🟦 من همیشه فکر کرده ام روزی خواهد رسید که من قرار بگیرم، در سرِ جایم باشم. و آن وقت خواهم توانست روشن باشم. دقیق باشم و بستگیِ خودم را با دوستان به آن نهایتِ دلپذیر و کمیاب برسانم. امّا همیشه رابطهی من با حوالیِ خودم نازک بوده است. حتا در تهران وقتی که در اتاقم می نشستم، میانِ نوشتن گاهی یکّه می خوردم، دست پاچه می شدم. حسّی غریب اطمینانِ مرا می بُرد.
🟥 به خاطرم می گذشت که جایِ نوشتن جایِ دیگر است. امّا آیا جایی هست که مالِ من باشد؟ فکر نمی کنم. باید از این توقع بی پایه گذشت. در اتاقِ مسافرخانه هم باید شعر گفت. رویِ نیمکتِ پارک هم باید قصّه نوشت. سختگیری را جایِ دیگر باید خرج کرد. آدم خیلی چیزها را می داند. امّا دانشِ خود را همیشه همراه ندارد.
🟦 من سرِ جایم نیستم. ولی کار می کنم و هر روز کار می کنم. در این سفر به خاکِ تازه ای پا گذاشته ام. اینجا اندازه ها فرق می کند. آدم میانِ ابعادِ دیگری است. من این فرهنگ را نمی شناسم. ولی هوایی به من خورده است. اینجا چیزی است که باید فهمید و از آن گذشت. باید جوید و سهمِ عمدهٔ آن را تُف کرد.
🟥 به این فرهنگ لبخند نمی توان زد. آن رگههایِ ظریف که در هنرِ قسمتی از اروپا آدم را تا شوق و دردمندی می بُرد اینجا نیست. اینجا کمال نیست. و چون نیست چه خوب می توان آموخت. خامی و زُمختی درسها می دهد. کارِ نپخته خودش را رایگان در اختیار می گذارد. امّا هنرِ رسیده تجزیه و تحلیل می طلبد. من سمتِ این فرهنگ را نمی شناسم. این فرهنگ به یک جهت نمی رود (یا من خیال می کنم). رودخانه ای است که به هر سو انشعابی دارد. - نامۀ سهراب سپهری به دوستش؛ از نیویورک، ۳۱ دسامبر ۱۹۷۰ -
موضوعات مرتبط: زنده یاد سهراب سپهری (شاعر، نویسندۀ معاصر) 🇮🇷 ، 📕 گزیده متن کتاب
( مارگوت بیکل ) 🖤•دوستت دارم به اندازهی همهی دیدارهایی که هرگز اتفاق نیفتاد•🖤
( دانش مشهدی ) 🖤•و من از ضربآهنگِ صدا و رگهایِ دستت زاده می شوم آپامه•🖤
( حزین لاهیجی ) ❤️•اگر برای عشق تنها یک عید بود، آن عید همنامِ تو بود آپامه 💌•❤️
( وحشی بافقی ) 🖤•هر روزی که می گذرد، عشقت در قلبم بیشتر می شود آپامه 💌•🖤
( محتشم کاشانی ) ❤️•هر که اهلِ مُحبّت است، مجذوبِ حسین می شود؛ دیر یا زود•❤️
📚 از مقدمات شرح فصوص الحکم ابن عربی، ص ۲۵۸ و ۲۵۹ نوشته ی سیّد حیدر آملی
( بیدل دهلوی ) 🖤•هر گه به یادِ خویش رِسَم گریه می کنم•🖤
( علیرضا قزوه ) 🏴 السلام علیک یا ثارالله 🏴
( اوحدی مراغه ای ) 🖤•من تا وقتِ مرگ عاشقت خواهم ماند آپامه•🖤
( منوچهر آتشی ) 🖤•فقط می دانم شب است؛ فقط می دانم دوستت دارم آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) ❤️•تا نفس هست زِ دِل کم نشود گرمیِ عِشق•❤️
( ملک الشعرای بهار ) 🖤•دوستت خواهم داشت آپامه؛ تا زمانی که قلبم از تپیدن بایستد•🖤
📚 از کتاب برهنه با زمین، گزین گویهها و ناگفتهها، ص۹۵ نوشته ی سهراب سپهری
( طالب آملی ) ❤️•عشقت شایستۀ آن است که برایش زندگی کنم آپامه•❤️
( امیرخسرو دهلوی ) 🖤•دلتنگی ات در من؛ تا صبح بیدار است آپامه•🖤
( یوسفعلی میرشکاک ) 🖤•برای تو آپامه•🖤
( حزین لاهیجی ) 🖤•هزار آغوش در سینه ام نهفته است؛ اگر تو بیایی•🖤
( زهرا الحجاج ) 🥀•ماندن با من اینقدر سخت بود آپامه ؟•🥀
( سعدی شیرازی ) 💙•رنگِ خدا را بر هر رنگی تَرجیح دهید•💙
( حزین لاهیجی ) ❤️•به نقدِ جان خریدارند دردِ عِشق را مردان...•❤️
( عزیز نسین ) 🖤•در این پَریشانیِ روزگار مَبادا فراموش کنی دوستت دارم آپامه•🖤
( بیدل دهلوی ) 🖤•چرا کسی را آزار می دهی که قصدی جز دوست داشتنت را ندارد؟•🖤
( حافظ شیرازی ) 🖤•ندارمَت... و تو را با تمامِ سینه ها آه می کِشم آپامه•🖤
( سید مرتضی آوینی ) ❤️•خداوندا، مُحبّتِ خودت را محبوبترین چیزها نزدِ من قرار بده•❤️
( صائب جانمان ) 🖤•دوستت دارم آپامه؛ و اندازۀ گریه های طولانی، دلم تنگ است•🖤
( بیدل دهلوی ) 🕯 ♡و به قلبِ من رحم کن که تو در آن هستی آپامه♡ 🕯
( فخرالدین عراقی ) 🖤•و کارِ تو فقط این باشد که تا ابد معشوقه ام باشی آپامه•🖤
( فخرالدین عراقی ) 🖤•که قلبم به تو گره خوردهست، آنگونه که خاک به رویش، آپامه•🖤
📚 از کتاب با سرود خوانِ جنگ در خطّه ی نام و ننگ، ص۴۷ نوشته ی نادر ابراهیمی
( صائب جانمان ) 🖤•با هر نَفَسی که می کِشیم یک قدم به آخرت نزدیک می شویم•🖤
صفحه اصلی 💯




































































































































































































































































































