانِ شکلِ ماهت بروم! محبوبِ زیبا و بی همتایِ من! چِرا آنقدر بی طاقت و بی صبر هستی؟ تو بِه من قول داده بودی عصبانیت خود را علاج کنی؛ تو قول داده بودی سلامتیِ خود را حفظ کنی؛ این است نتیجۀ قول و قرار و وعده و وعیدهایِ تو؟ مدت این سفر نُه ماه بوده که یک ماه و دو روزش گذشته است. می ماند هشت ماه دیگر. من قول میدهم سرِ هشت ماه بر گردم، ولی آیا تو می خواهی وقتی برگردم چگونه از من پذیرایی کنی؟ می خواهی دیگر حتی ناهم نداشته باشی.
🟪 جلالِ عزیز، داستانِ جین ایر را خوانده ای که همیشه آرزوها داشت و در تب وُ تابِ این آرزوها می سوخت، وقتی بِه آرزوهایش رسید از بس خود را تباه و رنجور کرده بود دیگر حالی برایِ او نمانده بود، و دیگر حوصلۀ استفاده از آرزو را نداشت. از تو انتظار دارم که مرد باشی، جلالِ عزیز! برایِ چه چیزِ من دِلت تنگ شده؟ برایِ شلختگی ام؟ برایِ کدبانوگری هایم! بی خود زندگی را بِه خودت حرام نکن؛ چشم بِه هم بزنی یک سال سر آمده است؛ یادت باشد که من می خواهم وقتی آمدم تو را سالم و چاق و چلّه ببینم! سیمینِ تو !
موضوعات مرتبط: زنده یاد جلال آل احمد (نویسندۀ معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب ، زنده یاد سیمین دانشور (نویسنده، مترجم معاصر) 🇮🇷
📚 از کتاب گزارش به خاک یونان، ص۲۸۴ نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس
( بیدل دهلوی ) 🖤•در این پریشانیِ روزگار، مبادا فراموش کنی دوستت دارم•🖤
( عبید زاکانی ) 🕌 🌹 السلام علیک يا مولای یا صاحب الزمان 🌹 🕌
( لیلا کسری ) 🖤•آسیای سپهر، دور از تو هر شبم استخوان همی ساید•🖤
( رعدی آذرخشی ) 🖤•که بیش تر از آنچه باور کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( فیض کاشانی ) 🖤•مرا بخوان یکبار با نگاهت، بارِ دوم با صدایت آپامه•🖤
( خواجوی کرمانی ) 🖤•تو مأمنِ مهربانِ زندگیِ من هستی آپامه•🖤
( سعدی شیرازی ) 🕌 🌹 🇮🇷 الله اکبر 🇮🇷 🌹 🕌
( محمود دولت آبادی ) ❤️•به زیرِ پا فِتَد آن دلی، که بَهرِ تو نَلرزد•❤️
( امیر ارجینی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر روزی که می گذرد، محبتت در قلبم بیشتر می شود آپامه•🖤
📚 از کتاب جاذبه و دافعۀ علی، ص۲۹ نوشته ی استاد مرتضی مطهری
( شاعر: در این نسخه نامشخص است ) 🕌 🌹 فقط حیدر امیرالمومنین است 🌹 🕌
( سعدی شیرازی ) 🖤•می خواهم ترا سویِ جانم آیی، سویِ چَشمانم آیی، آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡آه از فراقِ يار؛ مرگم از اين واقعه خوش تر هزار بار♡ 🕯
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۱، ص۹، نوشته ی نادر ابراهیمی
( محمود سنجری ) 🖤•بغلم کن، استخوان هایم دلتنگِ دست هایت اند آپامه•🖤
📚 از کتاب رستاخیز جان [ادبیات، فرهنگ و رسانه]، ص۳۲ نوشته ی سید مرتضی آوینی
( ادیب الممالک فراهانی ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
📚 از کتاب اجازه هست آقای برشت؟،ص۴۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
📚 از کتاب آتش بدون دود، ج۲، ص۲۰۴ نوشته ی نادر ابراهیمی
( عطار نیشابوری ) ❤️•فدایِ عشقِ تو جان است، تا به تن چه رسد•❤️
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•چشمانِ تو آهنگیست که من بر همۀ آهنگها ترجیح میدهم آپامه•🖤
( صاحب مازندرانی ) 🖤•دلم بر آتشِ هجران کباب کرد و برفت•🖤
( عطار نیشابوری ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
📚 از کتاب ایران روحِ یک جهان بی روح، نشر نی، ص۶۵ نوشته ی کلر برییز
( قدسی مشهدی ) 🖤•آسمان در هوایِ تو دیریست مثلِ چشمانِ من اشکبار است•🖤
( قدسی مشهدی ) 🖤•بغلم کن آپامه، استخوان هایم دلتنگِ دستهایت اند•🖤
( رفیق اصفهانی ) 🖤•و از هرآنچه که تو را از آغوشِ من دور می کند بیزارم•🖤
( معینی کرمانشاهی ) 🖤•نبود نيست و نخواهد بود عزيزتر از تو برای من آپامه•🖤
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































